
فـقــــــر
فرهنگـــــــــی
فقر فرهنگی زمینه ساز بر قراری ارتباط های نامناسب و گاه با افراد ناباب است. بر ارباب معارف الهی و اهل بصیرت روشن است، اگر باری با دیدۀ خرد به روان ناخودآگاه یا ضمیر باطن انسان این موجود ناشناخته بنگریم. در می یابیم که روان یا حریم نا آشنای غامض و پرخم و پیچ پهناور، عالمیان را به حیرت ساخته و "من" و " ما" های شان را در بطن گیتی به جولان در آورد است چنانچه عارفی میگوید.
در اندرون من
خسته دل ندانم
چیست که من
خموشم واو در
فغان و در
غوغاست
و این خموشی و شورو غوغا های دیو آسا متبلور حالات نفسانی انسانیست که اساس همین حوادث نفسی بر بعد زمان متکی می باشد. ودر لحظات بحرانی نفسانی آدمیان را در کویر با طلاق یأس می کشاند، به گفتۀ حضرت ابوالمعانی بیدل.
فتنۀ دارد جهان "ماومن" کزآفتش زندگانی عاقبت مشتاق مردن می شود
سخن بر سر غریزه است و غرایز: که از نخستین گام هستی ، تا واپسین روزگاران همراه بوده و در قلمرو شخصیت انسانی حمکروایی دارند. سقراط می گفت: که انسان عبارت از روح و عقلی است که بر حس سیطره و قوه ، تدبیر دارد و نیز قوانین عادله از عقل صادر شده و مطابق است به طبیعت حقۀ انسانی و به عبارت دیگر این قوانین کاپی ها و مینوتهای ان قوانین غیر مکتوبه ایست که خداوند "ج" آنها را در دلهای انسان ها رسم و طبع کرده است .
افلاطون : انسان در عالم مثال به مفهوم های نا آشنا و مجرد آشنا شده و به حافظۀ آن مانده است و اگر چنین نمی بود اواین مقولات مجرده و این کارهای نا آزموده را فهم کرده نمی توانست.
انشتین : که به خداوند تعالی ایمان قوی دارد می گوید : اشخاصیکه در همه ادوارعبقریت دینی داشته اند در ایشان این نوع شعورموجود بوده که به هیچ مکتب ومسلکی منسوب نیست. ومی گوید چیزی که من می بینم این است که مهمترین وظیفه علم وفن این است که این شعور را بیدار کند و آنرا در کسانیکه در این باره استعداد دارد زنده نگهدارد.
چندی قبل
وزیر فرهنگ که
تااکنون در
وادی آبادانی
اندیشه و
فرهنگ، قدم
مفیدی
برنداشته است آستین
خود را برای
زیر سوال بردن
نام وزارت
فرهنگ و هتک
حرمت فرهنگ
های موجود در
افغانستان
برزده است.
آقای خرم
اخیراً در پی
فعالیت های
قوم گرایانه،
زبان گرایانه
و ضد فرهنگی
خویش دستور
مجازات چند تن
از کارمندان
نشراتی را در
ولایت بلخ
صادر نموده
است آن هم
تنها به دلیل
اینکه آن کارمندان
( ژورنالیستان)
از واژه های
زبان مادری
شان یعنی
فارسی
استفاده کرده
اند. و جالبتر
اینکه جرم این
گزارشگران را استفاده
از کلمات خلاف
اصول فرهنگی و
اسلامی عنوان
نموده است.
از آقای
وزیر پرسیده
شود که تکلم
کردن به زبان
مادری یا
هرزبان دیگر
چیگونه خلاف
اصول فرهنگی و
بخصوص اسلامی
شده میتواند، پس
اگر چونین
باشد به عقیدۀ
ایشان بجز زبان
عربی تمام
زبان ها خلاف
وصول اسلامی
است و هیچ کس
حق ندارد در
دارالاسلام
بدون زبان عربی
به زبان دیگری
حرف بزند و
اگر این چونین
شد شخص مذکور
چون خلاف اصول
اسلامی قدم
نهاده است
محکوم به
مجازات است.
