زبان دري رو به خرمي است!
محمد
رضا گلکوهی
تقويت،
حمايت، رشد
وانکشاف
ادبيات ملي
يکي از شاخصه
هاي بارز
توسعه ورشد
فرهنگي يک
کشور است. به
هر اندازه که
زبان ملي در
يک مملکت خالص
شده و از واژه
هاي غير ملي
وبيگانه
پاکسازي گردد،
بهمان ميزان
مي توان به
فرهنگ زباني
وملي خويشتن
فخر نمود
واميد وار بود
که آن زبان در
سطح بين
المللي روند
بالندگي خوبي
را در پيش
گرفته است.
اما
متأسفانه در
افغانستان
همانگونه که
در ساير عرصه
ها هر شخص ذي
صلاح بيشتر بر
مبناي علايق
وسلايق شخصي
اش عمل نموده
ونظرات
خويشتن را حق
مطلق مي
پندارد، در
اين زمينه نيز
نارواييهايي
در حق ادبيات
ملي اعمال شده
و در اين هجمه
ي ناروا
بيشترين آسيب
را ادبيات دري
متحمل شده
است. ادبيات
عامه که متأثر
از فرهنگ
وزبان غالب
منطقه يا
متوليان قدرت
خارجي بوده
وبه تبع
اربابان
قدرت، اصالت
وسلاست خود را
از دست داده
وتبديل به يک
زبان مختلط
متشکل از
اردو، پشتو،
انگليسي وتا
حدودي نيز
لهجه هاي ويژه
گرديده است که
هيچکدام از
اين خصوصيتها
با ريشه ها
واصول ادبيات
ناب دري همساز
وهماهنگ نمي
باشد.
در آخرين اقدام وزير محترم اطلاعات وفرهنگ يک گوينده ي راديو تلويزيون ملي را به دليل کاربرد کلمه "دانشگاه" بجاي "پوهنتون" ودانشجو درعوض "محصل" و ... اخراج وچندي قبل ازآن به کسر معاش پنج روزه توبيخ نموده بود.! با حفظ احترام وارادت به ادبيات ملل ديگر وزبانهاي رايج ملي کشور مي توان پرسيد که آيا جناب وزير به ريشه هاي اين کلمات مراجعه نموده است تا دريابد کداميک به ادبيات دري اصيل تعلق داشته واز خانواده ي دورافتاده از اصل اين ادبيات کهن مي باشد؟ اگر چنين نيست مي بايد روشني داد که دانشجو قدامت چند قرنه در زبان دري دارد وهمچنين کلماتي که از بُن لغت "دانش" ريشه گرفته وآب مي خورد جزئي از ادبيات اصيل دري است که مي توان آن را در متون تاريخي بلخ باستان وخراسان بزرگ جستجو نمود وپيداکرد، برخلاف محصل که اصالت عربي دارد ويا پوهنتون که از الفباي زبان ملي "پشتو" تشکيل شده و وارد ادبيات دري گرديده است.
با اين
توضيح ناتمام
مي توان سر
رشته ي ظرافت
بافيهاي ادبي
وزير اطلاعات
وفرهنگ را
دريافت
وتشخيص داد که
اقدامات
ايشان بيشتر
بر کدام جهت
مي چرخد، خدمت
به زبانهاي
ملي يا ناخالص
نمودن آنها؟
اگر با الهام
از اينکه در
اين کشور همه
چيز از مباني
افکار سياسي
آب مي خورد،
حتي نوع گويش
وساختار ادبي
نيز چنين است
مي بايد گفت
مناسب نيست که
با اعمال
سليقه از يکسو
بناي کار گذشتگان
خويش را تخريب
نموده وذهنيت
آنان را نسبت
به خود مکدر
سازيم واز
سويي هم با
بارنمودن بينشهاي
سياسي را
برکلمات
وتابلوي
ساختمانهاي
دولتي بر
ايجاد وتعميق
فاصله هاي
موجود کمک
کنيم؛ چرا که
اين کار جز آب
انداختن به آسياب
دشمنان ثبات
وبرهم زدن
پروسه ي ملت
سازي بهره ي
ديگري نخواهد
داشت. علاوه
براينکه کارهاي
انجام شده نه
تنها
کارشناسانه
انجام نشده است،
بلکه در بسا
موارد خود
نوعي تهاجم
فرهنگ وزبان
بيگانه بر
ادبيات ملي
بوده که به
دست خود ما
صورت گرفته
است و القاگر
خود بيگانگي
مي باشد. بطور
مثال يکي از
اصلاحات
انجام شده
تبديل لوحه ي
نگارستان ملي
است که بجاي
آن نوشته شده
است "گالري
ملي"
درحاليکه
کلمه "گالري"
در هيچ يک از
ادبيات
زبانهاي ملي
پرورش نيافته
ويک کلمه ي
سابقه دار
وريشه دار
انگليسي مي
باشد!
نکته ي
ديگر اينکه
وزارت
اطلاعات
وفرهنگ منحيث
يگانه
پرچمدار
فرهنگ ملي
ومرزبان
جغرافياي
زباني شايسته
است به گرد
آوري
کارشناسان اديب
وزبان شناسان
توانا همت
گمارد تا با
تشکيل يک
ارگان
توانمند
ورسالتمند
بتواند از ورود
کلمات بيگانه
در قلمرو زبانهاي
ملي جلوگيري
نمايد نه
اينکه با
تبديل هر وزير
اقدامات
ناسنجيده
ومنشعب از
خواسته ها وخواهشهاي
شخصي بر کلمات
بيچاره تحميل
گردد تا
درنتيجه
زبانهاي ملي
هرکدام شکل
مرکبي از ادبيات
مختلف را به
خود گرفته
وشاخصه هاي
روشن وتعريف
کننده اش را
از دست بدهد.
اگر روند
اصلاحات نا
خود آگاه به
شکل فعلي آن
ادامه يابد ما
به هيچ وجه
نخواهيم
توانست که در
کاروان
ارتباطات
علوم وادبيات
ملل منحيث يک
ملت با ادبيات
خالص وکارا قد
بر افرازيم،
ملتي که داراي
شناخت مستقل
زبان رسا
وادبيات اصيل
مي باشد.
برگرفته
از تارنمای
مطالعات افغانستان