پاسخ فشرده ای به ادعا های غیرواقعی،  غیر اخلاقی و غیر اسلامی آقای کرم علی " ندا "

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد

بدست کودک گستاخ و بازی گوش

و او

یکریز و پی در پی

دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفته گان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من...

سکوت مرگبار م را            ( شریعتی ).

 تهیه و تدوین : نصیر واله        تورنتو-  کانادا

" چرا مناطق مرزی بدخشان آشوب خیز شده است؟ " عنوان نگارشی است که توسط یک تن از هموطنان مفرور ما از افغانستان به نام" کرم علی ندا  که به قول خود شان اکنون مقیم ازبکستان هستند، در یکی از سایت های تفرقه اندازو حکومت کن برون مرزی افغانستان، بدست نشر سپرده شده بود،توجه ام را جلب نمود. به ویژه اینکه گویا نویسنده محترم در تاشکند قرار دارد، و از فاصله ها توانسته است بر خلاف پیروان یک آئین و کیش با ثبات، خرد گرا و عقلانی در فرآیند تاریخ بالنده اش در سراسر جهان و به ویژه  در داخل افغانستان به کارزار تبلیغاتی مسموم کننده، اقدام ورزد. در صورتی که این آقا در داخل افغانستان بوده اما احساس و خرد میهنی شان بیرون از این کشور و مردم، و از همین سبب است که به خود اجازه داده است تا بر خلاف نوامیس، مقدسات و منافع ملی مردم خویش سخن گفته  و همواره در جستجوی فرصت های ناجوان مردانه ای باشد تا منافع قشری، گروهی، و شاخه های مذهبی اش را بر منافع علیای مردم افغانستان ترجیح داده و گرایش جمعی و اتحاد مجدد مردم افغانستان را از عرصه های عقیدتی، اجتماعی، اخلاقی  و سیاسی، جهت بیرون رفت از شرایط کنونی کشور که در نتیجه اشغال عملی نیروهای اهریمنی و حاکمیت مردم ستیز در راستای  استثمار، استعمار و استحمار مردم ما صورت گرفته است، خدشه دار سازد.

من در نگارش اختصار گونه خود نمیخواهم نویسنده را توهین و یا تحقیر کنم، زیرا اخلاق عقیدتی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ام برایم این اجازه را نه در گذشته، نه اکنون و نه هم در آینده خواهد داد،  تا خلاف کرامت اخلاق انسانی  چیزی را به نگارش گیرم ، زیرا حجت خراسان و داعی بزرگ اسماعیلیان ناصر خسرو که پیر بزرگ ما و شخصیت سترگ مسلمانان روشنفکر، خدا پرست و واقعیت گرا است، به ما به گونه دیگری آموزش داده  است :

              به نامه درون جمله نیکی نویس

                                        چو بر دست توست ای برادر قلم

چیز دیگری که به ذهن من خطور کرد این است که اسم این آقا کرم علی است، اما از کرم ، علی و شخصیت اخلاقی علی چیزی در شخصیت فردی و لفظی این آقا،  به مشام  نمیرسد، و دیده میشود که اسمی است بی مسمی ، و شخص تهی از محتویات و مملو از بغض، کینه، عداوت،  شقاوت، و حتی فرمایش سرور کائنات را نیز بدست فراموشی سپرده است، که فرموده بود:

            گفت هر کس را منم مولا و دوست

                                         ابن عُم من علی مولای اوست

و یا با عباره های حضرت حافظ آشنایی پیدا میکرد که چگونه انسان ها  را درس اخلاق میدهد:

            درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

            نهال دشمنی بر کن که  رنج بی شمار آرد

                                             شب صحبت غنیمت دان که بعد ازروزگارما

                                            بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آید

و یا هم

          هرکه با دونان نشیند همچو دونان دون شود

          با خرد مندان   نشیند  تا خِرد  افزون  شود

                                        اسب تازی  را  ببندی گردو روزی  نزد خَر

                                        رنگ اوهمگون نگردد،خوی اوهمگون شود

هدف از نگارش این مختصر، دفاع خشک از برخی کاستی ها و کمبودهای  نهاد ها و موسساتی نیست که محترم ندا آنها را حاکمیت (استکباری) یاد نموده است، زیرا هیچ فردی، هیچ نهادی، هیچ مؤسسه، هیچ باوری، هیچ سیاستی، هیچ جمعیتی و هیچ نگارنده ای، حتی هیچ عقیده ای در این کره خاکی از تصور اکملیت برخوردار نیست، و تنها آفریدگار عالم کائنات است که  از این ممیزه برخودار بوده میتواند و بس. و یا هم  هدف من دفاع از افرادی که  گویا در نا امنی های مناطق مرزی بدخشان، در صورتی که باید می گفتند که در یکی از مناطق مرزی بدخشان دست دارند، باشد بلکه باز نمودن بصر کرم علی ندا و سایر ( ندا )ها است که بصر دارند اما بصیرت ندارند،  و همواره ندای زبانی شان قبل از ندای وجدانی ،عقلانی و انسانی آنها بیرون می شود، و سطح شعور اجتماعی، اخلاقی، سیاسی  و وجدانی ایشان آنقدر در معامله با معامله گران حکومت های، شر و فساد و رنج و عذاب پست شده است که دیگرهر گز قادر نیستند خائن را از خادم ، انسان را از حیوان و موافق را از منافق  تفکیک نمایند.

میخواهم خدمت محترم کرم علی عرض نمایم که از نام شما پیدا است که شما نیز در قطار  مستضعفان کشور قرار داشته باشید، و باید به تاریخ مراجعه نمائید که در کدام شرایط و وضعیت قرار داشتید که حتی عادی ترین شغل را بدست آورده نمیتوانستید، همواره توهین و تحقیر می شدید، و لی زمانی رسید که نماینده مانند شما ها به عالی ترین مقام دولت مداری کشور راه یافت، و هزاران روشنفکر و تحصیل کرده هم تبار مانند ما و شما را ببار آورد، مگر زمانی که وضعیت سیاسی تغییر خورد همه افراد مانند شما، گویا وا بستگان و سر سپرده گان  واقعی(جهاد) بوده اید و دیده شد که این ادعای بی معنی شما نیز بی نتیجه  و واهی از آب بیرون شد. و اکنون بر خلاف شخصیتی مانند آقاخان، نهاد های او، و صد ها هزار از  پیروانش در سراسر افغانستان، به ویژه مناطق سرحدّی بدخشان، فلات پا میر، دو کنار دریا آمو، علاقه جات شمالی پاکستان، جمهوری سوسیالیستی مردم چین، و مناطق مرکزی افغانستان که از همه بیچاره ها، درد رسیده ها، گرسنه ها و اقلیت های زیر بار اختلافات ملی، قومی، زبانی، فرهنگی، نژادی و عقیدتی حمایه می نمایند که شما هم شاید ازهر نقطه نظر زندگی تان به قشر مظلوم  آنها ارتباط داشته باشد و اگر از دید گاه باورهای عقیدتی تان به آخوند های انسان کُش و اسلام ستیز، متعلق نباشید، اینگونه  سخن میرانید و از نهاد ها و شخصیتی شکوه می کنید که مردم افغانستان را در راستای یک حاکمیت جمعی، انسان شمول، شایسته سالار، اتحاد باور ها و عقاید، زیریک سایبان واحد قرآنی، و سنت رسول خدا، فارغ از استثمار، استعمار، استحمار و به شیوه  دموکراتیک، نه تنها اینکه فرا می خواند، بلکه  مطابق شیرازه اخلاقیات اسلامی کار عملی  می کند. کسی است که تعدد عقاید و باور ها را می پذیرد، در گسترش تعبیر و تفسیر دین و آئین انسانی و قرآنی سعی بلیغ میورزد،  وخود از اهل بیت رسول است و به بینش و تاریخ اهل بیت نه تنها باورمند است، بلکه در تداوم آن و در نجات  اسلام واقعی ، اخلاقی، عقلانی و انسانی، نه سیاسی و نه آنکه برخی ها در افغانستان، در عراق و حتی برخی از قسمت های پاکستان، چچنیا، و سایر مناطق جهان به مظاهره گذاشتند، توام با سایر شخصیت های عقیدتی و ملی و انسانی، علما و فقهای متعهد و رسالتمند، سراسر جهان  اسلام، پیگیرانه  سعی می نماید. وی در یکی از اظهارات خود در افغانستان گفته بود که :

