مقالهء « پیروزی
علم وشکست
خرافات »، نویشتهء مولا نا بحرا لدین" باعث" دانشمند فرهیخته، فیلسوف وصاحب رأی درامور اسلامی، سخنورتوانا،
مبارز نستوه راه آزادی، دمکراسی وعدالت اجتماعی ونخستین برافرازندهء پرچم مبارزهء مسلحانه برضد استبداد خانـوادهء دست نشاندهء نادری است، که در15/12/1344درجریدهء " پیام امروز"
شمارهءهشتم
آذین چاپ
یافته
وسروصدای
بزرگـی را
ازجانب "
جمعیت
العــلمـای"
وابـسته به
نظام فاسد
سلطنتی سبب
گردید. ما این
مقاله را
ازبایگانی
شخصی دانشمند
فرهیخته
وسرشناس
کشورمان جناب
دکتراسدالله
شـعورمقیم
شهرتورنتوی
کانادابدست
آورده بــدون
دخل وتــصرف
درین سخنگاه
به
نشرمیسپاریم،
تــا ازد یـد
امـروزی
نگــریسته
شود که
دانشـمندان
واقعـی
وراســتین
دینی چگـونه
ازمنظردین
گـرایان
غیردینی به
تکفیرکشیده
شده وبا ریختن
ارزشهای دینی
بـرپـای
ارباب
سلطنتی، آنان
را رهسـپار
گــــوشه
هــای تاریک
ونمناک
زنــدان های
شیوهء قرون
وسطایی نموده
وبا این عمل
جفاکارانه
افغانستان
عزیزرا
ازکاروان
پــرشــتاب
تمدن جهانی
عقب نگهداشته
اند.

بقلم
بحرالدین "
باعث
"
پیروزی
علم وشکست
خرافات
فـرودآمدن
موفـقانه
وآرام سفـینه
کیهانی
لـونای نهم
اتحادجماهر
شوروی به کرهء
ماه بیش از
آنچه برای
تخنیک دانان
ارزش علمی
دارد، برای ما
ازنگاه د ین
درخوردقت
ومطالعه است.
بررسی
های دقیق
پیرامون
نظریات عده ای
ازعالم
نمایان مذهبی
مبنی
برچگونگی وضع
نـــظــام
شمسی میرساند
که دین تا
کجاها دستخوش
تیوریهای
ناواقع
بینانهء
گروهی خود
خــواه
ومتـسامــح
گردیده وتا چه
اندازه روح آن
قربانی سهل
انگاریهای
آمیخته با
تعصب وکین شده
است.
این
تـودهء
متعالـم
ازغـــیرتشخیص
نصب الـعین
واقعــی دیـن
ودرک مفـاهیم
قرآنی
بسائـقهء حـس
ماجراجویی
وبه منظور حفظ
وصیانت موقف
اجتماعی،
تسلیم بلا قید
وشرط حکمت
یونان گردیده
با کمال بی
باکی
برتـیوریهای
آن رنگ دیـن
ومـذهب را
ریخته اند
وبرای
قبولاندن
وتزریق آن در
افکارعامه
ازاستخدام
نابخردانهء
روایات بی
اساس
ونامستندی
کارگرفته اند.
حکمای
یونان
آسمانهارا
بصورت طبقاتی
یکی بالای
دیگر پنداشته
وهرکدام را
مرکـوزومتعلـق
به فلک مخصوصی
دانسته وحکم
کرده اند که
افلاک اصولاً
قـابل درک
وتسخیر
نیستند
وبـدین اساس
دست یافتن به
سیارات،
منجمله کرهء
ماه محال
وناممکن
میباشد. ایـن
پـندار میان
ایـن عـدهء
علـما شکل یک
رکن اساسی دین
را بخود گرفت
واین آقایون
نا مآل اندیش
بدون آنکه با
ند یشند
اینگونه
مسایـل چه
وابستگی به
دیـن دارد،
پیرامـون آن
به لـفاظی
پـرداخـته با
جـوش وخـروش
آزمـندانــه
درنـشر
واشاعـهء آن
بحـیث یکـی
ازمــسایل
مـذهـبی
اهـتمام
ورزیـده
انــد، تا
آنـجا که عده
ای از افـراطـیون،
عـقـیده بـر
ضد این تـیوری
را الحــاد
وگناه
غیرقابل عـفو
وانـمود
کـرده بی
رحـمانه
ازسنگردین
آنچه ازتکفیر
وناسزا
میخواستند بر
حقیقت پژوهان
شلیک میکردند
وچون سد محکمی
به بـزرگـی
کوه در مسیر
ساینس
وتکـنالوژی
واقـع شده،
برای هیچکس
مجال پژوهش
وتحقیق را
درین مورد
نمیدادند وچه
بسا شخصیتهای
علمی
ونوابغـی
مانند
بوعـلی، ابـن
تیمیه، رازی و...
