لطیف کریمی استالفی
علمبرداران
دوره جاهلیت در قرن 21 !!
« صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان می کنند »
هر چند
پر زدن در
کشور ما هم
مجال نیست ،
اما ! تیکه
داران مذهبی
بخاطر
بسپارند که ،
خواهی نخواهی
پرنده های علم
وخرد آخرین
قفسهای
ارتجاعی ترین
اندیشه های
خرافاتی را
خواهند شکست.
و بر فراز قله
های دانش
امروزی پرواز
و عرصه را بر
خرافات مروج
شده تنگ
وتنگتر
خواهند کرد .
هموطنان
عزیز!
در
سر خط اخبار و
روزنامه ها ،
از گوشه و
کنار مملکت ما
درین روز ها ، خبر
های بس اسفناک
ودرد آوری
پیهم از زندان
کردنها ،
شکنجه ها و
آخرین خبر
صدور حکم
اعدام نوجوانی
شنیده میشود .
چقدر
جای تأسف
وتأثر است که
درین عصر
طلایی ، نوشتن
، خواندن
وگفتن هم در
سر زمین ما حُکم
مرگ را دارد .
گرچه
ورود علم عرصه
را روز تا روز
بر خرافات تنگ
ساخته ، مگر؛
علی رغم اینکه
قرن بیست ویکم
، قرن
دموکراسی ،
حقوق بشر و در
خشش علم و
تکنولوژی در
جوامع بشری
است ، با درد
ودریغ و تأسف
فراوان هنوز
هم به کوشش
تازیانه
بدستان مذهبی
پاره ای از
خرافات وسنت
های رایج شده
در جامعهء
قبیلوی
افغانها سایه
افگنده و جلو
رشد تمدن ودگر
اندیشیدن وحتا
جُرئت
پژوهشگران را
که باید
بیشتر بنویسند
بیشتر
باندیشند و
بیشتر
تحقیقات موشگافانه
در تمام عرصه
های علمی
داشته باشند ،
نیز سلب کرده
اند .
سیاسیون
مذهبی همیشه
کوشیده اند تا
با اعمال فشار
و تهدید بمرگ
، ترس را مُستولی
، مقاومت ها
را شکسته ، حاکمیت
الیگارشی را بر
جامعه
استحکام و سر
انجام اطاعت
گوسفند گونه
را بر انسانها
تحمیل
نمایند
، اما
بیخبرند ،
بقول بلولر :
هر تمنا
وگرایشی به
محض سر کوب
شدن به ضد خود
تبدیل میگردد
.
آیا
میشود با
سرکوب کردن
واعدام نمودن
، جلو علم ،
عقیده و تعقل
آدمی را گرفت
؟.
آری ... در
طول تاریخ بشر
دیده شده ،
اعدام نتایج
مثبتی ببار
نیاورده است ،
تاریخ گواهی
میدهد آنعده
دانشمندانیکه
با ارائه نظریات
شان بمرگ
محکوم شدند ، دیری
نگذشته که
قاتلین شان
انگشت حسرت
وندامت به
دندان نگرفته
باشند . هر گاه
سری بتاریخ
بزنیم ، آنگاه
می بینیم که بسیاری
از متفکرین و
کاشفین
تکنولوژی جدید
، تبعید ،
شکنجه ، توهین
، تمسخر وحتا
به اعدام محکوم
شده اند ،
گالیله
، بخاطر
ابراز نظر«
کروی بودن زمین
» چه بدبختی
هائیکه ندید ،
اما تهدید
ها وتمسخر ها
اراده اش را
بیشتر قوت بخشید
.
بشر
امروزی که در
سایهء
تکنولوژی عصری
به کمال رفاه
وآسایش زندگی
مینمایند از
برکت مقاومت
علم وخرد آدمی
میباشد ، علمای
امروزی نیز میکوشند
تا علمای
دیروزی را
انتقاد
نمایند ونتایج
بهتری بدست
آرند ، بناً
انتقاد علم از
علم باعث
تکامل می شود
، از اینجاست
که قوانین
ثابت مذهبی
باعث میشود تا
واقعیت ها در
پردهء ابهام
باقی بماند .
انشتین یکی از بزرگترین متفکران عصر حاضر معتقد بود که «99 در صد نظریاتش
درست نبوده
است ، وبا یک
در صد بقیه که
درست بوده ،
چنین موقعیتی
را در
تکنولوژی
وجهش علم بدست
آورده» .
از
اینرو بائیست
از خرد ، علم
ومنطق به
عنوان یک
معیار اخلاقی
در تمام امور
زندگانی
انسانها کار
گرفت و از
آنجائیکه در
علم جایگاهی
برای احساسات
وجود ندارد ،
اینرا هم باید
پذیرفت که علم
اساسی ترین
مرجع برای
یافتن حقیقتها
و واقعیتها
است .
