نجیب الله
دهزاد
najibdehzad@yahoo.com

طنز به آدرس:
عقب پارک
زرنگالری !
السلام عليکم يا اميرالکلتور،
بدین وسیله، مراتب معذرت عمیق خویش را ازعمل غیرفرهنگی بصیربابی، که باعث نفاق افگنی بین ملیت های با هم برادر افغانستان گردید،
ابراز میدارم. همچنان از سازمان ملل متحد جداً تقاضا مینمایم بمنظور مصونیت معاشی تعدادی از شهروندان افغانستان، و بخاطر فرونشستن باد بطن حســــــادت حضرت عالی، علاوه بر نامگــــــذاری سال ۲۰۰۸ به اســـــم " مولانا کریم الدین خرم"، قطعه های شعر " اعضای
بنی آدم" سعدی
را هم از سر
دروازه این
وزارت-
ببخشید- این سازمان
بردارند!
وزیر
صاحب محترم،
تطبیق
استراتیژی
همبسته گی ملی
با تأسیس
مکاتب تک
زبانی در
پایتخت توسط
جناب اتمر، درزاندازی
روی زبان مجامع
علمی توسط
جناب احمدزی،
گالری پسندی
خودت، و نا خم
پذیری ابروی
مشر منتخب مان ستودنیست،
و میشود گفت باعث
فربه شدن
اندام نحیف و "اتمرین"
وحدت ملی!
بدین
وسیله اعلام
میگردد همه
مغضوبین
پارسی گوی،
بشمول
اینجانب، از خیر
" دانشگاه"،
" زایشگاه"، و
هر چیز و هر
کسی که "گاه"
فشار زاییدن
"دانش" در سر
دارد، میگذرند،
شما همینقدر
بگویید آیا با
این عمل، و
اظهار ندامت، "پریشر" رشک تان نسبت به میلیون ها مای که اگر خدا، و "یار" و "امیر"ی خدا بخواهد که هموطن مان بخوانید، فروکش خواهد کرد یا خیر؟
حالا
هیچی نمیدانم
اگر بابای ملت
زنده میبود،
یا سردار فقید
حیات
میداشتند، و احیاناً
مادون وزارت
شما، میتوانستند
معاش شان را
از خزانه حضرت
انوارالحق (علیه
دالر)، بدون
کسر و کم اخذ
نمایند؟ گفته
میشود این دو
بزرگوار حتی
کلمه آخر را
دم وفات و شهادت
با همین زبان (فارسی)
رشک آور
ادا نموده
اند.
ما
قبول کردیم
دیگر هیچگاهی با
زبان خودمان
حرف نزنیم، به
هر شکلی که
دیکته
فرمایید،
آداب سخن گفتن
مان را تغییر
میدهیم.
فردوسی و مولینا و بیدل و اینها
را فراموش
میکنیم، همین
جا اعتراف
میکنم ایشان
مال ایران و
ترکیه و
هندوستان
اند، خلاصه
کلام از نام و
نشان اجداد، و
تمام دار و
ندار تاریخمان
میگذریم، پس
حالا بگویید
برای خشنودی
شما و مکدر
نشدن آیینه
وحدت ملی، دیگر
چه کار هایی
را انجام
دهیم. مناطق
سرحدی؟! بلی،
فرمان بدهید،
نه، این از
وظایف کلتوری
شما نیست، به
وزیر سرحدات
مشوره دهید
اهل و اولاد
مان را از
مناطق مرزی با
تاجکستان و
ایران، و حتی چین
خارج ساخته و
به ساحه زیر
ذره بین
ترورپال در
نوار قبایل
بیاورند.
احتمال
گستاخی- دور
ازچشم بزرگان-
از هیچ انسانی
بعید نیست. در
مناطق جنوب
مرزی که
باشیم، تا زمان
فراگیری فرنگ
دیورندی، دو
صد سال دیگر از مرگ سقاوی دوم و دریم و حتی چهارم گذشته است و شما میتوانید با خیال راحت به زبان سیاسی(نه مادری تان) خدمت نمایید؛ هر جای را که دل تان خواست "گالری" بنامید و هر چه را که در مغزتان گشت " کلتور" بخوانید!
جناب وزیر، حالا اعتراف میکنم حرف شما قانونی و کاملاً بجا بوده است، آخر چرا این همه بیگانه پروری؟! به چه دلیل ما از زبان یک کشور غیر اسلامی و غیر فرهنگیی مانند ایران، که مصطلحات خلاف اصول اسلامی و فرهنگی را بکار میبرد، تقلید نماییم؟ دیگر از خیر خوش خدمتی برای بیگانه ها میگذریم. حالا برای من چه فرقی میکند که واژه " نگارستان" چند صد سال قبل از تأسیس کشور ایران، درشعر مولانا آمده است؟ این کلمه چه ایرانی باشد، و چه هم از حنجره جلال الدین محمد، درهر دو حالت خارجی است و ضد اصول اسلامی، زیرا که مولانای بلخی خود خارجی است، بلی، مثل شخص جناب شما، من هم شنیده ام که او متهم به رومی بودن است و بد تر از همه، با شمس تبریزی در خاک سیکولار ترکیه ملاقات نموده است!
