م _ فرهنگ دوست (هروی )

کبیر رنجبر

کبیر رنجبر کمونیست دیروز  فاشیست امروز

 

در کشور ویرانه ما افغانستان  افراد سیاسی و با سوادی که از میان اقوام اوغان بر میخیزند هر اندیشه سیاسی و دینی که داشته باشند اکثریت شان یک خاصیت مشترک دارند آن هم قوم پرستی است. اگر کمونیست ، اسلامیست ، دمکرات ، باشند  وقتی پای  قوم و قبیله به میان می آید به همه عقایدات  دینی ، ایدیولوژیک و سیاسی خود پشت پا میزنند. فقط تعداد انگشت شماری از آنها از این قاعده مستثناء هستند.

این آقای کبیر رنجبر یکی از کمونیستهای با صابقه که بعد از وقایع یازده سبتمبر 2001  خود را دموکرات جاه زده  یکی از همان افرادی است که خواص شان را در بالا خدمت شما عرض کردم. آقای رنجبر نزدیک به 70 سال عمر دارند اما موهای خود را بصورت هفته وار رنگ سیاه می زنند و ریش خود را هر بامداد سه تیقه میکنند رخ ایشان چنان برقی میزند چونچهره  یک جوان 80 ساله .

البته این کارها برای مقبولیت نزد مردم افغانستان انجام نمی دهند بلکه  برای مورد توجه قرار گرفتن نزد غربیها است همان غربی های که رفقای و شاگردان ایشان میلیونها آدم را بجرم ارتباط با آنها کشتند. ایشان خیلی  کوشش دارد خود را به  مقامات غربی نزدیک کند تا مورد توجه اربابان قرار گیرد و به پست  مقامی برسد تا خوب نقشه های فاشیستی و اهریمنی خود را زیر سایه و حمایت  استعمار نو به اجرا بگذارد.

آقای رنجبر بعد اتمام تحصیلات در دانشگاه های افغانستان  در سال 1347 بخاطر تحصیلات عالی عازم اتحاد شوروی سابق میشود و در سال 1355 از تیزس دکتورای خویش در رشته تاریخ دفاع  کرد و بحیث استاد تاریخ معاصر افغانستان در دانشکده  شرق شناسی شهر سانت پطربورگ شامل وظیفه میگردد که در عین زمان بر تیزس دکتورای علوم خویش کار می نماید . در همین سالها یکی در ظایف اصلی آقای رنجبر  تحت ریاست آقای داکتر سید حیدر مسعود (وزیر فرهنگ در دولت پوشالی ببرک کارمل) جذب جوانان در حال تحصیل افغانستان  در شوروی به اندیشها سیاه کمونستی بود. با عرض تاسف بسیار باید عرض کنم که ایشان در این کار بسیار موفق بودند. تعداد زیاد از جوانان کشور را به سراب کمونیست افکندند.

به یقین نیمی از کمونیستهای افغانستانی  شاگرد همین مرد شیاد هستند. میتوان گفت شهادت دو میلیون پنجصد هزار انسان و ویران شدن کشور بخشی از آن نتیجه زحمات شخص آقای داکتر کبیر رنجبر است. تجاوز وحشیانه بلوک کمونیستی شرق به رهبری شوروی  به افغانستان برای همه جهانیان آشکار و عیان بود همه آنرا محکوم کردند. ابعاد این تجاوز جنایتبار بحدی گسترده بود که به هیچ وجه قابل کتمان نیست حالا همان کمونیستان افغانستان که  در 6 جدی 1358 هورا کشان  سوار بر تانکها شوروی به افغانستان آمده بودند امروز از آن به عنوان تجاوز یاد میکنند. دیگر از انقلاب 7 ثور خبری نیست وقتی به سایتهای شان مراجعه میکنید در تمام اظهار نظر ها از آن بعنوان کودتای 7 ثور یاد میکنند.

