|
آقای میراحمد جوینده ، وکیل هویت ستیزویا خود فروخته ی فرهنگ بیزار، شورا
اشاره من به سوی کسانیست که در صندوق رای ، آقای میراحمد جوینده قدم رنجه کرده بودید ورای خویش را ریختید تا این مرد سابق،عضو حزب خلق ویار وهمفکر امین ویا آقای تره کی ، برای شما مردم بیچاره دوای درد مزمنتان شود وحداقل صدای پاک شما موکلان بی الایش را بگوش قانونگزاران این سرزمین ودولت مردان این آب وخاک برساند. اما این تربیه یافته حزب که بکشتن انسانهای این سرزمین تشنه بود وهمه روشنفکران ومعلمان وانسانهای بیگناه را بخاک وخون کشانید وهمه را به نیستی سوق داد، برحسب عادتش بازهم در مقر شورای ملی بجای اینکه از حق وعدالت وبرابری فرهنگی واجتماعی دفاع نماید وبرجفاهای تاریخی که برفرهنگ کهن تاریخ این سرزمین از سوی فرهنگ ستیزان بی باور به رشد وتکامل فرهنگی بتازد وچهرهء کریه آنهارا رسوا گرداند، تلقینزده با واژه های مصلیحت جویانه ، خود فریبانه وکودکانه وعوامفریبانه ، اغواگری میکند که نمایندگان راستین مردم از راهشان گمراه شوند وچیزهای لازم وملی را که میخواهند به تصویب برسانند، معطل قرار داده شود وبازهم مردم در بند آن مسایل گرفتار باشند که سالهای سال گرفتار بوده اند وبه قول آقای غبار« جل کهنه را بپوشند» وگرسنگی ونا امنی ودر بدری وبی وحدتی واز هم گسستگی را بهانه قرار دهند. آقای میراحمد جوینده ! خلقی بودن شما گناه نیست واین باورمندی شمارا میرساند که به آن حزب معتقد بوده اید، لاکن، این درد ونا امنی وگرسنگی ودر بدری مردم افغانستان، نتیجه چنین طرز تفکری، مانند شما وامثالهم خود فروخته وهویت ستیز وفرهنگ بیزار بوده است که ما گرفتار این مصیبتها شده ایم. اگر پدران ما که در شوراهای نامنها د رژیمهای خاندانی از فرهنگ وگویشهای برحق وموقف ملیتهای هویدای این سرزمین دفاع میکردند ونیرنگهای قبیله گرایانرا برملا میساختند، بیشک وشبه که امروز وضع زندگی مردم این سرزمین بگونه ی دیگری میبود وکمتر از همسایه ها هرگز نمی بودیم. من از روزیکه شورای نمایندگان مردم افغانستان بوجود آمده است ، یک سخن حسابی که از درد وتاریخ راستین وعلت پسماندگی وجفای تاریخی که به این مردم رفته است ، از آقای جوینده نشنیده وندیده ام. بخاطر همین بی رمقی اوشان بود فکر میکنم که، بیشتر از دیگر وکیلان مورد تفقد اقای خرم قرار گرفتند وبیشتر در تلویزیون نام نهاد ملی اقای خرم برآمد بی کیفیت داشتند وشیوه خود کش وبیگانه پروری این آقا، دروازه پذیرایی آقای « خرم» را بازتر ساخت. من منحیث فرزند برابری خواه ملی وتحقق پذیر حقوق متساوی همه باشندگان افغانستان، در چوکات شهروند، نه اتباع، از مردم بیدار وهوشیار این سرزمین تقاضا مندم وخواهش میکنم که در گزینش ویا انتخاب نماینده گانتان دقت نمایید وبه کسانی رای بدهید که سزاوار رایدادن باشند. دیگر فریب این فریب خوردگان وخود فروختگان را نخورید واگر پول دارند ونان بیشتر میدهند، نانشانرا بخورید وپولشانرا بگیرید ورای خود را به صندوق کسانی بریزید که خدمتگار راستین شما باشند، از فرهنگ وهویت وموقف اجتماعی وهمبودگاهی شما دلیرانه دفاع کرده بتوانند. مردم با شهامت وزایشگر فرهنگ تاریخی! بن شما ریشه در تهء این زمین کهن دارد وشما دراین جهان از هیچکس کمتر نمیباشید واین همانی ها بودند که شمارا نمایندگی بی رمقانه وحیله منشانه کردند، تا رنگ وفرهنگ سازنده شمارا کمرنگ وبی قوت نشان دهند. تاریخ جفا پیشگانرا بیشتر ازاین بالای خویش اجازه تکرار بیشرمانه ، ندهید واین باورمندی وخودباوری وخود زایی ونوپنداری را با گزینش بهترینها و کسان بدست خواهید آوردکه نمایندگی از هویت وریشهء تاریخی شما بکنند . امیدوارم که تجربه گزینش نماینده خویش را در آینده ، برای شورای ملی ،کسب کرده باشید وفریب جوینده وپوینده ، راه غلط را نخورید. من به صراحت ابراز میدارم که، زبان هرانسان هویت آن است واگر کسی که بخود حق رد زبان یک بخش مردم این سرزمین را میدهد، در حقیقت هویت زدایی میکند وآن نمایندگانیکه متعلق به زبان وهویت معین هستند واز هویت خویش دفاع نمیکنند، چگونه انسان ویا نماینده خواهند بود؟