زید الله  پیوند

بي باوري ، بي اعتمادي مي آفريند

 

نتوانم  که کنم وصف چنا ن ماتم وغم                بشکند شرح بیا ن غم تو پشت قلم

 

     اگردیروزیا ن، راه تو شه تمدن وعقلا نیت و جلوه هايي از ارزش و معنویت ازخود به ارمغان میگذا شتند، نسل امرو زین، نا امید دربحران بی اعتمادی و بی هو یتی، آشفته وسرگردان، بازیچه دست روز گار نمیشد. جامعه ایکه، افیو ن بی باوری ودروغ، با استبداد وسلطه جویی، پیوسته در متلاشی ساختن انسجام فرهنگی وارزش های نها دینه شده اجتما عیش تاثیرات بنیاد برانداز ومخرب داشته است، به اهتمام وموا ظبت  دلسوزانه و مسؤولا نه ی اهل فرهنگ و صاحبان طرح واندیشه ی انسانی نیازمند است.

با اندوه فراوان که با آزادیهای مردم بیحرمتی وشخصیت حقوقی اهل جامعه، باسلیقه های جا هلانه وعقب ما نده، همآره با تنش وسرزنش انتقام جو یا نه همراه بو ده است. این مرد میکه چون د ژ استواربا کوله بارزندگی درمسیر ناپیدا باصد درد ورنج طی طریق میکنند وباصبرو شکیبایی، فرزانگی خویش را تثبیت کرده اند، اما با سنگ دلی ونامهربانی سیاه دل ترین وسیا ه کارترین افرا د جامعه خویش مواجه اند.

علاج این همه درد ها درتامین حاکمیت قانون و رعایت عدالت که سنگ بنای جوهری دین و شریعت را تشکیل میدهد متصوربوده می تواند، اما تعهد والزامیت اخلا قی وقانونی که درمتصدیان امور دارد کمرنگ میگردد، به تو جه ویژه کارشنا سانه و رسالتمندانه نیاز مند است که بلا درنگ توجه صاحبان صلاحیت را میطلبد که دست بکار شوند و درجوسازی فضایي که مصونیت مردم را تا مین، امنیت را برقرار وعدالت را جاری وساری سازد همت گمارند.

اگربسترسازی درجهت تطبیق قانون، رعایت عدالت، رفع فرهنگ معافیت وانواع فساد اداری فراهم نگردد، همه زوایای زند گی واندامهای بهم پیو سته اجتماعی جامعه که ریشه دربنیاد فرهنگ وارزشهای پذیرفته شده تاریخی دارد، دستخوش بحران خواهد شد وشیرازه نظم اجتماعی چون: همزیستی وتفاهم، برادری ومساعدت، عدالت وحق شنا سی، رعایت حقوق انسان، عبادت و تقوا، رشد وانکشاف تعلیم وتربیه، پایين آوردن سطح جرایم، جلو گیری ازمنکرات وبسط وانکشا ف فرهنگ انسان دوستی درپرده ابهام با قی خوا هد ما ند.

   مردم از فضای انباشته از بی اعتمادی که مجریان عدالت درآتش افروزی این بی اعتمادی وبی باوری زمینه سازی میکنند وهکذا، ازخشونت، بی عدالتی، حق ناشناسی، انتقام جویی، دروغ گفتن، سوءاستفاده ازموقف، تعصب، تبعیض وجوی نا مساعد زند گی که همه ارمغان نامیمون زشتیها وپلشتیها ی جنگ است نهایت خسته اند. بنابراين رفع بحران اعتماد و بی باوری، دورازعقلا نیت وخردباوری، بدون پا درمیانی افراد با فرهنگ، ارائه راهکارهای مفید و سازنده ازطرف علما وجامعه مدنی، تطبیق قانون وتامین عدالت اجتماعي هرگز میسر شده نمیتواند.

فرهنگ ستیزی وبسترسازی برای جها لت ورسوم نا پسند که همواره درجامعه درد ورنج می آفریند، با ارزش آفرینی اهل دانش وصاحبان رسالت می تواند مداوا شود، اما نظاره گربودن با اینهمه ناهنجاریها که فرآیند آن ازهم پاشید ن جامعه ونظام خواهد بود ، با شان وشخصیت هیچ انسان صاحب ضمیرهمخوانی نخواهد داشت.