همه این  اعتراف ها  جهت عذر خواهی از ملت نیست بلکه می خواهند خود را از جنایاتی که انجام داده اند مبرا کنند و کشتن دو نیم میلیون آدم را و ویرانی کشور همه  را به گردن روسها بیندازند و در عین حال خود را بیگناه جلوه دهند. سر آمد این جنایت کاران آقای کبیر رنجبر است که عین ترفند های متذکره را انجام میدهد. ایشان در زندگی نامه (بیوگرافی) خود کوشش میکنند دستهای پر خون خود را شسته و خود را مخالف کودتای 7 ثور و تجاوز شوروی به افغانستان قلم داد کنند. اما زهی خیال باطل چون واقعیت از همان  زندگی نامه  دروغ و جعل  شان چون دم خروس هویدا است. برای روشن شدن بهتر واقعیت  من تصمیم گرفتم در یک مقاله مفصل زندگی نامه  ایشان را خوب برسی کنم تا  روشن شود چقدر این آقا واقعیتهای ننگین زندگی خود را پنهان کرده است. که به زودی نشر خواهد شد.

من آقای دکتر رنجبر را با این اوصافی که خدمت شما عرض کردم میشناختم اما آنچه باعث نوشتن این مقاله شد خبری بود که در تارنمای روزنامه خوب پیمان با عنوان " تکنوکرات ها از طلبان حمایت می کنند عبدالکبیر رنجبر و آرین یون: طالبان برای اعلای كلمة الله مبارزه میکنند باید در نظر گرفته شوند." به نشر رسیده بود. وقتی خبر را به دقت از نظر گذراندم تازه فهمیدم آقای داکتر ما نژاد پرست هم تشریف دارند. در اینجا بود پی به این نکته مهم بردم که ایشان  بعد از تحصیلات فراوان بخصوص در زمینه کمونیسم از آن هیچ نفهمیده اند.

 اگر این مرد به ظاهر با سواد اما نافهم چیزی ازهمان کمونیست می فهمید لااقل دست از اندیشه کسیف و نجس فاشیستی خود بر میداشت چون کمونیزم مرزی بین انسانها به رسمیت نمی شناسد. اما این مرد نادان چون یک فاشیست تمام عیار است از هر حرکتی که استحکام پایه های قدرت قبیله  شود پشتیبانی میکند ولو این حرکت توسط شیطان هم انجام شده باشد باکی نیست.

کسی که تا چند سال پیش برای اینکه خود را دمکرات و مترقی جا زند مجاهدین و طالبان را وحشی ، جنگسالار ، تفنگسالار و جنایتسالار میگفت اما حالا همه آن گفته ها را فراموش کرده یکباره فقط طالبان را برائت داده  مبارز راه كلمة الله خطاب میکند چون آنها اوغان یا پشتون هستند این جا است که نقاب از چهره این فاشیست به زمین می افتد. تنها چیزی باعث میشود این مرد شیاد از طالبان حمایت کند همان روحیه نژادپرستی است والا با توجه به صابقه دو طرف هیچ وجه مشترکی بین شان وجود ندارد. این پیوند تازه همان اشتراک قبیله واندیشه برتری خواهی دو طرف است. 

در چندین میز گرد که توسط بی بی سی ترتیب داده شده بود این مرد  فاشیست همه گروهای مجاهدین را جنگسالار خطاب میکرد تا اندازه که کل جهادومقاومت دلیرانه مردم افغانستان در برابر شوروی ها و نوکران داخلی شان زیر سوال میبرد. تمام بدبختی سی سال اخیر را به گردن گروهای اسلامی می انداخت تا حکومت فاجعه بار حزب دمراتیک خلق را توجیه کرد باشد.   

اما حالا از گروهی به دفاع برخواسته که ضمن برداشت قومی و قبیلوی از اسلام، افراطی ترین ، خشن ترین و نادرست ترین  برداشت را از اسلام دارد. تنها عاملی که باعث میشود این مرد کمونیست و بظاهر دمکرات از طالبان حمایت کند همان دیدگاه فاشیستی و نژادی است که قبلا کوشش داشت آنرا پنهان کند.

