
30 در صد خاک افغانستان در تسلط دولت است
نصیر
خالد – تورنتو
منابع خبری گزارشی را به نشر رسانیدند مبنی بر اینکه دولت افغانستان تنها بر 30 در صد خاک این کشور کنترول دارد و از جانبی هم گروه طالبها 10 در صد افغانستان را تحت اختیار خویش دارند. مطابق این گزارش ، متباقی قلمرو افغانستان در تصرف رهبران قبیله ای بوده و توسط آنها اداره میگردد
به حواله منابع خبری بین المللی این گزارش از جانب مایک مک کانل ، رئیس ادارۀ ملی اطلاعات امریکا ، اخیرا به کمیتۀ خدمات نیرو های مسلح سنای امریکا ارایه شده است
در بخشی از این گزارش امده است : شش سال پس از سقوط طالبان، افغانستان به گونه گسترده ای در حال تبدیل شدن به یک دولت ناتوان است و مقامات دولت امریکا اظهار داشته اند که این گزارش زمینه تشویش و نگرانی جدی ایشان را موجب گردیده است
در مقابل دولت افغانستان در واکنشی به روز جمعه 29 فبروری با نشر اطلاعیه ای که از طریق تلویزیون ملی به نشر رسید ، این گزارش را نادرست خوانده گفت: معترف است که در بعضی از ولایات جنوبی کشور ناآرامی وجود دارد. اما دولت افغانسان در سرتاسر کشور حاکمیت دارد. اعلامیه دولت همچنان مشعر است که دولت آقای کرزی به عده ای رهبران قبیله ایکه مناطقی را در جنوب و شرق کشور در دست دارند ، در ارتباط بوده و به ایشان احترام قایل است.( این دیگر واقعا عذر بد تر از گناه است.) اصولا این اعلامیه معرف و مبین اینست که مناطق جنوب و شرق افغانستان به چیزی شبیه حکومات ملوک الطوایفی تبدیل گردیده که اداره و امور ان توسط چند ملک و خان و رهبر قبیله و مافیای مواد مخدر که از جانب دولت ، انگیس ها و امریکایی ها نیز معاش میگیرند، تنظیم گردیده و جلو برده میشود
از جانبی واقعیتی را نیز باید تذکر داد که از آغاز ورود نیروی های خارجی به افغانستان ، صلاحیت تصمیمگیری و مبارزه با مخالفین مسلح دولت بصورت کل در دست دولت افغانستان نبوده است. این نیرو ها در درازای این همه سال عملا بصورت خودسرانه و بدون مشوره با دولت افغانستان با مخالفین مسلح به جنگ پرداخته و بعضا نسبت اشتباهات تخنیکی مرتکبۀ شان موجبات خشم و کین مردم محل را نیز فراهم آورده اند که مطبوعات محلی و بین المللی نمونه های بسیاری از آنرا در طول سالهای گذشته گزارش داده اند
اما آنچه در خور توجه است، نوع عملکرد بعضی از این نیروهاست که نه تنها هیچگونه توجهی به درخواستهای مکرر دولت افغانستان برای ایجاد همآهنگی با جانب دولت نکردند ، بلکه کار را به جایی رسانیدند که در نتیجه زمینه را عملا برای برگشت دوبارۀ طالبها در بخشهای معینی از ساحه ماموریت شان مساعد ساخته و حتی برای شان مراکز تربیه و تریننگ تنظیم نموده و معاش مقرر نمودند ، که مسالۀ موسی قلعه یک مثال زندۀ آنست. به نحویکه دولت افغانستان پس از آنکه نیروهای انگلیس به تقاضاهای مکررش وقعی نگذاشت، به یکباره گی با یک یاهو گفتن دو تن از دیپلوماتهایی را که یکی انگلیس تبار و دیگری ایرلندی بود، بجرم همکاری با طالبان از کشور خارج نمود
ولی با همه اینها به نظر میرسد که اخراج دیپلوماتان نامبرده و افشای سازشکاری های نیرو های پیدا و پنهان نیرو های انگلیس با طالبان و در اصل پاکستان توسط دولت افغانستان، ره به جایی نبرده و از آنست که اخیرا آقای اسدالله وفا، والی ولایت آشوب زده هلمند یکبار دیگر صدای اعتراض خود را برعلیه آنچه وی خود سری نیرو های انگلیس خواند، بلند نمود. ولی همانسانی که مطبوعات جهانی امروز گزارش دادند ، موصوف اکنون از سمت والی هلمند برکنار و در کمیسیون سمع شکایات نهاد ریاست جمهوری توظیف شده است. جالب این است در حالیکه کسی شکایت اقای وفا را در زمینه نشنید ، در عین حال خودش (اقای وفا) در کمیسیون سمع شکایات ریاست دولت منحیث رئیس تعین گردیده است
مبصرین را عقیده برانست که با نزدیک شدن زمان انتخابات در افغانستان ، دولت امریکا که نمیخواهد بار دیگر از آقای کرزی حمایت کند، تلاش دارد تا دولت و عملکردهای وی را ضعیف جلوه داده و جا را برای افراد دیگری که برای آینده افغانستان در نظر گرفته اند ، باز نماید
ولی آنچه باید دانسته شود این واقعیت ناگزیر است که تغییر افراد در پستهای مختلف نمیتواند موجبات تغییرات بنیادی متضمن تامین امنیت و مبارزه با مخالفین را در قبال داشته باشد. مگر اینکه استراتیژی امریکا و متحدینش در افغانستان تغییر کرده و بازی مضحک و برملا شده موش و گربه را با طالبان ( تو بخوان پاکستان) کنار گذارند
جامعه جهانی و باالاخص آنعده از کشورهاییکه که هنوز هم در صدد تحمیل سیاستهای کهنه ، رنگ رفته ، و غیر عملی دو قرن بیش در افغانستان اند باید بدانند که دیگر مردم افغانستان در بدل وحشت و بربریت تحمیل شده بر ایشان طی سه دهه اخیر، پشت کله دشمنان و نیات و مکنونات نامقدس درونی شانرا بی مهابا درک نموده و از تلاشهای خاینانه و سخیفانه آنعده که هنوز خیال رقم زدن حیات و ممات این مردم را با کلاه گذاشتن به سر یکی و محکوم نمودن دیگر، و مضحکه پشتون و فارسی، اکثریت و اقلیت و از این قماش، همه در ازای حفظ منفعت از طریق ادامه بوس و کنار با مولود حرام شان در منطفه یعنی پاکستان دارند، با تمام قوت و به قیمت خون شان ممانعت بعمل خواهند آورد.