" مقصد موجودیت ما در افغانستان و کمک ما به این کشور بخاطر آن است تا مردم افغانستان را که داری ارزش های والای تاریخی ، فرهنگی و انسانی اند، در راستای بازیابی مجدد هویت تاریخی، فرهنگی ، سیاسی، اجتماعی و عقیدتی شان یاری رسانیم و نه اینکه چیزی را از این کشور بگیریم و یا ببریم. و ساختار نهاد های فرهنگی، صحی،  آموزشی، و تاریخی در این کشور،  به شمول  هوتل 5 ستاره در داخل شهر کابل بخاطر آن است که کشور افغانستان و مردم آن را من حیث یک کشور و مردم مهمان نواز، مهمان دوست و با فرهنگ  در برابر مهمانان داخلی و خارجی، دوستان واقعی ، شرکای کاری، بازرگان ها، سیاحان و سرمایه گزاران کشور های متحابه،  احساس کمبودی نکرده و بتوانیم از این طریق به مردم افغانستان  یاری عملی رسانده باشیم، تا داشته های فرهنگی  و ارزش های ملی از دست رفته شان  را دوباره باز یابند."

والا حضرت آقا خان  برای مردم افغانستان پل های ارتباط  میان انسان ها و عقاید را می سازد، دبیرستان ها و دبستان ها می سازد، بیمارستان ها را به ساختار می نشیند، مراکز فرهنگی، تعلیم و تحصیلی را می سازد و به آسیب رسید گان بدون پس منظر تاریخی، وابستگی زبانی، فرهنگی، عقیدتی و نژادی شان کمک و یاری میرساند که از دید گاه شما حاکمیت استکباری است، و کشور تان را تجزیه میکند، و شما با جرئت   فراخوانی را در برابر ( مجاهدین و روشنفکران)، که هر کدام شان به نوبت خود میهن مان را در اختیار بیگانگان گذاشتند و تا توانستند آن را به مخروبه تاریخی مبدل ساختند، که هنوز هم  همه شان چه در داخل و چه در خارج کشور به هوش نه آمده اند، جهت بر اندازی نهاد های آقاخان و پیروانش و ( جهاد مجدد)، بر خلاف آنها صادر نمودید و نزدیک است که مفتی هم شوید و فتوایی را صادر نمائید.

 من فقط میخواهم شما را به( وجدان)، انسانی تان اگر وجود داشته باشد که من مشکوکم، سوگند میدهم که آیا شما هنوز هم  از جهاد سه ده در کشور درس عبرت نگرفته اید؟  من هرگز قصد ندارم جهاد مردم افغانستان را که در ابتدا بر خلاف اشغالگران سرخ آغاز گردید، و به گمان اغلب شما هم یکی از حامیان و تشویق کننده های آن اشغال بوده باشید، مورد توهین و تحقیر قرار دهم، اما به شما میگویم که اگر هدف شما از صدور جهاد مجدد، کشتن آموزگار، پزشک، مهندس، دوشیزه دبیرستان و دبستان، پرستار، آهنگ ساز، هنرمند، شخصیت های روحانی، انسان ملی و میهن پرست، حریق مکاتب، دانشگاهها، مدارس و مساجد، تجاوز به ننگ و ناموس مردم، انفجار پل ها، پل چک ها، حمله بر کاروان ها اکمالاتی و غیره باشد، و باز مزید بر چهل و هفت کشور که با نیرو های قاتل و غارت گر شان اکنون حضور به زور دارند، برخی کشور های دیگر را نیز فرا بخوانید و هویت تاریخی ، ملی و عقیدتی تان را برای ابد، از دست دهید، افسوس به حال شما و مانند شما ها. یک بار خود را کمی زحمت دهید و به تاریخ اسلام، تاریخی سیاسی اسلام، تاریخ توحید پرستی، نبوت، تاریخ امامت در تشیع و تسنن، دوره زرین فاطمیان، که دانشگاه الازهر و هزاران نهاد با اعتبار دیگر آن ها تا کنون من حیث ودیعه در اختیار مسلمان بوده و مباهات آفرین هستند، به تاریخ مبازرات عادلانه حسن صباح، به تاریخ دشت کربلا جهت رهایی ازتصمیم نا حق خلافت، تاریخ خلفای راشدالدین، عباسیان، اموی ها، جنبش اسماعیلیان و جنبش سر بداران،  و حماسه آفرینی منصور حلاج  را که همه و همه  رنسانس زمان خود بودند،و به تاریخ آقا خانی ها مراجعه نمائید تا کمی بدانید که  شما سخت در اشتباه قرار دارید و نه تنها بصیرت ظاهری شما بلکه بصیرت باطنی تان هم در برابر دست آورد های تاریخی این کیش و آئین مذهبی سخت ناتوان است. شما را به  خداوند (ج)، قسم چه عقده دارید تا میخواهید بازش کنید؟  من فقط بخاطر فرا خوان شما جهت صدور جهاد در برابر آقاخانی ها و پیروان شان، شعری را نقل میکنم تا شما بار دیگر ازندای بی وقت تان از دیدگاه حقوقی، شرعی و فقهی، آگاه شده باشید و میگویند خُروسی ای که نا به هنگام  بانگ سر میدهد، سرش را از دست میدهد:

