|
متن سخنرانی دکترقاسمشاه اسکندر (تاجیکستان) درکنفرانس بین المللی 23 و24 اگست زیرعنوان« کنفرانس بین المللی پیرامون نقش محمود طرزی ومحمد ولی خان دروازی دراساس گذاری دیپلوماسی مدرن افغانستان»
نقش شاه محمد ولیخان دروازی در معرفی و تبلیغ استقلالیت سیاسی افغانستان با اجازة رئیس محترم جلسه و دانشمندان ارجمند! قبل از همه میخواهم از مقام محترم وزارت امور خارجة جمهوری اسلامی افغانستان، مرکزمطلعات و تحقیقات استراتیژیک آن، برای دعوت نمایندگان تاجیکستان به این کنفرانس ابراز سپاس نمایم. سالهای آخر در افغانستان تجلیل از شخصیتهای نامدار کشور به سنت خوبی تبدیل یافتهاست. علامه محمود طرزی و شهید محمدولیخوان دروازی از جملة شخصیتهای ملی کشور بودند که در کسب استقلال سیاسی افغانستان تحکیم این استقلالیت، ایجاد دیپلوماسی نوین نقش بزرگ ایفا نمودهاند. واقعاً ما هم در تاجیکستان به خدمات بیشایبه این بزرگمردان ارج میگذاریم. محمدولیخان دروازی هرچندی در اقغانستان بزرگ شدهاست، به این ملت و این وطن خدمتهای شایانی نمودهاست، اما او زادة قلعة خمب، مرکز درواز تاجیکستان است. آخر سال 1877 ابتدای سال 1878 آخرین دولت تاجیکی محلی شاهی درواز مورد حملة قشون منغتان بخارا قرار گرفت و بعد ازنبردهای شدید قشونهای شاه درواز از قلعة خمب به دیهه کیوران (دیهه که من آنجا زاده شدهام) عقیبنشینی نمودند. آخرین جنگی که تقدیر دولت را حل نمود محض در همین دیهه صورت گرفت. حالا هم قبرستانی که با نام «قبرستان شهیدان» یاد میشود در لب دیودرة این دیهه وجود دارد. این قبرستان همان سربازان قشون شاهان درواز میباشد. شاه وشاه زادگان که در میان آنها ابوالفیضخان با پسر خردسالش محمدولیخان نیز بودند به فرغانه مهاجرت نمودند. فرغانه آن زمان در تابعیت روسیة تزاری قرار داشت. در فرغانه شاهمحمودخان، برادر آخرین شاه از دودمان شاهان درواز سراجالدینخان با عبدالرحمانخان که در پناه روسها در سمرقند میزیست دید و بازدیدها انجام داد. بعد از به تخت شاهی تکیه زدن عبدالرحمان سال ۱۸۸۰ شاهمحمودخان و ابوالفیض سال ۱۸۸۸به کابل رفتند. آن زمان امیر در جلالآباد بود. با بازگشت خود از جلالآباد امیر شاه محمود و ابوالفیض را به حضور پذیرفت. در این ملاقات در بارة به کابل آوردن اهل خانوادة آنها صحبت شد. بعد از آن عبدالرحمان به حکمتداران روسیه در خوقند نامه نوشته، خواهش نمود که برای به کابل آمدن اهل خانوادة شاهان درواز مساعدت نمایند. فیض محمد کاتب در این باره می نویسد: «و در خلال این احوال به روز سهشنبه 15 ماه شوال در خصوص تعلقات و بازماندگان شاهابوالفضلخان و شاهمحمودخان دروازی که خود ایشان از خوقند، کابل آمده، از خوان احسان پادشاه کمیاب گشته و آنها در آنجا باز مانده بودند از حضور اقدس برای کارگذاران دولت روس مدت خاتمهای مرقوم رفت که محمدیحییخان، کاملخان، محمدعمرخان و محمدولیخان پسران شاه ابوالفضلخان و عبداللهخان، ولیمحمدخان و عبدالعزیزخان ابنای شاهمحمودخان و احمدخان بن حامدخان و رحمانقلخان و