عقده و شوق مشهور شدن

 

در سایت  عجیب و غریب  افغان  جرمن  نوشته ئی  دیدیم  با نام  نجیب کاکر  که دران  شخصیت  ملی  و فرهنگی  نامدار کشور  دکتور سید مخدوم رهین  را متهم به داشتن  روابط  با دیپلومات های  اسرائیل  در دهلی کرده است . نام نویسندۀ آن یعنی  نجیب کاکر  به نظرم  آشنا  نبوده  و علت را نفهمیدم  که چرا  باید  این شخص که اخیراً مثل سمارق درین سایت سبز کرده به یک شخصیت نیکنام وطن چنین  اتهامی  را ببندد.پس ازان وقتی به سایت های دیگر رفتم از روی مقالۀ یک همشیره معلوم شد که کسی بنام نجیب کاکر وجود ندارد و این شخص  میر عبدالرحیم نام  دارد  و روی عقده وبغض شخصی به نام های مختلف از جمله نجیب کاکر دربارۀ داکتر  رهین  مطالب  زشت  می نویسد  و تهمت های  ناروا بکار می برد .یک جا می گوید که داکتر  رهین  جاسوس  ایران است ، جای دیگر می گوید جاسوس پاکستان است ،جای دیگر می گوید جاسوس امریکا است ،جای دیگر می گوید که جاسوس کی جی بی است ، همین  دو ماه پیش نوشت  که جاسوس  هندوستان  است و حالا هم نوشته  که داکتر رهین  با دیپلومات های اسرائیل رابطه دارد .

راستی  که چه  چیزهائی از ملک  ما به  غرب  رفته  و جای گرفته. کسی  نیست  که ازین جناور بپرسد که اگر  از شکم  گاو  بدنیا  نیامده ای  و شیر خر  نخورده ای ، چطور  ممکن است که یک  نفر هم جاسوس  ایران  باشد و هم از اسرائیل ، هم از سی آی ای آمــریکــا  و هم از کی جی بی شوروی،  هم از پــاکستان  و هم از هند .بغض و عقده   چنان چشم های ترا کور کرده که نمی دانی  چه بگوئی  و چگونه اتهام بزنی.شاید  هم می خواهی با بی ادبی در حق بزرگان  مشهور شوی.شوق مشهور شدن تو مثل شوق آن آدم گمنامی است که برای  مشهور شدن  یک روز به مسجد رفت و نجاست کرد. مردم که تا روز پیشتر  او را نمی شناختند ، یک باره  همگی  او را  شناختند  و گفتند : تف  بر روی کثیف  این بیحیا  که مسجد  را آلوده کرده است  و او ازان  تاریخ  بین  مردم  مشهور شد. میر عبدالرحیم  عزیز هم  که برای  مـشهـور  شدن  گاهی  به احمد شاه مسعود  شهید  و گاهی به روان فرهادی  و اکثراً به داکتر  رهین  تهمت هائی  به سویۀ  خود  می بندد ، از طرف من  و همه فرهنگیان  افغانستان  تف  بر روی  کثیف  و بیحیایش. کاشکی  این نامرد  به کابل  می آمد  و محبوبیت داکتر رهین  را بین مردم  می دید و دلش  بیشتر می ترقید.     

 

      یورش آریایی