
به بهانه اي
هشتادوهشتمين سالگرد استرداد استقلال كشور
28 اسد، روز استرداد استقلال كشور مان از زير سلطۀ استعمار بريتانياست، روزيست كه پدران و نياكان ميهنمان، توأم باوحدت و يك پارچگي آهنين، حلقۀ غلامي را از شانه هاي شان برداشتند وراه مردانگي و آزادگي را درپيش گرفتند.
هشتادوهشت سال پيش از امروز، ملتي داشتيم سربلند وواحد ، رهبري داشتيم ترقي خواه و عدالت پسند، روشنفكراني داشتيم بااحساس، مبتكرودورانديش كه بخاطر حفط استقلال، وحدت ملي ، عدالت اجتماعي، آبرو وشگوفايي كشورمان، جانهاي شرين شان را فدا نموده و افتخارات جاويدانه اي را نصيب مان گردانیدند.
اما چند سالي نگذشت، كه دشمن مكار با استفاده از حيله ونيرنگ خصلت وجودش، مارهاي را در آستين سرزمين مان، پرورش داد تابتواند صداي حقطلبانۀ مردم وروشنفكران بادرك و دلسوز ميهن مان را در گلو خفه كرده، كشورمانرا عقب مانده نگهداشته و تاريخ درخشان ملت مان را مكدر نمايد.
در ابتدا، استعمار كهن بواسطۀ عده اي از روحانيون اجيروتنگ نظر، خواست تاسد راه كاروان پيشرفت و تعالي كشورمان شده و حاكميت ملي مان رابي ثبات سازد ؛ به تعقب آن ، در جستجوي اشخاص فرصت طلب ، استفاده جو، خود خواه، غدار و ومكار برآمد، تا اهداف شومش را براي هميش تحقق بخشد.
تعين وتحميل زعيم كشور از خارج، ترور واعدام نخبه گان و شخصيتهاي ملي ، اعطاي لقب باباي ملت، ساختن قبر هاي قيمتي و مجلل براي بزرگان يك قوم و قبيله ، مسخ تاريخ ، بچه سقاو وغلام بچه خواندن يكتعداد رجال سياسي مربوط به ديگر قوم، قبيله گرایی، شخصيت پرستي ،عقب ماندگي، فرهنگ ستيزي، وارونه جلوه دادن حقايق، فقر و بدبختي هميشگي، جنگهاي دوامدار، همه و همه مصيبتهاي امروزي كه دامن گير مان اند، اهداف غير انساني دشمنان ديرين مان مي باشند كه ريشۀ تاريخي دارند و با آمدن نادرغدار به كمك و همكاري مستقيم بادارانش در صحنۀ سرنوشت سياست كشور مان ، بيشتر از پيش ريشه دواندند.
محاكمه قلابي وبداركشيدن فرزندان صديق و دلسوزاين ميهن بخصوص شاه محمد ولي خان دروازي، يار و همرزم امانالله خان غازي، يكي از نمونه هاي جنايات بزرگ و نابخشودني نادرغدار بود كه اهداف دشمنان استقلال و آزادي ميهن مان راجامۀ عمل پوشانده و روح وحدت و يك پارچگي ملت مان را خدشه دار و تخم نفاق و بي اعتنايي را در سر زمين مان كاشت.
از آن زمان تا كنون، عده اي ازتحصيل كردگان مغرض، روشنفكران متعصب، تاريخ نويسان كذاب درباري و ميراث خواران نادر غدار، با استفاده از امكانات دست داشته شان، تب و تلاش كردند تا به چشم ديگران خاكستر پاش داده ، صفحات درخشان تاريخ مشترك كشور مان را به نفع قوم و قبيله خاصي باز نويسي نما يند ، جنايات وحشتناك و خيانتهای نا بخشودني حكمرانان بي رحم و عياشي را كه لهظه اي در فكر ترقي و آبادي كشور نبودند ناديده بگیرند ، سنتهاي فرسوده جامعۀ ابتدايي را براي مان بزورتحميل بدارند ، فكر نسل جوان را مغشوش بسازند و زمينه ساز بحران جديد ديگري شوند (تقسيم افغانستان به دو بخش) .
بطور نمونه درين اواخر، يكتعداد دروغ نگاران و دغلكاران مزدوراز طريق انتر نيت و راديو صداي خيمه نشينان ، پيوسته سعی مي نما يند تاحقايق ورويدادهاي تاريخ مان را مسخ نموده، به شخصيت والا مقام ومحبوب القلوب ملي و بين المللي مان محمد ولي خان دروازي هجوم برده بنام غلام بچه در بار، هويتش دهند و از نقش فعال آن سياستمدار صادق كوهپايه هاي مرد آفرين درواز بدخشان درعرصه هاي مختلف حيات سياسي واجتماعي كشور مان بكاهند واعمال ننگين اميران خون آشام و مزدوربه بيگانگان را رو پوشي نمايند .
به يقين كامل مي توان گفت، اگر محمد ولي دروازي فرزند اصيل تاجك نمي بود و مربوط به مليت پشتون مي بود ،او نه تنها اعدام نمي شد، بلكه دولت جسدش را بعد از وفاتش ، با اعلان عزاوماتم ملي دركشور ، به شكل آبرو مندانه و شاهانه در يك آرامگاه زيبا ومجلل دفن ميكرد، قبرش را عبادت گاه مي ساخت ، عكسش را در پيشروي ديوار ورودي وزارت امور خارجه نصب مي كرد، اسمش را به خط ذرين مي نوشت ، چندين خيابانها و جاده هاي وسيع كابل و ديگر ولايات را بنام آن ابر مرد تاريخ ، نامگذاري مي نمود ودر ضمن، همه ساله، عكسهاي امير امان الله خان غازي و شاه محمد ولي خان دروازي(پهلو در پهلو)، تزئین دهنده اي روز استرداد استقلال كشور مان بود. ولي افسوس و هزارافسوس كه امروز كس نمي داند و نمي خواهد بداند كه آن شهيد نيك نام و روشنفكرآزاد منش بي همتا، چه وقت ، در كجا ، و به چه شكل به خاك دفن شده است؟ (درود به روان پاكش).
لازم ديدم به ياد بود دوشخصيت ملي وبين اللملي كشور وهموطنان گرامي ام، شهيد محمد ولي خان دروازي وشهيد مولانا بحر الدين باعث، صفحاتي را در سايت فراتر از مرز هابنام زاد گاهم درواز اختصاص داده ، مقالات و مضامين علمي و پژوهشي عده اي از دانشمندان محترم و تاريخ نويسان واقعي را در خدمت نسل امروزي قرار دهم تا باشد يك باب گفت و گوهاي سالم و داوري هاي عاري از عقده گشايي را پيرامون سيماي محمد ولي خان دروازي و مولانا بحر الدين باعث در تاريخ معاصر كشور عزيز مان بازنماييم .
بدين اساس ، از همه روشنفكران رسا لتمند، علما و دانشمندان عاليقدر احترامانه آرزو دارم، با ارسال مضامين علمي و تحقيقاتي شان در باره شاه محمد ولي خان در وازي و مولانا بحر الدين باعث به اين آدرس، بنده را كمك و همكاري نمو ده ، صفحات اختصاصي مان را رنگين تر نمايند.
با عرض سلام و احترامات بي پايان
درودبه روان پاك همه شهيدان راه ازادي و ترقي اجتماعي
اقبال علیشاه" دهقان پور"