بابه مراد - کانادا

babamrd@yahoo.ca

 جلیل جمیلی بگیل

 ده صندوقچه شیطانی مسکینیار مکتب گریز

 

واه چه خوب شد که از تو اکه سخی نازنین صدا برامد و شکر که زنده و حیات هستی. چقه دیر است که ده فکر بودم که تو کجا هستی و چه میکنی. دمت گرم که صدایته کشیدی  و رفیق راه شدی که مه قد خمیده هم  از ای تنهائی ده دنیای انترنت برایم

او اکه جان مالوم میشه که تو هم باالاخره ده مرض ما مردم دچار شدی و حالی تلویزیون اوغانا ره میبینی. ولا راستی که از دیشو به ای طرف دل مه هم جغو میزد که ای دو ادم های خاین و دلقک بازه یعنی نبیل مکتب گریزه که رسوایی جاسوسیشه ده سی ای ای ،وخت ده کتاب زنده یاد بری خان خانده بودم ، و ای جمیلی بی سر و دم ره که ده ای پس پیری ده پشت کل اوغانستان  چرند و چتیات میگه، سر جایش بشانم

حالی برای خدا ، همی بی شرمی هم یک اندازه داره همی ادم دغل یک چند صبایی که ده کانادا بود و ده محافل و مجالس از ضعف و کهالت مثل کفتار پیر خوابش میبرد، ما همه دیدیم وقتی که ده باری وزیر خارجه داکتر عبدالله و دیگه بزرگای مقاومت ملی افغانستان گپ میزد ، از شدت تمجید و توصیف دندانای ساخته گیش لم کده و دهانش قف میکد. مگم بعد از چند صبایی که مردم از گذشته تاریکش و دولت اوغانستان از بی کفایتی و ایکه دو کلمه ده زبان ای کانادایی ها گپ زده نمیتانست  خبر شدن، اونمو بود که لنگایشه ده هوا کدن و گفتن بیادر  برو پس ده همو غار قبلی ات درای 

اینه از همو وخت تا حالی نمیفامم که چند دفعه اس که ای جیرۀ پیر، کتی کلگی ورداشته و اب دهانه قورت کده مردمه دو میزنه ، دروغ و بهتان میکنه و پای لب گوررسیده از توطیه دست وردار نیس 

جالب ایس که دیشو ده یگان جای که ده گل بند میماند ، ازاو مکتب گریز دانگه ای که تاریخ رسوایی فامیلیش ده مچم انترخت میگن یا انترنت ، راستی یادم امد یو توب ، ده پیشروی تمام دنیا پخش شده ، کمک میخواست. اینرا میگن پای ده زیر لیاف ادم بیمار دراز کدن. اخر او ادم ساده تو چطو خوده توپ میدان مسکینیار مکتب گریز میسازی مگم نمیفامی که ای کرگس ده فتنه گری و جفنگ گویی حتی ده سازمان جاسوسی سی ای ای هم هضم نشد و تو ره خو به خاطر دشمنی خودش ، گفته اوغانای عزیز پیخال پرانک میکنه 

اکه جان خدا توره خیر بته که یگان گپایی را که ده باریش میفامیدی گفتی ، مگم یگان جزیاتش به گمانم از یادت رفت که نوشته کنی 

خیر اس اینه شکر که مه تا حالی زنده هستم که دیگایشه مه بری مردم بگویم 

میفامی اکه جان که ای جلیل جمیلی غبوس ره اوقه دست کم نگیری که ده شیطنت دست نواسای شیطانه از پشت سر بسته کده. اینه می میگم چطو

یک وخت یک ادم خدا بیامرز از قومای ای خبیس پیش مه امد و اف کشیده برایم یک قصه گفت که بیادر گوشایم جرنگ کد و قریب بود به گفته مردم شاخ بکشم 

او خدا بیامرز گفت که اول جلیل جمیلی ده دوره مامد داود  ده وزارت خارجه  شامل شد و یک چند سال به صفت سکرتر ده اینجه و اونجه کار کد. تا ایکه رفت ده سفارت اوغانستان ده شوروی برای چندین سال و ده اونجه ازتباط بیدا کد همرای کی جی بی یعنی سازمان استخبارات شوروی. خلص کلام که بعد از انفلاق ثور به کابل امد و به خاطر گل روی ارتباطات با شوروی ها دوباره به وزارت خارجه  کار خوده دوام داد. تا ایکه مقرر شد به کشور کویت به حیث مستشار. بیادر گل خودت خو میفامی که ده او اوج انفلاق ثور روابط تمام کشور های عربی مسلمان همرای دولت کابل خراب بود و ازو خاطر کارای سفارتای اوغانستان ده او کشور ها ره سفارتای شوروی میکد. لالا او خدا بیامرز گفت که یک وخت دولت اوغانستان از کویتیها خواست که یک تعداد از اوغانایی که ده او کشور به قسم موقت برای کار زندگی میکدن ، به اوغانستان روان شوند. ای جمیلی بد بخت به دستور سفارت شوروی وخت ، تقریبا خدا گردنمه نگیره سی و شش نفر اوغان بیچاره را که به سفارت برای تمدید ویزای خود رجوع کده بودن ، دست بسته به سفارت شوروی ده کویت داد که یک تعداد اونا بعد از امدن اجباری به کابل به جوغه های اعدام بسته شده و عده ای هم روانه زندان مخوف پلچرخی شدند

اکه جان از شاکار های دیگی ای بی دندان ، عروسی های چند دفعه ای اش اس که بشنوی قوت از سرت میبره