از این مرد بی سواد که سی سال عمر خود را تلف کرده تا مثلا دکترایی جامعه شناسی بگیرد باید پرسید وقتی در دانشگاه های شوروی فرزندان مردم افغانستان رابه ایدیولوژی سیاه کمونیزم دعوت میکردی  به این فکر میکردی روز به خاطر منافع نامشروع قبیله مبلغ  كلمة الله شوی همان کلمه ای که شاگردان شما میلونها انسان را بجرم داشتن اعتقاد به آن زنده بگور کردند. شرم بر شما و امثال شما باد.

با آرزوی آگاهی هرچی بیشتر خراسانی های عزیز

هموطنان عزیز من لینکهای خبر روزنامه  خوب پیمان و زندگی نامه دکتر تقلبی آقای رنجبر را در اینجا گذاشتم تا خود تان داوری کنید.

 

 

 

 

بیوگرافی مختصر کاندید اکامدمیسین

، سرمحقق،پروفیسور، دکتور علوم عبدالکبیر رنجبر

http://dpa.org.af/dr.biography.html

farhangdost_af@yahoo.com

موضوع بحث :

اسم نظردهنده  :

 دوستان اگرنظری ویا انتقادی بالای جناب دکتورعبدالکبیررنجبردارید؟ میتوانید نظرات تان را بادرنظرداشت پالیسی سایت بما ارسال کنید، تا نشرشوند.مدیرمسؤل سایت

-------------------------------------------- نظرات شما  ----------------------------------------

Date :2008/10/09       Name : Farid
Dust aziz aqai Herawi. shuma ham tang nazar tar az Ranjbar astet wa fashsttar Afghanistan khana hama afghan ha ast wa jahi brai pashtun wa tajik numa hah wa qaum parast ha nest.dashnam ba komunizm medehed shuma islami ha chi karded bad tar wa fajah ameztar az hama shuma ikhwani hah afghanistan rah ba barbadi abadi kashanided na komunist hah


Date :2008/10/06 : بصیر احمد مهاجر
برادر هموطن هروی گرامی سلام!اگر آن چه را که شما برادر نوشته اید حقیقت داشته باشد ،آفرین بر شما بزرگوار ! هر اندیشه یی چه نیک و چه بد (فدای قبیله )را سال هاست در بعضی هموطنانم دیده ام و این انسان ها را باید معرفی کرد تا شاید وقتی این نوشته را میخوانند پی ببرند که چه زشت مینمایندوشاید که در تربیت خود بکوشند.ولی اگر شما خصلت ها طرز زندگی قبیله را کمی از نزدیک ببینید ایشان را ملامت نمی کنید زیرا مطبق خواست های قبیله عمل کرده ،پس اورا از روزنه قبیله به نقد بیگیرید آن وقت میبینید کار بدی نکرده هر دوره فرهنگ بخصوص خود را دارد ،و شما که اهل قبیله نیستید آقایی را در موردش نوشته اید بی جا ملامت مینماید بگذار که انسان ها سیر طبیعی خود را طی کنند.

اینکه شما در کشوری زندگی مینماید که یکی در قرون وسطی زندگی دار و دیگر در قرن 21 این بد شانسی شماست .اگر او از آن قرون وسط بیرون نیآید یا شما آنجا برو یا کوچه بدل کن به نوشته زیبای شما سوگند که راه سومی وجد ندارد(...عیسی اگر به مکه بری)
Date :2008/10/03 : ک. خنجرلغمانی

