حفظ
ترمینالوژی
ملی یا حرکت
سیاسی
صادقی
وزیر اطلاعات و فرهنگ در یک اقدام غیر منتظره، در برابر فارسی (دری) زبان کشور ایستاد و بدون در نظر گرفتن حقایق و حفظ احترام شهروندان دری زبان، برخی از واژه مسلم و اصیل این زبان را غیر اسلامی و بیگانه خواند و بخاطر استفاده از آن در متون خبری، دو تن از خبرنگاران را تنبیه و مجازات کرد!!
گر چند
جناب وزیر
پاسخ های
تئوری و عملی
در خوری ازسوی
ملت یک پارچه
افغانستان
دریافت داشت
اما با این هم
لازم است تا
به زوایای
پنهان اقدام
وزارت
اطلاعات و
فرهنگ تامل
وتعمق بیشتری
صورت بگیرد و
دریافته شود
که چرا درچنین
برههای
باز هم به
تفاوت های
زبانی و قومی
در افغانستان
دامن زده می
شود. حقیقت
این است که
این اقدام از
سر دلسوزی به
آنچه که به
اصطلاح،
اصطلاحات ملی
خوانده میشود
و برای انجام
و یکرنگ ساختن
فرهنگ های
متفاوت و
گوناگون و
احیانا نامتجانس
صورت نگرفته
است و به این
صورت این حرکت
باید انگیزه
سیاسی و
دستوری داشته
باشد؛ به خصوص
که با این
حرکت دو نشان
فربه و اساسی
را میشود
تیرباران
قرار داد؛ :
1ـ برداشتن گام های علنی به سوی انحصارگرایی: برخی از اعضای دولت رئیس جمهور کرزی در طول چند سال گذشته همواره به اقدامات انحصارگرایانه وقومی متهم شده اند و گفته می شود که آنها برای تحقق سیاست های شئونیستی برنامه های گستردهای را مطرح کرده اندو تا حد زیادی موفق شده اند که سیاست های حکومت را به سوی این خط مشی بکشانند. اقدام باورنکردنی وزیر صاحب در راستای اهانت به دری زبانها بخصوص دو قوم بزرگ تاجیک و هزاره که زبان دری بخشی از هویت آنها را تشکیل می دهد، در واقع برداشتن یک گام ع لنی در جهت علنی ساختن سیاست های قومی و انحصارگرایانه است که البته ملت افغانستان یک پارچه و از هر قومی جواب آن را داد.
2ـ مرز بیان همزبانان منطقه ای: زبان فارسی دری در ایام نه چندان دور از مناطق چین باستان تا آسیای صغیر، شبه قاره هند تا ماوراء النهر و ... حاکمیت داشت و امروزه نیز پس از عربی دومین زبان علمی و فرهنگی جهان اسلام به حساب می آید.
وسعت
و قلمرو نقش
این زبان به
عنوان یک عنصر
مهم و اساسی
در تعیین هویت
دینی و منطقه
ای صدها
میلیون
مسلمان در
آسیا، سبب شده
است که
امپریالیسم
فرهنگی در صدد
تضعیف و نابودی
آن بر آید و با
حصار کشیدن و
ایجاد مرز میان
فارسی
زبانان، آنان
را از یکدیگر،
فرهنگ غنی و
پربار گذشته
دور سازند تا
ماهی مراد خود
را از طریق
این حیله صید
نمایند و این سیاست
را توسط عمال
خود در منطقه
و جهان اعمال
می نمایند.
از
سوی دیگر دو
ملت
افغانستان و
ایران و همچنان
کشورهای دیگر
همسایه از
جمله
تاجیکستان و پاکستان
مشترکات
بسیار
فراوانی با هم
دارند که همین
مشترکات بیش
از هر زمان و
مکانی آنها را
با یکدیگر
پیوند زد و در درد
و غم، تلخی و
شیرینی و
مصائب روزگار
آنها را با هم
شریک ساخته
است. این
وضعیت برای
جهان خوران
فرا منطقه ای
قابل تحمل
نیست و آنها
این پیوند ها
را مانع برای
تحقق سلطه
خویش در منطقه
می دانند. لذا
تلاش می کنند
تا از طریق
ایجاد مرزهای
دروغین و
تفکیک آنها به
گروهها و دسته
های جدا، این
پیوند ها را
در گام نخست
قطع و در
مرحله بعد
سیاست های
استعماری خویش
را پیاده و
عملی می کنند.
برگرفته از تارنمای (مطالعات افغانستان)