
استاد محمد سید بارز
استاد محمد سید بارز که تحصیلات عالی خویش را دررشتۀ آموزگاری به پایان رسانیده است وسالهای متمادی عمرعزیزخویش را صرف تربیت وپرورش سالم فرزندان وطن نموده وشاگردان زیادی را به جامعه افغانستان تقدیم نموده، یکی ازروشنفکران مبارز، شایسته ونیک نامی است، که بیش ازسه دهه اززندگی پربارخویش را درراه آزادی، دمکراسی وعدالت اجماعی سپری نموده ودراین راه خطرات زیادی را متقبل گردیده است. استاد بارز علاوه براینکه یک آموزگارشایسته، مسلکی وموفق است، یک روشنفکرمردمی بوده درهمه امورزندگی مردمش( شادی یا غم) سهم فعال داشته درمیان مردم ولایت کندزازمحبوبیت ویژه ای برخورداراست. استاد بارز مضاف برپیشۀ مقدس آموزگاری درلیسۀ شیرخان، بحیث رئیس « شورای نویسند گان وفرهنگیان ولایت کندز» درخدمت دانش وفرهنگ قراردارد. درذیل چند قطعه شعری که همه دروصف میهن وآرزوی خوشبختی وطن است و به تارگاه انجمن پاسداران فرهنگ آریانا ازین ولایت دوردست افغانستان فرستاده است، بدست نشرمی سپاریم.
سفربه سوی نور
ای خوشا سوی شکوفایی سفرباید کرد
ازشب ظلمت وپسمانی گذرباید کرد
پیش ازین آدمی بود ست، قلم مظهرحق
با قلم زندگی را رنگ دیگر باید کرد
چه شود دیدۀ ما سیرتمدن بکند
اندرین عصرنگاه سوی بشرباید کرد
میسزد بهره گرفت ازهمه ابواب علوم
میهن غمزده عاری زشررباید کرد
با تغافل نتوان شیشۀ دانش بشکست
بهراین شمع حیات سینه سپرباید کرد
کاروان ره علمیم وحقایق گوئیم
ترک این شام کنیم، قصد سحرباید کرد
مپسندید اسارت که حقارت دارد
تاج آزادی وانسانی به سرباید کرد
بهراین میهن ویران شده همت بگمار
تکیه بربازو ودانش وهنرباید کرد
فصل سرما بگذشت تابش خورشید نگر
محفل اهل قلم شیروشکرباید کرد
راه ما گرچه درازاست پرازصخره وسنگ
ختم این بادیه بی وهم خطرباید کرد
علم وفن را بکنیم پهن بساطش "بارز"
سرازین بستراندوه بدرباید کرد.
1 دلو1380 ولایت کندز
وطن را شاد میخواهم
ترا ای کشورمرد آفرین آباد میخواهم
زچنگ دیوجهل وجنگ ترا آزاد میخواهم
برای اعتلای کشورویرانه ام امروز
زهرفرد خبیراین وطن امداد میخواهم
وجود صلح وآزادی تمنا بس به سردارم
برای تحکیمش دلسوزی افراد میخواهم
خصیمانیکه بودند درکمین ازبهرآشوبی
دل پرفتنه اش را بعد ازین ناشاد میخواهم
هنوزاهل غرض پوشیده برتن جامۀ تزویر
شیاطینهای این عصررا همه برباد میخواهم
پی آزادی وعمران همه کوشا شویم ازدل
مساعی وصداقت عاری ازاضداد میخواهم
به نسل نوجوان "بارز" تمنا کاررا دارد
زافراد برومند اداره داد میخواهم.
3 دلو1380 کندز
تصویرتاریک
آینه ها کند
شد مرده ها تند
جانها خموشند
گلها ربایند
بالهای بسته
شیشه شکسته
وزشعلۀ جهل
تن ها نرسته
روزنه بسته
اینجا وآنجا
درخنده آید
تصویرتاریک
5میزان 1380 کندز.