باوجود احترام عمیقیکه شخصاً نسبت به جناب دکتورسیاهسنگ دارم ، پیام وپرسشنامه ی آقای نیک اندیش را به نشر می سپارم ؛ ولی امیدوارم که باعث رنجش خاطر داکتر صاحب ودیگردوستان قرارنگیرد. مدیرمسؤل سایت دکتور سیاهسنگ ، خوشهء آرزوی ترکانی و سیستانی شده است !
من هم به نبشته ها وسرودها ونقدهای نیکو وسازنده ی دوست هم بینش دیروزم آقای سیاهسنگ گرامی ارج قایل هستم وشیوه کار ادیبانهء این دانشمند را میستایم . داکتر سیاهسنگ ، یکی از معتقدین حل مسله ملی در افغانستان بود وناهنجاریهای امروز جامعه افغانستان را متاسفانه یا بخاطر وسعت نظر ویا بخاطر مصلیحت اندیشی ویا بخاطر رنجش دوستانیکه در دیار مهاجرت بدست آورده است، اصلآ به خاطر نمی آورد وهر جفایکه در حق مظلومین آن کشور صورت میگیرد، منحیث منتقد چیره دست ، بی تفاوت است ، تا اینکه از آلودگی به رنگ ویژه ی نجات یافته باشد ومورد پسند احدیها وسیستانیها وترکانیها قرار گیرد. در کشوریکه نابسامانی ، قومگرایی وقبیله بازی بیداد میکند ، شاعر ، نویسنده ونقدگر، خود را مصروف کارهای کند که ، سبب شناسایی نا شناسان زنده وترانه خوانان طالبان بیداد گر شود، ویا زبان یک بخش جامعه در تنگنای دید قبیله وی در بند قرار داده شود وبرای همشهریان پروانه ادای واژه زبان مادری، در گهواره سرزمین این زبان داده نشود، خاموشی آیا گناه نیست ورنگ وتعلق چه معنا خواهد داشت؟ کسیکه از حق وتساوی حقوق سیاسی وفرهنگی کشورش با قلم وبیان نثر ونقد به دفاع بر میخیزد، مایه شرمساری خواهدبود؟ آیا تعلق انسان به یک قوم بد است ؟ انسان زمان انسانی خواهد اندیشید که نخست از اسارت تقلید وقبول مسایل نادرست رها شده باشد. جامعه افغانستان ، با تاریخ وجعلیات که در خصوص دیگر اقوام صورت گرفته است ، شامل اوصاف نیک وبی تعصب خواهد بود ؟ کسی میآید برای خود حق میدهد که فلان قاتل وبیدادگر مزدور اجنبی را در تاریخ برای مردم ، سردار، غازی ، سایه خدا وغیره معرفی نماید ودیگران را دزد، رهزن وسقاو وفرومایه، بشاساند، بازهم از خود وحقانیت خویش دفاع کردن، کار خجالت آور خواهد بود؟ داکتر گرامی سیاهسنگ دانشمند! من در باره شما کمی مشکوک براین هستم که ، در پاکستان خیلیها خود فراموش وبیگانه برخویشتن وتاریخ کهن وگذشته ی روشن وافتخار بار شده اند با تآسف . همینکه گذشته را بی ارزش میدانید، فرق شما وکسانیکه حتا سنگ را هم که یاد گار گذشته بود، بجا نگذاشتند ، چه خواهد بود؟ هویت در نزد شما چه است ؟ ایا کاناداییها به سرزمین وفرهنگ جوانشان افتخار نمیکنند وامریکاییها چطور؟ ما به چه چیزمان افتخار کنیم؟ اگر به همان گذشته ایکه مایه وپایه وستون امیدواری ماست، افتخار نداشته باشیم، موجودیت ما دراین کره زمین چه مفهوم دارد؟ کسانیکه ریشه در سنگ واندیشه در قهقرا دارند، وبه تاریخ خراسان بزرگ دشمن هستند، خود را بیگانه با سرزمین میدانند که، از فرهنگ وزبانش بهره گرفته اند ونا جوانمردانه ، با همین زبان دارند ریشه واساس این زبان را مانند آقای سیستانی وترکانی وغیره کسانیکه لازم نمیدانم از آنها نام ببرم،می برند وتوهین وتحقیر میکنند ولاف از انسانیت میزنند، چگونه برخورد باید کرد؟ چرا شما نقدگر توانا، در باب رزالت وجفای آفتابی وزیر فرهنگ حکومت کرزی، تماشابین بودید؟ ایا کار آن وزیر مورد پسند شما قرار داشت؟ مردانه وار به این پرسش امید است پاسخ بدهید.زمانیکه دانشجو بودید، با اندیشه برابری خواه وحل مشکل افغانستان از راه خرد گرایی وتقسیم قدرت،بین اقوام وملیتهای گوناگون ازدل وجان کوشش میکردید، امروزتوصیف اقای سیستانی وزلمی وبریالی واحمدزی وترکان زی، چگونه شما را در قالب مصلیحت گرایی پیچانده است!؟ بهتر است که با معرفی کامل خود وروی گردانی از گذشته ی شاید اشتباه بارتان، بتوانید که شیوه های انسانگرایانه وبی تعلقی وهویت گریزی وکم بها دادن به فرهنگ گذشته را روشنتر واعتبارتانرا در بین کسانیکه در بالا تذکر یافتند، بیشتر پیدا کنید وامید وارم که ما شاهد نبشته های خوب شما منبعد به زبان شیرین پشتو باشیم وکسانیکه با زبان فارسی دری نا سازگاری دارند واین زبان را زبان ایرانی میدانند، هرگز واژه ی را به این زبان درج تارگاه های انترنیتی نکنند؛بگذارند که این زبان در سایه زبان پرقوت پشتو وطولنه های آن بمیرد؛ چهارتلویزیون بیشرمانه به این زبان نشرات دارند وآنقدر دشمنی با این زبان دارند که، هر بیننده وشنونده بدون شک احساس میکند وتلویزیون به اصطلاح ملی، مانند سرود ملی که هرگز از سوی اقای سیاهسنگ نقد نشد، شمشیرغیرت را هر لحظه در گلوی این زبان میماند وحق نفس کشیدن برایش نمیدهند، ولی این اقایون نقدگر ودلسوز به حال این زبان، گوش کر وچشم نا بینا، از پهلوی این همه غواغا بیخبر میگذرندودر تارگاه های انترنیتی به وصف شهکاریهای خویش می نشینند. رادیو آزادی وصدای امریکاو بی بی سی، چرا یکروز از داکتر رویین طلب مصاحبه نمیکنند؟ بخاطر ادای واژه افغانستانی، در بین گفتگو رادیو آشنا صدای داکتر رویین را قطع کرد واینها دلسوزان این زبان اند؛ دوستان گرامی، من نویسنده نیستم وممکن هزاران اشتباه املای وانشای داشته باشم ، ولی این واژه های درهم وبرهم از بن وجودم سرچشمه گرفته اند وکسانیکه در برابر ناهنجاریهای قبیله گرایان خود را بی تعلق معرفی میکنند ودم از انسانیت میزنند، از این فرهنگ نیستند وتار این قماش انسانها سالهاست که از بر این فرهنگ واین زبان گسسته شده است. گوینده این زبان به جرم ادای واژه مادریش از وظیفه برکنار میشود واین فرهنگیان مصلیحتجو، بی تفاوت بسر میبرند ودم از شهکاری هایکه بی جوش وخروش به روی کاغذها تسوید گردیده اند زده و چه وقت بدرد این زبان واین فرهنگ خواهند خورد؟ نمونه دیگر این جفاکاریها در وزارت آموزش وپرورش در این روزها دیده شده است که بالای این زبان توسط چاپ کتابهایشان مسخره گی نا بخردانه کرده اند وزبان کسی وقلم هیچ نویسنده وشهکار دراین باب بجوش نیامده است. قبیله گرایان تا میتوانند زهر خودشانرا به روی این زبان با هروسیله ی که باشد می چکانند وبیشرمانه، خجالتی را بخود راه نمیدهند، زیراکه آگاهانه دراین عرصه گام گذاشته اند.گیله ها بسیار است وفرصت خوانند گان کم، امیدوارم که داکتر سیاهسنگ گرامی این سخنانرا برنقیضانه تصور نکنند وتوقع ما بیشتر از آنهایست که توانمندیشان در عرصه ادبیات زیادتر است ودینشان هم نسبت به فرهنگ وزبانیکه تا این سرحد آنهارا رشد ودانشمند ساخته است، بیشتر میباشد. ما تا زمانیکه جامعه وکشورمانرا انسانی نسازیم ، ادعای انسانیت اندیشیدن ما هم ناقص خواهد بود. لاف بیجا زدن چه سود کند.؟؟
شادمانی وفرهنگ افرینی بیشتر برایتان آرزومندم.