من چنان از کبیر رنجبر شناخت دارم که شما از کف دست تان ، اما چون وقت ندارم یک مقالهِ مفصل درموردش بنویسم، بناءً مختصر به آن می پردازم٠ کبیر رنجبر، برادرصمدازهر قاتل میوندوال است وبرادر دیگر شان صیر رنجبر که زمان پرچمی های سفیر ایران وبعد وزیر بانکها شد از پول تاراج سفارت و بانک خانه بزرگی که اداره هونسکو بود و در بهترین جای شهر نو قرار داشت به زور خود خرید و دفتر یونسکو را از آنجا کوچانید، پدرشان نیز یک فیودال ظالم وبی ترحم از لغمان و پشتون تبار بود که با پول استثمار دهقانهای خود به وکالت شورای که هرگز ملی نبود رسید .
 پسران جنایت پیشه این خانواده چون احد، بصر، کبیر و صمد ازهر سوابق جرمی زیادی دارند با گرفتن قدرت کمونیست ها هرسه برادر به کرسی های سفارت خانه ها نصب گردیدندو جنایات اخلاقی و ضد کرامت انسانی را مرتکب شدند، که گفته اند \"چون گفتی دالیلش را بیار \" از پدر رشوه خوارودزدش که هزاران جریب زمین از خون مردم داشت میگذاریم ومختصر به بازماندگان فاسقش می پردازم٠
 ١- صمد ازهرپولیس که قاتل میوند وال بود به عنوان سفیر کبیر چندین سال در کیوبا عیش کرد و بعد سفیر هند شد که ناجوانمردانه از زن رفیقش بعنوان سکرترش سوء استفاده اخلاقی میکرد٠
 ٢- بصیر رنجبر در کیف شوروی سابق بهانه درس برای کا٠ جی ٠بی کار میکردواز فجایع فامیلی وی میگذاریم٠
 ٣- کبیر رنجبر که آدم نسبتا\" با استعداد بود بالای یک دختر معصوم بنام \" ف \" تجاوز کرد که به دستور میر اکبر خیبر از حزب رانده شد راهی شوروی گردید و با تمام فجایع اخلاقی مسول بخش حزبی و عضو رابط حزب با کا٠جی ٠بی گردیدوقبلا\" که از زن دهقان شان در لغمان فرزندی بنام قیس داشت با یک زن روسی ازدواج کرد٠
 با به قدرت رسیدن کمونیست ها باز شاهی بر فرق سه برادر نشست و به سفارت خانه ها و وزارت بانکها رسیدند، بعد از زوال حزب راهی کشورهای غربی شدند و قیمت جنایات شانرا مردم مظلوم پرداخت نمود٠ بعد از یازده سپتمبر کبیر رنجبر به دستوا پوتین وارد شورای گویای ملی شدوهویت تباری و فاشیستی وی ماسک کمونسیتی انترناسیونالستی وی را درید و امروز می بینم که همین داکتر حقوق، در پهلوی جنایتکار ترین جوجودات روی زمین یعنی طالبان قرار گرفته و سخن گوی این گلههای وحشی داکتر نکتایی پوش ، ک- جی-بی شده است و شما می توانید دست برنامه سازان کی- جی- بی را در قضایای افغانستان تصور کنید، گذشته ازینکه هویت پشتونی آقای کبیر رنجبر وی رااز داشتن دکتورای حقوق به سظح ملا عمر تنزیل میدهد تا همه ارزش های انسانی را زیر پای پشتونیزم بگذارد، آنهم پشونیزمی از جنس طالبانی اش ٠ اگر خواستید می توانید این مطلب را روی صفحه بگذارید٠
Date :2008/10/03 : ع. ا.صبور

