لطیف کریمی استالفی

یک نوشته گگ بُزرگ مأبانه اما ! با تأسف ابلهانه
( از خامۀ آقای عبدالجلیل « جمیلی » )
در یکی از مصاحبه های مطبوعاتی خویش آقای احمدی نژاد ، رئیس جمهوری اسلامی ایران ، با تبسم نیشدار و ملیحی ، بجواب سوالی گفتند : مهمان آنقدر ماند که صاحب خانه شد .
با استماع این نظر دلخراش ، بینهایت متأثر و متألم شدم ، خواستم با سرودن شعری لااقل تسلی خاطر حزین ، و نوعی همدردی خود را با غربت گزینان بس متأذی افغانستانی مقیم ایران با مطلع زیرابراز نمایم .
( زخم زبان )
ای خوش آنروز که از کشور ایران بروم
لب پُر خنده به خاکدان خُرآسان بروم
روزی مـن آمــدم اینجا ، تنــم داشت قبـأ
حالیــا با تن افسرده و عُــریان بروم
گرچه در « تل سیاه » دود دماغم بِکشند
خوب دانم مگر شاد و خرامان بروم
پای من خستـه شـده بسکه دویــدم اینجا
می نهم سربرهش راحت و آسان بروم
بال و پر سوخت مرا کـورۀ آجورزنی
همچو هُـد هُـد زقـرنتیـن سلیـمان بروم
احمدا ! صاحب این خانه شدن ننگم باد
مهـمان آمــده بــودم ، پشیــمان بروم
ای که تــو وعــدۀ لبـخـند مــرا میــدادی
بسکه دادی تعبم سخت شتابـان بروم
سالهاست زخم زبان نغمــۀ مهمان نــواز
باز کن روزنه یارب که غزلخوان بروم .
فرد ناشناسی این سروده را از طرف من ، که حتا محل سکونتم را اشتباهاً ایران ذکر کرده ، به سایت ( کم صولت وپر همال ؟! ) افغان جرمن آنلاین ، در بخش نظریات خوانندگان در مورد ... تصاویر شرم آور و غیر انسانی ارسال کرده است .
فرد دیگری ازهمکاران قلمی این سایت بنام عبدالجلیل جمیلی مردی ازتحصیل یافتگان شوروی سابق ، با سنی پُخته و نوشتۀ خام و سخیف و اشتباهات زیاد املایی وانشأیی ، دورازعفت قلم ، مذبوحانه و متعصبانه ، در مورد چنین ابراز نظر کرده است ، که نوشته وی را اینک جنساً تقدیم شما عزیزان مینمایم .
|
اسم: عبدالجلیل جمیلی محل سکونت: کالیفورنیا - امریکا تاریخ: 23.08.2008 |
|
گرچه قصد نداشتم که در مورد همین عمل ضد انسانی ولکه تاریخی آخندیان تکرار چیزی بنوسیم ولی ازینکه بر یک اجیر تهرون !و برده امامانی که دوُدَ ی از یک دَری بنام افغانستان میخورد و توَ توَ به دَر دیگری بنام نیاوران میزند و لطیف آغای کریمی استالفی نام دارند و همیشه در نوشته ها ی خود بنام خر آسان سُرنا مینوازند تصمیم گرفتم که واقعاًاز سوز قلب و جگرخونین وانهم باتکراریک فردی از شعرغُرای خود شان رابا نفرینیه حضرت بیدل علیه رحمه درمورد همچو چاپلوسی هادارد- چند کلمه بنویسم! |
--------------------------------------------
خوانندۀ عزیز !
بیائید داوری را به اربابان با بصیرت ، نه به همچو افراد تنگ چشم و خابط که از الفبای فرهنگ نوین عصر حاضر بهره ی نبرده اند ، بگذاریم . ولی با اضافۀ چند نکتۀ ضروری از خودم .
آقای جمیلی !
مرا ببخشید ! ، ناگزیرم یک گفتنی مناسب را درینجا یاددهانی کنم . تاریخ تقرر شما در وزارت خارجه مصادف است با سالروز تولد من ، هنوز دیر نشده است که پروندۀ هویت سازیهای تصنعی تاریخ نگاران بی هویت را ، سینه ها به فراموشی سپرده باشند ، ما شاهد آنیم که شیران برفی ، « دودی » از ماسکو خوردند و « تـَو تـَو » بدر انگلیسها سر دادند ، وهمین سیاست های دو گانه و اغفال کنندۀ نا اندیشمندانۀ بود که بحران هویت و برگشت به اصل را توأم با تشنجات ببار آورد ه است .
اما در مورد حساسیت و سفسطه گویی شما در بارۀ شعر، از آنجا نشئت میگیرد که کلمۀ درخشان وافتخار آفرین خرآسان را در متن می بینید و چون « نوشادر» مزاحمت بار آورده . از شما می پرسم !
آیا یک نویسنده یک شاعر نمیتواند از نام اصیل و تاریخی کشور باستانی اش در شعر خود استفاده ببرد ؟ .
آیا آنهمه پیشتازان شهیرعلم وادب ، که نام خرآسان را در مقالات و اشعار خویش بکار بُرده اند ، همه اجیر ، نمک حرام و چاپلوس بودند ؟ .
