حاجی خدايداداخگر              کانادا- تورنتو

بدخشان درکويرانتخابات

"هرقومی سزاوارنظاميست که براوحکومت ميکند"

انگيزه اين نوشته درحقيقت مطالعة پاسخ رياست اطلاعات وفرهنگ بدخشان بدوتن ازمنتقدين بود ،گرچه هدفم اين نيست که بخواهم وضع رياست اطلاعات وفرهنگ بدخشان رابررسی کنم بلکه ميخواهم نيم نگاهی باوضاع عمومی بدخشان بيأندازم زيراشترراگفتندکه چراگردنت کج است ؟ گفت : کجای من راست است که توفقط گردنم راميگوی؟ بخوانيدوباورنکنيد

درعرصة مديريت :

من درزمان منشی مجيدبدخشان رفته وچندسال ماندم أنقدراوضاع بدخشان درهم وبرهم ورقت انگيزبودکه هيچ تغيری ازدوران حکومت مجاهدين نکرده بودهمه پست های نظامی وملکی راياباجاره گرفته ويابزورغصب نموده بودندازتحولات سريع وبنيادی که درکشوربعدازبن أمداثری دربدخشان نديدم درحاليکه درديگرولايات بازسازی درهمه عرصه هابه سرعت جريان داشت دربدخشان چيزی بنام بازسازی وانکشاف هنوزهم مطرح نبود.

تنهاچندموسسه وانجوبامصروفيت های کاذب وجعل اسنادغرق درسرقت بودندبرخی ولايات که انسان های ايثارگروبادرک وبيدارداشتدشب هاوروزهاميدويدندولی اکثريت مردم بدخشان که هنوزهم چيزی رابنام خدمات دولتی وانکشاف نديده اندميگفتندما ازخيرحکومت گذشتيم ديگرشرمان نرساندچون کارحکومت هادرگذشته جزغارت وسرکوب مردم نبودبنابرين هنوزهم توده های بدخشان حکومت رابيگانه وحتی دشمن می پنداشتند،احساس ميکردی که درين ولايت همه معتاداندوهيچ درک ودلچسپی بزندگی ندارندمسئولين جزدرفکرخيانت واختلاس ورشوت ستانی نبودنداگريک بوجی زغال هم ازکابل برحسب تصادف فرستاده ميشداولابايدرهبران ولايت ميان خودتقسيم ميکردندوبازمامورين درجه دوم وتا اگرچيزی ميماندأنهم بافرادواسطه داروبادست وپاتوزيع ميشد .

درمعارف هرمديرازمادرگرفته تاخويشاوندان خودرابحيث شاگردومعلم وماموردرج دفتروديوان کرده بودتابنام هرکدام معاش وموادبستاندوبنابرچشم ديدم برخی ازمامورعاليرتبه درجيب خوديک تاپه داشت وبه چندين نام خيالی ازدولت سرقت ميکردوخيلی دردناک تراينکه چندانستيتوت وموسسة دينی وعلمی راوزارت بولايت بدخشان منظورکرده بودولی مقامات بدخشان خصوصامعارف نوشتندکه بنابرنبوداستادوامکانات نيازی باين مؤسسات نداريم درهراداره دولتی وخصوصی که سرميزدی بوی قورمه ميأمديعنی رشوت واختلاس(افغانيزه سازی) هرچه ماموری درمؤسسات خارجی وانجوهابودهمه ازجنوب که ازبدخشانيهافقط بحيث کنيزوغلام واشپزوخادم استفاده ميکردندوبس درحاليکه بهترين اشخاص مسلکی وتعليم يافته دربدخشان بيکارمانده ودرجستجوی يک لقمه نان بودند(همین حالا(ا2009)بیشترازصدهاهزارنفردربدخشان شبهاباشکم گرسنه میخوابندحتی ازنورشيطان چراغک محروم اندهمین حالامردم دختران خویش رابه خاطرگرسنگی میفروشندحوادث سالهای ۵۰ بازدر حال شکل گیری است مردم روزانه ازفقروبیماری میمیرند سرمابیدادمیکندفساداداری ؛ ستم حکام محلی وقحطی روح و روان مردم رادرهم کوبیده است دردیگر ولایات دانشگاه ها ایجادمیشودانکشاف به سرعت جريان دارد امادربدخشان دروازه های مکاتب بسته میشودسالانه ۲۰۰۰ فارغ صنف ۱۲باردوی بیکاران می پیونددچرا؟ به خاطريکه هربدخشی درغم منافع خوداست همین حالاصدهاکدرتحصیل کرده بدخشی بیکاراست امادرموسسات مقیم بدخشان صدها آدم بی تحصیل غیربدخشی پستهای کلیدی راگرفته اندچرا؟ننگرهاروبدخشان رابررسی کنیدخواهید دریافت که درتمام وردک وننگرهاریک بدخشی درموسسات کارنمی کنداماصدهاوردکی و ننگرهاری دربدخشان حاکم مؤسسات اندچرا؟اگرماکدربدخشی نداشته باشیم اعتراضی نداریم درصورتيکه اینهمه راداریم چراچنین جفای بزرگ درحق ماصورت میگیرد؟کدام دست های مرموزچنین توطئه های خطرناک راعليه بدخشان رهبری میکند؟)

کسی ازخانواده ماحيف وميل موسسة راکه درش کارميکردازبسکه ديدوظيفه راترک گفت وحکايت ميکردکه اينها ازشترتنهاپشمش رابولايت بدخشان ميدهندطبعابارهبری ولايت رازورمزی داشتندزيراتادستة تبرازچوب نباشدهيچ درختی رابريده نميتواند کمال خيانت مسئولين است که ازمؤسسات غارتگرحمايت کنندمانندحمايت والی بدخشان (البته درسابق که حالاخبرندارم)ازکف(کانون فاشيزم دربدخشان) ؛ يوأی إس ايد؛ پی أرتی ؛ ساماوان ؛ وپدکوباوجوديکه ميدانندانجوسالاران خصوصاداخلی ازده دالرفقط يک دالرش رابرای مردم بدخشان خرچ ميکنندوبس برادری ميگويد: برای همه قابل تعجب است که عطامحمد نورازکارکردهای تیم بازسازی ولایتی درسطح جهان شکایت میکندامایک روزندیدیم که رهبری بدخشان برای موسسات گفته باشد که روی چشم تان ابروست" اين برادرهنوزهم ندانسته که نوربه خداومردم خويش تکيه داردحالانکه هيئت رهبری بدخشان ياکرسيهاراخريده انديا اجيرحکومت اندچطورميتوانندباموضع گيريهای مانندنورعليه تبعيض ؛ انکشاف نامتوازن واختلاس انجوهاموقف خودرادرخطراندازند؟

حضوربرخی ازمامورين عاليرتبه بطورمداوم دريک اداره خودازعوامل بارزوتوجيه ناپذيرفساداداری است اگرچنين افرادی شائسته ولائق اندچرانبايدترفيع کنند؟واگرنيستندچرانبايدجاه راباشخاص مسلکی وشائسته خالی کنند؟بزرگان گفته اندکه پاکترين آبها اگر زياد دريک جابماندگنديده میشودچه رسدبه آبهایکه ازسرچشمه "لاياب" بودند.

مردم بدخشان اگرميخواهندولايت خودرابسازنداولاکسانيرابکارگمارندکه ظرفيت واستعدادکاری داشته باشندبامصحلت انديشی بزدلانه ونيرنگ ونفاق نميـتوان جامعه راساخت غيرازخارجیهايکه بنابراستندردواردکاردرمؤسسات جهانی ميشوندهمه مامورين غيربومی انجوهاباواسطه ورشوت دربدخشان کارگرفته اندوجزسارقين حرفوی نيستندواگرحکومت محلی بادقت ازجريان کارشان کنترول نداشته باشدحتمادرخيانت وسرقت بودجة بدخشان شريک اند

مردم بايدکيفيت کاردولت وموسسات رادرنظرداشته باشنداينجادرغرب تايک شرکت برای چندين سال أينده گرنتی ندهداستخدام نميشودولی دربدخشان ديدم که بندکوکچه چندماه دوام کرديامکتبی راکه درقريه ما انجوی ساخته بود؟بخاطريکه ازغفلت وخوشباوری مردم استفاده ميکنندوباهيئت رهبری دولت دارند درحاليکه زن بدخشی ازکوه هيزم ميأوردوشيرين بويه ميکندوانسان بدخشی علف ميخوردوجوان بدخشی معتادميشودولی بيسوادان واسطه دارازديگرولايات تشريف أورده وحق مردم غافل راميخورندمگربدخشان عياری ندارد؟نورهای بدخشان کجاشدند؟سرماية افتخارأميزيک ملت انسانهای وارسته وبيدارش هستندکسانيکه حق خودرا ازحلقوم گرگ ميکشند

همه ميدانندکه چگونه خون مردم غافل وپراگنده وخوشباوربدخشان مکيده ميشودودرين ولايت چه ميگذرد؟اولاحاکمان نژادپرست هيچ علاقه ندارندولايات شمال خصوصابدخشان رشدکندتاکه بتوانندحقوق وسهميه اش رازيرپاميگذارندوبعدهم اگرازشترموی رسيدبازگرگان گرسنه ودرکمين خفتة درولايت بدخشان غارت ودزديش ميکنند.

