آشنایی با دکتور عبد الغفور روان فرهادی

 

 فضل الرحمن فاضل

دوکتور عبدالغفور روان فرهادی فرزند مرحوم مولانا عبدالباقی، به تاریخ اول سنبله سال 1308 خورشیدی مطابق 23 اگست سال 1929 میلادی ، ( اواخر صفر المظفر 1348 قمری)در شهر کابل تولد یافت .پدر فرهیخته اش که معلم لیسه استقلال بود،او را در پهلوی آموزه های دینی ،به ادب دری  نیز رهنمایی کرد   و شادروان جد مادری و مامایش نیز در تربیت او نقش بنیادین داشتند  .

هنوز شانزده ساله بود که ترجمه های او از زبان فرانسوی ،به زبان فارسی در روزنامه انیس  د ر کابل ، چاپ می شد .در سال 1948  میلادی ،از بکلوریای لیسه استقلال ، در رشته ریاضی ، فارغ التحصیل گردید و شامل فاکولته حقوق  و علوم سیاسی پوهنتون کابل گردید ..

یکسال را در  آن فاکولته  سپری کرد که در این دوران ، در جمله استادانش ، از شخصیت موثر و آگاه   شادروان میر غلام محمد غبار و  مرحوم استاد عبد الحکیم ضیایی ، و از درس های مفید و روش  آموزنده ایشان در تدریس ،  به   گونهء مشخص یاد آوری مینماید  و روش تدریس  یک استاد مصری به نام محمد ابو السعود که  مضمون اقتصاد را برای شاگردان فاکولته حقوق تدریس می نمود، نیز می ستاید..

استاد فرهادی ، در سال 1949 به مقصد تحصیل علوم سیاسی و روابط بین المللی از طرف وزارت امور خارجه به پاریس اعزام شد . موصوف در سال 1952 از شعبه روابط بین الملل انستیتوت علوم سیاسی پاریس فارغ گردید و در سال 1955 ، دیپلوم انستیتوت مطالعات عالی بین المللی را حاصل داشت .موازی به این تحصیلات در فاکولته ادب  دانشگاه  سوربون پاریس  ، در زبان های قدیم چون سانسکریت و اوستا و زبان شناسی عمومی تحصیل کرد و  از محضر  دانشمند شهیر پروفیسور لویی ماسینون، اسلام شناس مشهور فرانسوی مستفید ومستفیض گردید  و سر انجام دکتورای  خویش را که جدیدا سن  25  سالگی را تکمیل نموده  بود ، درسال 1955 میلادی یعنی 52 سال قبل ،در باره  فارسی دری افغانستان به دست آورد .

دوکتور روان فرهادی ،بعد از عودت به وطن ماموریت خود را در وزارت امور خارجه ،  شعبه مدیریت ملل متحد ادامه داد و ضمنا در فاکولته حقوق  پوهنتون کابل  نیز تدریس می کرد .در دایره المعارف آریانا ، چاپ کابل مقاله مهم و آموزنده  السنه را نوشت و در سال 1956 و 1958در سفارت افغانستان مقیم کراچی به حیث سکرتر اول مقرر شد و ضمنا سه سال پیهم در جلسات  سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد  در نیویارک نیز اشتراک می ورزید  و طوری که خودشان می فرمایند این امر برایش بسیار آموزنده بود.

داکتر فرهادی در سال  1961 به وطن آمد   و مدیر ملل متحد و ضمنا مدیر روابط فرهنگی آن وزارت  تعیین گردید . درسال 1962 در سفارت افغانستان در واشنگتن به وظیفه مستشار تقرر یافت .در سال 1964 به وطن عودت کرد و در زمان صدارت مرحوم دوکتور محمد یوسف در مقام مدیریت عمومی سیاسی وزارت امور خارجه تقرر یافت  که در تاریخ وزارت  امور خارجه افغانستان ، جوانترین مدیر عمومی سیاسی بود.

در زمان صدارت مرحوم محمد هاشم میوند وال وظیفه منشی مجلس عالی وزرا را بر علاوه خدمت در وزارت امور خارجه متکفل گردید .و این هر دو وظیفه در عهد صدارت مرحوم نور احمد اعتمادی نیز ادامه  پیدا کرد .در سال 1972 به حیث سفیر افغانستان در پاریس مقرر شد ، اما چند ماه بعد از کودتای سرطان 1352 از وظیفه معزول گردید

در این دوران استاد فرهادی از طرف دانشگاه رباط  المغرب دعوت گردید تا به حیث استاد تاریخ شرق اسلامی ، وظیفه تدریس را در آن  دانشگاه بر عهده گیرد ، اما استاد فرهادی این پیشنهاد را نپذیرفت  و با وجودی که از پیامدهای احتمالی نیز آگاهی داشت ، اوعودت به  میهن را ترجیح داد و بدون وظیفه رسمی به امور فرهنگی و ادبی پرداخت .

