|
اهمیت کنفرانس پاریس نه درتعهد کمیت مبالغ کمکها ، بلکه دراجرای واقعی ، بکار گیری هدفمندانه وموثریت آن خواهد بود!
کنفرانس کمک به افغانستان بتاریخ 12 جون 2008 میلادی در پاریس به شرکت زیاده از 80 کشور ونمایندگان سازمان های کمک دهنده تحت السترمک کچنی مدیر گروه کشور های شکننده ومناقشه زده در بانک جهانی گفت:"حیاتی است که در آمر بلندمدت ساختن دولتی موثر پشتکار وجود داشته باشد،دولتی که به تدریج بتواند مسئولیت های بیشتر برای آینده افغانسنتان بعهده گیرد". وی گفت"یافتن راه های بدیع برای بهبود در رسانیدن خدمات به شهروندان در اسرع وقت وهمزمان بهبودتدریجی ظرفیت کشور در رسانیدن خدمات بدون دخالت گسترده متخصصین" چالشی است که باید باآن روبروشد. گزارش بانک جهانی اذعان نمود که اصلاح نظام اداری در افغانستان به دلیل روابط غیر رسمی قوی در زمینه قدرت وضعف نظام رسمی دولتی ووجود ناامنی به خصوص مشکل است. بان کی مون،منشی عمومی ملل متحد گفت که وجود فساد اداری در افغانستان از مشکلات اصلی است که باید برای رفع آن تلاش شود و از کمک کنندگان تقاضا کرد تا رهبران افغانستان را جواب ده سازند. باید گفت که دولت افغانستان قبل ازاین نیز چند بار برنامه های را تحت عنوان استراتیژی ملی به کنفرانسهای بین المللی کمک به بازسازی افغانستان مانند : - (کنفرانس توکیو جنوری 2002 ،کنفرانس برلین 31مارچ 2004،کنفرانس لندن جنوری 2006 ) ارایه نموده و تعهدمبلغ تقربیآ25 ملیارد دالر را بدست آورده بود که از آنجمله حکومت افغانستان مبلغ صرف 15 ملیارد دالر دریافت کرده که در حدود 40% آن منحیث مفاد ومعاشات به کشور های کمک کننده باز گشته است. ودولت افغانستان نتوانست که از کمک ها استفاده لازم نماید. اینکه چرا دولت افغانستان نتوانست از کمک ها استفاده لازم را برای بازسازی افغانستان انجام دهد .به نظر بنده دلایل متعددی دارد. که در زیر به ان اشاره میشود: -- عدم ارزیابی دقیق ازمیزان خسارات وارد به اقتصاد افغانستان طی مدت بیشتر از دو دهه جنگ، وطرح وتدوین برنامه دقیق استراتیژی توسعه برپایه آن. -- عدم تشخیص دقیق اولویتهای. - - عدم تواتایی در بسیج ومدیریت ظرفیت،جذب وایجاد طرفیت جدید. - - نبود احساس مسئولیت پذیری وتعهد ملی در کادر دولتی. - بنظر بنده تثبیت نیازمندی واقعی به منابع وامکانات مالی بدون سنجشش دقیق از خسارات وارده کار ونادرست است . واین چیزیست که دولت از همان آغاز میبایست آنرا انجام میداد.تا از اتلاف وقت منابع وفرصت ها جلوگیری میشد. بنده باتوجه به ارزیابی های صورت گرفته میزان خسارات وارده به اقتصاد افغانستان درسالهای 1989 -1990 ازجانب سازمان ملل متحد ودولت وقت در چوکات برنامه"سلام" که مبلغ ده ملیارد دالر تخمین شده بود وارزیابی های پراگنده حکومت های موقت،عبوری وانتخابی صورت گرفته،میزان نسبتآ دقیق خسارات وارده به اقتصاد ومصارف بازسازی را صد ملیارد دالر تخمین مینمایم. هرگاه دولت قادر به طرح برنامه دقیق استراتیژی بازسازی وتوسعه ملی وردیف بندی اولویت ها در آن میشد بدون شک اعتماد جامعه جهانی را در اعطای کمکها جلب مینمود وبا پبشرفت تطبیق آن زمینه ایجاد امنیت ، ظرفیت،اشتغال واعتماد مردم وجامعه جهانی به دولت و بازگشت سرمایه های مادی ومعنوی افغانهای خارج را به وطن جلب و زمینه های بروز مشکلات موجود را از میان میبرد متاسفانه استراتیژی ساخته نشد وافراد دلسوز واجراکننده آن نیز وجود نداشت .