چندی قبل يک داکترپاکستانی رادرکانادادستگيرکردندکه اسنادش جعلی بودشايدهم پنجاه فيصدمامورين رژيم کابل وانجوهاچنين باشندخصوصادرولايتی چون بدخشان ولی تقوی وصداقت ميخواهدکه کسی باشهامت عليه فسادمبارزه کندازالفبای مبارزه بافسادمبارزه باکارمندان غيربدخشیست که با اسنادجعلی ؛ روابط وشيوه های نامشروع درمؤسسات مختلف مصروف کارانداينهاقبل ازاينکه بخاطرخدمت بولايت بدخشان أمده باشندکارهای استخباراتی برای تيم خاص درکابل ؛ پاکستان وکشورهای ديگرميکنند.

اکثرشان جاسوسهای حرفوی وسارقين ودشمنان واقعی مردم بومی اندوخيلی ازين اشخاص مستقيماباطالبان وگلبدين وديگرجنايتکاران رابطه دارندبايدولايت چنين مردمی راعاجل ازبدخشان اخراج نمايدچراکه منبع شروخيانت وفساداداری واجتماعی اند درهيچ ولايت جنوب غيرمردم بومی نميتواندکارکندشناخت ازهرکارمندی درين شرايط امرحياتيست معيارصداقت يک والی ؛ يک ولسوال وهرمسئول ارشدولايت برخوردش بامؤسسات وشرکت هاومامورينی است که درولايت کارميکنندتاوالی درخواب ؛ بيکفايت ؛ شريک وترسونباشدهيچ فردی دريک ولايت اختلاس وخيانت کرده نميتواند.

ماديديم که منبع فساداداری درارگ رياست جمهوری بوده است کسانيکه ازچندين کشورمستمری گرفته وامضای کرزی راميفروشندمافيای قدرت ؛ موادممخدروستون پنجم طالبان اندکسی باچنين ألودگی چگونه ديگرميتواندبافسادمبارزه کند؟(آنچه تجربه باثبات رسانده این است که جهت انجام کار مفیدوهدفمنداداره سالم ، کارا ، دلسوز وپاسخگوبه کاراست ويک اداره وقتی سالم میباشد که رهبريش سالم باشدامادربدخشان درطول تاريخ اداره سالم وجود نداشته حکومت های مرکزی ازآغازتاکنون هميشه افرادضعيف ؛ حراف ؛ دروغگو ؛ نالايق و استفاده جو رابرهبری بدخشان گماريده اندکه آنها ازهمان آغازتاکنون به جزپرکردن جيب خودکارديگری نکرده اند)

وقتی يک نفرازأنسوی مرزدربدخشان خيانت ميکندحتمامافيای قدرت باوی شريک است درکشوريکه هنوزهم تشکيلات بدوی ونظام روابط پابرجاباشدخدمات مبتنی بر"بده وبستان "استواربوده وهيچ مرجع ومقامی دربرابرمردم احساس مسئوليت نخواهدکردزيرادرنهادهای فاسدوفرسوده هدف هرکسی خيانت وسرقت است تاخدمت که درچنين شرايطی سارقان ملی هميشه ازامکانات وقدرت دولتی استفاده ميکنندچراکه تاسيستم ، شفاف وحسابده نباشدهيچ نهادوموسسة دولتی ياخصوصی پاسخگونيست بنابرين مامورين شريک دزدورفيق کاروان ميشوند .

شوربختانه هنوزهم چيزی به مفهوم واقعی واستندردبنام دولت خصوصاحکومت درافغانستان نميتوان يافت ازين روست که بنابرگذارش مراجع بين المللی مردم چه بادارات دولتی مراجعه ميکننديامؤسسات خصوصی بايدرشوت پردازندحالاشماتصورکنيدکسانيکه اخاذی ميکنندمگربودجه وامکانات نهادزيرامرشان راتاحدتوان دراختيارمردم خواهندگذاشت؟

همه چيزدربدخشان غم انگيزبودگوئی ولايتی توسط باندهای غارتگروافرادبيسوادولی زورمندکه ازخودواسطه وبامقامات کليدی درکابل رابطه دارنداداره ميشودخصوصاقوماندان امنيه بامافيای موادمخدروجنايتکاران روابطی داشت روشن . من بخاطريکه زيادوقت خواننده رانگرفته باشم بحيث الگوی اداره دربدخشان يکی ازين نمونه رايادميکنم وخودحديث مفصل بخوان ازين مجمل ؛ يک جوان خيلی تعليم يافته راکه جزيک برادردهقان ديگرهيچ کسی نداشت پسران کاکايش بخاطری کشته بودندکه ازأنهادرأينده زمين نگيردوفرزنديک دهقان ديگرازخويشاوندان مرانيزشريکان زمين اوکشته بودندحکومت محلی روشن ترازأفتاب قاتلان راميشناخت گرچه درأغازاحتمال دستگيری قاتلين ميرفت ولی چندروزبعدترهمه چيزتغيرکرده وبورثة هردوازطرف مقامات ذيربط اخطارداده شد ازمن مادريکی ازين مقتولين خواست که بامقامات زيربط موضوع رادرميان گذارم ولی گفتم مادرجان درکشوريکه قانون وقاضی نباشد دادخواهی جرم بشمارميرودبگذارکه انتقام فرزندت راخداوندخودش بستاندزيرادوادوی ماوتوهيچ دردی رادوانخواهدکرد.

انتخابات : انتظارميرفت که بعدازانتخابات پارلمانی دربدخشان تحولات کليدی رخ دهدولی خيلی ازکسانيکه بحيث نماينده واردپارلمان شدندننگ ديگری بدخشان هستندچتدتاقاچاقرموادمخدر، تعدادی جاسوس ودلقک دربار، چندتاهم جاهل وغافل ، چنداجيروخودفروش ويکی دوتن بادرک وخادم که قدرشان راهمه ميدانند.يکی ازمظاهرجهالت برخی مردم اين است که کسی رابخاطرنام وملک پدرش انتخاب ميکنندفلانی تبرک فلانی خان است درحاليکه اگرازاستثناء بگذريم همان خان هم جزيک دلقک دربارنبوده ، من مصاحبه های برخی ازين وکيل الدوله هاراگاهی ميشنوم عوض دفاع ازحقوق موکلين خويش وعرض حال عوام بدفاع ازفاشيزم وتوجيه خيانت رژيم پرداخته چنان وانمودميکنندکه بدخشان ازبرکت خدمات وايثارشان وتوجه دولت جليله ودادگسترهيچ مشکل ديگری نداردوعوض مشکلات هميشه دستأوردهای خودرابرخ دنياميکشند.

وقتی اينهابرای کرزی أراء جمع ميکردندمردم نپرسيدندکه أنهمه لاف وپتاف خان قبيله چه شد؟70.000رأی مارا"که" خورد؟مگرمومين دوبارازيک سوراخ گزيده ميشود؟ شش ماه درهرسال مردم بدخشان درزندان طبيعت اسيرميشوندولی هايوی های حلقوی درولايات گرمسيرساخته ميشودمردم بدخشان تاکنون درقرن بيست ويکم برق وسرک رانمی شناسندولی درولايات هموارهزارهامليون دالرمصرف هردستگاه برق ميشودبلکه ازتاجکستان برايشان برق ميرودبدخشيهای نگون بخت علف ميخورندولی درجنوب فارم های تربيه حيوانات وپارک های عصری هزارجريبه بامصرف صدهاميليون دالراعمارميشود؟ هزاران مادر، جوان ، وبالاخره انسان بدخشی اررنج روزگاروبيکاری معتادميشوندولی درهرقرية جنوب شفاخانه وکلکنيک ميسازندفرزندان بدخشان بعدازختم ليسه مزدوری ميکنندولی دانشگاه های درسطح بين المللی درهرولايت جنوب اعمارميشودتافرزندان قبائل أنسوی مرزليليه شوندوبعدهم بنام افغان ازبورسهای خارجی مستفيد .

4 ملياردالرکرزی درکنفرانس پاريس برای مردم أنسوی مرزميخواهدوسالانه 500مليون برای طالبان ولی هرگزمشکلات مردم شمال وافغانستان مرکزی وغرب راتاکنون نديده و700مليون دالرمازادبودجة دولت رابولاياتی ميدهدکه هزاران ميليون دالرهرکشوری درهريک ازأنهاخرچ ميکنندهمه کشورهادرانکشاف اين ولايات رقابت دارندتنهاکاناداکشوريکه من زندگی ميکنم سالانه چيزی کمترازدوملياردالرفقط درقندهاروتاحدی هلمندمصرف انکشاف واموراجتماعی وتربيه وتعليم ملکی ميکندبه همين ترتيب فرانسه درننگرهاروانگليس درهلمندبطورفوق العاده حالانکه مردم ديگرولايات نان خواب می بينندوهنوزهم درمغاره هازندگی ميکنندوهنوز مردمی درشمال ومرکزاز ابتدای ترین امکانات زندگی بهره ای نداشته وسالانه هزاران انسان دراثرحوادث سهل الوقایه جان ميدهند .