ما نمیگوییم که زبان ما جاگیر دیگر زبانها شود، بلکه از حق برجستگی که دارد وبرابری اداری واصطلاحی برخوردار شود یا خیر آقای جوینده؟ این آزمایشگاهیست که از غربیل دیدگاه مردم این نمایندگان بیخته میشوند وجایگاه آینده خویش را در دل مردم وجامعه میگشایند. هر وکیل ویا نماینده ایکه از منافع هویتی وحضورداشت موکلینش دراین مقطعه زمانی دفاع نمیکند وبه مسایل سازنده بدیده سرسری نگاه میدارد، در پیشگاه مردم وآنهایکه رایشان را غرض گزینش ریخته اند، مسوول بوده وحساب باید بدهند. مردم با شهامت وروشنفکران بیدار کشور! شما خود قضاوت نمایید که واژه های دوره استعما ر ورژیمهای خونخوار، قابل تغیر نبوده وواژه های هزارو چند صد ساله زبان شیرین وعام فهم فارسی دری ، در گهواره این زبان جای زیست نداشته باشد. وبازهم آقای جوینده وعده محدودیکه یا وابسته اند ویا رمقشان به آخر رسیده است ویا تلقین شده اند، بیشرمانه رسمیت سازی این واژه هارا به مصلیحت ملی نمی بینند وواژه دانشگاه را در پهلوی پوهنتون، سبب شکستن چینی وحدت ملی می پندارند که مایه خجالتی وسرافگندگیست. ما در برابر روح شکوهنده مولوی بلخی، ناصرخسروبلخی یمگی، پورسینا، سنایی وفردوسی یزرگ چه پاسخ خواهیم داشت؟ درخت توگربا ر دانش بگیرد به زیر آورد چرخ نیلوفری را ناصرخسرو هزار وچندی پیش ویا در جای دیگر: زدانش دل پیر برنا شود…… وهزاران هزار مثال زنده ای داریم که دراین زمینه میتوان بطور روشن بیان کرد. شرط مطلب اینست که چرا یک زبان ریشه ی وعام فهم که نودونه درصد مردم این سرزمین با آن آشنا وتوان درک وفهم را دارند، ظالمانه از دفاتر واداره این کشور رانده شود ونه در پول ملی ونه در سرودملی ونه در اصطلاحات ملی که تا هنوز تعریف نشده اند، این زبان کهن تاریخ ودارای ملیونها جلد کتاب قابل کسب دانش، ممنوع قرار داده شود ونمایندگان این زبان در طرح وتصویب قوانین با کدام وجدان اهمیت این زبانرا بخاطر خلق جنجال چند نفر جاهل وفرهنگ ستیز، نا دیده بگیرند؟ اگر از همان نمایندگان که اینقدر فرهنگ ستیزی میکنند، پرسیده شود که زبان شمارا در پهلوی زبان فارسی دری ، اجازه بودن نیست ، چه موقف خواهند گرفت اقای جوینده؟ وحق هم دارند که از هویت وزبانشان بر حقانه دفاع نمایند وآن هم تا سرحدیکه دیگر اقوام را باشندگان غیر بومی خطاب وخودرا بچه های اصیل این سرزمین بنامند وتو اقای جوینده را من ندیدم که در برابر نماینده کوچیها کلمه ی بر زبان آورده باشید، از وجدان وبرگزیدگانت کمی بشرم !! امیدوارم که نمایندگان واقعی این سرزمین، به آسانی از حق مردم تیر نشوند ووجایب انسانی واسلامیشان را در قبال مردم فراموش نفرمایند. پول ملی، باید که براستی ملی شود ودرآن زبانهای دیگر باشندگان این سرزمین هم گنجانیده شود، سرود ملی، براستی باید که ملی شود ودرآن همه زبانها طور ترکیبی آورده شود ویا موزیکال ساخته شود، زبانهای رایج در کشور شامل حال مکاتب، دانشگاه ها وادارات دولتی کرده شود وهیچ زبان از دیگر زبانها بالاتر نیست، مگر اینکه از لحاظ تاریخی وعلمی تکامل یافته تر باشد. تمام مخالفت های قومی وملی دراین خانه مردم که شورای نمایندگان مردم افغانستان است ، بطور روشن وبا منطق رسا حل وجواب داده شود. در جهت دولت سازی راستین وبعدآ ملت سازی راستین قدم نیک وعدالتخواهانه برداشته شود. تا زمانیکه ما صاحب دولت ملی نشویم، ملت شدن ما هم امکان پذیر نخواهد بود. وجهه ملت شدن را با خرد گرایی وشیوه ایکه دیگران هم باور نمایند، جستجوگردد. اینها همه از وظایف مقدس شورای نمایندگان مردم افغانستان است که بخاطر ملت شدن وتشکیل دولت ملی وایجاد هویت ملی که همه را قناعت دهد، بکوشند ودر عمل پیاده نمایند. کامیابی شایان وخود باوری گسست نا پذیر دراین راه برای هرکدام این نمایندگان دلسوز از خداوند جان وخرد تمنا دارم . انتقاد مایه ی رشد اصالت وخود آرایی درونی میشود وآزردگی در پذیرش انتقا د بفکرمن کودکانه خواهد بود. مطلبم را با چند سروده خداوندگار بلخ به پایان میرسانم. دانش، سلاح تست وسلاح، ازنشان مرد « مردی» چو نیست،به که نباشد ترا نشان و یا : خودرا تو نمیدانی ، جویای پری زانی مفروش چنین ارزان ، خود را به سبکباری شا د وکوشا باشید.
نیک اندیش
|