علی میثم نظری

آزادی بیان قربانی " مصطلحات ملی" افغانستان

این بسیار مسخره است که در یک جامعه ای چندین ملیتی چون افغانستان چیزی به نام " مصطلاحات ملی " داشته باشیم . این مقوله نه تنها در جهت پیشبرد اهداف فاشیست های قبیله گرا مورد استفاده قرار میگیرد ، بلکه آزادی بیان را نیز در افغانستان قربانی می نماید .

آزادی بیان در کشور های دموکراتیک یک حق تضمین شده است که بر اساس آن هر فرد حق دارد احساسات و افکار خویش را آزادانه ابراز نماید بدون اینکه مورد اذیت و آزار و تعقیب قرار گیرد . یک سیاستمدار مشهور امریکایی ، ستیونسون ، باری گفته بود که : " نخستین اصل در یک جامعه ء آزاد عبارت است از جاری بودن بی مهار واژه ها  در  گفتگوهای آشکار  " .

این خیلی   احمقانه معلوم خواهد شد که بگوییم کشوری یک دولت دموکراتیک دارد که آزادی بیان را سرکوب می کند !  این تصویر ریشخند ، بد بختانه در مورد افغانستان صادق است . " افغانستان " که  به مثابه یک کشور  با این نام از مخلوقات نامشروع امپراتوری  انگلیس در قرن هژدهم می باشد در جهان بعد از یازدهم سپتامبر  برای خود یک چهره و قیافه ای دموکراتیک اختیار کرده است  . دولت کنونی افغانستان با پشتیبانی  اقلیت قومی پشتون ، واژه های پارسی دانشگاه ، دانشکده و دانش آموز را به صفت واژه های " غیر اسلامی " و " غیر ملی " اعلام کرده است. چگونه  ممکن خواهد بود که یک واژه ای چون " دانشگاه " که  به معنی جای دانش است ، به حیث یک واژه ء غیر اسلامی قلمداد گردد ؟

مقوله ای " مصطلاحات ملی " نخستین بار در افغانستان هنگامی چهره نمایی کرد که قانون اساسی سال 1963 تصویب گردید . در آن قانون اساسی ، پشتو به حیث زبان ملی افغانستان اعلام شد.

دولت همچنان پول گزافی را برای ایجاد " پشتو تولنه " به مصرف رساند تا از طریق آن به تقویت و انکشاف زبان پشتو و مسلط ساختن آن در افغانستان بپردازند.  در همان سال ، بکاربرد واژه های پارسی  برای موسساتی چون شفاخانه ، دانشگاه  و دواخانه ممنوع ساخته شدند و به جای آنها واژه های نوساخته ای پشتو که  اکثر شان ترجمه ای مستقیم همان واژه های پارسی ممنوع شده بودند ،  توسط پشتو تولنه ساخته شدند و بر مردم پارسی زبان تحمیل گردیدند . واژه پارسی " دانشگاه "  قبل از آنکه در سال 1963 ممنوع گردد  ، برای مدت سه سال نام رسمی دانشگاه کابل و مورد پذیرش مردم بود . هنگامیکه این نام در سال 1963 ممنوع ساخته شد ، از آن هنگام  دفعتا به نام یک " واژه ء ایرانی " مورد نفرت فاشیزم فرهنگی اقلیت حاکم قرار گرفت و هر کسی که واژه ای دانشگاه را به کار برد به حیث گماشته و جاسوس ایران کوبیده شد !

   قبل از آنکه  سرزمین خراسان تجزیه شود و دولتی به نام " افغانستان " وجود داشته باشد ، خیلی قبل از آنکه مرزی ما را به نام ایران و افغانستان جدا کند ، واژه ء دانشگاه  به کار برده میشد . واژه ای دانشگاه هزاران سال از طرف پارسی زبانان به کار برده شده است . قدیم ترین مورد استعمال واژه ء دانشگاه  به زمان امپراتوری ساسانی برمیگردد که آنها اکادمی گندیشاپور را به نام " دنشگه ء گندیشاپور " یاد می کردند .

