Walikhan Darwaz

نقش محمد وليخان در ترويج استقلال افغانستان

دکتر صاحبنظر مرادی

در اين روزها که تجليل از هشتاد و نهمين سالروز آزادی افغانستان در محدوده ارگ ریاست جمهوری و با گذاشتن گلدسته ای در پای مینارDr Sahib Nazar Moradi استقلال برگزار گردید، با کنشها و واکنشهای متفاوت مردم و روشنفکران همراه بود. ضمناً وزارت خارجه افغانستان تصمیم گرفته است تا از دو وزیر خارجه عصر استقلال يعنی محمود بيک طرزی و محمد وليخان بدخشی (دروازی) طی جلسه سربسته ای در تالار وزارت خارجه تجلیل و یاد بودی بعمل آورد. ازینرو مقاله ای بهمین مناسبت را که مجال ورود به محفل وزارت خارجه نداشت خدمت خواننده گان عزیز پیشکش مینمایم.

با پيروزی قيام مردم افغانستان بقيادت امير امان الله خان عليه انگليس در سال 1919 و پيروزی حزب بلشويک بر حکومت پادشاهی تزار در سال (1917)م در روسيه، که دارای پروژه های سياسی و استراتژيک منطقوی و جهانی بود و نفوذ آن قبلاً تا سرحدات شمالی افغانستان گسترش يافته بود. هر دو کشور در قبال روابط شان با يکديگر و ادامه يا حذف سياستهای تزاری و انگليسی ديپلوماسی فعالی را آغاز کردند. سياستهای استراتژيک دولت پادشاهی تزار در منطقه پيش از همه عبارت بود از:

 رسيدن به آبهای گرم دريايی در بحرالکاهل در جنوب آسيا. روسها بخاطر تحقق اين اهداف خود را در شرق به بحيره زرد در چين نزديک ميساختند تا بر بندر "پورت آرتر" در منچوريا دست يابند، اما جنگ روس و جاپان در اوايل قرن بيستم سدی را در اين راه ايجاد کرد. در بخش مديترانه دولت عثمانی و بعداً حکومت مصطفی کمال اتاترک موفق شدند تا بدفاع از تنگه بوسفور و دره دانيال راه را به روسها مسدود سازند. در قسمت خليج فارس و بحر هند که در حوزه فعاليت انگليسها قرار داشت راه پيشروی روسها مسدود بود، ازينرو توانستند به عمق آسيای ميانه قزاقستان و قفقاز دست يابند. در همين گير و دار دولت پادشاهی تزار سرنگون گرديد و جايش را دولت بلشويکهای انقلابی برهبری حزب کمونيست روسيه بدست گرفت. اين دولت برخلاف پاليسيهای که در قسمت آزادی مستعمرات در دوران مبارزه سياسی خود شعار ميداد، اما عملاً به ادامه سياست روسيه شاهی در قسمت تسلط بر بخارا، خيوه و تمام آسيای ميانه ادامه دادند.

در بحبوحه اين رويدادها شاه امان الله خان هيئتی را به رياست جنرال محمد وليخان بدخشی توظيف نمود تا تصديق و شناسايی استقلال افغانستان را از سوی کشورهای منطقه و جهان بدست آورند.

محمد وليخان در اولين سفر خود به تاشکند و مسکو با نماينده گيهای ايران و ترکيه تماس حاصل نمود و در برقراری مناسبات کشورش با آنها معاهده هايرا به امضا رسانيد. بر اثر اين ماموريت سياسی محمد وليخان به اروپا دولتهای ايتاليا و فرانسه حاضر شدند تا با امضای معاهده برقراری مناسبات با افغانستان در 3 جون 1921 و 28 اپريل 1922 استقلال افغانستان را برسميت بشناسند. محمد وليخان توانست ندای آزاديخواهانه مردمش را بگوش جهان برساند و آزادی کشور را در حوزه وسيعی ترويج نمايد و نيات دولت انگليس را در قسمت خفه ساختن آن ناکام سازد. هيئت در امريکا با رئيس جمهور هاردينگ ملاقات و پيام شاه امان الله را برايش رسانيد و در انگلستان با برخورد غير واقع بينانه لارد کرزن وزير خارجه انگليس در قسمت امضای معاهده دو طرفه به نتيجه ای نرسيد.

