|
نویسنده : درویش دریادلی .
امریکای کمزور و پشتون های زور آور ! پس از یازده هم سپتامبر ، نمایشی را که در اوغانستان به تماشا نشسته ایم ، به نام های " جنگ با تروریزم " ، " پایان بخشیدن به خشونت " ، " ختم برادر کشی " و چیزهای دیگر یاد شده است . این روزها ، تنها از صلح و آشتی با طالبان و " مخالفان مسلح دولت " سخن می گویند و ادعا های فریبنده ی دیگر به فراموشی سپرده شده اند . امریکا می رود ، طالبان می آیند ، همین و تمام . می گویند که زور نیرو های نظامی امریکا و چندین کشورمقتدر اروپایی به طالبان نرسید ! طالب های که در اوج قدرت ، عظمت ، داشتن دولت و آراگاه و بارگاه ، در سال 2001 به وسیله ی نیروهای " اتحاد شمال " و به کومک بمب افگن های امریکایی ، در مدت دو هفته درهم شکسته و از سر تا سر اوغانستان روبیده شدند ، اینک به عنوان مردان شکست ناپذیر و افسانوی معرفی می شوند که هیچ قدرت نظامی جهان توان شکست دادن شان را ندارد. آدم باید بسیار ابله و خوش باور باشد ، جنگ را ندیده باشد و طالبان را نشاسد که ادعای مبالغه آمیز و دروغین شکست ناپذیر بودن طالبان را قبول کند . ما ، طالبان را می شناسیم که چیزی بیشتر از یک " گله " ای وحشی و بی سر و پا نیستند . این سازمان استخبارات نظامی پاکستان ( آی . اس . آی ) و همکاری بی دریغ بخش های معینی از دستگاه های حاکمه ای چند کشور بزرگ غربی و چند کشور عربی بودند که طالبان را پس از آن شکست ننگین شان ، باز به عرصه ی جنگ و سیاست اوغانستان وارد ساختند و حالا به مثابه یگانه نیروی موثر که سرنوشت کشور به دست آنها باید تعیین شود مطرح می شوند. طراحان و گرداننده گان اصلی این نمایشنامه خونین ، نه شخص بی سوادی به نام ملا عمر آخند است و نه آدم مزدور و حقیری به نام حامد کرزی . این ها همه مهره های هستند که با دست دیگران پس و پیش می گردند و بالا و پایین برده می شوند . در بیشتر از هشت سال گذشته ، من همواره بر این نکته تاکید داشته ام که اصل مساله در اوغانستان ، با در نظر داشت منافع راهبردی کشورهای مقتدر غربی و کشور های مشخص در منطقه ، این بوده است که حاکمیت سیاسی در اوغانستان بار دیگر به " صاحبان اصلی آن " برگشتانده شود. در میان آن حلقه های موثر غربی که سیاست ها و برنامه های خارجی دولت های خود را تعیین می کنند ، این نظریه حاکم است که ثبات و امنیت اوغانستان وقتی برقرار خواهد شد که حاکمیت سیاسی در دست پشتون ها باشد . این پندار را دولتمردان پاکستانی و سوپرفاشیست های اوغان ذلتی و دیگر پشتونیست های رنگا رنگ اوغان نیز پیوسته باز آفرینی و تقویت می کنند و کسانی چون انورالحق احدی ، زلمی خلیلزاد ، روستار تره کی ، اشرف غنی احمد زی و دیگران سالهاست در کشور های غربی این نظریه های پشتون محور را تبلیغ و ترویج می کنند . همین ها بودند که طالبان را به عنوان یک جنبش اصیل مردمی و دولت طالبان را یک دولت ملی ، به جهانیان معرفی می کردند . احدی و دستیاران شان ، کتاب دویمه سقاوی را نوشتند و همچنان سخنرانی ها و مصاحبه ها و نوشتار های زیادی از این آقایان در سی سال گذشته به نشر رسیده است که همه اش همین نظریه ای پشتون محور ساختن تمام شئون زنده گی سیاسی و اجتماعی اوغانستان را تاکید میدارند و می گویند که امنیت و ثبات وقتی به اوغانستان باز خواهد گشت که قدرت سیاسی و حاکمیت دولتی به صورت کامل به دست پشتون