از زمان سقوط طالبان به این سو ، مساله ای به کار بردن یا نبردن  واژه ء دانشگاه باز  سر زبان ها افتیده است . وقتیکه اشرف غنی احمد زی به کرسی ریاست دانشگاه نشست ، از نخستین کار های خائینانه ای که انجام داد یکی این بود که لوحه ای پارسی " دانشگاه کابل " را از جایش پایین آورد ، بر زمین افگند و آنرا با پا های خود لگد مال کرد. افزون بر این ، او عده ای از استادان دانشگاه را که واژه ای دانشگاه را بر زبان می راندند از کار اخراج نمود. او همچنان به دانش آموزان هوشدار داد که اگر آنها کلمه ای " دانشگاه " را بر زبان آورند ، از دانشگاه اخراج خواهند شد!  

کریم خرم ، وزیر فرهنگ و گردشگری ( توریزم ) ، در ماه ء فبروری سال 2008 ، سه نفر از کارکنان تیلویزیون بلخ را به خاطر به کار بردن کلمه " دانشگاه " و دانشکده  در یک برنامه زند ه ای تیلویزیونی، از کار اخراج کرد . وزیر فرهنگ ادعا کرد که آن سه نفر کارکنان تیلویزیون بلخ قانون کشور را زیر پا نهاده اند چونکه کلمات غیر قانونی و غیر اسلامی دانشگاه و دانشکده  را به کار برده اند . وزیر مذکور همچنان  لوحه ای فارسی وزارت فرهنگ را برداشت و به جای آن یک لوحه به زبان پشتو نصب کرد .

به تاریخ  25 سپتمبر 2008   یک عده از  دانش آموزان  دانشگاه بلخ با در دست داشتن اجازه نامه از طرف شورای ولایتی بلخ ، یک لوحه  را که در آن  به زبان پارسی" دانشگاه بلخ" نوشته شده  بود در کنار لوحه ای پشتو نصب کردند. آموزگاران  فاشیست قبیله گرای پشتون دانشگاه بلخ از این موضوع به پولیس شکایت کردند و پولیس با وحشتزده گی خاص به مساله برخورد  نمود ، لوحه پارسی را دو باره از جایش به زیر انداختند و  به شکل وحشیانه به دانش آموزان دانشگاه بلخ حمله نموده و به لت و کوب آنها پرداختند  که در اثر آن دهها دانش آموز زخمی شدند و یکی از دانش آموزان که از ولایت بدخشان بود کشته شد .

سه  رخدادی که من در بالا  از آنها یاد کردم  صرف چند مثالی استند از عمل وحشیانه ای دولت برای پاسبانی از مقوله ای شیطانی " مصطلاحات ملی " شان . این باعث می شود که من به مساله اصلی زیر پا شدن آزادی بیان در افغانستان درنگ نمایم . در هیچ کشور چندین ملیتی چیزی به نام " مصطلاحات ملی " وجود ندارد . چگونه میتواند " دانشگاه " یک واژه ء بیگانه برای من باشد درحالیکه این واژه ای است از زبان پارسی که کاربرد دیرین سال دارد و سده های زیاد پارسی زبانان آنرا به کار برده اند ؟ اگر " دانشگاه " یک واژه ء  متعلق به ایران باشد ، پس چرا دولت افغانستان شهر " لشکر گاه " را به ایران تسلیم نمی کند ؟ چون لشکر گاه هم مثل دانش گاه  ، پسوند " گاه " را با خود دارد !