در این دوران،  یکی از خدمات  برجسته و ماندگار داکتر روان فرهادی ترتیب، تنظیم و تدوین همه مقالات سراج الاخبار است  که در چند صد صفحه تحت عنوان «مقالات محمود طرزی »، در سال 1355 خورشیدی ، به مناسبت هشنتادمین سالگرد وفات علامه سید جمال الدین افغانی ،  در کابل ،اقبال نشریافت .

 داکتر عبد الغفور روان فرهادی، در سال 1978 یک ماه بعد از کودتای ثور، یعنی جوزای 1357 خورشیدی ، از طرف رژیم حزب دمواکراتیک خلق ،در زندان پلچرخی افتاد و در روز سالگرد پنجاه سالگی خود نیز در زندان بود، که داکتر فرهادی این دوران را تلخترین ایام زندگی خود می داند که همه روزه زندانیان به اعدامگاه  که پولیگون پلچرخی خوانده می شد ، برده می شدند  و سر به نیست می گردیدند .

 با ختم عهد نکبت آفرین خلقی ها، در سال 1980 میلادی  پس از بیست ماه حبس از زندان بیرون آمد و ناگهان تقرر او به نام مشاور وزارت امور خارجه ، از طرف سردمداران آورده شده به وسیله مسکو ،اعلان شد که در عمل شکل ظاهری و تبلیغاتی داشت و در واقع  داکتر فرهادی  با چهره های این مزدوران که خود را حاکمان دوره تکاملی به اصطلاح انقلاب ثور می خواندند ، از قبل آشنا بود ، از همینرو ، استاد فرهادی ، هیچ  فعالیتی  در وزارت امور خارجه ، به سود آن رژیم مزدور انجام نداد . .در این مدت هر روز در مرکز نسخه های خطی وزارت اطلاعات و کلتور به حیث عضو یک هیات تعیین قیمت خریداری های نسخه های خطی به طور خدمتی کار می کرد  وهر روز در فکر هجرت بود ،تا آن  که در سال 1981 موفق به هجرت گردید و در دانشگاه  پاریس سوم به حیث استاد تاریخ ادب فارسی انتخاب شد و با خانواده مقیم پاریس گردید و ضمنا خدمت قلمی و سیاسی خود  را به طرفداری جهاد ملت مسلمان و مجاهد افغانستان و تفهیم مطالب به تحلیل گران و جراید غرب پیش می برد  و در سنگر مبارزه فرهنگی صادقانه خدمت می کرد.

.در سال 1985 به امریکا دعوت شد و  در دانشگاه  برکلی وافع کلیفورنیا شمالی به تدریس تاریخ ادب فارسی پرداخت  ،شش سال در این وظیفه بود . در سال 1991 مدت یکسال در انستیتیوت مطالعات عالی تمدن فرهنگ اسلامی در کوالالمپور پایتخت مالیزیا،  تاریخ فرهنگ اسلام را تدریس کرد و سپس به امریکا عودت نمود .

داکتر روان فرهادی در میان نخبه های کشور درخارج، در دوران اشغال کشور توسط ارتش سرخ ، فعالیت های روشنگرانه داشته و با رهبری جهاد و مقاومت همیش در تماس بوده و از مشوره های مفیدش ایشان را بهره ور ساخته است که در همین سلسله به حیث نماینده نخبگان افغان های مقیم در کشورهای  غربی ، به حیث عضو کمیسیون شورای مشورتی منعقده راولپندی در سال 1989م  نیز اشتراک ورزیده است.

داکتر روان فرهادی در  سال 1993 به اسا س تقاضای پروفیسور برهان الدین ربانی رئیس دولت اسلامی افغانستان ، به حیث نماینده دایمی و سفیر دولت اسلامی افغانستان در مقر سازمان ملل متحد نیویارک تقرر یافت و توام با آن مساعی خود را در زمینه مطالعات ادبی نیز با وجود ضیقی وقت ادامه داد .

داکتر روان فرهادی در دوران تصدی نماینده گی دایمی کشور از موقف برحق ملت افغانستان ، به ویژه در برابر پاکستان ، دفاع کرد و درهمه کنفرانس های بین المللی از افغانستان نماینده گی نمود.