ها سپرده شود . به وجود آوردن گله ای طالبان و گسیل داشتن شان به وسیله ی دولت پاکستان به داخل اوغانستان و به قدرت رسیدن برق آسای شان ، همپیوندی منافع اقتصادی و راهبردی غربی ها و منافع دولت پاکستان و منافع فاشیزم اوغانی را به روشنی به نمایش گذاشت . نماینده های کمپنی ها امریکایی و غربی و عربی و جنرالان ارتش پاکستان و اجنت های دستگاه استخبارات نظامی پاکستان و آقایان خلیل زاد ها و احدی ها و روستار تره کی ها و اشرف غنی ها و دیگر فاشیست های قبیله پرست بودند که در قندهار و کابل به دور شمع وجود بویناک ملاعمر کور مانند پروانه ها می چرخیدند و برای بقای دولت شان جان فشانی می کردند و حتا ظاهرشاه بابای عیاش و فرتوت شان نیز – که خود را بی طرف و زعیم ملت می خواند - فتح مزارشریف را از جانب طالبان به عنوان یک فتح تاریخی فرزندان اصیل اوغان و سپاه واقعی اسلام قلمداد کرد و به آنها تبریک گفت . اما اینکه افراط گرایی های مذهبی و برخی خود سری های ابلهانه ای طالبان و القاعده باعث شد که از طرف امریکا گوشمالی داده شوند و در واقع همان پروژه ای اولی و اصلی طالب آوری و پشتون سازی را از انحراف و نابودی نجات دهند ، نمایش تازه ای را پس از یازده هم سپتامبر شروع کردند و به جای ملا عمر کور ، حامد کرزی را به کرسی مزدوری ریاست چمهوری اوغانستان نصب کردند و تمام پشتونیست ها و فاشیست های قبیله پرست را به سرکرده کی زلمی خلیل زاد و انورالحق احدی به اوغانستان سرا زیرساختند و در طی چند مانور ماهرانه ، همه گروه های موثر غیر پشتون را از صحنه دور ساختند و همانگونه که پلان داشتند ، قدرت را به پشتون ها برگشتاندند . از هیچ کس پنهان نیست که تمام سران و فعالان و نخبه گان و قاچاقچیان و مافیایی های پشتون از تمام احزاب و گروه های گوناگون شان به صورت های آشکار و پنهان با همین دولت فاسد حامد کرزی در رابطه و همکاری هستند و برای همان هدف اساسی همگانی خویش یکدست و یک دل کار می کنند و این جنگ ها و زدنک ها هم هیچگاهی در میان شان جدی نبوده است . بر هیچ کس پوشیده نیست که نیرو های مسلح امریکا و ده ها کشور دیگر ، پس از آن که دولت طالبان سقوط کرد ، دیگر هرگز با طالبان و همدستان شان پیکار جدی و قاطع نکرده اند و در همین هشت سالی که سپری شد ، هر چه کرده اند ، به نفع طالبان بوده است . طالبان و حزب گلبدین هم در دستگاه های دولتی تسلط دارند و هم چنان در این هشت سال بیلیون ها دالر اسلحه و امکانات جنگی در اختیار شان قرار داده شد تا در آینده ای نزدیک به مثابه ارتش ملی اوغانستان نقش امنیت و ثبات آوردن را به عهده داشته باشند و هیچ کسی دیگر توان جنبیدن و سر بلند کردن در مقابل شان را نداشته باشد . در این هشت سال ، مردم غیر پشتون در شمال و غرب و مرکز اوغانستان کاملا خلع سلاح شدند ، احزاب و سازمان های سیاسی – نظامی شان از هم پاشانده شدند و بخش های غیر پشتون بازهم برای یک " مارش ظفرنمون " طالبان کرام بکلی آماده ساخته شده اند . همین حالا هزاران هزار طالب و گلبدینی و لشکریان پشتون به ابتکار حنیف اتمر وزیر داخله قبلی و به کومک قوای انگلیسی و خارجی های دیگر ، در بسیاری ساحات شمال و دیگر مناطق مهم غیر پشتون ها جا داده شده اند که در اشغال شمال و مناطق مرکزی و غیره جا ها پیشگام باشند . می بینیم که از یک سو ، امریکا سخن از بیرون کشیدن نیرو های خود می