اتحادیۀ
افغان جرمن – آزمون ملی، تقدیم میکند !

کبوتر کوکب بخت مرا از بام بیرون کن       که من کم طالعم ، ترسم ز آهم آسمان سوزد  

                                                                               " و . ناصری "

دوستان عزیزی که خواننده گان مضامین سایت های انترنتی هستید؛ سلام برشما و اجازه بدهید پیشاپیش از حضور شما معذرت بخواهم که وقت شما را با نوشتن در مورد کسانی که حیف است آدم در باره ایشان حرافی کند یا هم به گفته های تکراری و بی سروته شان توجه نماید، ضایع میسازم . لیک نشود خیال کنند که گویا هتاکی و فحاشی شان مقبول افتیده و مردم را با عناوین قلابی " دپلوم انجنیر " و " نمایندۀ فرهنگی سابق و کاتب ذلیل حیله گساردر کمی سابق و مدیر امروز" فریفته اند.
 این دو تن الحق که به " رسوایی بلند آوازه اند "؛ و خود شان خیال میکنند که گویی در جهان فکر و اندیشه و نظریه پردازی برای خود کسانی اند!!!!!!!! ( این ندایه ها باب دل چاچا معروفی است که فعلا در یک قرار داد غیرعلنی با جناب تحلیل گر خارق العاده ناصری اتحادیه تشکیل داده اند).
خواننده گان عزیز بیاد دارند که شاید دو سال قبل بحث برسرواژه های فارسی دری و واژه های خوش آهنگ پشتو( به تعبیر معروفی ) در زبان فارسی افغانستان را، همین معروفی آغاز کرد!!!! کسانی مثل آقای دریا دلی به پاسخ ایشان پرداختند ولی کسی خیال هم نمیکرد که این بحث به گونه یک طرح به کارگردانان بی کفایت فرهنگ که از روی قصد و عامدانه و عالمانه به آن پست گماشته شده اند، تا فرهنگ را به کلتور و کلتور را به گوله و تور ( شمشیر ) تبدیل نموده زبان دیگران را با آن سلاخی نمایند، پیشکش و آن جناب و حامیانش و حامیان حامیانش، آنرا عملی نمایند!!!!!!! از این بابت به معروفی تبریک باید گفت که به قسمتی از آروزیش رسید یعنی به مردم اخطار دادند و زور گفتند که به فرمان و ذوق ما بنویس !!!!!
معروفی، دریکی از نوشته های ایلا جاریش که مثل همیشه در عین زمان باید چند جا نیش بزند، اول از مرگ مسعود شهید، شروع میکند و بعد میرود به سراغ سفسطه های بعدی اش و میگوید :" میدانستم که نظریاتم مثل بم خواهند ترکید!!!!" بنده در آن زمان اصلا جز پوزخندی جوابی نداشتم به این آقا بدهم زیرا بیچاره کسی که نداند آن صدای انفجار که به گوش معروفی رسیده است از بم نی بلکه صدای افتیدن طشت رسوایی معروفی از بام مرتبه های خیالی علمیست که گوش همه را کر کرد به جز خودش !!!!! عجب نظریاتی که باز مثل بم در بازار علم جویان بترکد و کسانی را شیفته سازد؟؟؟؟
مثل اینکه آقا برای اولین بار قوه جاذبه زمین یا هم گردش زمین به دور آفتاب را متوجه شده باشد و ما هم در قرن 5 و 6 باشیم که نظریات معروفی مثل بم بترکد و ایمان های میراثی مانرا متزلزل سازد!!!!!
معروفی که پلان مثله کردن زبان فارسیش از طرف تیم کرزی پاس شد ولی در هنگام عملی گشتن با اعتراض مردم مواجه شد هر روز لایطلات سرهم کرد و آنهم به طریقۀ بسیار شیطانی که عاطفه را جای دلیل نشاندن باشد!!!!
در یکی از لایطلات نامه ها میاید :" نی بابا مردم به فکر نان استند و به فکر شکم اولاد شان که ..... " چون فراموش کرده یا خیال میکند دیگران فراموش کرده اند که خودش آغاز گر این مباحث بود و خودش بود که بم گذاری انتحاری را از خیابان ها به ساحۀ انترنت آورد و افتخار هم کرد :" میدانستم نظریاتم مثل بم خواهد ترکید !!!" و بعد هم چره های آن به مغز بیمار وزیرضد فرهنگ ، کلتور خواه ، فرو رفت و جزجز سوزشش خوشایند او شد آنگاه مثل حاکمیت های قین و فانه دو صد و چند ساله، شروع کردند به مثله کردن زبان مردم !!!!! آخر زبان کسی را مثله کنی و شکنجه کنی مگر درد نمی کند؟؟؟؟
مگر صاحب زبان از درد ناله و فریاد نمیکند؟؟؟؟ و برای رهایی و حفظ خودش و زبانش کوشش نمی کند؟؟؟؟
همه میدانیم که میکند و طبعیست که باید بکند. مگر وقتی کسی خواست از زیر تیغ و قین و فانه همچو افراد برهد میشود ایران پلو و یا هم ستمی یا هم چی و چی !!!!! در حالیکه اگر کمی هم سواد داشته باشیم میدانیم که علم همانگونه که بر روی شانه های عالمان سوار است، مگر در عین حال از آنها جداست و احوال شخصی عالمان در نفس علم هیچ اثری ندارد و اگر کسی میخواهد غیرعلمی بودن نظریات و فرمایشات کدام عالم را رد کند به رد دلایل او با دلایل علمی تر و منطقی تر باید برود!!!!! نه اینکه شروع کند که فلانی شرابخواره است و " ستمی " هست و " شورائی نظاری " بنا حرف هایش بی بنیاد است !!!!! این هم شد روش کار علمی خاص آقای معروفی و تحلیل گر متبحر ویس ناصری!!!!!
به این جنابان باید عرض کرد کهستمی ها سمارق نبودند از زمین سبز کنند! در جامعه ستمگرانی از قماش شما موجود بودند که حتی بر فکر و زبان مردم ستم میکردند !!!! بناَ مردم ستمدیده بلند شدند و ضد ستم آواز بلند کردند و اسلاف شما که نمیخواستند پایه های حاکمیت استوار برجور و ستم شان فرو غلتد متوسل شدند به چند تا ملای مفت خور و دین بیخبر و هرکه سرتسلیم به ستم شان فرو نیاورد گفتند " ستمی " است از خدا بیخبر شده !!!!!