نیک اندیش -------------------------------------------------------------------------------- توجه ! پیامهای دورازعفت قلم و اهانت آمیز به هرآدرسی که باشند نشرنخواهند شد، زیرا هدف ما جسجوی درک اندیشه وتفکرهموطنان درقبال مسایل بحث انگیز کشورمان، ریشه کن ساختن عقده های شخصی ودریافت راه های امن عبوراز نابساما نیهای امروزی دربطن جامعه مان است؛ نه حقارت کردن شخصیتهای فزیکی ، تحریک انسانهای احساساتی، شخصیت پرستی و نه هم شخصیت کشی . ---------------------------- نظرات شما : --------------------- ------------------------------------------------------------------------------------- |
|
Date :2008/09/24 : سیس Date :2008/09/12 تا آنزمان ، می توانید ما و سایت فراتر از مرزهای قبیلوی را بخاطر افشاکردن اعمال شخصیتهای قلابی ، ضد فرهنگ، ضد ترقی و ضد عدالت اجتماعی ، درلست سیاه افغان ملت وافغان ملت اندیشان قراردهید. ازین بابت مشکلی نداریم . ممنون شما. مدیرمسؤل سایت Date :2008/09/08 : سرگردان 1: عموميت جهل و بى سوداى 2: دور از معنويت و ارزشمدارى جى آن ارزش ها زاده سنن كونى باشند و يا زاده آيات احكام و اصول بايه اديان و يا هم نهان انسان كه قرآن آنر عالم تعبير كرده و بر فراكيرى از سنن آن ما را امر فر موده است 3: فقر و تهيدستى كه بسا از خوبان را بنابر مجبوريت و تنكدستى به جلكه نا بخردان و دد انيشان سوق داده است 4: خشونت و انتقام كه متأسفانه بعضا آنرا با تردستى ها بويجه در صدد توجيه نيز مى بر آيم 5: نبود صبر به تعبير قرآن و به تعبير بسينه تر تسامح و تساحل در كفتمان و بر خورد انسانى 6: قرائت هاى تقدس مآبانه و تبجيلى از از ظواهر تاريخى و انسانى و خدا بندارى خود و معصوم و ملائكى بينى اعمال جلكه و هم بينشان و اهريمن بندارى مخالفان رأى و مصالح انسانى 7: عدم منقاديت در برابر حق و ماكيولستى منشى در كرنش ها ى يوميه و توجيه و اقعيت هاى درد آوار بعنوان حق مجرد. و در يك سخن بيروى نا آكاهانه از همه ابتذال هاى جاهليت قبل از اسلام و جاهليت هزاره سوم و بسينه آيام ها حالا من در روشنائى همين ثابته ها بالا مى خواهم نكاتى را جند در زمينه مبحث بالا ارايه دارم. 1: جناب نيك انديش تقاضاى انصاف را در برخورد نسبت به بديده هاى فرهنكى از جناب صبور الله سياه سنك نموده اند ، اين تقاضا در بوشش در خواست دوستانه و به شكلى هم كيلايه وارانه از جناب سياه سنك صورت كرفته است. كه محتوى آن بيانكر يك تقاضاى ارزشى در ماهيت بوده وشايد در استفاده از بعضى واجه هاى نسبتا سنكين و بار دار و كش دار و تا حدى هم حساس جناب نيك انديش كمى تأمل ننموده اند، اما در مورد اينكه جناب تركانى به دان واكنش نشان داده اند و كويا فكر كرده اند كه كسانى كه امروز بجاى واجه شيندند از سبزوار استفاده مى برند جار 70 سال قبل جنين نكردند و از اين مخمصه جنين برداشت كرده اند كه كويا كسانى كه حالا به اين موضوع مى بردازند ستون بنجم نيرو هاى استعمار نو و صهيونيست ها صليبى حمله آورده به افغانستان اند ، من واقعا از اين تأمل و از اين تحليل جناب تركانى نتوانيستم سر در آرم