م ، ظ ( برلاس )

دانشجو ! :
لوحۀ دانش به دانشگاه زدی
چنگ بردامانِ مهروماه زدی
چون نمودی نامِ اجدادت بلند
جهل را آخر تومیسازی به بند
خواب افیونی مسلط است بما
تو نه خیزی اونه خیزد گرزجا
کی شود این درد جهل ما دوا
می شویم از دامن هستی جدا
حال گشتی چون طبیب درد ما
پرچمت را سربلند سازد خدا
شد یقینم روح(کاوه)نیست خواب
می براید کم کم آخر آفتاب
چیره گردد نوربرهربوم و بر
تیره گی ها را کند زیر و زبر
ظالم و فاشیزم گردد سر نگون
گر بود دانش برایت رهنمون
( برلاس )
-------------------------------------------------------
خواننده عزیز ! من بدبختانه شاعرنیستم، امامیدانم که شعرفوق واقعاً شعریست که دردل دانشجو یان و همه ما و شما چنگ میزند، همین دلیل باعث شد که کمکی زحمت بکشم؛ نظرشما چیست؟ لطفاً ، بادرنظرداشت پالیسی سایت و بانام اصلی تان نه مستعار، نظرتان را بما ارسال کنید! مدیرمسؤل سایت
----------------------- نظرات شما ---------------------------------
Date :2008/11/02: غفران بدخشانی
گران ارج درود سروده ی خیلی زیبا و بویژه این بندش
\" شد یقینم روح کاوه نیست خواب می براید کم کم آخر آفتاب \"
بهروز باشید خدا همت بیشترمان بدهد... بدخشانی
Date :2008/10/05 : محمد
هموطنان عزیز ! شاهان وامیران مستبد و بیگانه پرست اجیر وغیر مردمی که سال ها با سر نوشت این ملت بازی نموده وبرای ادامه وبقای حکومت های جابر وخود کامهء تک قومی خویش به چنان اعمال وکردار ظالمانه سیاه وغیر انسانی دست زده اند که تاریخ ما مملوازین بی عدالتی ها وحق تلفی ومظالم آشکار وپنهان آن ها می باشد. مسالهء اصطلاحات ملی هم یکی از همان مظالم آشکارای حکومت های استبدادی گذشته است که جبرآ در اوج قدرت حکومت های قبیلوی بالای مردم ما تحمیل گردیده بود. اما امروز که از خاتمهء دوران حکومت های خود کامهء تک قومی تقریبآ سه دهه گذشته است.
یک بار دیگر طرفداران ادامه طرح ها ونظریات محمد گل مهمندی توسط بد نام ترین گروهک فاشیستی قبیله پرست افغان ملت دارند میکوشند که آن قوا نین ظالمانه وتاریخ تیرشدهء اسلاف جابر خویش رادر تحت حمایت بادران غربی خویش بر مردم مظلوم ما بقبولانند.
اما غافل ازینکه زمان آن گذشته است .اکنون مردم بیدار وآگاه شده اند ودیگر به پیروان همچو افکار ونظریات پلید و متعصبانه بر تری جویانهءقومی وقبیلوی اجازه نه خواهند داد تاازین بیشر بنام اصطلاحات ملی وغیره جعل بافی ها ودسایس شوم دست به فرهنگ ستیزی وتاراج بزنند. سر بلند وپیروز باد دانش جویان دلیر دانش گاهءبلخ باستان. محمد
Date :2008/10/05 : پژمان هنزی
سلام به تمام دوستان فرهیخته . میشودبااین شعر شعورآ دم گرفت وتعمق کرد آفرین براجدادت با این همه معصومی ونوشتن درودمیستایمت.