همراهخان و محمدیوسفخان و محمدیعقوبخان خواهرزادگان ابوالفضلخان و شاهمحمودخان که ما را با ایشان ارادت سابقه و محبت صافله چه در آنجا و چه در درواز بوده نبابر آن ایشان آن رشته را تازه ساخته و باب تعلق و راه اخلاص را بدین جانب گشوده و مشمول عواطف پادشاه گردیدهاند و استدعا و خواهش دارند که ایام ضعف و پیری و هنگام کهولت و زمینگیری خود را ازحمات تردد تحصیل امر معاش فارغ باشند و این مسئول ایشان را به مصمعه قبول جا داده مینگاریم که چون دولت عالیة روس بر خاص و عام و جمهوری آنام سکنة ترکستان متعلق خودش مشفق و مهربان است، هر آئینه افسران و صاحبمنصبان مقیمی آن حدودش اگر از مکنون خاطر ما آگاه شوند راضی خواهند شد که آنان از آنجا حرکت کرده با پدران خود ملحق شوند، زیرا که نشست و تفرقة ایشان باعث رنجوری و مهجوری و حزن و ملال جانبین خواهد بود و امید قوی چنان است که چپتة راهداری به ایشان داده، رخصت این ولا فرمایند و از حقوق دوستی و همجواری که در بین هر دو دولت مرعی است رهسپار این دیارشان سازند فقط». و این نامه را به حامدخان و چند تن نوکران ایشان چون ملا ملیمحمد و عبدالکریم ناصرعلی و شاه محمد سلیم و محمدرحیم نامان که با هر دو برادر مذکوران همراه آمده بودند سپرده رهسپار خوقند فرمود که همة بازماندگان و زنان و پسران ایشان را از آنجا به کابل آرند.[1] همین طور، از سال ۱۸۸۸ محمدولیخان به کابل آمد و بعد از چند مدت به دربار راه یافت و به زودی صاحباحترام گردید، دانشمند و فاضل گردید. در جنبش مشروطهخواهان دوم، در استرداد استقلال کشور سهم زیاد داشت. برای دولت افغانستان که استقلالیت سیاسی خود را در سال 1919 اعلام داشته بود، تبلیغ این استقلالیت، معرفی آن در سطح جهاناهمیت زیاد داشت. بنابر این شاه امانالله در پی فرستادن سفارت سیار به کشورهای گوناگون گردید، تا این وظیفة مهم را به اجرا رسانند. اولین سفارت فوقالعاده افغانستان آخر ماه آوریل سال ۱۹۱۹ عزم سفر تاشکند و مسکو نموده که آن را ژنرال شاه محمد ولیخان دروازی رهبری مینمود. سفارت فوقالعاده از مسکو میبایست به اروپا و آمریکا میرفت تا استقلالیت افغانستان را تبلیغ نموده، برای به رسمیت شناختن آن شرایط فراهم بیارد. به مسکو فرستادن محمدولیخان بیسبب نبود. اولاً، سردار هیئت تعیین گردیدن محمد ولیخان خود شهادت آبرو و نفوذ او در افغانستان و دربار اماناللهخان بود. بعداً، شاه جوان درک میکرد که از فعالیت این سفارت تقدیر آیندة مملکت و استقلالیت آن جداً وابسته میباشد. از این جهت کسی باید آن را رهبری مینمود که نه تنها از نازکیهای دیپلوماسی باخبر باشد، بلکه انسان پاکوجدان بافراصت و اصیل باشد، منفعتهای افغانستان را حفظ کرده تواند. شاهزادة دروازی، محمد ولیخان این خصلتها را دارا بود. او از یاران باوفای شاه، شخص بااعتماد او بود. شاه اماناللهخان در اعتمادنامة بزرگ به سفر اروپا و آمریکا و مجلس صلح پاریس ژنرال محمد ولیخان دروازی را چنین معرفی کرده بود: «سفیر فوقالعاده مرخص دولت متعلقهام عالیقدر ژنرال