یکی از کارهای برجسته دکتور روان فرهادی مبارزه خستگی ناپذیر وی  برای حفظ کرسی سازمان ملل متحد برای افغانستان بود ، زیرا پاکستان و برخی حلقات مغرض  و آزمند ، آرزو داشتند ،تا این کرسی را به طالبان تسلیم دارند و حتی بیشرمانه ، پاکستان میخواست ، کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد، خالی باشد اما دولت افغانستان در آن نماینده نداشته باشد ، طوری که این نوع  ابلیسی در سرنوشت کرسی افغانستان در سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی رونما شده و عضویت افغانستان در آن سازمان ،به حالت تعلیق درامده بود .اما این پریشان خواب ها  ،تعبیری نیافت و تلاشهای وزارت خارجه افغانستان و نقش کلیدی داکتر روان فرهادی این همه برنامه های ابلیسی را ،نقش برآب کرد.استاد فرهادی از این دوران با افتخار یاد نموده می فرماید که به اثر این تلاشها ، طالبان نتوانستند، برای مدت 5 دقیقه هم در سازمان ملل متحد ،از افغانستان نماینده گی کنند.

داکتر روان فرهادی بعد از یک عمر خدمت،  استوار بر تقاضای خودش از وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان تقاعد اخذ نمود.

طوری که خودش در مصاحبه ای فرموده است : فکر می کنم همه زندگی را به کار دولت واداری صرف کردن ، برای کسی که علاقه فرهنگی و پیوند فرهنگی داشته باشد ، درست نیست و بایست برای فرهنگ هم خدمت نمود.

با در نظرداشت این امر که زندگی سیاسی و اداری داکتر فرهادی با فرهنگ گره  خورده است و شاید کم وقت بوده باشد که تلاشهای استاد فرهادی با فرهنگ پربار کشور، در ارتباط نبوده باشد و گام های استواری در این راه برنداشته باشد.

استاد فرهادی از دوران خدمت خویش در نماینده گی دایمی افغانستان درسازمان ملل  متحد،یاد نموده میگوید که من در آنجا 14 سال خدمت کرده ام که تنها شادروان عبد الرحمن پژواک هم 14 سال در آن مقام ، در خدمت افغانستان بوده اند و این مدت مدید نیز نصیب من شد تا در بحرانی ترین دوران در خدمت افغانستان باشم.

.قابل یادآوری میداند که وظیفه استاد روان فرهادی در پایان سال 2006 میلادی  با قدر شناسی از طرف وزارت امور خارجه پایان  یافت..

دوکتور روان فرهادی (حفظه الله) در طی سالیان زنده گی پربارش ،در باره سرگذشت و افکار و اثار شاعران ، مشایخ و استادان ادب و فرهنگ  افغانستان ،تحقیق ها و ترجمه های خاص کرده است .از آن جمله در باره حسین بن منصور الحلاج ، ابو علی سینا ، ابو ریحان البیرونی ، ابو المجد  مجدود حکیم سنایی  غزنوی ، خواجه عبدالله انصاری هروی ، مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی ، امیر خسرو دهلوی ، عبدالرحمن جامی هروی ، محمد اقبال لاهوری .و... که مقالات پژوهشی موصوف در داخل و د رخارج کشور، باربار  به نشر رسیده است..

دوکتور روان فرهادی به اکثر کشور های جهان در شرق و غرب سفر کرده و دراز ترین مدت اقامت خارجی او در کشور های فرانسه و امریکا بوده است .موصوف دو پسر به نام های حامد و طارق و یک دختر به نام مریم و از ایشان هفت نواده دارد که ساکن امریکا می باشند .

دوکتور روان فرهادی  طوری که گفتیم آثار تحقیقی زیادی دارد وترجمه هایی هم از موصوف از زبان های خارجی به فارسی نشر شده است . زبان های خارجی به خاطری گفتم که استاد فرهادی برعلاوه زبان های پشتو و فارسی ، زبان های رسمی  کشور، با زبانهای عربی ، فرانسوی ، انگلیسی ؛ هسپانیوی ، ترکی  و اردو تسلط تام دارد و با زبان بنگالی نیز آشنا  است .خاطره زبان دانی استاد فرهادی را نگارنده ، در کنفرانس وزرای خارجه کشور های عضو جنبش عدم انسلاک در 8  اپریل سال 1997 میلادی در دهلی جدید، شاهد هستم که ایشان تحت ریاست مرحو م عبد الرحیم غفورزی سرپرست وزارت امور خارجه افغانستان ،عضویت هیات افغانی را بر عهده داشتند ومن هم افتخار همراهی شان را . در آن کنفرانس که زبان رسمی اش انگلیسی ، فرانسوی ،هسپانیوی و عربی بود و بیانیه سخنرانان به آن  زبانها ترجمه می گردید ، در آن جمع  بزرگ نماینده های کشور های خارجی تنها داکتر صاحب فرهادی از گوشی ترجمه استفاده نمی نمود ، زیرا زبان هر سخنران را میدانست ، برعلاوه در صحن کنفرانس با میزبانان هندی به زبان اردو تبادل افکار می نمود و با ترک ها به ترکی و فارسی و پشتو که زبان خودش و کشورش بود.