Date :2008/10/02 : برهان از رفقای دیروزی شما
بلی شعر بسیار خوب است دیروز وطن را با شعار انتر ناسیونالیسم پرولتری آباد نمودید و امروز باز با دفاع از زبان پر بار فارسی و فدرالیسم. آفرین شما! این شما بودید که قدرت حزبی را به مجاهدین دادید و امروز از ایشان گله و شکوه میکنید
Date :2008/10/02 : شعر دانشگاه بلخ
سلام به همه عزیزان ، پس از هفت سال حاکمیت امریکا و گماشته های وطنفروشش ، اینک پشتونیزم ، فاشیزم سمسوری - اوغان ذلتی ، به این حد قایم و جایافته شده است که فارسی زبان و تاجیک ما را مثل سابق چماق دست خود ساخته است که به وسیله آن به فرق جوانان دانش آموز غیر پشتون که میخواهند دانشگاه را" دانشگاه " بگویند بکوبد ! دانشگاه بلخ و دیگر دانشگاه ها ، آموزشگاه ها و جاهای دیگر ، همه و از یکسر ، به طاعون مرگبار فاشیزم - سمسوری اوغان ذلتی گرفتار گشته است و این بیماری مرگ آفرین به پشتیبانی امریکا و انگلیس و سازمان آی اس آی پاکستان پخش میگردد . میخواهند در فرصت کوتاهی بیشترین کار ها را به سود برنامه های دویمه سقوی انجام دهند . مردم ما باید هوشیار باشند ، باید از حرف های خشک و خالی به سوی کارهای جدی ایجاد مقاومت در تمام عرصه ها حرکت نمایند. من از همگی و همه جا ، از دوستان می پرسم که آیا در داخل اوغانستان چنین بیداری و حرکت عملی وجود دارد ؟ متاسفانه پاسخ منفی است .
دردمندانه باید گفت که دارنده گان ابزار و امکانات مقاومت به اندیشه های بلند بالایی خیال انگیز خود شان گرفتار استند و میخواهند که اوغانستان را بسازند . در حالیکه ایشان رادر آخر کس برابر مُلی هم ارزش نخواهد داد و تنها کاری که میشود این است که این ها زمینه ها و لحظه های حساس تاریخی را از دست میدهند و به بسیار زودی خود شان و قوم ها و فرهنگ های غیر پشتونی شان لگد کوب قطعی فاشیزم قبیله خواهد شد . اینها چشم ندارند ببینند که طالب و حزب اسلامی گلبدین و تمام سورخلقی ها ، اوغان ذلتی ها و دیگر تمامیت خواهان پشتون با هم متحد شده اند و به تشویق انگلیس و امریکا و پاکستان و سعودی ، برای تسلط کامل بر تمام نقاط و مناطق اوغانستان آماده می شوند .
تاجیک ها و دیگر مردمان تحت ستم ، باید بجنبند ورنه همین حالا هم تا حد زیاد کار از کار گذشته است . کسی که فاشیزم - پشتونی سمسوری را به خوبی شناخته باشد و از فعالیت ها و دسیسه ها و زد و بند های شان آگاهی داشته باشد ، درک میکند که چه فاجعه و تباهی هولناک و مرگباری برای مردمان غیر پشتون در راه است . انورالحق احدی به حدی موفق است که یک عده از کسانی را که قبل از این ، سالها فریاد قومی میزدند و هویت سیاسی شان همین مساله دفاع از قوم شان بود ، اکنون در مقابل اوغان ذلت خود را تسلیم کرده اند و به کارهای" بزرگتر" و ساختن حزب فراقومی مشغول اند و به هدایت رنگین سپنتا و انورالحق احدی کار می کنند !
تاجیک ها در وضع وخیمی قرار دارند ، هیچ ندارند . نه سازمان سیاسی - نظامی قوی ، نه رهبران همه پذیر ، نه یک جریان عملی واقعا اثر گذار که بتواند مایه امید مردم ما باشد ، هیچ نداریم ، دست خالی ، بی پشتوانه ، بی امکانات و موج های بزرگ و خانه ویرانگر فاشیزم سمسوری - اوغان ذلتی و پشتونیزم مذهبی - قبیله ای همین حالا به چشم میخورد که عزم آمدن به جان مردم ما دارند که دار و ندار مردم ما را بر اندازند . واقعیت این است که اگر ما بیدار و دست بکار نشوییم ، تباهی ما قطعی و حتمی است . همین !