محمد ولیخان است که از اصیلزادگان و اشراف خاندانهای بدخشان افغانستان و از مصاحبان حضور پدر شهید مرحومم علیحضرت سراج ملت والدین بوده، در حضور این دوستدار شما از همه جهت طرف وثوق و اعتماد تام را حایز و داراست». سفیر سیارمحمدولیخان در شرایطی سفر نمود که در قلمرو روسیه و آسیای میانه امنیت وجود نداشت، در راه ها گروههای مسلح با نام سرخ و سفید و سبز و غیره عمل مینمودند. سفیرافغانستان بعد ازچند هفته خود را به بخارا رسانیده، در آنجا محمدولیخان دروازی با امیر سید عالمخان ملاقات نمود. در کتاب خود «تاریخ حزن ملل بخارا» سید عالمخان از ملاقات خود با شاه محمدولیخان چنین مینویسد: «همین که دولت افغانستان همراه دولت بریطانیا محاربه تمام نمودند، بعد از طرف دولت افغانی ژنرال محمدولیخان وزیر مختار گردیده، به دولت مقدس بخارای شریف آمده، ذات شاهانهام را ملاقات نمودنی شده، از طرف علیحضرت امیر افغان تحفة بسیار آورده، به این بندة عاجز تسلیم نموده، همراه وزیر مختار ملاقات نمودم. در اثنای مصاحبت از این بندة عاجز مقصد شخصی سؤال نمود. به جواب آن گفتم: «عین مشوره همین خواهد بود که همراه بلشویک آغاز حرب نمایم، زیرا همین فرصت نهایت دلالت در ضعف دشمن دیده میشود، وقت را غنیمت دانستن لابدی است». ازبسکه این وزیر مختار موصوف شخص دوربین و هواخواه دولت اسلام میباشد، برای من پاسخ داد که شما همراه دولت افغانستان یکی هر دو برادر هستید، یکی شما الحال در مقابل دولت بریطانیا کمر بسته، آغاز حرب نموده، شما هم از این طرف با دولت بلشویک همین رفتار نمائید مبادا خدا ناکرده، به واسطة شما هر دو برادرخدام ملت سبب خرابی دو دولت و عالم اسلام ظاهر گردد و تعجل به کار برند، تا دیده شود که کار برادرتان به کجا انجام خواهد یافت. بعد از آن به صلاح و مشورت همدیگر کار نمائید، بهتر خواهد بود». چونکه گفتار این وزیر اعظم عین ثواب بود، خیریت خود را به همین دانستم و این امر را تسلی خاطر خود داشته، چند وقت صبر را پیشة خود ساختم».[2] همین طور، محمدولیخان دروازی با این مشورة خود امیر بخارارا از جنگ روسیه که، حتماً باعث خرابی ملک و تلفات جانی مردم میگشت و نتیجهاش به نفع بخارا نبود برکنار داشت. سفارت بعد از ۱۳ روز، ۱۰ اکتبر سال ۱۹۱۹ به مسکو رسید. در میدان نزد ایستگاه قزان سفارت از طرف نمایندگان عالیرتبة حکومت فدراسیون روسیه خیلی گرم و صمیمانه استقبال گردید. شاه محمد ولیخان در نزد انبوه مردمی که به استقبال او آمده بودند سخنرانی کرده گفت : «ما میدانیم که مردمان مسلمان روسیه آزادی خویش را به دست آوردهاند. ما هم باوری کامل داریم که با کمک و پشتیبانی روسیة شوروی افغانستان و دیگر مناطق شرق از زیر استثمار آزاد خواهند شد». ۱۲ اکتبر سال ۱۹۱۹ شاه محمد ولیخان و اعضای هیئت در کمیسریای خلقی امور خارجه پذیرفته شدند و شاه محمد ولیخان پیشنهاد حکومت افغانستان را در بارة دوستی و همکاری در مبارزه به مقابل استعمار غرب ارائه نمود. اینچنین او از حکومت روسیه خواهش نمود که به سفارت