نوشته : از محتاج

 

نگاه شتابناک به  تیتر های { ارمغان من }

 معرفی کتاب

چوبشنوی سخن اهل دل  مگو که خطا است       سخن شناس نه ایی جان من خطا اینجا است

ارمغان من عنوان، چکامه ایی که، از طبع آقای قدم دار انگیز چکیده است.

آقای قدم دار انگیز، از چکامه سرایان نغز گو ، طنز گوو فی البدیهه گو ی بدخشان است،که مایه ها یافته ها و بافته های موزون و ومقفی اقایMuhtaj انگیز، سرشار ، از عشق، درد ، شیفتگی و تعریف شگرد زندگی از  محیط است که در آن چشم به جهان هستی گشوده است.

عنصر تخلیل و تصویر پردازی آقای انگیز، در ماورایی تجارب است که ، محیط پیرامونی بر ذهن و ضمیر شاعر ناخودگاه القا نموده، و شاعر درد محرومیت، محبت و شگرد بنیشی های شیدایی و شیفتگی خود و همروزگاران خود را به تبین و تعریف میگرد.

من تا اکنون از اقای انگیز، چند سروده را که در فورم غزل و مخمس بود اند، به صورت پراکنده مرور کرده ام.

اما از زبان دوستان گرمابه ایی وگلستانی اقای انگیز در باره حلاوت، سادگی و روانی شعرش گفته های اشنیده ام.

با مرور گذرا و شتابناک که ، در (ارمغان من) داشتم چند ویژه گی استثنایی در چکامه های انگیز را  یافتم.

نخستین خصوصیت که شعر انگیز را با شعر سایر ، شعرا متفاوت میسازد روانی ، سادگی و غذوبت بر داشت ها و تجارب او از محیط پیرامونی با دید عا طفی میباشد.

سخن اقای انگیز مانند آب چشمه ساران بدخشان پاک وخالی از غث و ثمن است.

مضاف بر این ویژگی، تفکر و حوزه معرفتی شاعر انقدر در محیط پیرامونی و در میان افکار همه روز گار انش منهمک و تخمیر شده است، یکسره به زبان دهکده و مردم مبدل شده است.

قابل تذکر میدانم که ، اکثر سروده های اقای انگیز با لهجه های گویشی نغز و پر مغز مردم در واز سروده شده و به این وسیله اقای انگیز واژه های بسیاری را که یادگار تمدن آریایی قدیم و حتی عصاره و فشرده از گویش های زبان سانسکریت اند، به قلم و رقم آورده و از مرگ حتمی نجات داده است.

با در نظر داشت همین ویژه گی ، چکامه ارمغان من در واقع عصاره درد ، عشق، شیفتگی و محبت مردم در وازی به زندگی بوده و از جانبی اوازه سوز ، ساز و محرومیت عشیره ای  است که تا هنوز  ضجه و نجوای مظو مانه او را کسی به تعریف و تحشی نگرفته است .

 لهذا خوانش آن برای هر بدخشانی سخن شناس و افغانی که دلبسته  ادب است خالی ا ز  دلچسپی نیست، زیرا انگیزه نخستین ترجمان محرومیت و دربدری مردم است که ، تمام ابعاد زندگی را در داشتن یک شکم نان سیر دانسته و پیوسته عمر آنها به هزاران مصایب اجتماعی گره خورده است.