اينهاوهزاران خيانت ديگرحکام مظهرعدالت اجتماعی ؛ مشارکت ملی ؛ حقوق بشرودمکرسی قبيله سالاران است أياکرزی خبرداردکه زنان بدخشان براي امرارحيات به جمع اوري بته هاي كوهي روي اورده اندبيکارىوفقرزنان رابه کار هاى سنگين واداشته است تاحديکه برخی زنان مسن حين کندن بته جان ميدهند . چقدرغم انگيزوخجالت أوراست که درقرن بيست ويکم زن بدخشی پشتاره های چوب را ازقله های کوه حمل کندقلبه نمايد؛دروکندوهزاران کارشاقه ترازمرد؟درحاليکه ملياردهادالردرکشورش بنام کمک سرازيرميشود؟ازحقوق کدامين انسان درزادگاه من سخن ميگويند؟راستی همه مردم افغانستان حقوق مساوی دارند؟
مسوول کميسيون حقوق بشردربدخشان ميگويد: مردم دربعضى مناطق ازاثرقحطى موادغذايى، دست به خوردن علف کوهى زده اندفقروپايين بودن سطح اقتصادمردم دربدخشان باعث شده تا شمارزيادخانواده هادرولسوالى شغنان ، درواز ها وکران ومنجان به علت گرسنگى وقحطى وبخاطربقاى خودعلف بخورندبی بی سی چندروزقبل گفت
مردم بدخشان خصوصاپاميرات وشغنان وخواهان به مرض پتک لنگ مبتلاشدندکه ناشی ازخوردن يک نوع علف بوده وباعث مرگ ميشودوچندروزقبل نيزرسانه هاگفتندکه بيست هزارزن معتادبه موادمخدرشده وسالانه 6500زن حين ولادت دربدخشان جان ميدهندوخيلی ديگراولادشان باثرسوء تغذيه ميمرند
(مواداولیه روزبروزقیمت ترمیشوداين درحاليست که مليونهادالررا انجوهاباتبانی مقامات فاسدمحلی سرقت ميکنندیک مرد 37 ساله از ولسوالی درایم تقریبا6 ساعت پای پیاده به فیض آبادآمده بودودندان دردبودقادربراین نبود که به کلینیک دندان مراجعه نمایدشماتصورکنيدملياردهادالرکجارفت؟ شیوع مرض سالدانه ولشمانیاومحرقه وپتک لنگ درولایت بدخشان سبب نگرانی شماری ازخانواده هاشده است چقدردردناک است که عليرغم سرازيرشدن ملياردهادالروعوائدسرشارملی هنوزهم مردم دربدخشان وديگرولايات باثربيکاری وگرسنگی بميرندبگذريم ازلغزش کوه هاوفرارمردم قصبات که مادرمصائب دربدخشان است .

چراکرزی که شب وروزدرفکراسکان حيوانات کوچی است نيم نگاهی باين مردم نيزندارد؟ بخاطريکه "پشتون" نيستند؟)جالب اينکه دولت بدورع گزارش داده که ما75% کمکهای بدست أمده رادرمحروم ترين مناطق کشورمصرف کرديم ازجمله :

1,6% درشمال شرقی کشور(ولايات دورافتاده وکوهستانی وسردسيرودرنهايت عقبمانده که ازکمک های جهانی تاکنون فقط بويش راشنيده وازشفاخانه ، دانشگاه ، برق ، فرودگاه وخلاصه ديگرپروژه های انکشافی خصوصادربدخشان بشکل رمزی ميتوان شنيدحالانکه سهمية کمک جامعة جهانی وبودجة انکشافی بولايت بدخشان بيش ازدومليارد دالرميشودباچنين کمک هايکه گوياباين ولايات شده کدام شخ راهموارکرده اند؟حتی مردم برخی ولسواليهای بدخشان بنابرنبودسرک ازراه تاجکستان بولايت کندزوبازکابل ميروندهنوزهم برق وسرک کانکريت در95%مناطق اين ولايات رويای بيش نيست؟هنوزهم خيلی ازمردم باهمان شيوه بدوی وقرون وسطی زيسته ودرين دهکده جهانی وضع ابترشان تغيرنيافته باقيمانده است .

مردمی که هنوزهم چون قبائل بدوی تاريخ ازچوب وجرم پاپوش ميسازندوازپشم حيوانات البسه وازگل خاروريشة بويه چای ميکنندوتلقان غامو، توت ونان جوين وحتی علف ميخورندبرای 98%مردم درين ولايات خوردن يک پياله بوره ويک خوراک برنج کمترازمعجزه نيست درحاليکه ادعاميکنندکه مردم درجنوب بخاطرفقروبيکاری طالب شده انداگرفقربنابرمنطق قبيله عامل تروريزم باشدپس بايدهمه تروريست شوندچرافقط مردم قندهاروهلمندو---- ؟

چه کسی ميتواندباورکندکه هنوزهم درافغانستان مردمی اندکه هيچ اثری ازمدنيت رانديده اندواگرتلفزيون رامشاهده کنندحيران ميمانندکه گوينده کجاست ؟باوجودچنين کمک های يادشده (50ملياردالر)وعوائدملی نيزسالانه چندصدفيصدبالاميرودچرامردم هنوزهم علف ميخورندجوانان وحتی معلمين معتادشده اند؟چرابيشترين مرگ مادران درين ولايت هنوزهم بيدادميکندکدام بدخشی أثاروپيامدچنين کمک های رادرمحلات خودتاکنون ديده است؟واگرنديده اندپس کيهاوچطوربنام اين ولايت تجارت وازمؤسسات خارجی سرقت کرده اند؟

مگرچنين کاری تحميق وتوهين بانسانيت وخردمردم نيست؟پيامراکرم (ص) ميگويد: "مؤمين نه به کسی ظلم وتجاوزميکندونه ظلم وتجاوزديگران راتحمل" أياسرقت حقوق وسهميه وسرنوشت مردم ظلم وخيانت نيست؟قندهاروننگرهارهم ازولايات افغانستان است وبدخشان وغورهم).

مبارزين بدخشان بايدتوده های پراگنده رابسيج کنندومظاهرات رارهبری؛ فريادشان راتاکاخ های سفيدوسبزدنيابرسانندکه چرادرکشوری چنين تبعيض وبی عدالتی بيدادميکندچراچندولايت محدودزورگوازهمه امکانات واميتازات داخلی وخارجی برخوردارباشندولی محروم ترين ؛ عقبمانده ترين ودورافتاده ترين مناطق ديگربه جرم اينکه تروريست پروروترياک سالاروتقلب کارونيرنگبازوجاسوس وقلدرنيستندچنين درمحروميت ولجنزارفاشيزم غرق باشند؟

سياستمداران وروشنفکران بدخشان بايدحقوق مردم خودرا ازغارتگران کمک های جامعة جهانی وحکومت قبيله بستانندودردتوده های خاموش وبيدفاع رافراگوش سفيران ومقامات محاصره شده وناشنوای خارجی درکابل زمزمه کنندزيراکه أنهاهمه باترجمان هاومشاورين قومگراواحتمالاطرفدارطالبان وگلبدين که دشمنان درجه يک تاجک؛ هزاره وازبيک اندعليه ديگرمليتهاومناطق تلقين ميشوندوفکرميکنندافغانستان يعنی کابل وچندولايت جنوب

چه کسی ميتواندغيرازبدخشی باورکندکه هنوزهم برخی ولسواليهای بدخشان حتی سرک خامه ندارند درحاليکه سرک وبرق رمزپيشرفت وانکشاف جوامع بشری وازبديهات زندگیست؟ اگرسرک قره کمردرجنوب بودقلب کوه راشگافته وازتخارتامرزچين وتاجکستان وپاکستان همه هايوی وکانکريت ميشدوبندربين المللی تجارت منطقه ولی بدخشان تروريست نداردکه توجه دنياراجلب نمايدوترياک سالارومافيانداردکه حال زارش رابرهبران بيدردجهان رساند .

ترمينال بين المللی قندهارمزدحم ترين ترمينال های جهان است وروزانه چندين مليون دالردرين شهرتبادل ميشودپس دست ازحمايت تروريزم خواهندکشيد؟هلمندپايتخت موادمخدرجهان است وسالانه 63 ملياردالرعائدموادمخدرطالبان وزارعين ميشودأياجنگ درافغانستان فرجام خواهديافت؟- بروقوی شوگرراحت جان طلبی که درنظام طبيعت ضعيف پامال است - (هرچندراه تعدادزيادی از مناطق بدخشان درجريان سال بامرکز بصورت درست وصل نيست امابرفباری های اخير راه خيلی از ولسوالیهای بدخشان رابسته است راه دروازها(5دولسوالی) راغها (3ولسوالی ) شغنان و ولسوالی های سرحدی بدخشان دراثربرفباری های شديداخير بروی ترافيک مسدود گرديده است.اين درحاليست که به علت سرمای شديدبيکاری وفقرفزاينده شيوع امراض کشنده دربين کودکان و زنان باعث تلفات فزاينده گرديده است ودربيشتراز ده ولسوالی بدخشان همين حالا داکتر وجود ندارد).