رويهمرفته افغانستان توانست با مساعی محمد وليخان با تعدادی از کشورهای جهان مذاکره کند و آزادی افغانستان را تسجيل و مناسبات سياسی، اقتصادی و فرهنگی برقرار نموده و دروازه های خود را بخاطر توريد دستاوردهای عصر و زمان و پيشرفتهای تخنيک و تکنالوژی باز نمايد. بر اساس اين تلاشها محمد وليخان در قسمت معارف نخستين مکتب بنام "امانی" بکمک دولت فرانسه افتتاح گرديد و بخاطر تبارز تاريخی و فرهنگی مسئله باستانشناسی با کشور فرانسه منعقد شد، که تحت سرپرستی مسيو فوشه باستان شناس نامدار آن کشور کار آنها بر ويرانه های تاريخی افغانستان آغاز گرديد. بر اساس اين معاهدات تعدادی از متخصصين و کارشناسان ايتالوی، فرانسوی، آلمانی و ترکی در عرصه های زراعت و کشاورزی، مهندسی و امور حربی به افغانستان آمدند و نماينده گيهای سياسی و سفارتخانه های آنان در کابل گشايش يافت و سفارتهای افغانستان نيز در پايتخت کشورهای دوست بکار آغاز کردند. سفر گروههای از محصلين جوان اعم از پسر و دختر به کشورهای خارجی در تغير ذهنی جامعه بی تاثير نبودند.

در ماه جون 1922 جنرال محمد وليخان بدخشی از مسافرت ديپلوماتيک دو ساله اش به اروپا و امريکا به کابل باز گشت و بعوض محمود بيک طرزی بحيث وزير خارجه توظيف گرديد. نامبرده با ادامه روشهای طرزی تلاش نمود تا در سياست خارجی افغانستان توازن لازم را با همسايگان بخصوص روسيه و هند بريتانوی بوجود بياورد. لازم بياد آوريست که محمود طرزی در ساحه سياست و ديپلوماسی مسايلی را بخاطر روابط افغانستان با کشورهای جهان مطرح نمود، اما محمد وليخان اين روابط را بر پايه منافع متقابل افغانستان با کشورها دور و نزديک جهان بر قرار نمود. روسيه به دلايل مشکلات زياد سياسی با کشورهای اروپايی از اين سياستها استقبال نمود و از لحاظ اقتصادی و نظامی با افغانستان کمک کرد.

در سال 1925 زمانيکه سربازان روسی در ادامه پيشرويهايشان در آسيای ميانه وارد جزيره درقد در بستر دريای آمو گرديدند، با احتجاج وزارت خارجه دولت افغانستان برهبری محمد وليخان بدخشی بلا فاصله از اين جزيره خارج شدند و بخاطر بيطرفی و عدم تعرض يکديگر معاهده 31 اگست 1926 را به امضا رسانيدند. رويهمرفته شاه امان الله با درک سياست روسها از اين ناحيه مطمئن نبود و نگرانی خود را با همفريز وزير مختار انگليس مطرح نمود: "مقصد من به هر نحوی که در ظاهر تعبير گردد، در واقع اين است که اگر انگلستان موقع بدهد قدم به قدم به آن نزديک شوم و تنها مناسبات حسن همجواری را با روسيه حفظ نمايند"([1])

دولت امان الله خان بخاطر رعايت اين خواسته از اظهار اعاده پنجده که در معاهده 1921م پيش بينی شده بود خود داری نمود و به عوض اولين خط پروازهای هوايی را بين کابل و تاشکند تاسيس نمودند.

