
دوست و برادر عزیزم آقای دهقانپور سلام و درود و سپاس ای یار خوب و مهربان. پوزش می طلبم که پیام های مهربارت را پاسخی ندادم و در این مدت دراز برایت هیچ ننوشتم . راستی هم که رفتم و ترا و دوستان را تنها گذاشتم.ممنونم از محبت ها یت عزیز .قبل از این هم برایت نوشته بودم که در قلبم جا داری ، باور کن که از عمق قلبم این حرف را باز تکرار می کنم که در قلبم جا داری . در تو یک صفای خالص آلوده ناشده موج میزند ، همان صفای سابق مردمان کوهستان های عاشق پرور وطن مان ، این صفا حالا -در این دار و دیارانی که ما به سر می بریم - کمیاب و ناپیداست . همین طور بمان :صاف و صفا ، بی غش و بی آلایش راستی ، وبسایت فراتر از مرزها را میخوانم ، در آنجا از کابل پرس یک کلماتی به نام من هم نقل شده (شعری به سبک شعر سیاه سنگ )که قطعا از من نیست و کسی دیگر نمیدانم به چه هدف و مقصدی از نام من آن کلمات را نوشته است . من در این مدتی که به اصطلاح غایب هم بوده ام ، دشمنان گمان کرده اند که من حاضرم و به فرق شان میکوبم . در حالیکه من قطعا و در هیچ پیامخانه ای برای هیچکس پیامی ننوشته ام ، اما به اصطللاح مردم هرچه الله و بلا بوده به گردن من می اندازند. در یک جای خواندم که کسی همه پیام های یک وبسایت را که از جانب چندین نفر نوشته شده ، کاردرویش دریادلی دانسته است! به هر صورت ، منظورم این که آن حرفها که در پیامخانه ء کابل پرس نوشته شده و از آنجا به وبسایت فراتر از مرزها انتقال یافته است ، از من نیست.خوشبختانه من قبل از بستن وبلاگم به دوستان گفته بودم که ممکن است چنین کارهایی صورت بگیرد و کسانی چه از روی دوستی و چه از روی دشمنی چیزهایی بنویسند و آن را به نام من سازند. خیلی صریح و شفاف میگویم که من در این مدت غیابتم در هیچ جای پیام ننوشته ام و حتا تمام ایمیل های نزدیک ترین دوستانم را پاسخ نگفته ام دهقانپور عزیز باید بگویم که پیام ها ، نامه ها ، تقاضا های دوستان ، هیچ تمامی ندارد . همه عزیزان میخواهند که من برگردم و باز شروع کنم به نوشتن .شاید در آینده ء نزدیک برگردم . این همه دوست و عزیزی که من دارم ، اصرار می کنند ،امر می کنند ، از من میخواهند که بیایم و بنویسم ، اما هنگامیکه کار به جا های باریک رسید ، مرا خود شان ضربه می زنند ، با دشمن همنوا و همصدا می شوند و برای خاموشی ام هزار رنگ تلاش می نمایند. این تاجیک های ما عجب مردمی خوبی استند. میخواهند که هم شهید شوند ، هم غازی و هم صحیح و سلامت در خانه ای خود باشند. یک تعداد از عزیزان ما جنگ ِ من با فاشیست ها را خیلی خوش میدارند ، اما خودک شان وقتی فرصت صحبتی می یابند ، در هر جمله سیزده بار میگویند که "مه به روستار تره کی صایب احترام دارم ، مه به سیستانی صایب بسیار زیاد و بی اندازه احترام قایل استم ، ایشان یک عالم زبر دست تاریخ هستند ". خوب ، خی او خانه خراب چرا برای دریادلی چک چک میکنی و درود میفرستی که به اعظم جان سیستانی بی اندازه احترام داری و فکر میکنی که یک عالم زبر دست تاریخ هست ؟ به هر تقدیر، خوشحالم که خودت صحت و سلامت و سرگرم کار های مفید فرهنگی می باشی . فراتر از مرزها جای خود را یافته است و یکی از وبسایت های مهم به حساب می آید که مردم ما صدای خود را از آن می شنوند و درد شان در آن بازتاب می یابد یک نکته دیگر : نوشته ای من - " از صبور الله سیاه سنگ بترسین " - که در وبسایت کابل ناته نشر شده است ، از جانب من به آن وبسایت فرستاده نشده است.آقای ایشور داس خودش یا کسی دیگری بدون اینکه از من بپرسند آن نوشته را در برنامه تجلیل ازصبور الله جان سیاه سنگ جا داده اند . این در حالیست که من مدتیست هیچگونه رابطه ای با صبورالله جان سیاه سنگ و تارنمای کابل ناته ندارم و شما در آینده نزدیک شاهد رویارویی قاطعانه ای من - روی یک سلسله مسایل مهم - با صبورالله جان خواهید بود. انترنت اوغانی هم بیخی مثل خود اوغانستان یک مُلک ِ بی صاحب است هرکس هرچه دلش خواست و منافع اش ایجاب کرد میکند ، پرسان و بازخواست هم نیست. بگذریم از این حرفها که در فرصت دیگر صحبتش را خواهیم کرد و حالا نمی خواهم سرت را ناحق به درد آورم درویش دریادلی |