که قربانی این
ذهنیتهای
خرافی ومنافی
زمزمهء
اسلامی
گردیده اند.
تأثیر وگـردن نهـادن افکارعـمومی در پیشگاه ایـن تلقینات واهی ومیان تهی، بهترین حربه ای بود که طی قـرون متـمادی دربـرابـراندیـشه هـای عــرفانی وکاوشهای علمی بکاربرده میشد که تاریخ مشحون ازهمچو رویـدادها بوده، خـام پنداران متحجر همیشه ازخـواب غـفلت دیگـران سود جسته درپـناه دیـن ومـذهـب سرسخـتانه کـوشیده انـد تا افــرادی را که داعـیهء خرد ودانش دارند ازمیان بـردارند، سعی کرده انـد تا ازراه بر انگیختن احساسا ت عـمومی شعلهء تابناک علم ودانش را که غــذای اساسی دین است، خامـوش سازند. مگـر از آنجا که جهـل وبـی دانشی در تحــمیق عمومی رول عمده داشته وخوشبختانه درعصریکه ما در آن حیات بسرمیبریم، آفتاب دانـش بشر به نصف النهار خود رسـیده وگلیم جهــالت بـرچیده شده است، پدیـده هـای پیهم عـلمی یکـی بعد دیگـری بر تـیوریهـای بـی اساس کـهنه پــــرسـتان خـط بطـلان کشـیده، مشت آنـها را بـازوخبطـهای شـان را آشکارمیسازد. چنانکه ازجــمله یکی هـم کشف اسرار منـظومهء شمسی ودست یافتن بشربر کرهء ماه است که حلقه های تخیلی حکمت یونان ویا بعبارهء دیگرعقاید اسلامی (گونهء تفکریونانی) را ازهم پاشیده، پیروزمندانه بر کرسی قبول همگانی نشسته است.
شکست
طلسم خـرافات
درپهــلوی
منافــع
بیشمار، باری
اگــرتحقیق
بعــمل
نیایـد
وچهــرهء
واقعـی اسلام
نشان داده
نشود،
زیانهای
معنوی هــم
دربــردارد
وآن عبارت
ازایـجاد
سـؤتفاهــم
واندرشدن
مسلمانان
سـاده لـوح
بیک اضطراب
عـقــیده وی
بعضی بـردیـن
میباشد چه
قـبول کــردن
فرضیهء عــدم
امکان
تسخیرسـیارات
بحیث یـک اصل
مسلم دیـنی
ورسوخ این
عــقیده
درژرفای روان
آنها ولگد مال
شدن آن
زیـرپای
ستوران ساینس
وتکـنولـوژی،
شکـی نیست که
آنهارا
دچاریک سؤظن
شدید ساخته از
پیـمانهء
گـرایـش شان
بکاهـد
ورفـته رفـته
خـوشبینی
شـان را به
بــدبینی
وانزجـار
عمیقی مبدل
کند ودرختی را
که این
آقـایون قشری
آبیاری کـرده
اند، ثمری
زهــرآگین
بــبارآ ورد
وجهـانی را
مسموم سازد.