در جنوب دولت انگليس و هند برتانوی نخواستند تا از مساعی حکومت افغانستان در برقراری توازن سياسی با همسايگان تائيد نمايند. با اينکه دولت افغانستان پس از امضای معاهده دوستی با انگليس فعاليت مخالفين دولت هند برتانوی را در کشور قطع نمود، و عده ای از پيشگامان آنرا مثل مولانا عبيدالله سندی، راجا مهندرا پرتاب و قاضی عبدالولی خان از افغانستان اخراج نمود، اما از استخبارات نظامی تا مامورين سرحدی هند از مخالفت و کار شکنی در برابر افغانستان دست بر نميداشتند و تلاش محمد وليخان دروازی در جهت تطبيق اين معاهدت با مشکلاتی مواجه گرديده بود. زيرا فرانسيس همفريز وزير مختار انگليس از لحاظ ذهنی نميتوانست با طرحها و مساعی دولت افغانستان در مرحله بعد از استعمار همکاری نمايد، موصوف بعوض اينکه به جلب اعتماد شخص شاه امان الله و همکاران نزديک او چون محمود طرزی و محمد وليخان بدخشی بپردازد، محرم راز يکتعداد از درباريان محافظه کار که در باطن با سياست اصلاحات شاه مخالف بودند، قرار گرفت و طبيعيست که اين وضع نميتوانست به اعاده اعتماد بين دو کشور کمک کند.([2])

بگفته مير محمد صديق فرهنگ در مدتی که محمد وليخان بدخشی در راس وزارت خارجه قرار داشت، يعنی از 1922 تا 1924 مساعی جدی صورت گرفت تا مسايل سرحدی در جنوب کشور  که اسباب اصطکاک را بين هند برتانوی و افغانستان فراهم ميکرد از طريق مفاهمه حل شود، اما عده از رجال سياسی  در دو طرف (ديورند) که همفريز هم به ظن غالب از آن جمله بود، به بهبود روابط ميان دو کشور راضی نبودند و مساعی ايشان فضای مناسبات را دوباره مکدر ساخت.

در سال 1923 حکومت هند برتانوی اسلحه ايرا که افغانستان از کشورهای اروپاي غربی خريداری کرده بود در بندر بمبئی معطل نمود و با اينکه هيچ دليلی وجود نداشت که افغانستان سلاح مذکور را عليه آن دولت استعمال کند، احکام معاهده سال 1921 را طوری تطبيق نمود که نتيجه آن افزايش بدگمانی در افغانستان نسبت به نيات آن دولت و تقويه مخالفان شاه بود که از عادی شدن مناسبات با انگلستان جلوگيری ميکردند.

وزير مختار دولت انگلستان در کابل همفريز در همين احوال بنام عدم امنيت در افغانستان نه تنها همسر خود را از کشور خارج نمود، بلکه به ساير اتباع برتانيه نيز سفارش نمود تا اين کشور را ترک بگويد و عمداً فضای رعب و دهشت را بين مامورين کور ديپلوماتيک در کابل ايجاد نمود.([3])

پس از اين زمينه سازيها و پيشامدها حادثه شورش افراد قبيله جاجی و منگل، جنوبی و شينوار در مجاورت خط ديورند کفر گوي عليه  محمد ولی خان و شاه امان الله بوقوع پيوست و حکومت شاه امان الله را زير فشار قرار داد تا فکر حکومت کردن بالای قبايل جنوبی را از سربدر نمايد. هرچند انگليسها گويا قيود عبور اسلحه به افغانستان از خاک هندوستان را ملغی نمودند و دو فروند طياره جنگی را به دولت افغانستان فروختند، اما با ورود شخصی بنام عبدالکريم از هندوستان به افغانستان که از منسوبين خانواده امير شير عليخان بود بازهم به سوء ظن دولت افغانستان افزود و دولت امانی نتيجه گرفت که انگليسها ضمن کمکهای غير مؤثر به افغانستان، ميخواهند اذهان عامه را بفريبند و در خفا با فرستادن گماشتگان خود به مناطق سرحدی جنوب در بي ثباتی اوضاع بکوشند، آخرلامر انگليسها با وارد نمودن محمد نادرخان به هند برتانوی و از پا دراوردن دولت نه ماهه حبيب الله کلکانی و اعدام او با همکارانش به شمول همکاران شاه امان الله خان از جمله محمد وليخان  بدخشی و خانواده او در سال 1933 و خانواده چرخی انتقام تاريخی خود راآزاديخواهان افغانستان گرفتند.

 


[1] - مونت استوارت الفنستون، ص 312.

[2] - مير محمد صديق فرهنگ افغانستان در پنج قرن اخير، ج 1، ص 524.

[3] - همان اثر، ص 234.