بدخشان ازجمله ولايت هایست که 8 ماه درهرسال مردم ازحق زندگی محروم ومانندبوم ميخوابند حالانکه درولايات گرمسيروهموارحتی يکروزهم مردم باچنين مشکل غم انگيزی روبرونميشوندبازهم بيشترين توجه بديگرولايات وکمترين بودجه نصيب بدخشان ميشوداگرمعدن ومنابع طبيعی وعوائدملی باشدکه حکومت مرکزی اولترازهمه دعوای ملکيت ميکندولی هميشه ازمسئوليت دربرابرچنين ولايات بلامالک فرارنموده اند .طوريکه نفقة زن واولادبرئيس خانواده فرض است رفع مشکلات مردم برژيم نيزفرض است بقدريکه ازين مسئوليت تجاهل ورزدمشروعيت خودراباخته است بنابرين اصل همه حکومت های افغانستان نامشروع وغيرملی واطاعت وپيروی ازچنين دولت های معصيت الهی بوده که رژيم نژادپرست کنونی نميتواندازين قاعده خارج باشد.

علت وجودی يک دولت مشروع خدمت باتباع کشوربدورازتبعيض ونيرنگ وخيانت است انکشاف غيرمتوازن عواقب خيلی خطرناک داردکه ميتواندمردمی رابرده ودست نگرمردمی سازدکه ازهمه امکانات وشرايط زندگی برخوردارشده اندوقدرت تحکم برديگران رادارندميگويند: هرکه نان دادفرمان ميدهدفرداخط نفت وگازجزيره کسپين ازجنوب ميگذردومليونهافابريکه درين دشت های هموارمصروف کارميشوندوفارم های مالداری وزمين های أبی دوفصله زرخيزترولی دربدخشان همان يک درزه پوش ويک خلطه دوغ هم ديگرنخواهدماند درزمانيکه اکثرمردم يک بخش افغانستان باسرازيرشدن ملياردها دالرتجارت رادرسطح دنياشروع کرده وملياردرشده ميروندميتوان بايک يکبارچپک ويک مرکب چندين سرفاميل رانان داد؟

اينهاوصدهامشکل ديگراولاننگين ترين لکه درجبين حکام افغانستان ازقديم تاکنون وسپس وکلای بدخشان است که شهامت ومنطق دفاع ازمردم خويش راندارندمردمی که هنوزهم بايک زندگی قرون وسطائی وخيلی دردناک درچنين عصری ازمظاهرتمدن وپيشرفت محروم اندوبنابرهمين بدويت است که هنوزهم گله واربدنبال هرشيادوشيطان چربزبان وخوشلباسی ميروندوازخودهيچ اراده وانتخابی ندارند. چه کسی چنين عوام کالانعام رابايدعليه ظلم وبی عدالتی سازمان دهدوازين لجنزارفقرومرض وجهل وخوشباوری نجات بخشد؟ ماديديم که نماينده های بدخشان چقدرمسئوليت شناس وشائسته وبادرک اند؟ وتاچه حدی ميتوانندازحقوق وکرامت موکلين خويش دفاع کنند؟ترسم ازين است که بارديگرهمان وکيل الدوله ها، تاجران مردم وغافلان فروخفته دربسترجهالت سياسی وتاريخی که هنری جزتخديرعوام ندارند"يکه تازميدان" و"رستم دوران" شوندشوربختانه نه تنهاعادت ومنش وکيلان بدخشان بلکه خصلت خيلی زشت بدخشانيان اين است که هرچه بزرگ وخان وروشنفکريکه دارند"يکه تاز"اند .

انسان هرقدرکارهای بزرگ ودشوارهم کرده بتواندوهرقدرعشق وأرمان عالی هم بوطن ومردم داشته باشدکارهای انفرادی تأثيروپيامداندک دارنداگرنماينده هابشکل گروهی وسازمانيافته وهمأهنگ برفع مشکلات چنان ولايت وسيع وعقب نگه داشته شده که لبريزازمشکلات متراکم هزارساله است پردازندومشکلات رادرجه بندی کنندودرسفريکه دارنديکی را ازميان خودرئيس گرفته وهمه کارهارابه مشوره وتفاهم پيش برندچنين کاری خيلی مؤثروسازنده ترازکارانفراديست ولی منفعت طلبی های شخصی ، حسادت هاورفابت های منفی وديدگاه های سياسی برخی هاشايدمانع اين همأهنگی درکارهاشود

درحاليکه نماينده درمقام وکيل مردم نبايدعقائدسياسی وسليقه های شخصی خودرادرين کارهای عام المنفعه دخيل سازدچون کسی هرگاه وکيل ميشوداوديگربحيث رئيس ورهبرولايت خويش بايدمنافع ورفاه وراحت همه ساکنين ولايت رانصب العين وهدف خودسازدقطع نظرازاينکه چه تعدادی باوی اختلافات فکری وسياسی وشخصی دارنداوبايدهم خادم همه باشدوبخاطرمنافع مردم باحريفان خودبسازد

تازه مادرأستانة انتخابات قرارداريم ولی چه کسی بايدعوام را اکنون بفهماندکه اگرمبارزه عليه حکومت فاسدوقبيله سالارواجب باشدردنامزادان دولتی فرض است زيراکه مصدرخيانت هستندبه قواره وخانواده نامزادان نگاه نکنيدباهداف وشخصيت وگذشته وحال هرنامزادی بنگريدنگوئيدکه پدرش که بودوبرادرش چه کرد؟گاهی زن وفزرندپيامبران راه ديگری رابرگزيده اندنامزادان طرفدارحکومت سارقان سرنوشت شماهستندوبخاطرمنافع خودهم درنعل ميزنندوهم درميخ اعتمادبدزدمگرعاقلانه است؟

ازدانشمندان مصلحت انديش عياران شجاع راترحيج دهيدعاشقان سيم وزروگداهای نام ونان راهرگزکه شمارابدوجوميفروشندباورم اين است که درکشوری چون افغانستان زنان ، صادق ترازمردان بوطن خدمت ميکنندوبيشترازدردمردم غمگين ميشوندجوانان شيفتة ايثاروخدمت هستند. بايدمردم به نامزادانی رأی بدهندکه درک واحساس مردمی داشته باشنديعنی افرادأيديالوگ نباشندکه بخواهندعقائدمذهبی ياحزبی خودرابه کرسی بنشانندبلکه درقدم اول فقط درفکرمنافع بدخشان وحقوق مردم محروم بدخشان وبعدهم درفکرمنافع مردم افغانستان بطورکل باشندکسانيکه احساس وخودأگاهی قومی وزادگاهی ندارندوشعاراسلام روح ماست ؛ اخوت اسلامی وغيره ميدهندچه دردمردم رادواميکنند؟اينهامردمی اندکه چراغ را ازخانة مريضی به مسجدمی برندتابزعم خودثواب گيرندمگربه جنگ کفارميرويم که اسلام روح ماباشد؟اخوت اسلامی مانندمقولة وحدت ملی يک نيرنگ است برخی هاهنوزهم درقرن پانزدهم زندگی ميکنندوازشرايط کشورشان خبرندارندقومی باهمه نيروميخواهدهمه راخلع همه چيزکندبايدهوشياربودومقاومت کردخوشباوری وحماقت ديگربس است.

به هيچ ظالم ، غدار، مفسد؛ نژادپرست وخائن نبايدسرخم کردپيامبراکرم ميگويد: انصراخاک ظالما اومظلومادريک کلمه ازخلفایراشدين تاسيدجمال الدين وديگران همه برين اصل تأکيدميکنندکه سکوت مظلوم دربرابرظالم اشتباه وحتی گناه است خصوصادربرابربرتريخواه که اصولامسلمان واقعی نيست تابتوان باوی پيمان اخوت بست هميشه ماراباکپسول وحدت وديانت تخديرکرده اندبنابرين نماينده بايدخردسياسی داشته باشدبلی وحدت ولی چگونه؟ اخوت اسلامی امابرکدامين معيارها؟کسانيکه ملاکوردل خان رابامانديلاوگلبدين رابا اوردغان برابرميکنندوازتواضع کرزی حظ می برندتاکنون ميان شعوروشعارطالبان رنگارنگ فرق کرده نتوانسته اند .

