
قـــتل انگـــور
به تاک های شمالی که سوختند درود!
به کشـــــتزار
به گــــــــندم
به جــــــو، به تاکـســــتان
وبرچنار و سپیدار و بید و سایه و جوی
به دهـــــــقان
به کـــشاورز
بردهـاتی پیر
که هرکدام به نحوی به جور شد نابود
وباد غصه ی شان را سرود و گفت و سرود
درود باد درود!
وبر عدونفرین!
که سوخت ریشه ی تاک
که تاخت بر انگور، درخت را خشکاند
وارمغان غم آورد بر مزارع ســـــــــبز
که کشت شادی و شور.
به داعیان دروغین راستی لعنت!
به هر درخت شمالی که رسته اینک باز
به تاک و توت به بید
به سبزه، گل به سپیدار به شنگ
به برگ برگ درخت
به گل به هر گلبرگ
به زره زره ی خاک
هزار بار ســـلام
و بار بار سلام
وبی شمار سلام
************************************
عبدالقدیر" رحیمی" کابل بهار 1387