خون دانش آموزان ما امروز به خاطر همین طرز فکر فاشیستی و غیر انسانی  حفظ مصطلاحات ملی ، در بلخ بر زمین میریزد و اگر ما  در برابر این پدیده ای خطرناک نایستیم و متوقفش نسازیم ، مصیبت های بیشتر در آینده به سراغ مان خواهد آمد. من حیرانم که دولت های غربی چگونه از یک دولتی حمایت می کنند که جوانان کشورش را برای حفظ یک مقوله ای غیر منطقی و غیر دموکراتیک ، از بین می برد؟ چرا هیچ  سازمان حقوق بشر نیست که  از دانشجویان ما دفاع کند؟

  دانشجویانی که دیگر چیزی نمی خواهند جز اینکه حق داشته باشند به زبان مادری خود شان سخن گویند و واژه هایی را به کار برند که در زبان شان پذیرفته شده است . ما نمی توانیم اجازه دهیم که این چنین یک امری در قرن بیست و یکم در پیش چشمان ما روی دهد . این هم در حالیکه جهان به سوی دموکراسی و یک جهانی شدن در حرکت می باشد .

ما نمی توانیم آرمان های عظمت طلبانه ای قومی را با تفکر دموکراسی همخوان سازیم . دموکراسی ، آزادی بیان را برای تمام شهروندان یک کشور تضمین میکند ، در حالیکه تفکر عظمت طلبانه ای  قومی ، سرکوب کردن آزادی بیان را در سر لوحه کار خویش قرار داده است . 

ستمگری های عظمت طلبان  قوم پشتون ، باعث خواهد شد که تعداد بیشتر فارسی زبانان بیدار شوند . اگر این برنامه های پارسی ستیزانه ای دولت کابل ادامه یابد ، ما شاهد هرج و مرج بیشتر ، جنگ های داخلی  و  ازهمپاشیده گی افغانستان خواهیم بود.

Ali.m.nazary@gmail.com

--------------------------------------------------------------------------------

موضوع بحث :

اسم نظردهنده  :

                                   

دوستان عزیز درودبرشما و جناب علی نظری جوان مبتکر و اندیشمندمان ! اولترازهمه ، ازجناب عالی علی نظری دنیایی سپاس، که فراترازمرزهارا مورد توجه خویش قراردادند تا بنندگان سایت از داشته های علمی ، تاریخی و سیاسی شان بهره مند شوند ، وازشمادوستان محترم احترامانه توقع داریم که پیرامون مضمون فوق و درمورد نویسنده جوان و تحلیلگربی مانند، نظرات و برداشتهای تان راتحریر و جهت نشر بما ارسال کنید ، در ضمن بیاد داشته با شیند که ، پیامهای دورازعفت قلم و اهانت آمیز به هرآدرسی که باشند نشرنخواهند شد، زیرا هدف ما جسجوی درک اندیشه وتفکرهموطنان درقبال مسایل بحث برانگیز کشورمان، ریشه کن ساختن عقده های شخصی ودریافت راه های قابل عبورازنابساما نیهای امروزی دربطن جامعه مان است؛ نه  حقارت کردن شخصیتهای فزیکی ، تحریک انسانهای احساساتی، شخصیت پرستی و نه هم شخصیت کشی .تشکر.مدیرمسؤل سایت

----------------------------  نظرات شما :  ---------------------

-------------------------------------------------------------------------------------

Date :2008/11/08 : غور بندی
اگر ما واقعیت را در نظر بگیریم شما و ماکمی دقت کنیم کرده ببنیم در افغانستان چند باب مکتب به زبان پشتو وجود دارد؟. این که زیاد پشتون ها به زبان دری صحبت میکنند معنی انرا ندارد که همه دری زبان هستند. من شخصاپشتون هستم زبان دری را بدون لهجه صحبت می کنم و به هر دو زبان خود افتخار هم می کنم. در مورد اینکه ایا دانشگاه باید گفت یا پوهنتون ؟ بعضی از لغات در نوشته های دولتی قید گردیده همان طور باید گفته ونوشته شود در مورد تغیر ان دانسمندان زبان باید بنشینن وانرا حل نمایند. اگر واقیعاپشتون ها برای زبان پشتو کاری می کردند .