بابه ام را کشت راکت مادرم بی چاره شد

هم  برادر  در تلاشی گیر شد آواره  شد

   هشت ساله دخترک بودم درون خانه ام

   انتظار  مرگ بودم   پر نشد  پیمانه ام

مادرم  هر روز شب  از پی نان شد  اجیر

برف حرمان بر سرش بارید ناگه گشت پیر

    پند  مادر بهر آدم بهتر از  عالم  بود

     آنچه  مادر گفت باید کرد  گر آدم بود

گفت یک روزی به من ای دخترم پندم پذیر

عقل اگر داری بکن سعی نگیرند ت اسیر

 میروم لخت جگر من سوی اُخرا دراخیر

زانکه اندر ده ما نی پیشوا است نی امیر

گفتمش مادر چرا رازت کنی پنهان  زمن    

  گفت میگویم ولی در دل نگهداری سخن

رنگ و رویش زرد گشت و خاطرش پژمرده شد

گفت از من یک مجاهد بی سبب آزرده شد

روز دیگر مادرم از خانه ما برده شد

شام گاهان نعش بیجانش به ما آورده شد 

ناله کردم روی خود را پاره کردم چاک چاک

سخت بر تابوت او من پیچ خوردم همچو تاک

 تاکه یک تنظیم دیگر وارد قشلاق شد

مردم آن جا دگر در ضربه شلاق شد ............... ( گمنام)

شما در نوشته تان یاد آور شده اید که روزی در یکی از ولسوالی های سرحدی بدخشان مردم محل تجمع نموده و به گونه دسته جمعی شخص ولسوال و قاضی را مورد لت و کوب قرار دادند که گویا در پشت این قضیه دست آقاخان و ادارات او قرار دارند.

قضاوت را به شما میگذارم و به خواننده های محترم . اگر ولسوال و قاضی محل که جهت رفاه ، آسایش و خدمت گزاری به مردم محل فرستاده شده باشند ، و لی آنها مسؤلیت وطنی، وجدانی، اخلاقی و اسلامی خود را فراموش نموده و یک دوشیزه جوان بی دفاع را به زور و فشار بخواهند در عقد نکاح فردی که نه خانواده دوشیزه و نه خود وی به این مسئله رضایت و رغبت دارند، اما برعکس بر اساس فیصله صادر

شده ناشی از بینش جهادیسم و طالبانیسم  فردی، دوشیزه را به گونه غیر مشروع و خلاف تصور اسلام که ایجاب و قبول عنصر اصلی در آن است، به عقد نکاح  در می آورند، اگر این چنین عمل در برابر شما، خانواده شما و قوم و تبار تان انجام داده می شد، کدامین عکس العمل را انجام می دادی؟ و یا خاموش می نشستی؟ در آن صورت هم بر اساس فرموده حضرت علی کرم الله وجه، اگر مظلوم در برابر ظالم قد علم نکند، و به جهاد عقلانی و عملی دست نه یازد، مظلوم نیز در مقام ظالم قرار میگیرد، و برای ابد به غضب پروردگار و خالق کائنات ، گرفتار میشود.