آنا نیکه باعملکرد های بنیاد برانداز خویش ، دراداره واجتماع آشفتگی وفساد می آفرینند یاوران شیطان اند که باعمل نا شایسته وناعاقبت اندیشانه خویش بنای فردای جامعه و حاکمیت قانون را دستخوش بحران میسازند.  مدارا بافساد پیشه گان وقانون شکنان، گذشت بامسؤولین بی تفاوت اداره درتقابل با اراده مردم، تمکین با ناقضین حقوق بشر، یقینا همکاری با مخربین بنیاد جامعه محسوب میگردد، زیرا هرکس اعمالش سلامت و روند رشد جامعه را تهدید کند مجرم است و بایست مجازات شود.

 

سنگین نمی شد این همه خواب ستمگرا ن                 گرمی شد ازشکستن دلها صدا بلند

 

میگویند: "آنکس که حقیقت رانمیداند جاهل است وآن کس که میداند وپنهان میکند منافق وتبهکار است." ایمان، تعهد وباور برای انسان وجامعه معلول معنویت واخلاق بزرگ انسانیت است. آنهايي که برای فریب مردم ونقض حقوق بشردر اداره وجامعه زمینه بی باوری وبی اعتمادی را فراهم می کنند وعدالت را به دست فراموشی می سپارند، ضعف معنویت واخلاق دارند.

دراستمرار این وضع که درتقابل بانیاز مندی مردم قرار میگیرد، جامعه ای علیل وبیمارومردم بی باور ونا امید خواهیم داشت که گذشته رادررواق فراموشی وفردارا بدست بی باوری ارمغان خوا هیم ماند.عدم دلسوزی به سرنوشت جامعه، ناشی از ذهن آشفته وبحران اعتمادیست که اکثریت حامعه را با خود دارد. افراد خود باور وبی باوربه نظم وقانون باهدیه وتحفه ازطریق ولی نعمتا ن بمقا م رسیده اند که از جای نمی جنبند وبه جاه وجلال خویش بیشترتوجه دارند، تصور می شود که یاآیه مبارکه ( ولقد کرمنا بنی آد م ) را نخوانده اند و یا اینکه کدورت اعما ل زداینده انسا نیت وکمال شده است. عمل با گفتارهم خوانی ندارد، فرهنگ معافیت بی تنا سب رشد میکند وسطح باز پرس ازعملکرد واجراآت نهایت کمرنگ وشایسته سالاری درادارات، صرف درگفتارگیرمانده است، بی تفاوتی مرض مزمن وگسترده که علاج آن درصداقت وایمان با درک حقیقت واحساس رسا لتمندانه بایست نهفته باشد عجالتا ازکشورما رخت بسته است.معنویت بزرگ انسانی، ترحم وعاطفه درپنجهء فراموشی گیرمانده، نیرنگ ودروغ درقلمرو حرف وعمل ودرعرصه های زندگی بیداد میکند. اما این مردم صبورکه ازدیربازقربانی اعمال جنایت پیشه گان اوباش وتنگ نظری های تک بعدی ناعاقبت اندیشان گردیده اند، مظلو میت شان پایان نیافته، خشونت که نقض های حقوق بشری را بارمی آورد وخواهران مسلمان ما درگوشه وکنارکشور ببیشتر قربانی این اعما ل نا شایسته می شوند، هنوز مهارنگردیده وبرنامه هدایت شده دررفع این معضل بچشم نمی خورد.

علاج افراد اوباش وچاقو کش ومعتاد به مواد مخدر ورسوم نا پسند که برنامه مشترک دولت وجا معه مدنی را میطلبد در دستور کار دیده نمی شود. سطح باز پرس وشفافیت ازعملکرد ارگانهای حراست از قانون مطابق به نیا زجامعه، عدالت و رعایت قا نون هنوز آماده برای پاسخ گفتن در پیشگاه مردم نیست.

هرچند نفهمیدن وعدم آگاهی ازقانون عذر پنداشته نمی شود، اما به تشریح وتوضیح قانون کسي خود را مکلف نمیداند، درجامعه یي که اکثریت شهروندا نش ازنعمت سواد محروم باشند، چگونه ازمسایل قانونی وحقوقی آگاه می شوند. مکلفیت دراین قسمت برای ارگانهای ذیربط دولتی و جامعه مدنی سنگین تر است، زیرا دیده شده است که نسبت عدم آگا هی وبی خبری از مزایای قانون بعضی از همو طنا ن نا آگاهانه قربانی شده اند وسالهای طویلی را به بهای غلط فهمی پشت میله های زندان بسربرده اند که این خود نقض حقوق بشر     محسوب می شود.

امید همه اهل خبره جامعه اعم ازعلمای دینی، روشنفکران وجامعه مدنی درتفاهم وهم آهنگی با افرادصاحب ضمیر دولتی دررفع این همه کاستیها تلاش نمایند تا امراض بی باوری وبی اعتمادی درمیان مردم با روحیه تفاهم وهمکاری تعویض گردد.