نبايداجازه دادکه عوام اغواشوندبنيادگراهاومتحجرين وحزبگراهارانبايدمردم رأی بدهندبدخشيی که برود درشورای ملی عوض حل مشکلات بدخشان دستورات گلبدين راپياده کندياسختگوی طالبان شودمردم بدخشان چه سودی خواهندبرد؟يک نماينده درمصاحبه ازفعاليت های خودميگفت که من هميشه براسلاميت فيصله هاپافشاری ميکنم وچندجابسم الله رادرمصوبه هاداخل کردم---) موکلين اوشايدهم خوش باشندکه وکيل مادرخانة ملت بخاطرما اشک ميريزند؟خيلی ازنامزادان ازاحساسات دينی عوام استفاده کرده وشعارهای عوامفريبانه ميدهندچنين مردمی کاربهتری ازملالی جويابولايت خودکرده نميتوانند. نخستين شعاريک نماينده واقعی بايدرفع تبعيض وارتقای سطح زندگی مردم يعنی تغيروضع بدخشان باشدغيرازين هرشعاری دروغ است بلی نماينده ها اگرهدف واستراتيزی داشته باشندميتوانندباوضع قوانين درخورنيازمردم ؛ طرح تعديل واحدهای اداری بنابرواقعيت های عينی جامعه ؛ تخصيص بودجة انکشافی ونظارت جدی برکارحکومت محلی ومرکزی اوضاع راديگرگون سازندولی اگرمصروف تجارت شوندچنانکه ديديم جزوضع زندگی خودراتغيرداده نخواهندتوانست .

مردمی که درانتخاب نماينده مرتکب اشتباه ميشوندتيشه بريشة خودميزنندوديگرحق شکايت راندارندکسانيکه بأدرس مردم بدخشان واردپارلمان شده وبامعاش های دالری وامتيازات فوق العاده درکابل لميدندأياراستی بوعده های خودوفاکرده اندکه بارديگردرمعرکة جلب حمايت مردم برنده شوند؟ أيانخواهندتوانست بارديگرکسانيکه درتمثيل اراده موکلين خويش ضعيف وناکام بودندعوام رابفربند؟

درجامعة مذهبی وبدوی افغانستان برخی نامزادهابامامان ومتفنذين چيزی ميدهندوبعدعوام راتخديرميکنندچنين خريدوفروش مردم يک خيانت ملی بشمارميرودوکاريست غيراسلامی (غش) ، نامزاديکه ازين طريق برنده ميشودجزسارق چراغ بدست نيست که خودش رابرژيم ميفروشدتاهزينة کمپاين خويش راجبران کند.

شوربختانه مردم بدخشان هميشه ازرهبران معامله گروضعيف رنج برده اندموسفيدان بدخشان بارهابه کابل أمدندتاحکومت راوادارسازندکه نيم نگاهی هم بولايت عقبمانده وفراموش شده بدخشان کندولی زمانيکه واردخيرخانه شدندهرکه برای خود دلبری کردوحتی برخی ازين بزرگان عوض تداوی دردبدخشان مصروف شيطنت برای مقامات ارشدکشورشدندتا---- وقتی اخلاص وايثار نباشدتنهادرک ودانش کافی نيست .

درک سياسی :

ميگويندمردم بدخشان بافرهنگ اندولی من باهمه احترامی که به کوه های غرورأفرين بدخشان ، کوکچة زيباودلانگيزش وبه دشت های لاله گون وگوهرريزش که همه تبلوری ازصفاوعشق معصومانه هستندوباهمه عشق شرشاری که بزن ومردوپيروبرنای اين گنجينة انسانيت دارم هيچ أثارفرهنگ راکه تراوش انديشه ودانش است دررهبران محلی ودولتی بدخشان احساس نکردم زيراکه انسان ياقوم بافرهنگ مردمی اندکه انديشه دارند، تحرک وابتکاردارند، اداره ومديريت دارند، نظم وپيشرفت دارند، خلاقيت وسازندگی دارندوقدرت وتوانائی دارندوفريادشان راباقصاگوشة دنياميرسانندچراکه دانستن بگفتة فلاسفه توانستن است درحاليکه يگانه هنربدخشيهاتحريب وتکفيريک ديگرشان است وبس .

بلی مابطورعموم درويرانگری استعدادونبوغ حيرت انگيزی داريم من فرهنگ ويرانگری وتخريب رادرميان چيزفهم های بدخشان أنقدرانکشاف يافته وغم انگيزديدم که هريک ازملاتامکتبی چندتاپه درجيب داشت وبرجبين ديگران ميزداين اوج انحطاط اخلاقی ، انقراض انسانی ، شکست سياسی وانتحاراجتماعی چنين مردمی است من ميخواستم بابرخی ازمبارزين ديداری داشته باشم ولی شنيدم که دربدخشان هرکله وبرخيال است وهرگروه سياسی هزارفرکسيون شده است درحاليکه اشخاص فرکسيون بازوتنگ نظرهيچ وقت نميتوانندمصدرخدمت به مردم شوند .

أه چقدردشواراست که انسان واردهمچومسائل حساسی شودولی نتواندهمه دردهارايک باره بزمين ريزدهمين يک نمونة بازهم کوچک شايدبتواندهزاران رازناگفته راعيان سازداحدی رهبرنازيهای افغانی ، سازمان فاشيستی که بنابرالهام ازمکتب هتلر حزب افغان ملت "پشتونخواهی" رارهبری ميکندعلاوه براينکه اين حزب يک سازمان ضدملی ونژادپرست است وجزبه تبعيض وشئونيزم وبرتريخواهی دعوت نمی کندازنظراعتقادی نيزيک سازمان الحاديست يعنی سوسيال دمکرات ولی اوميتواندهم وزيرشودهم رهبرباقدرت افغانستان باشدهم ازحمايت بيدريغ زن ومردوپيروبرنای پشتون ازهرات تابدخشان وازکنرتاحيرتان برخوردارشود .

امادرمساجدبدخشان عليه که فتوی صادرميشود؟ عليه پدرام ؛ روشنفکر، تحصيل يافته ؛ متفکر، شاعر، نويسنده وسياستمداريکه درگرمای دردبيکران مسعودبزرگ اين بيدارگرتخديرشدگان تاريخ راه بسوی نورگشوده است ؟ أنهم نه اينکه اززبان خودش چيزخلاف شرع وعقل راشنيده باشندبلکه برايشان بزبان ملاشينوای طالب رئيس شورای دولتی مفتيان دربارديکته شده است .

أيامفتيان غافل بدخشی ميدانندکه هنوزهم چنين خنجرهای ازکجا، چگونه وچراعليه روشنفکران ، چيزفهمان ورهبران اجتماعی وسياسی مليتهای ديگرحواله ميشود؟چرامسعودرا"جنگ سالار"ولی ملاکوردل خان را "اميرالمومينين" ميگويند؟چراغلام محمدفرهادحق داردازمنبرپارلمان عقائدش رابيان کندولی مولانابحرالدين باعث حتی درمساجد دروازحق نداردواقعيتهای کشورش رابگويد؟مگريکی فرشته بودوديگری شيطان ؟

درمانفيست فاشيست های افغانستان وقانون اساسی طالبان عوض نقدازحکومت ربانی وجهادومقاومت مسعود، به حريم خانوادگی وخصوصی أنهاتجاوزميشودتاعوام رابرانگيزندوحريفان خودراتجريدنمايندامروزهمان نويسندگان سقاوی دوم همه مشاورين برجسته ومامورين برگزيده وتيم کرزی اندکسيکه بزورپاکستان رهبرشدوبارأی فهيم ، خليلی ، محقق ، دوستم ، نادری ، اسماعيل وديگرنوابغ سياست ابقاء تابقيه موادسقاوی دوم رابتدريج ونيرنگ نافذسازد .

جرم وجنايت مولاناباعث وبدخشی نيزاين بودکه ازحقوق وکرامت مردم خويش بدفاع برخاستندولی حکومت وقت ازجهالت سياسی وغفلت وخوشباوری ملاهای بيسوادبهره جسته وتيشه بريشة مازداگرأنهانيزمانندعبدالله يفتلی ، منصورهاشمی ، پنچشيری ، خالقيار، حسن شرق ، کشتمند ، فهيم ، خليلی ورنگين کمان های ديگرباپست های سمبوليک وشهرت های دروغين اشباع وپابوس وپاسدارقبيله ميشدندحتما انسانهای خيلی بزرگ ، ملی ، متدين وميهن پرستی بودند .

بلی مجاهدين خوست گلابزوی رانماينده انتخاب ميکنندولی جاهلين بدخشان چيزفهمان ودردمندان خودراتکفيروتوهين تاخداوندگارقدرت راضی شوندبنابرين مشکل بدخشان مشکل تنهايک رياست يامديريت ياقوماندانی ياولسوالی نيست بلکه مشکل عام ؛ تاريخی وفکريست وچنين مشکلات رانميتوان بانقدوبررسی تنهارياست اطلاعات وفرهنگ حل کرد.ت ازمانيکه درين مردم خودأگاهی وخردسياسی ، قومی ، اجتماعی ؛ حافظة تاريخی واحساس رقابت مثبت ومشروع تبارزنکندتازمانيکه مردم ماهمه عاقل وبالغ وبيداروهوشيارنشوندتانيإموزندکه چگونه بادشمنان خوشبختی وسعادت خودمبارزه کنندوتاگرگ های ميشی ونقابداران رانشناخته باشندازدنياورازونيازش غافل خواهندماندوهميشه تخديروتحميق واستثماروسرکوب ميشوند .