حالا زبان پشتو ودری باید یکسان درمکاتب تدریس میشد. ببینین در مکاتب یک مضمون به زبان دری یک مضمون به پشتو تدریس میشود. در حالیکه باید تمام مضامین پنجاه فیصد دری وپنجا فیصد پشتوباید تدریس می شد. مثلا تاریخ.جغرافیه. هندسه حساب.وسایر مضامین باید نصف به دری ونصف به پشتو تدریس می گردید. در ان صورت بود که عدالت در مودر هر دو زبان به اجرا گذاشته میشد. مثلا ایرانی هابه خاطر مشکلات سیاسی که با اعراب داشتند ودارندکوشش می کنند لغات نوبسازند و اگر به یاد داشته باشید شاه ایران حتی تاریخ هجری شمسی راکه در کشور های مسلمان رواج دارد تغیر داد. پشتون به صد ها لغات دری را استعمال می کنند ایا برادران تاجک ما نمی توانند پوهنتون را تحمل کنند؟

 ایا بسیار مشکل است پوهنتون گفتن؟ مثئله بر سر دانشگاو پوهنتون نیست در ان مشکل سیاسی قرار دارد .وقتی قونسل ایران درهرات به کسی که مقالهء خود را به پشتو می خواند وبرایش گفته میشود که چرا شما مقالهء خود رابه فارسی نمی خوانید؟.

 از این جا شما به عمق مسئله پی می برین وقتی قونسل یک کشور به خود این حق را میدهد از دیگران چه گله! بردر گل ! باور کنید مشکل دانشگاه و پوهنتون در بین مردم عادی وعوام ما نیست این مسله را صرف دانشگاه یان وپوهنتون یان این قدر چاق می کنند. اگر من جای شما بودم به خاطری که احمدی نژاد گفته است (اهسته اهسته مهمانان صاحب خانه میشوند) از این بحث می گذشتم و به خاطر این نوشتهء ایرانی ها که به دروازه های رستورانت های شان نوشته اند افغانی ها اجازه ورود را ندارند از خیر دانشگاه می گذشتم.
Date :2008/10/15 : دکترسینا دلیری
آقای علی میثم نظری یکی ازمعدود جوانان مستعد، دانشمند وخلاقی است که با مسایل داخلی کشوروبویژه حوزه های بحث علمی وتاریخی نگاه دقیق، مستند واکادمیک داشته وآنچه را که ازنهانخانه ی ذهن تاریخی حوزه فرهنگی- تمدنی جامعه ما بگونه ی اخص وایران قدیم بطوراعم بیرون کشیده ودرمعرض بازخوانی قرارمیدهد، ازصلابت وپختگی ویژه ای برخورداربوده که هرگزمجال مشاجره را به طرف باقی نمیگذارد.

من با سخنان سنجیده ومستدل آقای نظری برای نخستین باردرمبحثی روبروشدم که ایشان ازطریق تلویزیون خراسان روی تاریخ ساسانیان وبخصوص دوران انوشیروان ومزدکیان صحبت مینمود وبرتاریخچه ی دانشگاه نیزنگاه مستند وتاریخی داشت. این بحث برای من خیلی جالب بود وآنچه که برجذابیت سخنان او برایم می افزود این بود که من دراین باره ازمعلومات لازم وآگاهی خوبی برخورداربودم ودقیق به سخنان او گوش میدادم تا ببینم که آقای نظری دراین موضوع مورد بحث تا چه حد دسترسی دارند.