افغانستان در برقرار نمودن مناسبت دوستانه با مملکتهای دیگر کمک رساند. بعد ازدو روز، چهاردۀ اکتبر شاه محمد ولیخان را رهبر دولت شوروی و. ی. لنین به حضور پذیرفت. بازدید و ملاقات شاه محمدولیخان با لنین در یک فضای گرم و صمیمانه دایر گردید. و. ی. لنین در سخنان مقدمه ویش گفت که «بسیار خوشبختم که شاه محمد ولیخان، نمایندة مردم دوست ما افغانستان که ظلم میبینند و بر ضد اسارت امپرالیستی مبارزه میکنند در پایتخت سرخ حکومت کارگران و دهقانان میبینم». شاه محمد ولیخان جواب داد: «من دست دوستی را به شما دراز میکنم و امید دارم که شما به تمام مشرقزمین در آزادی از قید امپرالیسم کمک خواهید نمود». صحبت شاه محمد ولیخان با و. ی. لنین دو ساعت دوام کرد و در پیریزی و تحکیم مناسبت دوستانة دو دولت اهمیت زیاد داشت. به شاه محمد ولیخان میسر گردید که لنین را نه تنها از وضع داخلی افغانستان و شخصیت اماناللهخان و برنامة حکومت او در ساختمان افغانستان نوین آگاه نماید، بلکه از خصوصیتهای حرکتهای ملی آزادیخواهی در شرق میانه، به ویژه در هندوستان و مناسبت افغانستان به این حرکتها مطلع بسازد. لنین هنگان صحبت گفت که حکومت شوروی حکومت زحمتکشان و مظلومین، عیناً همان آرزو را دارد که سفیر فوقالعادة افغانستان راجع به آن اظهار نمود، لیکن لازم است که شرق مسلمانی این مقصد را درک نموده و در جنگ آزادیبخش کبیر به روسیة شوروی کمک نماید. شاه محمد ولیخان دروازی چنین جواب داد: «من میتوانم تأکید نمایم که شرق مسلمانی (مسلمانان شرق) به این امر پی برده است و آن ساعت نزدیک است که تمام جهان یقین حاصل نماید که برای امپرالیسم اروپا در شرق جای و مکان نیست». چنانی معلوم است ۱۸ اوت سال ۱۹۱۹ در راولپندی شرطنامه بین افغانستان و بریطانیای کبیر امضا گردید که در اساس آن استقلالیت افغانستان از طرف انگلیستان به رسمیت شناخته شد و و. ی. لنین ضمن آن در بارة محمد ولیخان دروازی گفته بود که «افغانستان اینچنین شخصیتهای فهیم و کاردان دارد که توانستند استقلال خود را از بریطانیای کبیر حاصل نماید».[3] واقعاً هم در یک مدت کوتاه کاردانی، مهارت دیپلوماسی، آزادفکری و صمیمیت شاه محمد ولیخان توجه لنین را جلب کرده بود و بیهوده نیست که در جشن ۲ سالگی انقلاب اکتبر در تأتر بزرگ مسکو شرکت و سخنرانی نمود. شاه محمد ولیخان اولین نمایندة رسمی دولت خارجی بود که در چنین جشن شرکت نموده بود. او خلق شوروی را با جشن انقلاب تبریک نموده، اظهار داشت: «هرچندی ما کمونیست نباشیم هم، از دست استعمار غرب جبر و ظلم کم تر ندیدیم و برای همین هم تیاریم در مبارزه برای آزادی و استقلالیت بر ضد استعمار از یک قطره خون خود گذریم». در آخر ماه نوامبر سال ۱۹۱۹ و. ی. لنین بار دیگر شاه محمد ولیخان را به حضور پذیرفت و به او وعده داد که روسیة شوروی به افغانستان کمک اقتصادی و نظامی نموده، از استقلالیت و آزادی آن پشتیبانی خواهد کرد. شاه محمدولیخان در مسکو با تمام اخلاص و صداقت مشغول تهیه آخرین متن معاهدة سیاسی و تجارتی میان