نویسنده علی امیری

انسان، زبان و سیاست

 

ناسیونالیزم زبانی میراث محمود طرزی است. او در عثمانیه سید جماالدین افغانی را دیده و از رهگذر پارهء نوشته‌های نویسندگان ترک، به صورت خام و نارسیده‌ء از تجدد، دل بسته بود

1- جنجال برخاسته در بارهء زبان، در این اواخر نشان داد که نسبت انسان و زبان و سیاست، فوق‌العاده مبهم و در عین حال، بسیار حساس است. آدمی پیش از آنکه از علم، فلسفه، حقوق بشر، و علوم زبانی جدید مدد بگیرد، به صرافت طبع می‌داند که بشر به زبان نیاز دارد؛ و نه تنها نیاز دارد که قوام ذات بشر به زبان است. امروز اگر بشر بی‌برگ و نوا شده است، قسمآ از آن روست که ناهمزبان شده و با گفتار و کلام بیگانه گشته است. به وفور می‌بینیم که این بیگانگی با زبان را با وراجی و پرگویی می‌پوشوانند.

2- علاوه بر میزگرد‌های که در تلویزیون‌ها برگزار شد که من ندیدم و چیزی نمی‌دانم، دو دوست گرامی: اسماعیل اکبر و خالد خسرو دست به یک جدال قلمی در باره زبان نیز زدند. جدال این لیبرال جوان و آن سوسیالیست پیر، نشانی از رویارویی نسل نو و کهنهء جامعهء  ما نیز باشد، اما چیزی امیدوارکنندهء در آن وجود ندارد. این جدل هیچ چیزی مرا راجع به مسئله اکنون ما، یعنی پیوند "زبان و سیاست" روشن نمی‌کرد. اما، در عوض برای دو طرف مجال پرگویی و اظهار فضل می‌داد. مخصوصا آقای خسرو با نقد فاضلانهء خود بیشتر خشم و خروش، هیجان، احساسات و معلومات ابراز کرده است. آقای اکبر از زبان شناسی مدد می‌گیرد تا چیزی بنام ترمنولوژی ملی درست کند و خالد خسرو از جامعه شناسی، ادبیات و فلسفه طرفه معجونی درست می‌کند که پیش از آنکه در پی روشن کردن چیزی برای خواننده باشد، در صدد محور و میخکوب کردن حریف است.

3- راستی جدال بر سر چیست؟ به نظر قاصر من، مسئلهء اکنون ما نه ربطی به زبان شناسی دارد و نه علوم اجتماعی. مسئله اصلی پیوند زبان و سیاست است. تلاش برای تعمیم زبان یک قبیله به زبان یک ملت و سرکوب سازمان یافته‌ء حوزه‌ء زبانی – فرهنگ فارسی، از سر خوف از زوال هژمونی قومی است. طراحان سیاست قومی در آغاز امیدوار بودند که می‌توانند در پوشش دموکراسی و حقوق بشر، همان مناسبات قومی را باز تولید کنند. اما اکنون، همین اندک شرم حضور را نیز از کف داده‌اند و شعار مرگ بر دانشگاه و مرگ بر دانشجو سر می‌دهند. این چیزی جز تحکم و زورگویی و بی‌منطقی نیست. مگر دانشجو و دانشگاه از کجا آمده است؟ محصل (عربی) پوهنتون (پشتو) یونیورسیتی (انگلیسی) و ده‌ها واژه دخیل و بیگانه دیگر، در این حوزهء زبانی – فرهنگی حق حیات دارد، اما دانشگاه و دانشجو باید شعار مرگ، خشونت و با پشتیبانی قدرت سیاسی از حق حیات محروم و از حوزه زبانی خاص خود تبعید گردد؟

4- ناسیونالیزم زبانی میراث محمود طرزی است. او در عثمانیه سید جماالدین افغانی را دیده و از رهگذر پارهء نوشته‌های نویسندگان ترک، به صورت خام و نارسیده‌ء از تجدد، دل بسته بود. اما چون اهل فکر و نظر نبود و از نسبت و تجدد چیزی نمی‌دانست، تمنای تعمیم زبان پشتو را طرح کرد. به اشاره‌ء او بود که امان‌الله خان نخستین "پشتو مرکه" را در کشور ایجاد کرد. از این پس، این تمنای محال هر از چندی عده‌ء را به شوق و شعف آورده است و شاید وزیر اطلاعات و فرهنگ، آخرین اینگونه افراد نباشد. با زور و خشونت نه زبان تحکیم می‌شود و نه قدرت، اما با اظهارات نابخردانه، فرهنگ و خرد آسیب می‌بیند.
 فا‌عتبرو یا اولی الابصار.

نسخه اصلی این مقاله در تارنمای افغان پرس موجود میباشد.