این برنامه را تا پایان دنبال نمودم وازاینجا بود که دریافتم نظری هرچند جوان نورسی بیش نیست اما وسعت بینش وگستره دانش او درتاریخ حوزه تمدنی- فرهنگی ما درآ ن حد ومرزی است که نا خودآگاه احترام علمی او برانسان چیره گشته ومطمئین میشویم که فرزندان پورسینا درسنینی برقله ی دانش وخرد خلاق تکیه میزنند که درخورشأن نیای بزرگ شان خواهد بود. من بدینوسیله ضمن عرض تبریک به این فرزند خردمند سرزمین خویش، ازخدای بزرگ آرزومندم که روزی شاهد رسیدن او برقله ی شامخ کاخ همیشه ماندگاردانش باشیم. انشاءالله!

 

Date :2008/10/13     Name : Afghanistani
Khalee Jalab wa poor arzash matrah kardeed.. AFGHANISTANI


Date :2008/10/13 : محمد نور
بسم الله الرحمن الرحیم . طلب العلم فریضه علا کل مسلم و مسلمه . حد یث حضرت پیامبر اسلا م صلی الله علیه و سلم ا ست کلمه د ا نشگا ه یا جا ی یا د گیری د ا نش . کجا ی ا ین کلمه غیر ا سلا می است ؟؟؟

 با ید جنا ب خرم وزیر متعصب ا طلا عا ت وفرهنگ کا بل ا گرحقیقتأ مسلما ن با شد و آ قا ی کرزی رییس جمهور جوا ب بگوید. لسا ن فا رسی د ری د ومین لسا ن د رس د ینی اسلا می د ر آ سیا ی میا نه ، خرا سا ن ، ایرا ن ، ترکیه ، هند وستا ن وغیره جا ها بود ه است .

حضرت پیغامبر اسلا م( ص ) خد ما ت لسا ن د ری راد ر اسلا م ستود ه د رحق آ ن د عا ی خیر کرد ه اند آ یا شما حکومت د ار ازقوم پشتون منکرآ ن هستید ؟؟؟

من نوشته آ قا ی علی نظری را صد د ر صد تأ یید مینما یم بیش از پنجا ه د رصد ز با ن ما د ری مرد م افغانستا ن تا جیکی د ری ا ست .

90 د ر صد مرد م افغانستان د ری تا جیکی مید ا نند وصحبت میکنند .

 آ یا 90 د رصد گویند ه را مجبور سا ختن تا ا ستلا ح ا قلیت د ه د رصدی را استعما ل کنند ا زین بیش ظلم میشود ؟؟؟ حقوق 90 د رصد د


Date :2008/10/13 : حمیدالله درویش
درودبرآقای نظری! بیجا وبی مناسبت نخواهدبودکه بگویم ما به اتفاق وهمدلی نیازداریم تاتجرید وجدایی ازهم.

بدین معنا که ما آنقدرکوردل وتنگ نظرهستیم که نمیتوانیم حقایق را خوب درک کرده وتصمیم بگیرم.بدون کدام فشاروترغیب خیلی ازتحصیل کرده های ما بطورمعمول کلمات بیگانه اززبان های رایج ورسمی افغانستان راستعمال واستفاده میکنند ولی هیچ کس برآنها آشوب وآنرا محکوم نمینماید.

 واین نقیصه ازبالا سرچشمه میگیردازآنجایکه به مسوده قانون اساسی تداخل وتصرف صورت گرفته ومصطلحات ملی را درج فقرات ماده 16 قانون اساسی مینمایند.تخطی آشکاروکاملا زورمندانه وفاشیستی.

 بدون شک زبان متداول وحلال افهام وتفهیم بین اقوام مختلف افغانستان همین زبان فارسی-دری است وبرای اینکه این مشکل بتواندتا جای حل گردد باید تمام تابلوها به هردوزبان (درمناطق که هرزبان بیشترتکلم میشوداولاترنوشته شود)تهیه وبه این غایله نفاق انگیزپایان داده شود.