روسیة شوروی و افغانستان گردید و بعد از اتمام این وظیفه ماه ژانویة سال ۱۹۲۰ از طریق هرات به کابل برگشت. اما به زودی در ماه ژوئن همان سال باز به سفر تاشکند و مسکو برآمد. در مسکو بار دیگر از طرف رهبران رسمی شوروی، از جمله وزیر خارجة آن کشور و. گ. چچرین به گرمی استقبال گردید. در نتیجة مذاکرات انجامداده با رهبریت روسیه ۲۸ فوریة سال ۱۹۲۱ شرطنامة دوستی روسیة شوروی با افغانستان امضا گردید. به نمایندگی از افغانستان صاحباستقلال این شرطنامهرا شاه محمدولیخان دروازی امضا نمود. باید ذکر نمود که این اولین شرطنامة برابرحقوقی افغانستان با دولت بزرگ بود و محض همین شرطنامه باعث بلند گردیدن آبروی و اعتبار بینالمللی افغانستان گردید و شرایط را مساعد ساخت، تا دیگر کشورهای بزرگ غرب استقلالیت افغانستان را به رسمیت بشناسند. با دستگیری رهبریت شوروی بعد ازچند روز، اول ماه مارس سال ۱۹۲۱ در شهر مسکو شرطنامة دوستی و اتحاد بین افغانستان و ترکیه به امضا رسید. به قول م. س. فرهنگ معاهدة برقراری مناسبت سیاسی با ایران نیز در مسکو به امضا رسید.[4] بعد از این شاه محمدولیخان دروازی همچون وکیل تامالاختیار شاه اماناللهخان رهسپار اروپا شد، تا استقلالیت افغانستان را تبلیغ نموده، به شناخت رسمی استقلال کشور از جانب ممالک اروپایی مساعدت نماید. دولت افغانستان به این وسیله میخواست انگلیستان را در برابر یک عمل انجامشده قرار بدهد، تا در مذاکرات بعدی آن را به نفع خود استفاده نماید. رئیس هیئت افغانستان لباسهای زیبای اروپای به تن نموده بودند، تا به جهانیان بفهمانند که آنها مردم متمدن بوده، ازدانش و فرهنگ برخوردارند و بر خلاف تبلیغات دشمنانة استعمارگران انگلیس از دستآوردهای تمدن و ترقی بهرمند میباشند. در سفر اروپا سفارت شاه محمد ولیخان دروازی نه تنها برای برقراری مناسبت سیاسی افغانستان با کشورهای اروپا تلاش مینمود، بلکه میکوشید تا روابط اقتصادی و نظامی این کشورها با افغانستان استوار گردد و جلب سرمایة خارجی، صدور تکنولوژی، مؤسسات صناعتی و کارشناسان ماهر به افغانستان به راه انداخته شود. واقعاً شاه محمد ولیخان دروازی در معرفی افغانستان مستقل در اروپا، اعتراف این استقلالیت، جلب همکاریهای آن کشورها برای اصلاحات و ترقی افغانستان خدمتهای بینظیری انجام داده بود. شاه محمد ولیخان دروازی سفیر فوقالعادة افغانستان در اولین سفر خود به اروپای غربی از راه پولند اول به آلمان رسید. در برلین هم هنگام مذاکرات با هیئت افغانی کوشش میشد، تا احتیاطکارانه مناسبت نمایند که رابطه را با بریطانیا خراب نکنند. در نتیجة این مذاکرات موافقه به دست آمد که نمایندة دیپلوماسی افغانستان در آلمان پذیرفته شود، ولی به افغانستان فرستادن نمایندة آلمان به آینده موقوف گذاشته شد. مقصد اساسی سفر هیئات افغانستان برقراری مناسبت سیاسی و تجارتی بین افغانستان و آلمان بود. شاه محمد ولیخان دروازی کوشش زیاد به خرج داد، تا متخصصین آلمانی را به پروژههای صناعتی افغانستان دعوت کند. در ماه می سال ۱۹۲۱ سفارت به شهر روم، پایتخت ایتالیا رسید وسوم ژوئن با دولت ایتالیا معاهدة برقراری مناسبتهای دیپلوماسی را امضا نمود و ایتالویها را برای تبادل سفرا در دو کشور معتقد ساخت. سپس هیئت سفارت شاه محمد ولیخان دروازی به فرانسه رفت و سازشنامة تجارتی میان فرانسه و افغانستان امضا شد. شاه محمد ولیخان دروازی ۱۲ ژوئن سال ۱۹۲۱ وارد آمریکا شد. حکومت انگلیستان کوشش فراوان به خرج داد، تا هیئت را در آمریکا پذیرایی نکنند. اما با رسیدن هیئت به این کشور با کوشش و مهارت دیپلوماسی شاه محمد ولیخان دروازی 20 ژوئن هیئت را وزیر خارجة آمریکا چرلز اونس قبول کرد. باید ذکر نمود که پیش از آمدن هیئت وزیر خارجة آمریکا نامة رسمی از سفیر بریطانیا در پاریس گرفته بود. در نامه از روابط نزدیک و دوستانه میان افغانستان و شوروی که آن زمان هنوز دولت شوروی مورد پذیرش رسمی آمریکا قرار نداشت تذکر داده شده بود. بعد از صحبت با وزیر خارجه هیئت افغانستان موفق گردید که با رئیس جمهور آمریکا Warren Harding ملاقات نماید. ضمن تقدیم نامة شاه اماناللهخان به شاه محمد ولیخان خواستار برقراری مناسبت نزدیک با کشورش گردید. او پیام شاه امانالله را دریافت نمود و درگذشت امیر حبیبالله را به پادشاه افغانستان تسلیت گفت. . در بارة نتیجة سفارت فوقالعادة شاه محمد ولیخان دروازی به آمریکا هم نظرها گوناگون میباشند، اما یک چیز مسلم است که خود ملاقات هیئت با پرزیدنت آمریکا و وزیر خارجة آن کشور، سپردن نامههای پادشاه و وزیر خارجة افغانستان که حکایت از اسقلالیت دولتی افغانستان میکردند یک پیروزی بزرگ تلقی میشد. ۲ اوت سال ۱۹۲۱ بعد از حاصل کردن ویزه (روادید) انگلیسی هیئت شاه محمد ولیخان دروازی به انگلیستان برگشت. ۸ اوت هیئت در بندر لیورپل از کشتی فرود آمد. محمد ولیخان دروازی را مذاکرات بسیار مشکلی با رهبران انگلیس در پیش بود. این بود که نامههای ارسالی پادشاه افغانستان عنوانی پادشاه بریطانیا جارج و نامة محمود طرزی – وزیر خارجة افغانستان را عنوانی همتای انگلیسی او لرد کرزن به او سپرد. وزیر خارجة انگلیس محمد ولیخان دروازی را با سردی پیشواز گرفت و بعد ازگرفتن نامه ها، آنها را نکشاده به کاتب خود داد و هدایت فرمود که آنها را به دفتر دبیرخانة دولت در امور هند بسپارد. ضمن این کرزان افزود که تا زمانی که قراردادی بین انگلیسها و دولت افغانستان امضا نشده است حاضر نیست محمد ولیخان را به حیث نمایندة افغانستان بشناسد، بلکه تا آن وقت به حیث یک مهمان رفتار خواهد کرد.[5] شاه محمد ولیخان از لرد کرزان در بارة جریان مذاکرات بین انگلیستان و افغانستان که آن زمان در کابل دوام داشت پرسان شد، اما وزیر خارجه با سردی جواب داد که این مسئله مربوط مذاکرهکنندگان است، در بارة آن در کابل تصمیم بگیرند. وزیر خارجة انگلیستان لرد کرزان سابق نائبالسلطنة هند بریطانیا و مخالف سرسخت استقلالیت افغانستان بود. بنابر آن اورا فهمیدن ممکن بود و هیچ کس انتظار پذیرایی گرم را از سفارت فوقالعادة افغانستان انتظار نداشت. به