امروزديگرمظلوميت ومظلوم نمائی يامظلومانه زيستن توجيه پذيرودرخورترحم نيست حقوق مردم بادرک وفراست راهيچ نيروی تجاهل ورزيده نميتواندانسانهای ضعيف ومريض هميشه محتاج ترحم اندچنانکه گدامحتاح کمک ، انسان گوسپندی ازنظرروان شناسی يک انسان مريض است شخصيت روانی ضعيف وفکری عقيم دارديک انسان واقعی وکامل نميتواند ميمون وگوسپندباشدياخروگاوکه فقط هنرش بارکشيدن ياشيروشخم زمين ديگران باشدکسانيکه ميتوانندولی علاقه وجرئت ندارندازحقوق ومنافع توده های محروم بدفاع برخيزندانسانهای حقيروخرصفت اند.

"خداوند دروضع هيچ قومی تغيری نخواهدأوردمگربقدريکه درفکرواراده خودتغيربيأورند" ؟ اين أية کريمه بوضاحت ميرساندکه : انسان خالق تقديرخوداست أنگونه که خداوندخالق اوست اگرچنين نباشدپس مسئول تراژيدی کشورمانيزخداست استعمارورژيم های استبدادی وخودکامه درتاريخ هميشه بخاطريکه عوام راتخديرکرده باشندهمه خيروشرجامعه ومشکلات کشورشان رابه گردن خداميأنداختندومردم نيزبنابرترس ياجهالت ميگفتندکه صلاح مملکت خسروان دانند .

واقعيت اين است که خداوندازين همه غدروجنايت بری است وماخودمسئول غفلت وکوتاهی خويش -گاووخرازأگهی انسان نخواهدگشت ليک أدمی گراندکی غفلت کندخرميشود- بنابرين تازمانيکه طفل گريه نکندمادرشيرش نخواهد دادولی مردم بدخشان هنوزهم همچويتيم ومعتوه واسيرومحبوس نيازمندعنايت ديگران هستندتابيدارشان کنندوبگويندبرخيزيدوسکوت هراسناک شب رابشکنيدتاهمسايه هابدانندکه هنوزهم شما"زنده" هستيدخورشيدطلوع کرده است ولی چه زودغروب خواهدکردوبازوقت کافی برای خوابيدن داريدتابکی دراسارت روانی ومنتظرنزول مائده سماوی هستيد؟فرداجهان ماراترک ميکندوديگرازبازسازی خبری نخواهدبودبازازتلاش ديگران افسوس ميخوريد.

شايدهنوزهم ندانندکه دمکرسی اين نيست که کسی برف بام مارابرويديابانبارماگندم بريزدفرق ميان نظام استبدادی بانظام مردم سالارفقط درين است که درنظام های استبدادی حکام عوض مردم تصميم ميگيرندويک فردعوض مليونهاتن گپ ميزندولی درنظام های دمکرتيک اين مردم اندکه تصميم گرفته وحاکم راناگزيرميسازندکه اوامرشان رانافذسازدبنابرين دمکرسی تنهايک زمينه وچانس وشرايط رقابت أزاداست تاهرفردوگروهی استعدادخودراهرچه بيشتررشد دهدوباديگران درپرتوقانون رقابت کندولايتی باولايت ديگر، گروهی باگروه ديگروبالاخره همه باهم يعنی جای تقليدرارقابت گرفته وديگرکسی باداروبرده وخادم ومخدوم نباشدامروزماشاهدچنين رقابت تندوسريع درولايات جنوب هستيم رقابت درهمه چيزودرهمه عرصه هاولی درشمال خصوصابدخشان چه ؟

شايدبگوئيد: برادرازمريخ قضاوت نکن دربدخشان نيزکارهای شده ولی من گرچه ازنظرفيزيکی دورم اما روح وفکرم درافغانستان است وميدانم که دربدخشان چه ميگذرد، درهرات چه ميکنند، درقندهاروضع ازچه قراراست درهرگوشه سرزمينم چه خبريست ؟ أنچه دربدخشان تاکنون شده دربرابرأنچه درديگرولايات خصوصاجنوب قطره ای دربرابراوقيانوس نيست گرچه نه فقط رهبران دولتی بدخشان درين باره مقصراندونه متنفذين محلی بلکه قدرت مرکزی خصوصامافيای قومی وفاشيست هایکه باتمام وسائل ميکوشندتامليتهاومناطق ديگرافغانستان رادرمحروميت قرارداده وسرکوب ومنزوی سازندپس هم گندم تراست وهم أسياب کند .

عوامل عقبماندگی

دربخش اداری:

اگرهنوزهم ماشاهدعقبماندگی دردناک بدخشان هستيم اولابزرگان ولايت مسئول اندوبعدهم حکومت محلی ودرقدم سوم دولت مرکزی ؛ عامل مهم تروسعت بيش ازحدش وموقعيت کوهستانی ودورافتاده بدخشان است تازمانیکه واحدهای اداری درافغانستان مبتنی برتعدادنفوس باشندگان کشورتشکيل نشودوسرشماری واقعی نفوس بروش مسلکی ونه سياسی آن صورت نگيرداولويت هارانميتوان تشخيص داد . نقشه اداری ولايات چنانچه درمضامين ديگری تشريح خواهيم کردکاملاسياسی است که هفت ولايت جنوب رابرابربا27ولايت ديگرنشان ميدهديک چنين نقشه وتشکيلات اداری کاملانژادپرستانه وغيرواقعی است که هم نماينده های بيش ازحدنفوس واقعی خودرابه شورای ملی ميفرستندوهم بودجه خيلی زيادی رابناحق ازخزانة ملی ميگيرنداکثريت سازيهای سياسی غم انگيزترين شيوه نژادپرستی وبيدادگريست .واحدهای اداری موجودکه بازماندۀ دوره استبداديست غیرواقعی ترین تشکيلات اداری بوده که فقط حاکميت تک قومی قبيله راتضمين ميکند (يكي از مهم ‌ترين موانع براي مشاركت عادلانة اقوام محروم درتصاميم كلان ملی همين تقسيمات تبعيض‌آميزملکی و اداری بودكه درمناطق پشتون نشين براي هرصدهزارتاصدوپنجاهزارنفریک ولایت درنظرگرفته شده بودولی درمناطق ديگرکه نفوس برخی این ولایات ازپنجصدهزارتایک میلیون نفرمیرسندنیزتشکیل یک ولایت مدنظرگرفته شده بود وهمچنان برای مناطق پشتون نشین از5 تا15هزارنفريك ولسوالي درنظرگرفته شده بودودرمناطق ديگران که جمعيت برخي این ولسواليها ازمرزصدهزارنفرهم ميگذشت نیزتشکیل یک ولسوالی راقایل شدندکه درنتيجة این تقسیمات ملکی ظالمانه ازيك ولایت دارای صدهزارنفری پشتون نشین وازیک ولایت تقریبا دارای یک میلیون نفری جمعیت غیرپشتون نشین نماینده گان مساوی وبرابربه پارلمان معرفی میشوندوازیک ولسوالي باپنج هزار نفرجمعيت وازولسوالي ديگرباصدهزارنفرجمعيت هركدام يك یک نفرنماينده درپارلمان ميفرستند .

تقسيمات اداري وملکی افغانستان تاهنوزبربنيادتبعيض ونابرابري استواربوده وتشکیل ولايات وولسواليهاتا كنون برمبناي نفوس حقیقی اقوام ساکن وتناسب وسعت جغرافیائی هرمحل تنظیم وعیارنگردیده است واين نابرابريهاتاهنوزباشدت بيشتروجود داردوتقسیمات ملکی افغانستان ازآغازتاکنون همیشه مورداعتراض دایمی غيرپشتونهابوده است ولی متاسفانه قبيلة حاکم هیچ گاهی آمادة شنیدن تقاضاهای دادخواهانه ديگران نبوده وهمواره ازآن طفره رفته است بخاطريکه جزمنطق زورديگرهيچ منطقی رايادنداردپيامبراکرم ميگويد: باهرکه چنان سخن گوئيدکه ميداند .

قبيله تشکیلات محلی هشت ولایات جنوب کشورراخلاف معیارهای قبول شده جهانی بوجودآورده است نفوس این ولایات راجعلی - غیرواقعی ومطابق به تمایلات سیاسی قوم گرایانه خودتثبیت وبراساس همان نفوس جعلی تعدادولایتهارادرمناطق جنوب کشورنظربه مناطق بودوباش سه قوم عمده دیگرده هامرتبه بیشتردرساختاروتشکیلات دولت رسمیت داده است درحالیکه تفاوت هريک ازين مليتهای چهارگانه ازيک ديگربيشتراز5%نبوده وساکنين غيرپشتون بنابرتحقيقات سازمان ملل 65% مجموع نفوس افغانستان راتشکيل ميدهندولی تعدادواحدهای اداری ایجادشده درمناطق این مليتها به مراتب کمتراز نفوس حقیقی آنان است .

نخستين تلاش رهبران مليتهای ديگربايدجلوگيری ازاسکان بيشترناقلين واثبات فيصدی همه گروه های اتنيکی باشدتاهرقومی جايگاه خودرايافته بتواندفقط سرشماری برهبری سازمان ملل ميتواندبيطرفانه باشدنبايدتجرية لوية جرگة قانون اساسی وانتخابات تکرارشودسرشماری فعلی کاملادولتی وغيرملی است تايک چنين سرشماری صورت نگرفته باشدنميتوان واحدهای اداری را ازنوتنظيم کردحکومت تک قومی تلاش کرده است که با اضافه کردن تعدادولایات جنوب(هشت ولايت)تعدادزیادتری ازنمایندگان را ازین ساحات درپارلمان أورده وکنترول شورای ملی راهميشه بدست خود گرفته باشد.

