
فردوسی

بنا های آباد گردد خراب
ز توفان و از تابش آفتاب
پی افگندم از
نظم کاخی بلند
که از باد و
باران نیابد
گذند
بسی رنج بردم
در این سال سی
عجم زنده کردم بدین
پارسی
نمیرم از این
پس که من زنده ام
که تخم سخن را پرا گنده ام
هر آن کس که
دارد هش و راه
دین
پس از مرگ
گوید به من آفرین
داریوش
نسیمی 9 ساله
لندن