آیا جز خصومت ، کدام انگیزۀ دیگری وجود دارد که بکار گیری اسم خُرآسان آرامش خاطر شما را سلب کرده ؟ .
بلی ... این مسأله چون آفتاب به همه روشن است ، هرگاهیکه کلمۀ خُرآسان بمیان می آید ، نام تحمیلی اوغانستان زیر سوال می رود!! .
آرزومندم جناب شما به این مُبهمه ، بدون جانبداری و کینه توزی مبنی بروجه تسمیۀ ثبت سجل کشور به اسم بی مسمأ !! که در بر گیرندۀ تمام اقشار جامعه نبوده و یکی از بحث برانگیز ترین مسائل داغ در کشور شده ، روی کدام انگیزۀ منطقی ، علمی و فلسفی جاگزین اصل قرار گرفته ، علماً جواب قناعت بخش ارایه و کلمه اوغانستان را نیزتعریف وبنگارید که زائیدۀ چیست . کنه ، مفهوم ، مقصود ومعنی آنرا با افتخاراتیکه در آن نهفته است ، البته نه از دیدگاه فرهنگ جنگجویی و سر بُریدنها ، بلکه اززاویۀ فرهنگ تمدن ساز بشری ، طالب معلومات هستیم .
و اما «جواب دندان شکن » ! اکبری شاعر زمان شاه شجاع شعری سروده بود به این مطلع :
به شمشیر هندی خُرآسانیان بکشتند هندی بیابانیان .
شاید هدف جواب دندان شکن آقای جمیلی همین باشد !! . در غیر آن اگر کدام دلیل دیگری در بین است واضحتر بنگارند تا من هیچمدان آگاه شده و در آینده باعث لغزش های ذهنی نگردم .
سر انجام میتوان بصراحت لهجه گفت : هرگاه معنی نباشد کلمه وجود نخواهد داشت ، و آرام آرام همه چیز به اصل خود رجوع خواهند کرد ، بسیار کوچک اند آنانیکه بخواهند جلو سیل مطالبات بر حق توده های ملیونی زیر ستم را بگیرند . بااحترام
-------------------------------------------------------
تذکر : خانه پوری هر 3 جای فورم نظرخواهی برای دوستانیکه میل دارند ابراز نظر کنند شرط حتمی است تا دانسته شود که ، کی راجع به چه عنوانی اظهارنظرنموده است، زیرا ما برای هربخشی از علوم یک ذخیره گاه مشترک را در نظرگرفتیم و بس . مدیرمسؤل سایت
ازدوستان محترمیکه میل دارند در فورم نظرخواهی سهم بگیرند، احترامانه توقع داریم که تنها پیرامون مطلب فوق ابراز نظر نموده ، ازموضوع بحث مان خارج نشوند و برعلاوه آن عفت قلم را هم مراعات نمایند ، ودرضمن قابل یادآوری است که فراترازمرزها ، مسولیت محتوای مقالات ونظرات نشرشده را ندارد. مدیرمسؤل سایت
----------------------- نظرات شما ---------------------------------
Date :2008/12/25 : انصاری
Date :2008/11/09 Name : bahara
گرچه میدانم که دلیل گفتن منطقی نزد شما و امثال شما یاوه گویی بیش نیست اما گاهی بحدی پُررو می شوید که مجبور می شویم حیف ضیأع وقت گفته ، شکوه های ناتمام خود ها را فریاد بکشیم ، و بگویم های !!! جمیلی ها همین خرآسان و خرآسانیان بودندکه ترا و امثال ترا در نظر مردم دنیا انسانهای با فرهنگ معرفی کرده بود و همه بدیده یک انسان عزتت میکردند، اما از تاریخیکه شاید 250 سال بدینطرف که نام خرآسان آهسته آهسته با قدرت سرنیزه انگلیسها به اوغانستان تبدیل گردید ، از همان آغاز تاکنون که ما مردم با فرهنگ ، زیر ساطور نظام قبیلوی زندگی میکنیم چقدر قدر و قیمت ما پیش مردم دنیا کم شده رفت ، بنام تروریست ، طالب ، زن ستیز ، افراط گرأ ، جاهل ، ضد تمدن ، سر بُر ، اوغان غول ، افاغنه ، دزد ، و قاتل معرفی شدیم ، دیگر ما را از تبار مولانا ، بیرونی ، عنصری ، بلخی ، ابو مسلمی ، دقیقی ، و صد ها بزرگمندان علم و ادب خرآسان نمی شناسند،چقدر جای شرم است که امروز شما با همان ایرانی هایکه تعصب می ورزید صاحب قدرت اتمی میشوند وما بنام افغانستان پر افتخار ؟! افتخار جاهلانه می نمایم . لطفاً افتخاریکه این نام به این خطه ارمغان آورده بگوید در غیر آن خاموش باشید ، همین خجالتی نزد جهان برای هفت پشت ما بس است بااحترام
ولی جای تعجب نیست، چون سعدی بزرگ میگوید. گرگ زاده عاقبت گرگ شود. گر چه با آدمی بزرگ شود. شما نیز وقتی بزرگ میشوید. اوغان بارمیایید تا آدم های نورمال. |