جلالتمآب خرم صاحب، اگر خط بینی بسنده است، میکشم، اگر پشیمانی چاره ساز است، انجام میدهم، و حتی اگر
به خوردن
سوگند در کاسه
چشم قاضی
القضات ضرورت
باشد، میخورم، ولی شما لطف نموده بگویید اکنون تنفر تان نسبت به این گروه گنهگار، که استعمال واژه های بیگانه هم ناشی از نه فهمی آنست، کاهش پذیرفته یا خیر؟ بخدا قسم تا مکتوب نفرستی که از این گناه تاریخی مان نگذشته ای، از تضرع دست نخواهم کشید. مرا با بصیر بابی چه کار! او ممکن است اجنت خارجی ها باشد، یا بقول خودش:" دانشجوی" " دانشکده" " دانشگاه" بیگانه، نامش که به خارجی ها شباهت دارد، بابی!
جناب
وزیر، حالا
میدانم
جداکردن دری
از فارسی، یا
فارسی از دری،
یک عمل
مغرضانه و
حسودانه
نبوده است، و در
راستای رشد
این زبان صورت
میگیرد. این
که میگویند
هیچ گربه یی
بخاطر رضا خدا
موش نمیگیرد، عاری
از حقیقت است،
اگر حقیقت میداشت
که شما درعوض
بهبود زبان
های رسمی دیگر،
تنها برای
فارسی عرق نمی
افشاندید. عقل
تاجیک بعد
بعد! ما دیر
خبردارشدیم. اگر
دیروز "محمد
گل خان خرم" به
داد ادبیات ما
نمیرسیدند، امروز
همسایه ها حتی
همین نام واصف
باختری زنده و
موجود را هم
از ما می
دزدیدند، حالا
خدا را شکر
آنها قادر
نیستند از مرز فارسی
– دری
ساخته شده ذهن
حضرت شما عبور
نموده و بر
حریم قبیلۀ
ملی ما تجاوز
نمایند.
بعضی
ها با دور
ریختن واژه
های فارسی از
لوحه وزارت
اطلاعات و
کلتور و
جایگزینی آن
با کلمات
انگلیسی
مخالفت نموده
اند که من این
عمل شان را
فدرالی
میخوانم. آنها،
ببخشید
که با عنعنه
حاکم در
پاکستان
آشنایی
ندارند و بیجا
هیاهو راه انداخته
اند. کوته
اندیشان نمی
دانند که
"انفورمیشن"
و "کلچر" جزیی
از
ترمینالوژی
کشور دوست و همسایه
است و باید
مسلمین مقلید
اصول فرهنگی و
اسلامی
یکدیگر باشند.
درمورد
عدم توازن
برنامه های تلویزیون
ملی هم داد و
فغان راه
انداخته اند،
هر کس که این
مسایل را دامن
میزند، دشمن
وحدت ملی
افغانستان
است. اگر
جـــــای RTA در
گوشه چپ
تلویزیون
مـــــلی PRT هم
نوشته کنید،
یکی و خلاص من
قبول دارم.
کدام آدم عاقل
میتواند
شمارۀ شانزدۀ
قانون را
نادیده بگیرد
که درآن از
حفظ اصطلاحات
ملی سخن رفته
است؟ وقتی
زبان سه شق
شده و
ناکارآمد
فارسی
نمیتواند
مصطلحات ملی داشته
باشد، پس گناه
شما چه هست که
اینقدر
برایتان
فاشیست
فاشیست خطاب
میفرمایند؟
امیدوارم
در این چند
روز هر چه را
که خواندید و
شنیدید، به دل
نگیرید،
همزبانان من
یک مقداری خودشان
را در احساسات
گم میکنند. من
از ریاست
جمهوری خواهش
میکنم کلتورسالار
تنومند و
توانای مانند
شما را در
کابینه های
بعدی نیز حفظ
نمایند، آنهایی
که ادعا
دارند، شما به
جز فرهنگ، به
درد هر چیزی
میخورید،
اشتباه کرده
اند. حرف شان
را به دل نگیرید،
این بیخبران از
تورید وسایل
مدرن زراعتی هنوز
اطلاع کافی
ندارند!
والسلام
علیکم یا امیرالکلتور
کابل- دلو ۱۳۸۶