 دیگران به کرانه های دور-دوررسیدندوما متاسفانه تاهنوزبرسراستعمال کلمات مشکل داریم بسیارناامیدکننده است. ولی بگذاراین مراحل را مراحل گذارنام گذاشته وبا درایت ودلسوزی تمام برای آبادی ویرانه ای بنام افغانستان-خراسان-باخترویاهرنام شایسته که داریدبرایش گام برداریم. حمیدالله درویش/مزارشریف

 

Date :2008/10/12        Name : ahamad
salam . rasti kheli haqiqat ra naweshta namode . fasheshsem pashrnesm bayad az bain berawad.

 

Date :2008/10/11: دشنه ی خراسانی
آنهاییکه خود نیز میدانند که بجز از همین چند تا کلمه ی ساختگی چیزی در بساط فرهنگ ندارند.با ید از فرهنگ پرباری چون فارسی خواب شان حرام شود. کلمه ی دانشگاه خنجریست که که تا جگر های شان فرو میرود چون این واژه قدامتی بیش از پیدایش پشتون بر روی زمین با دارد.پشتون هرکه باشد از هر قماشی = به اوغان است.یعنی اوغان......است و فرهنگ ستیزی بدوی گری عقب گرایی این ها اصول اوغانیت است.همینجاست که ما با ید هوشیا
ر باشیم.و نگذاریم چند تاکوچی ولگرد که آدم گونه زیستن را از نیاکان ماآموختند حالا فرهنگ ما را زیر نام وحدت ملی تخریب کنند.واژه ی دانشگاه زنده نگهدارید خراسانیان!
Date :2008/10/11 : احمد بهار چوپان
دوست عزیز آقای میثم نظری،که ماشااله از استعداد و دانش خوب برخور دارید درود برشما. با آنکه شما جان مطلب را که همانا بی مفهوم بودن و حساسیت برانگیزی این \" مصطلاحات ملی حفظ شود \" را روشن ساخته اید، و از این بابت از شما متشکریم؛جالب این است که در لغت وقتی مفهوم واژه ی مصطلح را بنگریم، میشود :\" کلمه ای که در زبان جمعی از مردم غیر از معنی حقیقی خودش برای موضوع خاصی متداول شده باشد.\" و در این مورد جانشین ساختن پوهنتون بجای دانشگاه یا هر واژه دیگر زبان پشتو در زبان فارسی و یا هم برعکس همین مفهوم را میرساند! وقتی چنین است چرا ما بجای آن واژه اصیل که اصل مفهوم را میرساند یعنی وقتی میگویم \" دانشگاه \" دیگر مفهوم است که چی میخواهیم بگویم و به کجا نظر داریم؛ چرا باید برویم و کلمه ای را در عوض انتخاب کرده و بکار بریم که از مفهوم اصلی خودش خالی شده؟

 این مثل آنست که پول تقلب کنیم ولی از سر بی دست و پایی بانکنوت هفتاد روپیه گی چاپ کنیم ! حادثه دانشگاه بلخ و پایداری دانشجویان در حراست از ارزش ها و پاسداشت زبان مادری شان، برای هر زور گو و قلدری که میخواهد با فلسفه بافی های خالی از مفهوم \" وحدت ملی \"!!! را با سوار کردن زبان پشتو به شانه های زبان پارسی ، تامین کند، هوشداریست که اگر بیشتر از این در پی اهداف غرض آلود و شرارت بار شان شوند، مسوولیت خونریزی و خانه جنگی های ویرانگری بدوش شان خواهد بود.

اما اینها تکانه های اند که ملیت های غیر پشتون شاید به آن نیاز داشتند و دارند تا بخود آیند، بیدار شوند و گول شعار های میان تهی مثل وحدت ملی، مصالح ملی و امثالهم را، که از تربیون قدرت و عاشقان اندیشه ی نژاد برتر و برادر بزرگتر سر داده میشود نخورند! قدم و قلم شما در راه پر فراز و نشیب روشنگری و حق طلبی و حق گویی ثابت و استوار باد.