جلیل جمیلی ده اول ها با یک خانم معصوم عروسی ، یا ما و خودت وطنی بگوییم ، طوی کده بود که از او چار اولاد داشت. یگان سال بعد ای ادم صاحب  فرزند اول که میشه ، بیچاره کور میباشه. کار تقدیر که اولادای دوم ، سوم و چارمم کلگی از درک  چشم معیوب به دنیا میایند. چند صبایی که تیر میشه ای پشقل باز زار خور ، نه شرم از مردم و نه ترس از خدا ، زن بیچاره را با اولاد های معیوبش هموطو تیر میکنه و خودش  ، چند وخت به گفته اوغانای ما، دم ده دست نمیته و میروه سراغ ازدواج دوم. اینه اکه جان خودت خو دیشو ای مار زنگی ره دیدی که جایش که میرسه چطو عینک هاره ده چشم میکنه و دندانهای ساختگی ره سر یکی دیگه پچق میکنه، همیطو وخت خاستگاری چب خوده میزنه و از زن اول و اولاد ها هیچ گپ نمیزنه. خو چی برت بگویم ، ای چوب باز کهنه کار زن دومه میقابه و بعد از او هم اهسته کده هوا میکنه طرف فرانسه. او خدا بیامرز گفت که بسیار پسانا ای گپ به مردم و فامیل نو افشا میشه و تا امروز داغ ده دل کلگی مانده

اکه جان مه میگم ده همی روزا که روز جهانی و مقدس زن هم اس ، خدا صاحب همو اولادای کور را روشنی چشم میداد تا ای جمیلی فلوته بازه تا که میتوانستن خمچه تر میزدن تا دندانای ساختگی خوده قورت میکد. ولی چه کنیم که ای ادمم حالی سیاست باز شده و ده باری مقاومت گرا و دولت اوغانستان بگفته خودش تتبع میکنه و نصیحت میکنه و او هم از  تار نمای چند تا فاشیست زر دار گریختگی که تا حالی خود شان هم  نمی فامن که کی استن و برای تثبیت نسب گاهی یهود و گاهی جرمن را بچه کاکا میخانن. 

اکه جان ای اخرش نیس ، گوش کو به دیگه شاکار ای بچه فلم

او ادم خدا بیامرز علاوه کد که چند وقت بعد جمیلی به کلیفورنیای امد و از همو خزانه غیبی وختای کار با دوستای کی جی بی یک استیشن تیل خرید. حالی اکه جان ، خاد گفتی که خوب کد و دیگاره چه. ای صحیح اس ، مگر ای ادم داره مار باز یک گل دیگه ره ده اونجه به اب داد. ای مداری مالیات دولت امریکا ره نداد و به همو خاطر توسط بولیس امریکا ایشان ره به جرم اختلاص و ندادن تکس بندی کد. اکه جان اونمو بود که تمام جای و جایداد باد اورده گی یکدفعه به باد رفت و ضبط شد

قصه کوتاه که چند سال پیش ، اونمو داکتر عبدالله که ای نمک حرام و مسکینیار مکتب گریز که عقده داره که چرا داکتر عبدالله و دیگه بزرگای دولت اوغانستان ده سالهای مقاوت ضد پاکستان و تروریزم او را به کدام سفارت ، گفته اوغانای عزیز ما ، تیله نکد و حتی ده ای اواخر ده پوزش به امپلق زدن و خواهشش ره براورده نساختن ، برای دشنام دادن و عقده اب کردن پروگرام یکساعته گرفته بودند ، ده حالیکه داکتر عبدالله میفامید که جمیلی کل عمر خوده ده استیشن تیل ده کلیفورنیا تیر کده ، او ره ده کانادا روان کد. حالی از ای نوده پیوند کو اکه جان که مردم میگن که ای بد بخت ده هر جایی که میرفت یک وسیله ثبت اواز کتی خود داشت و صدای هر کسه ثبت میکد. تا جاییکه حتی مکالمه عادی تیلفونی خود با معاون وزیر خارجه وقت ره هم ثبت کده و به یک تلویزیون برای پخش داد. حالی او اکه جان ما و توام خو پیر شدیم مگم خدا از ای قسم پیر جاسوس نجات بته که گپ از حلقومت نابرامده صدایته ثبت کنه. خدا میدانه که اوازها ره ای کرگس پیر چه میکد. والله که کله مه خو کار نمیکنه . نمیفامم که از خودت چطو اکه جان

والله که اکه جان خودت بسیار خوب بریش گفته بودی که او قانغوزک چملک. برو ده ای پس پیری و ذهیری سرته ده زمین بان و چند رکعت نماز بخوان بدربار خداوند توبه نسیها کن و دندانای ساختگیته ده زیر بغلت مانده خو کو تا بیدار بمانی و شو تا صبح عذر گناهایته بخایی. نشوه که حضرت عزراییل نفس ته مثل خلیفه تره کی از ... بکشه و مانند فرعون برایت دیر شوه که به خود بیایی و توبه خداره کنی 

خو اکه جان ، همو گفته راست اس که میگن وقتی که ده خانه شیشه ای ششتی ، هیچوخت طرف کسی سنگ نیانداز 

خو قربانت شوم اکه جان ، برم که بسیار گپ زدم. ریشکته ماچ میکنم. گفته مردمای خارجه ، ده تچ میگن یا تماس میگن ، باش.

 

دعاگوی ملت

بابه مراد