  آقای ندا چقدر بی انصاف و بی بصیرت هستید. آیا در به آتش کشیدن زنان بی دفاع افغانستان، خود سوزی آنها، تجاوز جنسی به کودکان در مناطق شمال کشور، در آستان باستانی هرات، کندز، حادثه شهر شبرغان، قتل ده تن از کارمندان موسسات غیر دولتی در دره شاران میان ولایت بدخشان و نورستان، قتل زن باردار بی گناه در ولایت بادغیس، کشتار جمعی در غرب کابل، در گیری های کوچی ها و هزاره های بی دفاع  و کشته و زخمی شدن ده ها تن، بمباردمان محافل خوشی و عروسی ها در آستان قندهار و هلمند، ربودن کارمندان کوریا، حمله چندین بار بر هوتل سرینای کابل که مربوط به موسسه توسعه آقاخان است، با آتش کشیدن مرکز شهر کابل در آستانه انتخابات، ترور نماینده های پارلمان کشور در ولایت بغلان، ترور ژورنالست ها، روزنامه نگاران، ترجمان های داخلی برای خارجیها، به نمایش گذاشتن اخلاق منفی و ننگین  بچه بازی و بچه رقصاندن افغان ها از طریق یو تیوب و وسایل اطلاعات جمعی، زیر موتر ساختن افغان بی دفاع توسط یک تن از شهزاده های عربستان سعودی بخاطر 5 هزار دلار امریکایی، اعدام صد ها تن از هموطنان ما در کشور ( اسلامی)، ایران که شما از جمله وفاداران آن به شمار میروید،نیز دست ادارات آقا خان و پیروانش دخیل اند؟ و یا اینکه این گونه کارکرد ها دیگر جز بنیادی اخلاق دشمنان داخلی و خارجی مردم افغانستان گردیده که یکی از دست آورد های جهادیسم و طالبانیسم  شما و امثال شما است که امروز آن را بار مجدد فرا می خوانید، در صورتیکه اگر واقعاً میل به جهاد دارید لطفاً ازبکستان را ترک گوئید اگر دروغ نمیگوئید، و کاذب نیستید که هستید، و بروید به داخل کشور تان و جهاد را آغاز کنید تا شما هم از معنویان تهی شوید و ما لک چند تخته فرش و قالین گردیده  و ارسی های خانه شما هم از نعمت داشتن مواد لازم و به غنیمت گرفته  شده، بهره مند شوند، و یا هم شاید شما این فرآیند چور و چپاول را به موقعش به مثابه رسالت (جهادی) تان درست انجام داده باشید و قبلاً روز باز پرس تان را شب  تیره وتار ساخته باشید.  

آقای ندا، من نهایت دقیق  در یافتم که شما بدون تردید مبالغ هنگفتی را  گرفته اید تا این مقاله گونه را به رشته تحریر در بیاورید، ورنه شما نباید اخلاقاً به خود اجازه دهید که بر خلاف شخصیتی سخن برانید که  دارای 25 ملیون پیرو در سراسر جهان بوده، و در هر کشوری که گام برداشته است، من حیث یکی از رهبران صدیق عالم اسلام به مفهوم واقعی و بینش راشنالیسم اش شناخته شده است. از آن جایی که  وی کسی را به ترور، اختناق، آدم کشی، قتل، غارت، خود کشی، انفجار خودی با نارنجک ها، و غیره که  نمونه آن راشاید در حوادث مسجد سرخ پاکستان،( لال مسجد)، هوتل مشهور هندوستان،  مریات اسلام آباد،  و سرینای کابل به مشاهده نشسته باشید، تشویق و ترغیب نمیکند و برعکس  انسان ها را به تعدد گرایی، شایسته سالاری، همدیگر فهمی ، اخوت ، برادری و برابری، تساهل، شکیبایی  و گرایش جمعی که از متون و سیاق قرآن کریم بر خواسته اند،  فرا می خواند ، از همین سبب مایل شدید تا بر خلاف او و پیروانش اعلان جهاد نا مقدس کنید؟ ، تا باشد بار دیگر چهره واقعی اسلام را وارونه نشان دهید. چرا در برابر اسامه بن