ضم این، هئیت محمدولیخان دروازی از پاریس مستقیماً به آمریکا رفته، از انگلیستان دیدن نکرد که این هم به عزت نفس انگلیسها رسیده بود. بعد از ملاقات کوتاهی با لرد کرزان شاه محمد ولیخان باید با پادشاه جارج ملاقات میکرد و کرزان هدایت داد که این مسئله را از طریق دبیرخانة دولت در امور هند باید هماهنگ کنید. در جواب شاه محمد ولیخان گفت که من حاضرم با یک کاتب وزارت خارجة بروم، نه با وزیر مستعمرات و بدون مالاقات با پادشاه از انگلیستان خارج خواهم شد.[6] هفدهم سپتامبر محمد ولیخان و هیئت او به دیگر کشورهای اروپا رفتند، اما عضو هیئت غلام صدق خان چرخی به کابل برگشت، تا از جزئیات ملاقاتها در لندن اطلاع دهد. همین طور از سپتامبر سال ۱۹۲۱ تا مارس سال ۱۹۲۲ هیئت سیارافغانستان تحت راهبری شاه محمد ولیخان دروازی دو باره از پاریس، برلین، بن و روم دیدن کرد و با اعزاز و اکرام پذیرایی شد. بلاخره در آوریل سال ۱۹۲۲ در بازگشت به افغانستان در پاریس شرطنامه بین افغانستان و فرانسه به امضا رسید. شاه محمد ولیخان دروازی، گرچندی نتوانست با تمام کشورهای اروپایی شرطنامهها امضا نماید، ولی یک چیز مسلم بود که به او میسر گردید، تا آواز استقلال افغانستان را به جهان برساند و نقشة دولت بریتانیارا که میخواست برای خود شرایط یک جانبة سود گرفتن از سازشنامههای دولتین را حاصل نمایند، ناکام ساخت. هیئت ۱۲ ماه می سال ۱۹۲۲ به کابل برگشت. در دوام قریب دو سال سفارت فوقالعادة افغا نستان تحت سرپرستی شاه محمد ولیخان دروازی از شهر به شهر، کشور به کشور، دور از خانواده و یاران و دوستان به مذاکره و ملاقاتها برای حفظ استقلال افغانستان مشغول بود که خود یک خدمت بزرگ است. او توانست استقلالیت افغانستان را به جهانیان اعلام کند. در نتیجة مذاکرات بسیار مشکلی که در پایتختهای ممالک اروپا، آمریکا و روسیه داشت به او میسر گردید، تا مناسبتهای دیپلوماسی را با بیشتر این کشورها برقرار و برای گسترش روابط سیاسی، اقتصادی، تجارتی و فرهنگی با افغانستان زمینة خوبی مهیا نماید. سفر دو سالة محمد ولیخان دروازههای افغانستان را برای افکار و اندیشههای نو معارف مدرن، تکنیک و تکنولوژی نو باز کرد. افغانستان از انزوای سیاسی بیرون شد. بعد ازبازگشت به افغانستان پادشاه اماناللهخان خدمتهای بینظیر شاه محمد ولیخان دروازی را قدر نمود و او را ماه ژوئن سال ۱۹۲۲ به عوض محمود طرزی وزیر امور خارجة افغانستان تعیین نمود. در همه وظیفههایی که او کار کرده برای ملت و استقلالیت افغانستان کار کرده بود. تشکر! [1] فیضمحمد کاتب. سراجالتوارخ»، ج 3، ص. ۴۰۳-۴۰۲. [2] سیعد عالمخان. «تاریخ حزنالملل بخارا». دوشنبه، پیام آشنا، ۲۰۰۶، ص. ۱۳-۱۴. [3] ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد در افغانستان. ص. ۹۳. [4] فرهنگ م. س. افغانستان در پنج قرن اخر. ج 1، ۱۹۹۲، ص. ۵۲۱ [5] نگاهی به عهد سلطنت امانی. ص. ۴۲. [6] پهنیار سعی مسعود. ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد در افغانستان. ص. ۱۳.
|