قانونی های پارلمانی وغیرپارلمانی

 از تسلیم طلبی، سازش و فرمانبری به کام می رسند

 

سلام ، درود ، سپاس احمد بهار چوپان عزیز ، همدرد و همصدایم ! نامه هایت ، نبشته هایت ، دادخواهی هایت ، همه را ، می خوانم و لذت می برم . روشن ، مودب و زیبا می نویسی . از زخم ها، از درد ِ ما می نویسی که زخم ناسور و درد بی درمان شده اند.

 تو برادرم یکی از معدود کسانی استی که خطر هولناک فاشیزم پشتونی- سمسوری را با تمام فاجعه آفرینی اش درک کرده ای و برای مقابله با آن فریاد می زنی و مردم را به بیداری و چاره سازی فرامیخوانی.

 ایکاش از ما تاجیک ها کسانی دیگری هم بیایند و مانند تو بنویسند و خطر دهشت خیز فاشیزم قبیله ای سمسوریان را فریاد نمایند. نمیدانم برای به حرکت در آوردن ِ برج عاج نشینان ِ نظاره گر ِ پای به لب ِ گور ِ مدعی قلهء ادبیات فارسی بودن چه چیزی لازم است ؟

تمام نوامیس انسانی شان لگد مال می شود ، کرخت اند و از جای نمی جنبند ، تکان نمی خورند و صدایی بر نمی آورند .

 زبان شان لگد مال می شود ، همه یاد ها و خاطر های تاریخ شان حذف می شود ، قرار تماشا می کنند . حتا به شخص خود شان ، با نام و نشان ، حمله می شود ، آرام خفته اند ! مشکل اصلی این است که به اثر دوصد و شصت سال حاکمیت استبدادی و شیطانی و ضد انسانی تمامیت خواهان مستبد پشتون ، احساس اعتماد به نفس و جسارت در نخبه گان تاجیک و اقوام غیر پشتون به عام از میان رفته است .
 اینها باور ندارند که می توانند با هویت مستقل خود حضور و وجود شان ممکن است . همیشه سرکوب شده اند ، همیشه در سایه ای لطف و کرم ارباب قدرت کار کرده اند و اگر به نام و نان و نوایی هم رسیده اند ، از راه سازش و سکوت و تسلیم و فرمانبری بوده است . دیده اند که اگر نه بگویند ، اگر طغیان کنند ، اگر تسلیم نشوند ، در کنج زندان ها ، در تبعید ، در بالای چوبه های دار ، خواهند بود .
از تسلیم طلبی و سازش و فرمانبری به کام می رسند ، به نام می رسند ، ضرری نمی بینند . از همین خاطر شوله ای خود را میخورند و پرده ای خود را میکنند . اگر نه ما تاجیک ها و دیگر اقوام فارسی گوی ، کسانی داریم که استعداد و دانش و معلومات شان را کس ندارد و آدمک های چون روستار تره کی ، انورالحق احدی و دگه و دگیش در پیش شان هیچ چیزی نیستند.

 پشتونیست ها که این همه غُر و فش می زنند ، همیشه تشویق شده اند ، تقویت روحی و مالی و مقامی و چه و چه های دیگر شده اند ، از جسارت خود ، از پشتونیست بودن خود ، از توهین و تحقیر و سرکوب تاجیک ها و اقوام غیر پشتون از ایشان قهرمان ساخته شده است . شما ببینید که نامی ترین قهرمان فرهنگی شصت هفتاد سال اخیر پشتون های کی بوده ؟ محمد گل مومند ، حبیبی ، غلام محمد فرهاد ، رشاد و دهها تنگ و گشاد دیگر ( ببخشید- معذرت میخواهم )! این ها همه یک وجه مشترک دارند و آن تعصب سوزان پشتونیستی و افکار شوونیستی قبیله گرایانه . انور الحق احدی و اتمر و حبیب رفیع و دیگر و دیگرانی که امروز قدرت را در اوغانستان در دست دارند ، همه یک وجه مشترک دارند :
 تعصب و جنون سادیستی پشتونیستی ! اعتماد به نفس این ها ، جسارت شان ، غُر و فش شان از آن است که همیشه به قوم حاکم ، به حاکیمت قومی ، تعلق داشته اند . اما بر عکس آن دیگران به حدی سرکوب شده اند ، به حدی فشار های روحی و هزار نوع فشار آشکار و پنهان دیگر را در روان تاریخی خویش تجربه کرده اند که جرئت نام خود گرفتن را ندارند . شنیده ای که یک تاجیک گفته باشد \"
من تاجیکم \" ؟ کسی اگر به نام تاجیک کاری کند اول خود تاجیک ها بلند می شوند و میگویند که این حرف را نزن که از این حرف بوی جدایی و چه و چه می آید ! حاکمیت مستمر پشتونی ، کاری کرده است که کارستان .

در میان خود مردمان غیر پشتون آدمهای بره صفت و تسلیم و گوش به فرمان و بی اعتماد به نفس را بسیار پرورش داده اند که به خود باز زایی و خودتکثیر شدن عجیبی رسیده است . حتا وقتی هیچ پشتون و هیچ قدرت دولتی و پولیس و خطر جانی و مالی هم برای ما نباشد ، ما جرئت نمی کنیم نام مان را به صدای بلند یاد کنیم . ترس را در رگ رگ ِ ما جا داده اند و خود شان با جرئت و جسارت تمام ، هر کاری را دل شان میخواهد انجام میدهند و پروای هیچکس را ندارند .
 قانونی ها ، در پارلمان ، غیر قانونی های ما در بیرون ِ آن ، همه میخواهند از راه موش مرده گی ، از راه در خانه پشتو گپ زدن ، از راه فرار از نام قوم و مردم خود ، زیر نام \"
وحدت ملی \" حق زنده بودن را به دست آرند . شما می بینید که امروز در بلخ ، در جاییکه یکی ازتاجیک های ما به اصطلاح قدرت دارد ، فاشیزم قادر است که جوان دانشجوی فارسی زبان را لگد کوب کند و به زندان اندازد صرف به خاطر اینکه میخواهند دانشگاه را دانشگاه بگویند ! مگر فاجعه میتواند ازین ننگین تر شود ؟

خلاصه برادر عزیزم ، من پیامت را صد در صد تایید می کنم و حرفهایت به دلم می نشیند . آفرین بر تو . آفرین به دهقانپور عزیز که جه صادقانه و بدون هیچ ادعایی برای مردم و فرهنگ خویش کار میکند . با درود ، با محبت . درویش دریادلی  . تشکر