لا دین و یا ملا عمر کور اعلان جهاد نمیکنید؟ و یا هم شخص دیگری که توسط مردم خود من حیث نماینده  به پارلمان معرفی می شود، شما مخالفت و منافقت  تان را  در برابر او ابراز داشته  و موصوف را اجنت معرفی نموده اید،  بدون تردید او اجنت مردم خود است و نه مانند شما اجنت بیگانه ها که میخواهید نماینده های پارلمان ما هم باید اجنت امریکایی ها، عرب ها، روس ها، پاکستانی ها و چینایی ها و ایرانی ها باشند؟ تا بتوانند بازرگانی بیشتر پولی، جنسی، اخلاقی و سیاسی کنند؟ در صورتیکه من به احتمال قوی شاید جناب داکتر شمس علی شمس را نه دیده باشم و هم هیچگونه قرابت فردی، خانوادگی، و سیاسی  را هم با او ندارم، فقط من حیث هم کیش و هم آئین خود به مثابه یک اسماعیلی باسواد و آموزش دیده که شما و مانند شما ها همواره با آنها، با علم و حکمت شان در فراز و فرود تاریخ دشمنی داشته اید، از ایشان دفاع مینمایم، زیرا این اراده مردم  افغانستان متحد، واحد ، جمع گرا و تعدد پسند، است به شمول بدخشانی ها تا مانند سایر اقوام و دسته های مردمی باید سرنوشت خود را تعیین کنند، نه من، نه شما و نه  مانند شما ها. من و همه بدخشانی ها و به ویژه همه  پیروان آقا خان من حیث شهروندان قانونی کشور که باید دارای آزادی بیان، عقیده و عملکرد بر باورهای شان باشند،  میدانیم که چه کسی شما را به این  امر نامشروع غیر اسلامی و انسانی با پیروی از سیاست های  استعمار گرایانه نو و کهنه، وادار ساخته  است، تا بخاطر سود جویی ها و منفعت کوتاه مدت تان از همه ویژگی ها و خصوصیاتی که  شایسته مقام یک  انسان من حیث بهترین آفرینش، متفکر،و اندیشمند وپدیده معقول فلسفی، و منور که شما آن را از دست داده اید، در میگذرید و کشتی ثابت سرنوشت روشنفکرانه و تنویر گرایانه تان را اگر وجود دارد، در گرو سود و سلم بازرگانان  سیاسی، عقیدتی و نژادی قرار میدهید و، و جدان خویشتن را برای ابد در زندان اغماض قرار میدهید.

من نمیدانم شما از کدام افراد سر شناس سخن میرانید و اصلاً مفهوم سر شناس از دید گاه شما چه است و که است؟  آنها یی که در قتل و غارت، چور و چپاول، تجاوز جنسی، زن ستیزی و نا مسلمان بودن، از خود بیگانگی، دشمن دین باوری  و دوست دنیا باوری، شهره جهان شده اند؟ و دیگر اینکه من نمیدانم شما به کدام قوم و قبیله ارتباط دارید که ما  همواره  همه  اقوام  را مورد

احترام و اکرام قرار داده ایم، و لی آنها امروز در دشواری قرار دارند و از دست بزرگان دیروزی

( مجاهد) خود ، به فروش میرسند آنگونه که آنها  در زمان عبد الرحمان خان ما دونان خود را به فروش می رساندند،چرا شما از حق آنها دفاع نمیکنید و در تاشکند در غُندی خیرنشسته اید که واقعیت هم ندارد و فقط شما چهره و ظواهر تان را کتمان نمودیده و وجدان تان را به این گونه در عذاب ابدی انداخته اید.

شما از استعمار انگلیس سخن گفته اید که باید از طرح  استکباری آن آگاه شویم. شما آگاهی ندارید که اکنون جناب شما خود آنقدر در آن مغروق هستید که نمیدانید چه باید گفت  و چه  باید نوشت؟  شما از آنها یی که زیر نام ( مجاهدین، روشنفکران، علمای کرام، و مردم مجاهد و شهید پرور)، یاد نموده اید و آنها را فرا خوانده اید، آنها بوده اند و هنوز هم هستند تا شما را در فرآیند تاریخ  برای همیش مزدور وغلام حلقه بگوش این استعمار سازند. شما از جهاد و مقاومت سخن میگوئید.