Date :2008/10/02 : میرزایی
افرین براین سرود نغز باد پای دانشجوییان بی لغز باد
بلخ را با تاریخش آرید بیاد تخم بد را برکنید با عدل و داد
مردم ازاده ! خود بینا شوید از بن خود ریشهء فردا شوید
دانش وبینش سر دین شما ست آب آمو فرش دیرین شما ســت
مهربانی مایهء آهنگ ماست مولوی دروازهء فرهنگ ماست
پارسی را دشمنان مزمن است جاهلان خویش رابا وی کین است
از کی نالیم ؟ ازعطا و بلخیان از اجیران فرو در پول و نان
از وکیلان غنوده در سرای از سخن دانان خسپیده بجای
از حلیم بی رمق نزد رفیع از نطاقان بی بی سی از نظری
سنگ و چوب وآدم وحیوان ما درقفس« اوغانی» است انسان ما
واژه بیگانه با پندارها میخلد چون خار بر گفتار ها
تار مارا سالها ببریده اند تار اوغانی به دوک رسیده اند
دوک اوغانی ندارد چرخه ی جاهلان را نی زمان ، نی برهه ی
زایش و بینش گریزد ازبرش بی تحول است ملک و کشورش
کور و کروزای زیراباور است جانگزا و سوزمکتب داور است
با چنین همبود گاه پیوندما بگسلد بهتر بود هموند ما
خود بگردانیم چرخ خویش را اختیار سرنوشت و کیش را
وحدت پوشالی بهتر نیست با شوراین وحدت خیالیست نیست باد
همگرایی نیست،همدفعیست کار همنوایی نیست ، هم رفعیست یار
انگلی زیستن ندارد اعتبار ای « خراسانی» بخود آیی هزار!!
جان تو در بندفرهنگ تواست جان جانانت فرو هنگ تو است
پور سینا پایه ورنگ تواست مولوی دروازه ننگ تو است
داد و عدل و مهر وپندا رنکو هست در تو رو بپال و رو بجو
سبز باداباغ خورشیدت همیش شاد بادا این دلت از کین وریش
دنباله دارد...
درود بر دهقانپور گرامی واقای برلاس گرامی وهمه دانشجویان خود یافته وخود شناخته دانشگاه بلخ !
Date :2008/10/02 Name : Waheed Torabi
من از تار نمائی فراتر از مرز ها و نویسنده گان و دوستداران واقعی زبان زیبای فارسی که فعالانه از حقوق گوینده گان زبان خود دفاع مینمایند،ابراز قدر نمائی مینمایم. من که زیادترین وقت زنده گی خود را در یک کشور آزاد و دیموکرات زنده گی مینمایم . برایم تعجب آور است که وآژه های زیبای فارسی باعث جنجال برای کسانی میشود که خود به همین زبان که زبان اکثریت در افغانستان است، مینویسند، میشود. این اشخاص قصدأ واژه های انگلیسی و پشتو را در نبشته های خود استفاده مینمایندو به زبان و فرهنگ پربارو چندین هزارساله فارسی خیانت مینمایند. یکتعداد این اشخاص نبشته های جاهلانه وپر از نفرت خودرادر تارنمایی جرمن افغان به نشر میسپارند.
محتوای تمام نوشته های آنها مقابل زبان فارسی و کشور های فارسی زبان به خصوص کشور ایران میباشد. آنها قصدأ گویش های مختلف زبان واحد فارسی را به حیث زبانهای مستقل معرفی مینمایند.آنها سیاست قرن نوزده بریتانیا را تفرقه بی انداز وحکومت کن را به پیش میبرند.آنها متوجه نشده اند که قرن بیست ویکم قرن باهمی و نزدیکی منطقوی و جهانی میباشد. آنها کوشش مینمایند که تضاد ها را بین کشور های همفرهنگ دامن بزنند.امید که نسل جوان ما فریب این دشمنان زبان و فرهنگ خود را نخورند و از حقوق شهروندی خود دفاع نمایند. همه خبرنگاران ونویسندگان ماباید به عوض واژه های انگلیسی و پشتو واژه های زبان خودرا استفاده نمایند.تکامل و پشرفت زبان فارسی با زبان پشتو در تزاد نمیباشد.
شاعر عزیز، از خواندن شعر شما واقعأکه لذت بردم. با احترام وحید ترابی
Date :2008/09/30 : ناله
بلی شعر نهایت خوب است اما
Date :2008/10/01 : باران
سلام به مردم با همت آریانا زمین بیشک که پرچم کاوه آهنگر هنوز هم در قلعه ها پامیر و هندوکش در اهتزاز است.مطمین باشید پشتون زاده ها ما از نسل رستم ها و سهراب ها استیم.