نسخه
برداری و
ارسال: منتقد
گمنام
زبان فارسی
زیر
ساطور قصابان
فرهنگ ستیز!
صمد صبری
پارلمانی
های کشور
هنگامی که به
خاطر پخش آهنگ
های زنان
افغان در
تلویزیون ملی
خشمگین بودند،
بی محابا به
داکتر سید
مخدوم رهین
رای مخالف
دادند.
آنها
بر این پندار
بودند که هیچ
کس نمی تواند
بدتر از رهین
باشد. ساده
لوحی بود از
این پارلمان
چیز دیگری
انتظار داشت.
قرار معلوم،
استخوان بندی
این پارلمان
را کسانی می
سازند که یک
گام درست
سیاسی در
سراسر زندگی
شان نبرداشته
اند بدتر از
آن، گامهای
درست ملت
افغانستان را
که همانا جهاد
مقدس علیه
اشغال بود، به
انحراف
کشاندند.
اما
خورجین این
روزگار گزینه
های فراوانی
برای
خوشباورانی
دارد که پیامد
اندیش نیستند.
عبدالکریم
خرم یکی از
این گزینه ها.
نخستین
کار برجسته
آقای خرم،
تبدیلی لوحه
وزارت از
فارسی به پشتو
و انگلیسی
بود. گام دومش،
سایت آژانس خبری
باختر را باز
کنید. آنجا
اول با حروف
برجسته و بزرگ
16 نخست می
خوانید: پشتو،
بعد با حروف 14 می
خوانید:
انگلیسی و
بالاخره با
حروف 8 نازک می خوانید:
دری.
این
تبعیض نیست،
چیست؟ و آن هم
تبعیضی که
بسیار
حقیرانه به
نمایش گذاشته
می شود.
امشب
ساعت 7 مثل
همیشه منتظر
سرویس خبرهای
فارسی از
تلویزیون ملی
بودم. به جای
آن، سریال
ترکی در مورد
معجزه ها بود
که پیش از آن
تلویزیون
آریانا با
دوبله فارسی
ابتکار نشرش
را در دست
گرفته بود.
روی نوار سرخ
اعلان به صورت
متحرک به
بینندگان
اطلاع داده می
شد که خبرهای
دری و پشتو
ساعت 8 شب پخش
می شود.
حدس
زدم، بازهم
عبدالکریم
خــرم
دسته گلی به
آب داده است.
حدسم درست
بود.
به
دنبال «
شیر و
شکر» کردن همه
چیز، از من حق
دسترسی به
نیمی از خبرها
را گرفتند. من
پشتو نمی فهمم
و تعصبی هم در
برابر آن
ندارم. اما
ناگزیر ساختن
من به شنیدن
خبر به زبانی
که من نمی دانم،
مغایر قانون
اساسی
افغانستان
است. مانند من،
پشتو
زبانهایی که
فارسی نمی
دانند، نیز نیمی
از خبرها را
از دست داده
اند. آخر چرا؟
از یک سو اتمر
می خواهد صنف
های درسی و
حتی مکاتب پشتو
را از فارسی
جدا کند و از
سوی دیگر کریم
خرم همه چیز
را یکجا می
کند؟ آیا به
آن دلیل نیست
که با استفاده
از ناگزیری
اکثر مردم
افغانستان که
فارسی می
دانند و فارسی
می گویند،
پشتو را میان
آنها به زور
تحمیل کنند؟
آیا این به آن
معنا نیست که
زبان پشتو را
خود پشتونها
هم به رغبت
فرا نمی گیرند و
ترجیح می دهند
فارسی
بیاموزند و
آنها را ناگزیر
می سازند این
زبان را
بیاموزند تا
زمینه را برای
پشتو گستری
سالهای آینده
مطابق برنامه
های محمد گل
مومند و
اسماعیل یون و
حبیب الله
رفیع و… آماده
تر سازند؟
من
واقعاً
ناراحت هستم.
آخر، جناب
آقای خرم، جناب
آقای اتمر،
امروز
استالین و
هتلر منفور
هستند. زیرا آنها
وقعی به فرهنگ
دیگران نمی
گذاشتند. فرهنگ
دیگران چون
برای خودشان
بیگانه بود،
بایستی نابود
می شد و این
برای شان
اهمیت نداشت
که بالاخره
فرهنگ بیگانه
هم
فــرهـنگ
است و میراث
بشری.
شما
و اطرافیان
تان هرچه
فارسی زبان را
در افغانستان
می بینید،
متهم می کنید
که مزدور ایران
هستند در حالی
که در واقعیت
امر این شما
هستید که با
بخشیدن
افتخارات این
سرزمین- فقط
به این دلیل
که پشتو نیست-
به ایرانی ها،
در خدمت بیگانه
ها قرار
دارید.
چند
حرفی از سوی
منتقد گمنام
ای
قوم
بخواب
رفته
کجایید
کجایید
غرق در
خواب غلفت
چرایید
چرایید
یا
که خردی نیست شمارا
ز عداوت
یا
تیر ز همه ننگ
و بقای همنوایید
فرهنگ
و زبانت بود دم
به نیستی
بیدار شوید
زود ز خرابش
برهانید
مردان
سیاست همه اند
تیغ بدستان
تا که کنند
ریشه و پیوندی
که دارید
قومش
بود برتر
زقومی که تو
استی
باور گر
چنین است
دهانرا
نگشایید
گویندحقی
نیست ترا هیچ
زین خاک
گویا
فلک خواهد
چنین کز آن جدایید
شرینتر و کامل نبود فارسی ز پشتو کریم خرم گوید چنین راستش بدانید
این
مرد فرهنگ و
ادب ز سوی
یزدان
الهام
گرفت فارسی
بکش تاکه توانید
تلویزیون
ملیست او را
نمای فطرت
پشتو
شنوی گر چه هم فارسی
زبانید
آموختن
پشتو تراست
لازم وملزوم
جزین رهی نیست
شما را که
بیابید
پشتو
زبانیست که
خداوند سخن
گفت
فارسی
سخن مگو گر
خدا را بندگانید
خرم
را بود فارسی
زبان دشمن
جانی
پشتو
گیرید یاد گرش
دوست و
آشنایید
فارسی
نه
ارزد
به
هیچ
گرش
اینها
نباشد
پوهنتون،
زیژنتون و
شاروال در
میان گر اهل
دانشگاهید
سیم با زر و
سکه و دالر و
کلدار نمود
خرچ
تا بر
کند فارسی زلوح
وزارتش چرا پس
نگرانید