کدام مقاومت؟ کدام جهاد؟  مقاومت بر علیه خرد گرایی  و علم ستیزی ،آن مقاومتی که افغانستان را به اصطلاح از (کمونست) های بی خاصیت اقلیت ها تسلیم شدید و بعد در اختیار استخبارات پاکستان، عربستان سعودی، طالبان و القا عده  و بی قاعده، و استعمار انگلیس و امریکا، گذاشتید و بخاطر انتقام از رقبای سیاسی تان از مردم افغانستان انتقام تاریخی تان را گرفتید و تا امروز در آتش بدبختی که با دستان ملوث شما افروخته شده بود، هنوز هم می سوزد.و به قول شاعر که این کشتزار سوخته و تداوم شب هنوز هم جریان دارد ؟:

این شب گمان کنم که به پایان نمیرسد        دوزخ به روزگار خراسان نمیرسد

در کام   اژدهاست  و یا خفته  آفتاب         حتی خیال  نور به اذهان  نمیرسد

هم کاسه گشت گرچه وکیل ووزیروشاه       دست معلم است که بر نان نمیرسد

پائین ترازسگ است مقام وطن فروش      حرف رسا به گوش غلامان نمیرسد

                                                                      ( خراسان پور)

 شما  با مردم افغانستان و به ویژه  بدخشان آنقدر دشمنی دارید که حتی سوختاندن دوایر و دفاتر را در شهر فیض آباد و بهارک که نه بخاطر گسترش وهابیسم و تروریسم اند، بلکه بخاطر بازتاب ندای حق در برابر خواست های مشروع مردم بدخشان، واز بین بردن ثروت شان را که توسط افراد نا آگاه ، مزدور انگلیس و امریکا و پاکستان  با سیاست های نا مقدس شان، صورت میگیرد، مورد تأئید قرار داده اید، و این خود نمایانگر آن است که شما شریر به دنیا آمده اید و شرارت آئین تان شده است.

 از شما نباید رنجید بلکه باید (آفرین باد) گفت به آن مکتب جهل  بینی و منفی ای که شما را اینقدر وافی در امر تخریب ملیتها، عقاید و باورها آماده ساخته و درس از خود بیگانگی را برای تان داده است که قویاً تزریق عقل و ذهن تان شده است. به امید فرارسیدن زمانی که شما تنها خود از نقطه نظر وجدانی اگر داشته باشید  در آتش جهاد اعلان شده تان به گونه فردی و به شمول آنهای که با شما هم گام و هم نظر اند، بسوزید تا باشد که  مردم افغانستان متّحدانه وفارغ از جزم گرایی های زبانی، ملی، قومی، عقیدتی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، مذهبی و در امان از شما ها، از زبان ، اخلاق، فرهنگ و تهذیب تان، در راستای  ساختار مجدد افغانستان عزیزو واحد ما، به جهاد اکبر که جهاد علمی، عقلانی، فرهنگی، و سازندگی است، دست یازند. همت والای باور های دینی ما برای ما میگوید و شما را به جهاد دیگری که اجتهاد  قرآنی،عقلانی، علمی و انسانی است فرا می خواند.  

   ما    زبالائیم  و بالا   میرویم                 ما ز دریائیم و دریا میرویم

   ما از آنجا و از این جا نیستیم                ما ز بیجائیم و بی جا میرویم

                                                                   ( مولانای روم)

قومی  متفکر اند   اندر ره  دین         قومی  متحیر اند  در شک  و یقین

می ترسم ازانکه بانگ آید زکمین      کی بی خبران ،راه نه آنست و نه این

                                                                  ( حضرت خیّام)

 

جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد       ما را چگونه زیبد دعوی بیگناهی 

                                                                    ( حضرت حافظ)

 ------------------------------------------

جناب نصير واله  !
تاجايکه خبردارم يک و چند نفر ازکارمندان اداره فوکس بااستفاده از مقام وچوکي خويش ، تپ وتلاش دارند تا دگرانديشان ورقباي سياسي خويش را تحت فشار روحي و فيزيکي قرارداده وبه نفع سازمان خاصي بهره گيري نمايند، که درحقيقت امر اين کارشان خلاف پاليسيهاي بنياد فوکس و رهبراسماعليان جهان در بدخشان ودرسطح منطقه است که بنظرمن  لام است هرچه زودتر ايشان معرفي شوند تاخداناکرده جامعه اسماعليان بدخشان، بيشترازاين صدمه نبيند. باعرض سلام واحترامات .

دهقانپور