زند ، از سوی دیگر مجالس آشتی با طالبان به سرعت و جدیت در جریان است . انفجار ها و نا امنی در حال افزایش می باشد . عملیات طالبان در مناطق غیر پشتون هم شدت بیشتر یافته است و دهها مساله دیگر که در راه بودن یک توفان و " سونامی " پشتونیستی و ارتجاعی را هشدار می دهند . این یک امر مسلم و روشن است که نیرو های ائتلاف بین المللی اوغانستان را ترک می کنند و به دلایل زیاد نمی توانند و نمی خواهند که حضور نظامی خویش را به پیمانه ی کنونی در آن کشور ادامه بدهند . هر چند که در این اواخر ، یک مقدار صدا های دیگری هم به گوش می رسند و طرح های تجزیه و انحلال اوغانستان در رسانه ها بازتاب گسترده یافته است و شکی نیست که این دیدگاه ها نیز طرفدارن خود را در غرب و در داخل اوغانستان دارند، اما به نظر نمی رسد که هیچ یک از طرح های فدرال سازی ، تجزیه و انحلال اوغانستان در شرایط کنونی به طرح اصلی تبدیل گردد و عملی شود . سیاست و برنامه ی اصلی همان برنامه ی پشتونیزه کردن اوغانستان است . اما اگر تاجیک ها ، هزاره ها و دیگر اقوام غیر پشتون - خلاف توقع و انتظار طراحان نقشه ی پشتون سازی اوغانستان – بتوانند از خود ابتکار و مقاومت سراسری و جدی نشان دهند و در برابر طالب سازی و پشتون سازی و دیگر نقشه های شوم و ضد بشری دشمنان خود قیام نمایند ، در این صورت نقشه ها تاحدی زیاد نقش بر آب خواهند شد و از روی ناگزیری برنامه های دیگری که در آن حضور و منافع غیر پشتون ها هم مد نظر گرفته شده باشد در دستور کار قرار خواهند گرفت . تجربه هشت سال گذشته نشان داد که سرکرده گان موثر سیاسی تاجیک و هزاره و دیگران ، فریب خوردند و مردم خود را قربانی خوشباوری ها و قربانی منافع شخصی خویش کردند . اگر باز هم همان آش باشد و همان کاسه ایکه در هشت سال گذشته بود ، اگر باز هم هیچ حرکت درست و راهبردی و دور اندیشانه در میان اقوام غیر پشتون به وجود نیاید ، اگر یک مقاومت سرتاسری سازمان داده نشود ، اگر سد استوار در برابر سیلاب فاشیزم و طالبانیزم ایجاد نگردد ، همان خواهد شد که آرزوی زلمی خلیلزاد ، انورالحق احدی ، ملاعمر ، گلبدین ، حقانی ، روستار تره کی ، اسماعیل یون ، سلیمان لایق ، فاروق وردک ، حنیف اتمر و دیگر فاشیست های قبیله پرست بوده است . همان خواهد شد که مولانا فضل الرحمان و جنرال عمید گل و دیگر جنرالان سیاه اندیش و پلید پاکستانی آرزویش را داشته اند . برای ما مردمان تاجیک و هزاره و دیگران ، تنها یک راه مانده است و آن راه ی مبارزه و مقاومت در همه شکل های آن می باشد . اگر به زودی از جای برنخیزیم ، اگر امکانات مقاومت و قیام همه جانبه را در برابر تهاجم حتمی فاشیزم و طالبانیزم فراهم نسازیم ، اگر برای هرگونه قربانی آماده نباشیم ، باید خود را برای پذیرایی ننگین لشکر وحشی طالب و گلبدین و ملا حقانی و دیگران آماده بسازیم . باید برای دیدن تاکستان ها و باغ ها و مزرعه های سوخته ی خویش آماده شوییم . یا باید در برابر دشمن وحشی خویش ( طالبان ، گلبدین ، حقانی ، اوغان ذلت و غیره پشتونیست ها ) به پاخیزیم و از حقوق انسانی و ملی خود دفاع کنیم ، یا اینکه به تصور ناپذیر ترین ذلت ها تن دهیم و بگذاریم که گله های وحشی قبیله بیایند ، ما را زیر پا کنند و نام و نشان ما را از صفحه هستی پاک سازند. انتخاب به دست خود ماست و از هیچ کسی دیگر نباید گلایه و شکوه داشته باشیم
|