به نظرمن دردنیا هیچ ملک که دران صرف یک ملیت واحد زندگی کند وجود ندارد. امروز در فرانسه شخصی که از پدرهنگری والاصل ومادریهودی درسال۱۹۵۵ در پاریس به دنیا امده است حکومت میکند وبه ارأی مردم هم انتخاب شده، بد بختانه ما به جای اینکه باخاطر شایسته سالاری مبارزه کنیم به اشاره بیگانه گان پشت این زبان ویا ان زبان ویا این ملیت وان ملیت مقاله های پوچ ومبتزل را به نشرمیرسانیم .
Date :2008/10/03 : طاهری
برادر گرامی ممنون از اینکه همچو چهره های منافقت صفت را به مردم افشا میسازید.تا باشد مردم سرزمین خراسان همچو انسان های فاشیست و قبیله پرست را بهتر و بهتر تر بشناسند. همچو انسان ها مار های داخل آستین هستند که بدون شک خطرناک تر از دشمن که علنا در مقابل ات میجنگند. میباشند. خداوند یار و یاورت باد
Date :2008/10/03 :  ن.ج سنگر
سنگر در قسمت سوانح آقای رنجبر که بوسیله به اصطلاح حزب خودش نوسته شده است چنین میخوانیم: کودتای 7 ثور 1357 از جانب دکتور عبدالکبیر رنجبر به مثابه یک اقدام ماجرا جویانه محکوم گردید . به همین مناسبت رژیم توتالیتاری و استبدادی نور محمد ترکی و حفیظ الله امین طی مکاتیب رسمی از طریق سفارت افغانی در مسکوی ، وزارت خارجه و بعداً شعبه مناسبات بین الملی حزب دموکراتیک خلق افغانستان خواهان تسلیم دهی دکتور عبدالکبیر رنجبر به مقامات افغانی از طریق بندر حیرتان و ترمز گردیدند. در مکاتیب مذکور وی به حیث یک شخص ضد انقلاب ثور ، ضد رژیم انقلابی و مخالف رهبران حزبی و دولتی افغانستان معرفی گردیده بود .
در سال 1358 مقامات دولتی اتحاد شوروی خواهان تسلیم دهی وی به مقامات افغانی شدند و دکتور عبدالکبیر رنجبر مجبور به مهاجرت به فنلند گردید . یا ابوالفضل مدد!!! من با عقیده سیاسی انسانها کار ندارم.به نظر من اکثر اعضای حزب دموکراتیک خلق مردمان وطندوست و مشتاق ترقی وطن بودند. اما حساب اکثر رهبران و کادر های بلند پایه آن مانند کبیر رنجبر جداست.اینها در برابر مردم باید مانند رهبران جهادی پاسخ بدهند.حزب دموکراتیک خلق افغانستان عجب حزبی بود.

اقلیت چیز فهم آن تاجک تبار و اکثریت آن از لحاظ سیاسی و اندیشه کمسواد و حتی تاریک اندیش و از نگاه طرز تفکر پیرو عقاید پوسیده پشتونسالار های سدوزایی و محمد زایی بودند.به غیر از جریده پرچم و آن هم فقط از زبان ببرک کارمل تمام اعضای این حزب حبیب الله کلکانی را دزد بچه سقاء و غیره میگفتند و درعین زمان خود را پیرو اندیشه های مترقی و کمونیستی قلمداد میکردند. آخر شما که طرفدار سقاء ، نجار و گلگار و دهقان و کارگر بودید چرا مانند آدمهای مترقی جرات نکردید که او را بنامش صدا بزنید و یاد کنید. همین اندیشه های فاسد ضد قومی آنها در زمان شهادت شهید طاهر بدخشی و شهید کلکانی به مشاهده رسید. درست است که در زمان دکتاتوری خون آشام قبیله یی حفیظ الله امین 3000 پرچمی به قتل رسید.
 اما کاش اینها لیست را در زمان قدرت خود نشر میکردند و میدیدید که 90 فیصد آن شهیدان غیر پشتون بودند. کبیر رنجبر تنها ازشوروی خواسته نشد. تمام پرچمی ها از ببرک کارمل تا عادی ترین عضو آن بر اساس قرار داد بین روسها و تره کی باید به دولت انقلابی تسلیم میگردیدند. اما امین به سبک شاه اشرف و شاه محمود هم تبار خود را فجیعانه کشت و این داستان فرستادن پرچمی ها خاتمه یافت. این داستان رنجبر که او ضد کودتای ثور و یا هجوم شوروی بود مضحک خنده آور و حتا تهوع آور است.اکثر رهبران و کادر های حزب خلق پرچم به نرخ روز حرف میزنند و تجارت سیاسی میکنند. همه میدانند که رنجبر خانم روسی داشت و شخص خودش دارای روابط تنگاتنگ با استخبارات شوروی بود.روسها دربین پرچمی ها گروه خود را داشتند که اکثر آنها مربوط گروه قومگرای سلیمان لایق بودند.رنجبر یکی از فعالین این گرده بود. او بمجرد رسیدن به افغانستان صاحب بهترین امتیازات شد زیرا دیگر قدرت در دست گروه لایق و شاگرد وفادار او داکتر نجیب بود.مثل رنجبر ده ها دوکتور علوم دیگر آمدند که کس حتا سنه شانرا هم نخواند و دیپلوم شانرا ندید مانند داکتر علوم سالم سپارتک همدوره کبیر رنجبر. با احترام ن.ج سنگر
  Date :2008/10/02 : فرهنگیار قطغنی
 جناب فرهنگدوست! درین جای شک نیست که در افغانستان امروز از کمونیست افراطی پشتون تا طالب متعصب پشتون در یک جبهه جمع شدند و تمام شریانهای قدرت ، اقتصاد ، جنگ ،مافیای مخدر ، سرمایه و کمکهای خارجی را در دست دارند.اگر طالب میکشد ، سر میبرد ، مکتب میسوزاند، ترور میکند ،امر و فتوای مسلمان شدن یا کفر شدن را میدهد کهنه فکر و روشنفکر پشتونهای سیاسی به آن لبیک میگوید.اما این جبهه چه تغییری در نده گی دهقان خوستی ، شبان کنری و گدای قند هاری بار آورده است. معارف ، فرهنگ ، علم و انسانیت با مناطق پشتون وداع میکند و جای آنرا جهل ، فقر ، مرض وتنگدستی میگیرد. امروز همه قدرت در دست پشتون است و در گذشته هم چنین بوده است اما در حفظ این حضور نمایشی چند تاجک مانند آقایان قانونی ، ضیا مسعود و خلیلی ودیگران نیز سهیم اند.