آخر مسئله اينكه كذشته ها از روى جبن و وحشت از حكومت هاى استبدادى و تك محور و انحصار كرا نتوانيسته آن از تبديل نام ده شان جلوكيرى نمايند مى تواند دليل و توجيه موجه كردد براى آن تغير و اين امر كه حالا واقعيت است كه در دفتر ثبت حكومت بجاى سبزوار شيندند ثبت است آيال اين سلطه كرى و واقعيت تحميلى مى تواند مباناى حقيقت قرار كيرد و اكر كسى خواهان حاك روبى از حقيقت كردد در حقيقت به عنوان ستون صلبيى ها عمل كرده من نمى دانم ما جرا در اين حد امور را غير مجرد مى بينيم . اما در مورد اينكه صليبى ها در كشور اند و اولويت راندن آنهاست من با جنب شما موافق ام اما شما كاهى شده كه فكر كرده باشيد اين صليبى ها جكونه آمدند و جى جيز باعث شد كه اينها آمدند. من نمى دانم آيا جناب تركانى آيا واقعا تضمين از آنهايكه طالب كونه مى انديشند بصورتى با خود دارد كه طالب كونه انديشان در صدد بياده سازى عمق استراتيجك باك اجلو امريكن سعودين ديكر نيستند در سطح بين المللى و در سطح مل عقل عوض كرده اند و ديكر بصورت كتاب دوهمه سقاو نمى انديشند . جناب تركانى بو الله قسم است هر موجودى كه در جنوب و شرق كشور ام به باى اش خار مى شود دل ما اينجا خون مى كريد اما از سيستانى جى ناليد از روستا تركى جرا تقاضا داشت آنها تيوريسن هاى اين مهلكه اند آنها براى سم زداى كار نمى كنند بل براى نهادينه شدن سكتكى و باشيدن بذر نفاق و فصل كردن تكابو دارند اما از آنهاى بايد ناليد كه با وجود ادعا به ايمان شان نسبت به اسلام و زدن به سينه بعنوان محور مقاومت تا هنوز هم كفتمان شان كفتمان تحالف شمال و تحالف جنوب است اكر شما به زبان عربى بلد مى بوديد من سايت هاى را كه عرب ها به نمايندكى از طالب ها كردانندكى مى كنند آدرس مى دادم و اين مسئله شمال و جنوب را آنجا مى ديديد بعدا جناب شما مى فر مودند كه جكونه بايد عمل كرد تا بسوى فراخنانى انسانيت كه مرتبه اعلاتر از فر د ، خانواده و قوم در جوكات ها ى توقيفى اند رسيد . جناب تركانى جهاد تنها شمشير زدن وراندن كفار بدون توجه توأمان به مسئله عدالت و قسط در كفتمان و مومن به اسلام نيست جهاد و مسئله قسط و عدل و امر بلمعروف و نهى از منكر و انان محورى و اخلاق بينشى صنوان ها و متلازم ها يكديكر اند. شما جرا وجود امركا را حمل بر ديكر ها و غير خودى ها مى نمايد كدام رهبر غير خودى طى معاهدة استراتيجيك افغان امريكن اشغال را شرعى و نهايدنه ساخته است جرا به خود نمى كويد كه اكر اينها ستون بنجم امريكا اند بس جرا تحقير مى شوند و لقب بدى بر لقب بد ديكر بر آنها مى افزايند در حاليكه خونتاى هاى خود را با القاب بى بديل و خوش جهره و خوش لباس و نمى دانم جى ها ...... ملقب مى سازند. جناب تركانى حساب شما براى اينكه با ديد سياستانى و ليوال و روستا تركى و اسماعيل يون و مسكين يار و ...... وغيره جدا است جون شما اكر خلط هم كرده ايد از روى حسن نيت است اما آن جناب كه هم براى بيروزى كرزى نغاره مى زنند و هم براى فتح طالب و بصورت يكسان فتح طالب و وجود صليبى ها به نفع كرزى توجيه بذير اند در بينش بيمار آنها جكونه بايد راه كار ارايه داد باسخ را مى كذارم به شما . موفق و موئيد باشيد د/ سيد ذبيح الله مهديار 4سپتامبر 09:49, نويسنده: فرهاد صحرا گرد
