|
گل مکی کاکر
مریض روحی خانواده ما
میر عبدالرحیم عزیز باز هم دچار حمله مرض سادیزم و عقده حقارت شده و در سایت افغان جرمن انلاین در حق دو بزرگوار یعنی داکتر روان فرهادی و داکتر رهین که عمری را در پاکی و صداقت و خدمت به وطن گذشتانده اند , گستاخی و بی ادبی کرده است . این موجود آدم نمای مریض, نوشته که در یک محفل خانگی در برابر اعتراض کسی بنام نبی مصداق, داکتر رهین شرمنده و رنگ پریده شد . من خبر ندارم که چنین محفلی بوده و یا نه , اما این را میدانم و همه هموطنان در داخل و خارج هم میدانند که در لویه جرگه شش سال قبل , وقتی داکتر رهین به جواب یک نفر اعتراض کننده ایستاده شد و با منطق قوی جواب دندان شکن داد, نه تنها کسی در برابر او آه نکشید بلکه همه برایش چک چک کردند . همین دو سال پیش در برابر صدا هایی که از طرف دو سه نفر مقابل او در پارلمان بلند شد , او چنان با متانت و سنگینی به آنها جواب داد که آن اشخاص جز سکوت عاجزانه چاره نداشتند . پس وقتی که او با شهامت و متانت در برابر لویه جرگه و پارلمان گپ میزند و همه حتی چند نفر مخالف به او احترام میگذارند چطور ممکن است که در یک محفل خانگی در مقابل یک شخص معمولی شرمنده و رنگ پریده شود. اینکه گفته ای که دوستان داکتر رهین در انجمن صلح و دموکراسی بتو چه گفته اند , این را هم دروغ میگویی, برای اینکه اولاًٌ داکتر رهین هیچ قوم افغانستان را به بدی یاد نکرده و نمیکند و به کوری چشم تو همه قومیت های افغانستان شاهد خدمات صادقانه او هستند و به او احترام میگذارند , دیگر اینکه کسانی که در انجمن صلح و دموکراسی برای افغانستان هستند, شخصیت های محترم می باشند و فکر نمیکنم با آدم های پیش پا افتاده ای مثل تو, هم صحبت شوند. این گفته تو که داکتر رهین در برابر رئیس جمهور پشتون زانو می زند از روی کمال نادانی و جهالت توست , چون در کابل همه میدانند که گفتار و رفتار داکتر رهین همیشه با شجاعت و شهامت همراه است و برای او این قوم و آن قوم فرقی ندارد . این را ازهر کسی که از کابل می آید می توانی بپرسی , گر چه خودت خوب میدانی ولی بغض و مرض سادیزم ترا وادار به گستاخی و دروغگویی می سازد . البته این ضرب المثل را هم شنیده ای که دریا به لق لق سگ مردار نمیشود. تو بیچاره مریض به خاطر مشکل عقلی و عصبی و عقده شخصی ات کوشش میکنی که هر تهمت و بد گویی از جمله تهمت جاسوسی به ایران, پاکستان, امریکا, روسیه و درین اواخر به هند را که به زبان ناپاکت می آید در حق داکتر رهین بگویی , بی خبر از اینکه مردم چشم و گوش دارند و مزخرف گویی کسی مثل تو احترام او را نزد مردم بیشتر می سازد . اینکه گفته ای داکتر رهین پولدار شده , باید بگویم که دلم بحال اینقدر عقده مندی ات میسوزد . زندگی داکتر رهین را در کابل و در امریکا همه کس دیده و شخصیت او را هم همه می شناسند و میدانند که با همه امکاناتی که در اختیار او بوده و هست, هیچوقت دلبسته مال دنیا نبوده است . در باره من نوشته ای که مریض و ناتوان هستم, راست گفتی اما الحمدالله مثل تو به مرض سادیزم و عقده حقارت گرفتار نیستم . مخصوصاًٌ بعد ازین که چندی پیش (بعد از بعضی مسایل ؟!) در تشناب خانه ات دچار حمله عصبی شده و کله میانه خالی ات به دیوار خورد و دو روز در شفاخانه بودی , معلوم میشود که مریضی ات بیشتر شده . خوشحالم که تو مرا از خانواده خود نمی دانی . برای اینکه تو به میوه گنده درختی می مانی که از یک شاخه پاک آویزان باشد . تو در معنی ازین خانواده نیستی و به همین دلیل نزدیک ترین کسانت هم از تو بیزارند . خواننده محترم ! غرض از ضایع کردن وقت خود و وقت شما این بود که بدانید که بچه خاله مریض عقلی و عصبی ما در حق پسر خاله اش داکتر رهین که از زمان طفلی مقابل او عقده حقارت دارد و نیز در برابر داکتر روان فرهادی به نام خود و نام های مستعار مطالب پوچ و بی معنی و دروغ مینویسد . هر جا که چنین نوشته ای به هر نام که دیدید , بدانید که میر عبدالرحیم عزیز آن را نشخوار کرده است , یعنی کسی که ارزش برابری با بند بوت آن بزرگان ندارد . من مریضم و دیگر حوصله جواب دادن به مزخرف گویی های تکراری او را ندارم .
|