دربخش توزيع قدرت ومنابع ملی

علاوه برچنين تقسيمات نژادگرايانة واحدهای اداری واسکان مليونهاناقل درولايات ديگرسناتوران انتصابی نیزازطرف رئیس جمهوربه مجلس سنامعرفی وده فیصداعضای پارلمان راکوچیها تشکیل میدهدکه این حق نامشروع ازطرف قوم حاکم برای کوچیهاجزبانگيزه سياسی وبخاطراشغال شورای ملی نيست درحالیکه کوچیهااکثرا اتباع پاکستانی بوده وبرخی از آنان مالک بلندمنزلها؛ سرایها ؛ ترانسپورتهای باربری درشهرهای بزرگ کشوروخارج اندکه مادرمضمون ديگری واردجزئيات خواهيم شد .

کوچیهایکباردرمحلات زیست دایمی وباردوم بحیث کوچی ازحق رای دهی درانتخابات پارلمانی وریاست جمهوری استفاده میکنند)يک باربنام شهروندوبارديگربنام کوچی امتيازميگيرندومانندنامزادرياست جمهوری درجريان انتخابات پارلمانی همه کشورحوزه انتخاباتی يک کوچی جاهل است درحاليکه عاليترين شخصيت های بومی بايدفقط درولايت خودرأی بدهندچه شهری بی دروازه وچه کشوربی قانونی !!!؟درحاليکه درکشورهای عربی بدوهاراتاکنون حتی تذکره نداده اند ، بايدشرايطی وضع شودکه کوچی دربدل چنين امتيازات مسئوليت پذيرهم شودمولوی تره خيل کوچی ؟ يعنی چه ؟ اگردختری شوهرکردهنوزهم اورادخترميگويند؟چطوريک فردميتواندهم کوچی باشدهم مالک خانه وزمين يعنی شهروند؟چقدرازجهالت سياسی مليتهای ديگراستفاده ميکنند؟

اگرمشکل خط ديورندوکوچی بازی ختم نشودهرقدرافغانستان انکشاف کندهرقدرمعادن ومنابع کشوراستخراج شودمردم أنسوی خط بنام کوچی بيشترواردافغانستان گرديده ودرکشورماجايدادخوش ميکنندبنابرين هرسال نفوس پشتونهازيادترشده ميرود .هنوزهم بيش ازنصف بودجة کشورازطريق وزارت قبائل يعنی وزارت مخصوص پشتونهايابهتربگويم دولتی دردولت درأنسوی خط مصرف ميشودحالانکه طفل افغانستانی بدبخت ازسوء تغذيه هميشه مريض است وهزاران يتيم وبيوه درکوچه وبازارسوال ميکنندبالاترازين کشوری قربانی فزون طلبی خوانين قبيله شده است سردارداودميگفت وظيفة اردودفاع ازپشتونستان مظلوم است چنين انديشة نژادپرستانه بودکه چندين نسل رادرخون شناورساخت چنين برخوردغيرمسئولانه ازکشورماخانة ملانصرالدين ساخته که هنوزهم دروازه نداردمابايدازمداخله درامورپاکستان دست برداريم تاپاکستان ديگردرامورمانيزمداخله نکند .

بايدتکليف ديورندحل شودتازمانيکه مرزجنوبی افغانستان مشخص نشودحاکميت ملی نداريم زيراحاکميت ملی جزدرقلمرومشخص امکان پذيرنيست مگرميشودگفت همه دريای أموقلمروافغانستان است؟ شمادرفضاودريای حاکميت داريدکه برأن تسلط وکنترول داشته باشيدهيچ وقت سرحدات جنوب درسيطره وکنترول دولت مرکزی نبوده چراکه جلوعبورومرورهيچ کسی راگرفته نميتواندهزاران مسلح ازمرزهای جنوب عبورميکندهزاران موتروموادانفجاری وهزاران چيزديگرقاچاق ميشودولی دولت هنوزهم ادعاميکندکه ماحاکميت ملی داريم درحاليکه کشورکوچکی چون افغانستان 2500کيلومترمربع فاقدخطوط مرزی وسرحدات باشدچگونه ديگرازحاکميت خود دفاع کرده ميتواند؟ چگونه ازخاک ومردم خويش؟چه صلح وامنيت باشديانه تعين سرحدات ازاراکين حاکميت ملی است .

بايدوزارت اقوام وقبائل لغوشودچنين وزارت بخصوص درکشوريکه ادعای ملت ميکندتوهين أميزوتوجيه ناپذيراست چراکه اگرمردم افغانستان ملت واحدی اندپس وزارت اقوام وقبائل يعنی چه ؟ واگرهنوزهم اقوام وقبائل اندپس ملتی بنام افغان يعنی چه ؟ نميتواندکسی هم مسلمان باشدهم هندو؟هم طالب وهم دمکرات بايدشورای ملی درين خصوص فيصله کندکه ماملت هستيم ياقبائل؟چنين يک امتيازظالمانه به قوم ومنطقة بخصوص برخلاف منافع ملی واصول وپرنيسپ های ملت ودولت ملی است درشرايطی که دم ازدمکرسی ميزنندعوض ملت سازی برتحکيم روابط وارزشهای قبيلوی هنوزهم کارميشودوزارت اقوام وقبائل يعنی حافظ منافع ورسوم قبيله پس دمکرسی چه مفهومی دارد؟راستی افغانستان سرزمين اضداداست درکشوريکه قانون اساسی لبريزازتناقضات داشته باشدچه چيزش ديگرميتوانداستندردباشد؟يک بودجه قبائل بنام بودجة ولايتی ميگيرندويک بودجة ديگربنام بودجه وزارت سرحدات پس ورازت دفاع چکاره است ؟بودجه ديگرهم بنام اربکی تادوره امين بيشترين بودجة افغانستان مصرف وزارت قبائل ودربارميشدکه همه اهل دربارهم خوانين هردوسوی مرزبودندگرچه تاکنون کدام تغيراساسی نکرده است هنوزهم مهمان خانه های دولتی لبريزازکسانيست که اعضاء برجسته استخبارات پاکستان اند.

مليتهای ديگرهنوزهم نميدانندکه چقدروچگونه حقوق أنهاغصب ميشودبنام کوچی ؛ وزارت قبائل ؛ اکثريت موهوم ؛ اسکان ناقلين درمناطق ديگر؛ انحصارقدرت وغصب محورهای سياسی ؛ نظامی ؛ اقتصادی ؛ فرهنگی ؛ تخصيص بودجه بنام واحدهای اداری غيرواقعی وغيرضروری وبنام طالبان نديم ومصالحة ملی که همه درجيب قوم خاص ميرود ؛ جرگه های تا200مليون دالرهزينه ؛ پرداخت مستمری برهبران وخوانين وروحانيون دوطرف مرز؛ جذب فرزندان قبائل أنسوی مرزدرليليه هاودانشگاه های کشورواعزام أنهابه خارج ؛ عدم پرداخت ماليه ازجنگلات وديگرعوائدقبائل ؛ عدم انتقال بخش عظيم گمرکات جنوب بوزارت ماليه ؛ تبعيض درتخصيص بودجة عادی وانکشافی ؛ تقررمامورين ملکی ونظامی بانگيزه نژادی وروابط قومی ؛ اخذپروژه های انکشافی بوکالت ازمابرای ولايات بخصوص ؛ تجريدتاجک وازبيک وهزاره ازجامعة جهانی بنام طرفدارايران وروسيه وهند؛ تقلب درانتخابات باتوزيع کارت باتباع پاکستان .

شوربختانه درکشورمانه نفوس واقعی کشورروشن است ونه نفوس واقعی ولسواليها؛ ولايتهاومليتهاونه مساحت عمومی خاک ونه مساحت دشت وکوه ودره وجنگلات کشورهمه چيزدرين جنگل بنابرتخمين است که باواقعيتهای عينی تصادم ميکندبنابرانگيزه سياسی يک گروه اتنيکی رابيشترنشان داده اندوديگری راکمتريک ولايت رابزرگتروديگری راکوچکتريعنی هرولايتی بقدرديدحکام وسعت داردخودچون کوزه وخودگل کوزه بودند.