 آقای فرهنگدوست ! پشتونیستها (نه پشتونها) قدرت را غصب کردند ، اختیار جنگ و سرمایه آنرا در دست دارند و بازار هیروهیین را همانند انقلاب ثور و جهاد فی سبیل الله شگوفان ساخته اند.این نشنلیستها دو تربوز را دریک دست نگرفته اند اما سیاستمداران و دانشمندان دیگر قومها دو تربوز را در یک دست دارند .مثلا همین شما هم مجاهد هستید و هم ضد پشتونیزم.ازینرو تر و خشک کمونیست را جنایتکار ، نوکر روس ، عاملین قتل و تجاوز و غیره میخوانید در حالیکه تمام این اصطلاحات ساخته زرداخانهء استیلاگران پشتون است. اما بیاد داشته باشید که واژه پشتون و اتحاد پشتونها ساخت قدرتمندان اقوام درانی است. اینها خود را برتراز همه پشتونها و وارثین اصلی تاج و تخت میدانند. مثلا تمام اقوام جنوب را همین نشنلیستها دربین خود بنام خوستی یاد میکنند. آقای فرهنگدوست! تاجک و هزاره وازبک آهسته آهسته همه چیز را از دست میدهد .

آنها بزودی در سرزمین خود انسان کلاس دوم میگردند.امروز حتی حق استعمال کلمات زبان خود را در منطقه اصلی خود مانند مزار ندارند. به آنها این حق را نمیدهند که حتی کلمه دانشگاه را بکار ببرند. فرهنگ دوست صاحب! خوب بیاد بسپارید که امروز جهل طالب و سرمایه جنگی دست به دست هم داده اند و سرنوشت این مردمان را به نیستی میبرند کلمات وحدت ملی ، تمامیت ارضی و تجزیه افغانستان فریب بزرگ استعمار نو . شوونیزم است.
نیم قاره ، هند ، پاکستان ، شوروی ، یوگوسلاوی و بالکانات و حتی گرجستان بر اساس ضرورتهای تاریخ تجزیه گردیدند و امروز خوشبخت تر از دیروز اند.افغانستان فرمول نادرست استعمار انگلیس بود و امروز تاریخ ثابت میسازد که این فرمول دیگر بقا ندارد.اقوام بیدار شده اند و نشنلیستهای پشتون کشور رابه سمت تجزیه به پشتونستان ، آریانا ، ترکستان و هزاره زمین میبرند. با تاسف ما ملت واحد نشدیم زیرا زورمندان پشتون میخواهند دیگران را برده خود سازند والسلام