اینجــاست
که بایست برای
رفـع ایـن
اشـتباه
مسایلی را که
شالــودهء
دیــن را
تشکیل میدهند
اجمالاً مورد
بررسی
قرارداده
ازخود بپرسیم
که این گونه
مسایل چه
ارتباطی با
دین دارند؟
آیـهء
مـبارکه «یسئلونک
عن الاهله قل
هی مواقیت
للناس» وشأن
نزول آن واضح
میسازد که دین
دارای
اهــداف
مخصوص وشخصی
بـوده جــزئی
تـریـن بستگی
به همچو مسایل
ندارد. زیرا
اگر سروکاری
به این
موضوعات
میداشت،
سئوال کننده
گان هرگز مورد
عتاب قرار
نگرفته برعکس
تقدیرمیشدند،
چه کنجکاوی
دراطراف
مسایل مذهبی
ازسرامد خصال
ونمونهء کامل
دیانت شعاری
بشمارمیرود
وخیلی هم شگفت
آور است اینکه
شخص دیانت
شعاری نکوهش
شود.
حـدیـث شریف« انتـم اعـلم بامـورالـدنیا
» این ادعارا تأئید ومیرساند که میان دین واین قبیل مسایل مرام شخصی موجود میباشد وهیچگونه هماهنگی بین این دووجود ندارد.
اکـنون
بـیائیـم
سرایـن مطلب
که دیـن چیست؟
چه میخواهد؟
وارکانیکه
اسکلیت آنرا
تشکیل میدهند
کدام ها اند؟
دیـن
بنابـر
تعـریف اهل
کلام«عـلمای
عـقایـد»
پرنسیپی است
آسمانی که
خردمندان را
با ایده های
مقــد سشان
سوق میدهـد
وهـدف دیـن
طـوری کـه به
هـمگان
معـلوم است،
تـأمین مصالح
فــــردی
واجتماعی
وتحکیم روابط
بشر بخدا
وهمدیگرمیباشد.
رکـنهای
اساسـی دیـن
چـنانکه
درکـتب دیـنی
مـشاهـده
میشود،
آنهــایــی
اند که قرآن
پیروانش رابه
پــذیرفتن
آنها بحیث
معـتقدات
دیـن تکلیف
ومستنکیفین
را مورد عتاب
قرار داده است
که بصورت
اجـمال
میتوان
ازایـمان
بخـدا،
فـرشتگان،
کتب آسمانی،
پیغمبران،
روزآخرت
وتقدیر
بخیروشر از
جانب خدا نام
برد.
ارکان پنجگانهء اسلام که عبارت ازگواهی به یگانگی خدا ورسالت محمد(ص)، روزه، نماز، حج وذکات میباشـند واشکال مختلف عبـادت عـملی ونـظری، مالـی وبـدنـی تشکیل میدهند، هرکدام از معـتقدات بـوده ایـمان به آن نیز بنوبهء خود ضروری است. زیرا طوری که درتعریف ارکان دین اشاره کـردیـم، قـــرآن درچنـدین جا مسلمانان را به آنها مکلف نموده اعتقاد وتعمیل آنهارا درامداد سعادت وخوشبختی وانمود کرده است، که به همگان معلوم بوده نیازی به تفصیل نیست. حالا باید دیـد که چه وجه مشـترکـی میـان دیـن ومنـظومهء شمسی مـوجـود است وقـضاوت نمود که آیا این متعالـمین گرا می به نـفع دین خــدمت کـــرده اند یا چطور؟ البته استنتاج را بخود مطالعین محترم واگذارمیشویم. موضوع دیگری که موجبات خبط عدهء زیادی را فراهم کرده واساساً معلوم نیست تا کـجاهـا حقیقـت دارد هـمانا مــوضوع شـق قمراست که سالیان درازی هسته سخن پردازی های علما بوده، آب وتابی به آن داده اند واورا بحیث معجزه رسول درزمرهء معتقدات پذیرفته اند وسؤ تـفاهـمی که درینـمورد دامنگیر شـده است درست ازآ یهء مبارک«
اقتربت الساعته وانشق القمر» نشأت کرده است.
مگـرنـگارنـده
نـظربه
بـداهــت
مـوضوع وقـت
خــوانندگان
ارجـمند را
ضایع نساخته
ازغیر اینکه
پـیرامـون
ترجمهء این
آیه ومفهوم
واقعی
اعجازواینکه
اعجازدارای
چه شکلی
میباشد؟ فرق
عادت یعـنی
چـه؟
ومرادازآن
کدام است؟
عـادت اله است
یا عادت الناس؟...
به پیچیم، ضمن
تبریک این
موفقیت بزرگ
کیهانی به
پیشگاه بشریت
بگذارش فوق
اکتفا میکنم
والسلام.