سوال عمده مطرح ميشودکه بنابرکدامين خصوصيات ولايت هادرجه بندی وبولسوالی تقسيم شده اند؟ أياولايات کوهستانی ؛ دورافتاده ؛ عقبمانده وسردسيرباولايات هموار؛ چندفصله ونزديک پايتخت برابراندوحتی بودجه وامتيازات مساوی دارند؟ درحاليکه بودجة عادی وانکشافی ولايات سردسير؛ دورافتاده ؛ کوهستانی وعقبمانده درتمامی جهان چندبرابرولايات گرمسير؛ نزديک به پايتخت , همواروعادی ميباشدچراکه زندگی درچنان مناطقی خيلی دشواروخطرناک است وبايدمردم ازهمه سهولت هابرخوردارباشندتادربرابرحوادث طبيعی وشرايط دشوارمقاومت کرده بتوانندولی مادرکشوريکه سکونت داريم هيچ چيزش عادلانه ؛ منظم ومعياری نيست درمنزلیکه ندانيدچندزن ومردوکودک ومريض زندگی ميکندچه ويژگيهای داردشمادقيقاهيچ مشکلی راحل کرده نميتوانيد؟

سرشماری واقعی ومسلکی ونه سياسی درانکشاف کشورخيلی موثراست ودولت رابيشترمتوجه مسئوليتهايش ميسازد مادرقدم اول بايدافغانستان راباتمام کم وکيف منافع ومضارش بشناسيم بعدبرويم بسوی طرح اولويت هاروش بدوی رابايدبروش قانونسالارتبديل کردتاچه وقت درين جنگل قلدرهمه کاره باشد؟ خليفة اول مسلمين سوگندخوردکه تاحق ضعيف را ازقوی نگيرم درنگ نخواهم ورزيداودرحقيقت عليه سيستم قبيله سالاری بانگ زدوبه حاکميت قانون وفرهنگ دولتداری پافشاری نمودتازمانيکه زورونيرنگ درروابط مردم بامردم ومردم بادولت سراغ داشته باشدهيچ کسی عمق فاجعه ومشکلات رادرک نموده نميتواند مادرمباحث نظام سياسی درمضامين ديگری ثابت خواهيم کردکه ازقديم تاکنون درجنوب فدراليزم (نظام جرگه) بوده ودربقيه ولايات نظام استبدادی بنابرين هميشه جنوب توسط مردم خودش اداره شده ولی ديگرولايات توسط قبيله درحاليکه هيچ معياری درتقسيمات اداری مطرح نبوده است.

حالاکه عصرعلم ومنجمينت وساختارهای مدرن حکومت است ودولت سازی هرچه بيشتردرافغانستان احساس ميشودمن طرفدارجدی تقسيم بدخشان به چندولايت هستم درحاليکه درجنوب حکومت های قبيله ازهرولسوالی يک ولايت تشکيل دادندوبدين ترتيب سهمية يک ولايت رابرای ولسوالی خويش مردم درجنوب ميگيرندبرخی غافلان درولايت بدخشان هنوزهم برخلاف منافع مردم واقتضای روزتعصب وتلاش دارندکه نبايدبدخشان تجزيه شوديعنی چه ؟ مگرشماخيروسعادت ورفاه مردم راميخواهيدياحاکميت خودرا؟هرکسی مخالف تقسيمات اداری بدخشان است ازدرک شرايط امروزوفردای کشوروجهان عاجزاست .اين افتخارنيست که ماولايت برزگ وپرنفوسی داشته باشيم عقبمانده ومحروم بلکه افتخارواقعی اين است که مردمی داشته باشيم مرفه وباسواد، ولايتی داشته باشيم دارای سرک وبرق وفابريکه وفارم وپارک ودانشگاه وشفاخانه وديگرامکانات وسهولت های زندگی درحاليکه چنين طرفيت های دربدخشان امروزخواب است وخيال.

بدخشان استعدادچهارولايت راداردوهرکه ازين کارامتناع ميورزدمسئول رنج ومشکلات مردم است هرولسوالی بدخشان ازولايت چقدرفاصله دارد؟وچقدروسيع است؟چندچقدرنفوس دارد؟ازنظرموقعيت اراضی چه مشکلات وکمبودهای دارد؟ باچه خطرات وتهديدهای روبرواست؟ عوائدوسطح برخورداری مردمش ازمنابع طبيعت چطوراست؟ درأينده گنجايش چقدرجمعيت رادارد؟چگونه ميتوان تعادل رادرهمه ولسواليهاچنان بوجودأوردکه يک ولسوالی فاقدهمه منابع وشرايط زندگی دربدخشان بايک ولسوالی ديگرافغانستان مثلاتره خيل درکابل يامارجه درهلمندياسزواردرهرات ظرفيت ورشدهمگون داشته باشند؟افغانستان نيزبسوی صنعتی شدن ميرودولی بدخشان ازين ظرفيت محروم است بنابرين خيلی دشواراست که بتواندباديگرولايات خودش رابرابرسازد .ولسواليهاکانون فساداداری وغارت مردم اندهرقدرولسواليهازيادودورترازولايت باشندفسادوغارت مردم بيشترميشودولايت وسيع درکوهستانات زيان های فراوان داردچنانچه (---نیمی ازفارغان مکاتب بدخشان دختر اندکه یشترشان سالانه اقبال اشتراک درامتحان کانکوررايافته نميتوانندزیراطی نمودن فاصله بین بعضی ولسوالیهاوفیض آبادمدت بیشترازطی نمودن فاصله بین کابل تافیض آبادراطلب ميکند)هرولسوالی بدخشان يک ولايت ميشودمعمولادرتشکيلات اداری ديگرکشورهاولايات کوهستانی راخيلی کوچک ميسازندباولسواليهای بهم پيوسته ونزديک تاحکومت محلی بتواندبوضع ولايت ومشکلات مردم بزودی وسريع رسيدگی کندحالانکه ولايت های هموارميتوانندباندازه کلفورنيابزرگ باشند .بايدمردم بدخشان به کسانی رأی بدهندکه طرفدارتقسيم ولايت باشندمگرمردم پنچشيرياخوست ازتشکيل اداری ولايت زيان ديدند؟(دایکندی وپنجشیرولایت میشوندامابدخشان با 47403 کیلومترمربع مساحت ویکنیم میلیون نفوس هنوزهم ازامتیازات به مراتب کمترازپکتیکاوزابل برخورداراست درين نه سال اگرده فيصدبودجه خوست ياپکتيکارابولايت بدخشان منظورميکردندامروزوضع يتيم خانة افغانستان چنين نبود---)

کسانيکه دردولت مرکزی مخالف توسعة تشکيلات اداری درشمال خصوصابدخشان هستنداغراض سياسی دارندولی برخی بدخشيهابنابرجهالت بامورمخالف اندشماميدانيدکه تاچندسال قبل ازسقوط شاهی پکتيا؛ پکتيکاوخوست يک ولايت بودندهنوزهم رهبران هرولايت تلاش دارندکه تشکيلات اداری خودراتوسعه بخشندحالانکه 50% مردم جنوب درولايت کابل ؛ شمال وغرب کشوراسکان داده شدندچندی قبل کرزی گفت : مادرکندزهشت ولسوالی ديگرمسازيم بخاطريکه ناقلين وکوچی رادرين نه سال جابجاکرده وحالابايدبرايشان تشکيلات اداری بسازدچنانچه عين کاررادراطراف ودشت های کابل وهرات وديگرولايات کرده است .

بدخشان نه تنها ازحيث مساحت بزرگترين ولايت کشورياچندين برابرخيلی ازولايات ديگراست بلکه ازحيث نفوس نيزبعدارکابل ومزاربيشترين جمعيت رادارد(ولایت بدخشان یکی ازولایات پرنفوس اماکم زمین وعقب نگهداشته ترین ولایت کشوربشمارميرودباوجوديکه ازنظرمساحت ولایت پنجم بوده و 8% مساحت کل کشور را احتواءمیکند ( 47403 کیلومترمربع) وازنظرنفوس نیزبیشتر۱۰5% نفوس کشور رادرخودجاداده است) .گرچه چنين محاسبة بنابرتخمين نفوس درگذشته بوده وامروزنفوس بدخشان خيلی بيشترازين ميباشدولی خيلی ازين مردم حتی دراداره نفوس بدخشان راجسترهم نيستندشمابيشترازنصف عوام بدخشان را ازطبقة رجال يافته ميتوانيدکه نه شناسنامه دارندونه کدام سندومدرک دولتی بگذريم ازنسوان که درتقريباهمة افغانستان غيرازشهرهاوتحصيل يافته هادرجملة انسان شمرده نميشوندکه ثبت جريده عالم باشند.

مگريکی ازعوامل قيام مردم عليه حزب دمکرتيک خلق سرشماری زنان نبود؟ من گاهی به جهالت حتی ملاهای افغانستان گريه ميکنم درحاليکه کنه امام بزرگ ما ابوحنيفه است واسامی همه زنان ودختران پيامبرخودراميدانيم وشخص مبارک درمحراب - يگانه رسانة دولتی روزگارشان- نام زن واولادخويش راميگرفت ولی تاکنون برماعيب است اگرنامی ازخواهرومادرخودبريم ؟ مگرتوهين بانسانيت زن نيست؟ چنين ديدمنفی وضدبشری باعث شده که هنوزهم تعدادواقعی ودقيق خانواده هارادولت نداندبخاطراداره بهتربدخشان ونمايندگی واقعی ازمردم واحدهای اداری تغيرکندکاری راکه ديروزنکرديم امروزبايدبکنيم واگرامروزنکنيم فرداخيلی نديم خواهيم شد.

ادامه دارد