امروز هم که دامنه ستمگری برچیده نشده و برعکس گستره آن افزایش و روش های ستمگری مدرن شده و دموکراسی نام گرفته ، هرکس چرندیات شما را نپذیرفت میشود ستمی ؟؟؟؟ الحق آفرین براین نبوغ علمی و تحلیل سیاسی !!!!
گفتیم طالب جانی است! ستم کرده ؛ بی ناموسی کرده؛ زمین سوخته؛ دست بریده؛ سر بریده؛ وطن فروخته؛ و هنوز هم به این ستمگری زیر نام جهاد و آزادی خواهی ادامه میدهد!!!! هیچ کس هم این حقایق را نمیتواند انکار کند؛ جزکسی که مغزش درست کارنکند؛ شدیم ستمی !!!!! و شدیم آدم خیالی و مستعار نویس !!!! عجب دنیایی است که پر رویی مد شده!!!!!
ویس ناصری، که مثل معروفی ، خیال کرده با حرف ضد و نقیض و تحلیل های آشفته و حرف سربالا که نشان آشفتگی روانی و تنافض فکری اوست، میتواند به حیث یک صاحب نظر و تحلیل گر تبارزکند و فردا در جامعه تحویلش بگیرند، اما با راه و روشی که اختیار کرده به ترکستان هم نمیرسد جز به ناکجا آباد پراکنده گویی و بالاخره بیابان ره گم کرده گی !!!!
به این صراحتی که جناب ویس ناصری از طالبان دفاع کرد حتی پرویز مشرف هم دفاع نکرد و نگفت اینان برای آزادی وطنشان میرزمند !!!! مشرف گفت :" طالبان اکثریت شان پشتون اند و برای بدست آوردن حق شان میرزمند و پاکستان هم مدافع حقوق پایمال شده پشتون هاست:" این حرف هایش هم پهلو داشت و هدف داشت و همه میدانند برای آن گفت که هیزم برآتش تفرقه های قومی که دیریست در کشور مشتعل است بنهد و چپاتی مراد خود در آن آتش بپزد!!!!
 معروفی به خیال خودش شهکار کرده و اشتباه بنده را در چرخش که نمیتواند 360 درجه باشد یافته بود و خرده گرفته بود که چرا نبشته یک کسی که صنف هشتم نخوانده از طرف فلان صاحب مرتبت علمی نشر میشود؟؟؟؟ من از این آقای متفکر متحجر می پرسم که وقتی ویس ناصری میگوید طالب حافظ استقلال و شرف و ناموس و بود و نبود ماست، و شما همرای او سر هم می جنبانید؛ زاویه دایره نمیتواند 360 درجه باشد ؟؟؟؟ یا زمانیکه فارسی ، دری و تاجیکی میتوانند سه زبان باشند؛ مثلث نمیتواند پنج ضلعی باشد؟؟؟؟ یا دایره چهار گوش و یا جایجوش گِلی ؟؟؟؟ نظریات شما آقایان آشفته گویان مثل همین هاست و بنده هم به زبان خود تان عرض کرده ام !!!!!
بینظر بوتهو؛ خواهرکرزی خان، که بیست سال پهلی اپنی پریوار سی بچهر گیی تهی ؛ و " دختربا شهامت افتخار اسلام " که مادر طالبان هم است اعتراف کرد که طالبان فرزندان نامشروع چندین پدره هستند !!!! ولی ویس ناصری در جهان روشن امروز که حتی خصوصی ترین زوایای زندگی اشخاص و افراد از چشم دید این خبرنگاران سمج و کنجکاو کناره نمی ماند، هی شله است که نی طالبان " مدافعین شرف و استقلال وطن هستند !!!!"
اگر گفتی برادر! زمانی که جناب نمایندۀ فرهنگی جمیعت در آلمان بودید، مردمی که نه جمعیتی بودند و نه ستمی و شورائی نظاری ، فقط به گناه اینکه روزگاری تانک و توپ جمعیت و شورائی نظار از کوچه و دهکده شان عبور و مرور کرده بود و به زبانی حرف میزدند که جمیعتی ها هم با آن سخن میگفتند ، ستمی از طالب دیدند که از روس ندیده بودند؛ باز رگ های گردن میشود قوی تر از دلیل و برهان و از قلم هم عقده تراوش میکند و همه میشوند نا مسلمان !!!!
وقتی ناصری مدافع طالب میشود، لعنت تاکزاران سوختۀ شمالی را بخود میخرد!!!! وقتی ناصری طالب را در جایگاه مجاهد می نشاند، نفرین مادر فرزند مرده ئی که فرزندش را فقط به جرم همولایتی بودن با کدام مجاهد یا منافق مجاهد نما به ضرب کیبل شهید کرده اند که سلاح بیار و یا پول سلاح، بخود میخرد!!!! وقتی ناصری با وقاحتی که بیشتر ناشی از ضعف بینش سیاسی است طالب را حافظ استقلال و ناموس کشور معرفی میکند؛ بد دعایی جوان دختران وزنانی را که از شمالی و فرخار به اسارت پاکستانی و عرب از طرف ملاعمرآخوند به عنوان کنیز داده شدند، بجان میخرد!!!!  و بالاخره وقتی ناصری از نهایت سرخورده گی با معروفی اتحادیه تشکیل میدهند و هر دو حرف های باسی وسالها ماندۀ از بَر کردۀ خود را تکرار میکنند، خنده خلق را بخود میخرد!!!!!
ناصری صاحب ! بخدا اگر نکتایی و پیراهن شیرچایی رنگ ، و ریش اتو کشی شده و قیافه خندان بیشتر از این در جان مردم بخورد!!!! شما لطف کنید نظریۀ یا نظریاتی تازه تر اگر دارید ارائه کنید مردم هم آنرا مدلول و مقبول یافته با شما همراه شوند!!!! آنچه شما میفرماید که :" استاد ربانی با خلقی ها و پرچمی ها جبهه متحد ساخت و با جنرال بابه جان کمونست و جنرال مومن کمونست کابل را گرفت ..... " حرف و نظرنوی نیست!!!! تقریبا پانزده سال قبل جانی دیگری که راکتیار می نامندش، با همین بهانه ها شهرکابل را باخاک یکسان کرد!!!! او نیز هرچه میکرد به نام اسلام و دفاع از مسلمانان و آزادی میکرد؛ به فرمایش شما ما باید بسیار پیشتر از تولد موجود نامیمونی به شکل طالب وحشی به آن آزایخواه بیعت میکردیم؟؟؟؟ و امروز شنیدن همان حرفها از زبان شما جاذبه و جذابیتی ندارد!!!! بلی ، برای شما خوبست که عکس تانرا در کنار راست یا چپ آن افزوده به چشم مردم بکشید که اینک منهم تحلیل گرم ولی گفته اند :
                             ظاهر  زیبا  نمیاید  بکار