تاجایکه
از پس منظر
موصوف ( جناب
وزیر) هویدا
است ایشان
سواد کافی پست
مدیریت را
ندارند و
متاسفانه با
در نظر داشت
شرایطی که در
کشور ما حکم
فرما است
ایشان
سرقافله شده
اند و در این
مورد اظهار
سپاس می کنیم
از ریس صاحب
جمهور، فاروق
وردک ، آقای
احدی ودیگر
برادران هم
پیمان شان و
هکذا یک عده
از وکلای
جلیلالقدرپارلمان
که جسورانه با
در نظر داشت
مشترکات حزبی
وغیرۀ خویش
خـــــرم،
فرهنگ ستیزه
را وزیر
اطلاعات و
فرهنگ و به
قول خودش وزیر
انفارمیشن مقررنمودند.
سوال
مطرح می شود
که واژه های
کلتور و گالری
واژه های پشتو
استند یا
فارسی که با
بی شرمی تمام
آقای وزیر به
جای نگارستان
کلمۀ گالری و
به جای فرهنگ
کلمۀ کلتور را
مرعی
الاستعمال دانسته
و اسم
نگارستان ملی
را به گالری
ملی مسما
نمودند.
شخص مسؤل وزارت اطلاعات و فرهنگ وظیفه دارد تا در قسمت غنامندی فرهنگ تمام اقوام و اقشار ساکن در کشور بکوشد و آنرا احترام نماید و عاملی باشد برای اشاعه و معرفی فرهنگ یک قوم به قوم دیگر، حفظ و حراست از میراث های فرهنگی " آبدات تاریخی ، آثار باستانی " که تثبیت کنندۀ هویت فرهنگی و تاریخی کشور می باشد.

تاجایکه از کارکرد های اخیر این وزارت معلوم می شود. نتنها این وزارت دراین رستا هیچ کار موثری انجام نداده است بلکه سد راه فرهنگ و فرهنگیان شده است بطور مثال شخصی به اسم احمدشاه سلطانی تقریباً دوسال قبل علاقه می گیرد تا اولین موزیم شخصی را به حمایت وزارت اطلاعات وفرهنگ به اسم موزیم سلطانی در 20 ولایت افغانستان تاسیس نمایند که به اثر تشویق داکتر رهین وزیر اسبق اطلاعات وفرهنگ وریس جمهور،اولین موزیم خصوصی سلطانی را در محوطۀ نگارستان ملی تاسیس شد. که این پروسه در ولایات غزنی و هرات ادامه دارد. اما آقای سلطانی از طرف آقای خرم احظار می شود وبرایش اخطار داده می شود تا هرچی عاجلتر موزیم را از مقر فعلی اش انتقال بدهد حتی اگر خواسته باشد می تواند آثار را به منزل اش انتقال دهد. آیا این است دست آورد آقای خرم.
تاجایکه ازقراین
معلوم است
وزیر فرهنگ
دوست، خرم
کمربسته است
تا به دستور
استخبارات
کشور همیشه
دوست پاکستان
وافراد خود
فروخته شدۀ
دیگر در داخل
کشورنفاق و
شقاق تازۀ را
از این طریق بین
مردم رنج دیدۀ
ما راه اندازی
نماید تاباشد
مصدر خدمت در
رستای
ویرانگری
،بیگانه سالاری
و فرهنگ ستیزی
شود. بی خبر از
اینکه ساکنین
این مرزوبوم
دیگر فریت
هیله و نیرنگ
دشمنان خویش
را در هر چهره
و لباسی که
باشند نخورده
و به هیچ
کس اجازه نمی
دهند تا تخم
نفاق را در دل مادر
وطن شان
بکارند.