صبور سياهسنگ اگر به حيث يک انسان ، افتخاری را حصول داشته باشد ، همان دوران نشستن او ، عقب ميله های زندان است . پس از رهايی از زندان، با اعضای ريز ودرشت حزب ديموکراتيک خلق ، حشر ونشر داشت ! گويا سياهسنگ را دوستان او ، نويسنده ، داستان نويس ، نقاد ادبی ، ژورناليست ، شاعر ، و مترجم می انگارند ! اما حقيقت امر آن است که او يک مترجم خوب است و بس ! هرچند گاه در ترجمه های او نيز اشتباهات و لغزش های ديده ميشود که جنبه اخلاقی و شعوری کار اورا زير سوال ميبرد ، مثلا ترجمه اشعار سيلويا پلات ( شاعره ای ناراحت که در جوانی ، خودکشی کرد! که اغلب اشعار او بوی مرگ و نوميدی ميدهد! اگر سياهسنگ را نويسنده فرض کنيم ، بدون شبهه ، در زمره « نويسندگان بی مسلک » قرار ميگيرد ، مردی که همه چيز است اما در واقع « هيچ » است ! نوشته های اين مرد ، يک کلاف سر در گم است ! بيشه ايست که از دور ، زيبا می نمايد و چون داخل شوی ، با تلا قی ايست بی انتها ! نوشته های او شهامت آنرا ندارند که از ژرفنا ها ، عمق ها و راز ها ، پرده برگيرند ، همه ، سطحی و پوک و پوقانه مانند اند! سياهسنگ ، هيچ گاه « درون » نداشته است . بی جرات و ترسوست ! سال های زندان شايد اورا به يک آدم « اخته » تبديل کرده است! موقف سياسی اين مرد ، يعنی سياهسنگ چيست؟ او حتا پس از طعن و افشاگری خانم ملالی جويا ، حاضر نشد ، دليل لاس زدن خود ، با « جنايتکاران جنگی » را توضيح دهد ! با اين که کوشش ميکند ، فارسی خوب و مزين و آراسته بنگارد ، توفيق چندانی نمی يابد . در همان سايت ( کابل ناتها) که برادر هندوی هموطن برای او سالگرد گرفته ، نوشته ای از جناب سياهسنگ که آنرا « خود زندگينامه » نهاده ، نگريسته ميشود . وی در همان پراگراف نخست ، مرتکب چندين لغزش کلامی شده است : ( مادرم ، کد بانوی خانه و پدرم ارتشمرد روزگار بود ! ) يعنی بانوی خانه وارتشی مرد . ارتشی = نظامی . (کوشيده خواهد شد برای روشن شدن برخی آوازه های فزاينده ، که اينجا و آنجا شنيده و خوانده ميشود ! ). سياه سنگ گويا از لفظ فزاينده ، خوشش می آمده ، اما محل استعمال آنرا نمی داند ! باری يک همصنفی من که معنی « بن بست » را نمی دانست ، اما قسم خورده بود آنرا باعجله در يک نوشته اش بگنجاند ، نوشته بود : « دلم ميخواست معيشت ، آسان تر بود و نامزدم به هر بهانه ای ، جواب « بن بست » نمی داد ! البته سياهسنگ يک پشتون است . پدرش ، ژنرال ارتش ظاهر شاه بوده و به ندرت به زبان فارسی ، صحبت ميکرده است ! اما خوب ، در محافل پارسی زبان ها ، جناب سياهسنگ سعی کرده است ، پشتون بودن خورا ، کتمان کند! نميدانم ، برادران پشتونی که از سياهسنگ خواسته اند ، بقيه عمر خويشتن را به معرفی زبان و ادب پشتو به خارجی ها و فارسی زبان ها ( !) بپردازد ، به کدام گوشه کار او نظر داشته اند ، اما يقينا او بر سر زبان و ادب فارسی ، گلی نزده است! با احترام . احسان خوشدل هروی Date :2008/08/31 : یک نام مستعار Date :2008/08/31 : نعمت الله ترکانی
|
|