                                                    حرفی از معنی اگر داری بیار

وقتی تکرار های مکرر شما گرهی از اجتماع و ذهن ما نکشایند؛ و بی اساس بودنشان هم ثابت باشند و ما اعتراض کنیم که برادر حال که مدیریت تمرین میکنی اندکی مدبر هم باش، و ما را گمراه نساز، ترا خدا طالب و آزادی و آزادی خواهی؟؟؟ آنگاه به همان روش های افشا شدۀ تاپه زدن و تکفیر متوسل میشوید و کسی را که اسم و سراغه اشرا در فرق و در پای نامه اش نوشته فرد خیالی میدانید!!!!
در خاتمه از خداوند جان و خرد آروزی آن دارم که همه را از بلای ابتلا به خود باوری نجات دهد و از دوستان هم خواهشمندم پس از این و بیش از این وقت شانرا در رد لایطلات معروفی یا هم ناصری ضایع نسازند!!!! زیرا ثابت شده که این جنابان از بس کارگاه ذهن شان در کار آفرینش تازه ها قاصر است، مثل فیرهوایی چیزی میگویند بعد منتظر میشوند تا انعکاس آن بخود شان برگردد و بار دیگر در ستایش مهارت شان در بم گذاری و شدت انفجاربم های تو خالی شان که حتی به اندازه یک بادکنک هم صدایی از آن برنمیخزد ، بپردازند!!!! بهتر است دیگر کارد چوبی اینها را نا دیده بگیریم و بگذاریم درحریم باور های منحط شان با کارد های چوبی شتردلانی چند را مرعوب سازند و حکم برانند !!!

شفیق احمد مجاهد برلین

shafiqmojahid@yahoo.com

shafiq@live.de