داکتر روان فرهادی به خاطر خدمات ادبی و فرهنگی اش به عرفان اسلامی ،از طرف ریاست جمهوری جمهوری اسلامی ایران ، ( دوران سید محمد خاتمی ) در میان دانشمندان جهان ، جهت ترجمه و نشر منازل السایرین ، اثر مهم « خواجه عبد الله  انصاری ، پیر هرات »،به دریافت جایزه نقدی نایل گردیده است، اما موصوف آن جایزه را به مرستون کابل ، به گونه کامل اهدا کرد  تا  در امور مربوط به یتیمان کشور، به مصرف برسد.

پروفیسور رسول رهین تالیفات و تراجم داکتر روان فرهادی را در کتاب ارزشمندش « کی کیست در فرهنگ برونمرزی» چنین بر شمرده است :

زبان تا جیکی ما ورا النهر

تاریخ تلفظ و صرف زبان پشتو،  چاپ  فاکولته ادبیات در سال1356   خورشیدی

یاری شاهنامه فردوسی در پژوهش واژه های فارسی ، چاپ تهران

مقالات محمود طرزی ، چاپ کابل ، 1355 خورشیدی

جنبش قانون گذاری در آغاز استقلال افغانستان  - کابل ، 1347 خورشیدی

حسین بن منصور حلاج اثر اسلامشناس فرانسوی لویی ماسینون ، ترجمه داکتر فرهادی

منازل السایرین ،اثر خواجه عبد الله انصاری ، ترجمه داکتر فرهادی

سرود نیایش (گیت آنجیلی )اثر تاگور ، ترجمه داکتر فرهادی ، چا  پ کابل و دهلی جدید

ابن سینا وعرفان ، چاپ  کابل

خواجه عبد الله انصاری هروی ، چاپ  تهران ، 1377خورشیدی

سرگذشت پیر هرات ، اثر سرژ دو بور کوی ؛، ترجمه داکتر فرهادی ، چاپ کابل 1350 حخورشیددی

زنده گی و آثار امیر خسرو دهلوی

ترجمه نمایشنامه مارسل پانیول (توپاز)

سوء تفاهم اثر البر کامو ، ترجمه داکتر روان فرهادی ، چاپ کابل، سال 1354 خورشیدی

احوال عاشقان در شعر عارفان ، شامل  معنی عشق در نزد اقبال ، مولانا،حکیم سنایی غزنوی و امیر خسرو ، چاپ شده  در جریده میزان ارگان نشرانتی سفارت افغانستان در دهلی جدید.

جملات کوتاه انگلیسی در کنفرانس های بین المللی .

دانشمند محترم دکتور روان فرهادی بعد  از پایان یافتن وظیفه رسمی شان در نماینده گی دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد ، امریکا را، ترک گفته و پاریس را به حیث محل اقامت  اتنتخاب نمودند جایی که بیشتر وقت را درآن سپری نموده اند و در همانجا تحصیل کرده اند و از جهت اینکه نسبت به امریکا ، پاریس به کابل نزدیکتر است.

استاد فرهادی که فعلا در پاریس اقامت دارند ، از ایشان پرسیدم که در این روز ها ، چه مصروفیتی دارند  ، گفتند :

دیوان شمس یا دیوان کبیر مولانا را که مرحوم استاد فروزانفر د ر 10  جلد به چاپ رسانده است ، من حین مطالعه دریافتم که مولانا غزلیات زیادی به زبان عربی دارد ،شاید به اندازه دیوان کامل حافظ شیرازی ، چون در میان سروده های فارسی مولانا  آمده است ،جهان عر ب کمتر از آن آگاهی دارد و قصد دارد غزلیات مولانا  را  به طور جداگانه بعد از تحقیق  ،آماده نشر کند .

استاد  دکتور روان فرهادی از دانشمندان بزرگ وطن و ا ز غنیمت های روزگار ما هستند .به گفته خودشان ،به دو اصل د ر مسایل علمی پابند اند : هر چیزی را که آموختند و کشف تازه ادبی نمودند ، آنرا به زودی به دیگران ابلاغ می کنند ،تا از آن استفاده صورت گیرد، یعنی کتمان علم نمی نمایند و  اصل دیگرشان  انتقاد پذیری است که حرف مدلل را که برخلاف نظریاتش هم باشد به زودی می پذیرند.

از بارگاه خدای منان به استاد روان فرهادی صحتمندی کامل و عمر با  برکت استدعا می دارم.

 

 سرچشمه ها :

مقدمه «گیت انجلی یا سرود نیایش » چاپ دهلی جدید

کی کیست در فرهنگ برونمرزی ، تالیف پر.فیسور رسول رهین

کلکسیون جریده  «میزان » ارگان نشراتی سفارت افغانستان در دهلی جدید سالهای 1375 تا1379    خورشیدی

مصاحبه دکتور روان فرهادی با رادیو پیام زن در سویدن

گفت و شنود نگارنده با دکتور روان فرهادی