بر عکس مبالغ هنگفتی را که به بازسازی بکار میرفت صرف تهیه وترتیب برنامه های غیر دقیق وشتابزده بمصرف رسانیده است. طبق گزارشات در تهیه وتدوین برنامه استرتیژی توسعه ملی که به کنفرانس پاریس تقدیم شد مبلغ 15 ملیون دالر بمصرف رسیده است ودر راس تیم کاری طرح آن اسحاق نادری مشاور اقتصادی رئیس جمهور کرزی قرار داشت وکار روزمره آن را ادیب فرهادی پیش میبرد که هریک به ترتیب 36 و24 هزار دالر ماهانه معاش در یافت مینمایند.پروفیسور بارنت روبن یکی از چهره های معروف خارجی در این پروژه فعال بوده وامتیازات مادی زیادی را نصیب شده است. در چنین وضعیت جامعه جهانی در کنفرانس پاریس نتوانست بیشترین رقم کمکها را در اختیار دولت قرار دهد. از جمله 21 ملیاردالر تعهد شده صرف 6،8 ملیارد را ظرف پنجسال از طریق بودجه دولت موافقت نموده است که حدود 32% را تشکیل میدهد که از لحاظ کمیت مشابه با کمک های قبلی اجرا شده است. هر 6،8 ملیارد دالر را تقسیم 5 سال کنیم سالانه یک ملیارد سیصدوشصت ملیون دالر میشود وحجم بودجه سالانه عادی وانکشافی دولت در این سالها حدود 2،4 ملیارد دالر است.مبلغ یک ملیارد سیصدوشصت ملیون دالر آن راکمک سالانه جامعه بین المللی وباقی یک ملیارد وچهل ملیون دالر دیگر آن باید سالانه از منابع داخلی به بودجه وارد گردد. در حالیکه درسال گذشته بنابر اظهارات وزیر مالیه 715 ملیون دالر پلان بود ومبلغ 685 ملیون اجرا گردیده است. باتوجه به بلند رفتن قیمت مواد غذایی در سطح جهان وتاثیرات مستقیم آن بالای افغانستان،بحران امنیت واعتماد ملی،فساد گسترده وروبتزاید، گریز سرمایه به خارج ونگرانی از بحران بوجود آمده با دولت پاکستان وضع را پیچیده تر ساخته وموجب افزایش فشار بالای دولت میگردد.درنتیجه قادر نخواهد بود نتنها زمینه را برای جلب بیشتر کمکها از طریق بودجه مهیا سازد بلکه عواید پیش بینی شده را نیز حصول نتواند. در چنین وضع فشار مردم وجامعه جهانی بالای دولت زیاد میشود ودولت ناگزیر مانند گذشته به چالش ها واکنش نشان دهد واین عملیست تاکتیکی نه استرتیژیک ودر نهایت خلاف اهداف مورد نظر. مزیدآ با توجه به نزدیک شدن ختم دوره ریاست جمهوری کرزی احتمال گرایش روبه سردی رفتن دلگرمی های مامورین کابینه قویآ وجود دارد. با اشاره به مطالب در بالا عنوان شده ، مسیر کمک های تعهد شده در کنفرانس پاریس همان خطوط قبلی است که کنفرانس های توکیو،برلین ولندن پیمودند. ومتآسفانه موثریت آن چندان امیدوارکننده به نظر نمی رسد ،مگر اینکه: - نظر منتقدین ومردم جدی گرفته شود وبه آن بها دادشود؛ - جدیت در تطبیق اولویتهای استراتیژی پنجساله ( سکتورهای امنیت ، زراعت ،انرژی وآب وسرکها) - اصلاحات جدی در تیم کاری بوجود آورده شود؛ - تلاش صادقانه درایجاد تفاهم ملی ، جلب حمایت نیرو های سیاسی جهت بهبود وضع امنیتی؛ - اقدامات موثر وعملی در جهت جلب سرمایه های مادی ومعنوی افغان های خارج از کشور؛ - احیای منابع عواید داخلی مانند معادن وغیره تدابیر ضروری با مشوره با کارشناسان امور. با انجام اقدامات فوق از یکطرف ظرفیت تدریجی بالا رفته وزمینه جلب اعتماد خارجی ها در اختصاص کمک های بیشتر از مجرای بودجه دولت مهیا شده واز طرف دیگر عواید داخلی افزایش یافته وتدریجی با قطع کمک های خارجی وابستگی بودجه دولت مرفوع میشود.
25 جون 2008 دکتور دستگیر رضایی
|