از
آنچه که گفته
آمدیم به این
نتیجه می رسیم
که در بسیاری
از موضوعات ، کاتبین
علوم دینی
چیزی که از
گذشته های
دورطور سر
بسته و حتا
مجهول برایشان
رسیده ، سینه
به سینه نقل
قول کرده اند
، بطور مثال
حدیثی را
اینطور روایت
می کنند : از... روایت
است که میگفت
من از زبان ...
شنیدم که
میگفت من از
پدرکلانم
شنیدم که او
از پدرکلان
هایش شنیده
بود ، حضرت
پیغمبر چنین
گفته است .
این
هم شد یک حدیث
!؟ .
اگر یک
محقق سلسلتاً
این روایات را
ریشه یابی کند
، بجایی می
رسد که
یا اصلاً همچو
حدیثی گفته
نشده ویا شخص
اول کسی نبوده
که بر وی
اعتماد کرد .
بدین ملحوظ خداوند میفرماید : بد ترین جنبنده ها کسانی اند که از عقل خود کار نمیگیرند .
احیاناً اگر این روایات نادرست ، که با ارزشهای علمی در تضاد است ، مورد نقد و برسی دقیق علمی و منطقی قرار بگیرد ، بلا درنگ مداحان« هفده غزوات » که نمیخواهند موقعیت ویژۀ خود را از دست بدهند
وارد
میدان حمله
شده ، افکار
خود را ارزشی
والا تر از
افکار دیگران
داده ، بدون
اینکه به آن باندیشند
و خود را
بفهمانند به
تکفیر نیروی
های رهایی بخش
خرافات پسندی ، می پردازند و آدمها را مجبور می سازند که دو باره به «کوه» به «جنگل» به «غار» برگردند .
دنیا
شاهد است که
جنگهای سی
سالۀ مذهبی
اروپائیان
علیه دیگر
اندیشان نتیجۀ
خوبی نداد ،
ناگزیر بدامن
خرد وعلم دست زدند
، اتا ترک
رهبر فقید
ترکیه
خردمندانه
دین را از
سیاست جدا
ساخت ، البته
درین رابطه
مثال های
زیادی است ،
کشور های
زیادی این کار
را تجربه
کردند تا
اینکه خود را
به تمدن بشری
رسانیدند .
اما
بدبختانه در
کشور ما هنوز
هم در قرن 21
سایۀ مدرسه دیوبند
حکمفرماست ،
دیوبندی ها
همیشه از سیاست
های نا عاقبت
اندیشانه ای ،
نقطۀ مقابل سیاست
های خردمندانه
کار میگیرند و
در هر کشوریکه
سیاست را با
دین یکجا
ساخته اند ،
جنگ شعله ور
شده .
آنها
هیچگاهی نقد
را خردمندانه
و منطقی به نقد
نگرفته اند ،
بلکه با
احساسات
خشمگینانه در سرکوب
آن فتوای
اعدام را صادر
و یا مردم را
دعوت به
تظاهرات کرده
اند ، گروهی هم
از تعقل کار
نگرفته به
خیابان ها
سرازیر شده ،
دوکان ها ،
فابریکات ،
موسسات دولتی
ملکیت خود را
به آتش می
کشند ، و حتا
گارگران را از
رفتن به
کارخانجات
مانع می شوند ،
هیچگاه فکر نکرده
اند که با
تعطیل شدن یکروز
فابریکات
ملیون ها دالر
به کشور خود
ضرر می رسانند
و چه بسا که
جانهای شرین
شانرا نیز از
دست داده اند .
سلمان
رشدی کتاب
آیات شیطانی
را نوشت ،
شخصی یا
اشخاصی
کاریکاتور
محمد« ص» را
کشید ، اما ده
ها انسان در
داکه ، اسلام
آباد ، دهلی بقتل
رسید ، صدها
عمارت به آتش
کشیده شد .
بیائید
عاقلانه
باندیشیم که
چه به نفع اسلام
وچه ضرر به جانب
مقابل رسید ؟ .
لذا
بصراحت گفته
می توانیم که
آنها همه چیز
را برنامه
ریزی شده دقیق
و سازماندهی
شده بخاطر
آزمایش و
ارزیابی
فریضه های شان
بکار میگیرند
وما برعکس
آنرا .
با
تأسف وتأثر
عمیق که علمای
دینی ما ازپاسخ
علمی ومنطقی یا
عاجز مانده و
یا فتوای
سرکوبگرانه
داده اند ،
درینجا سوالی
پیدا می شود
که چرا علمای
دینی ما در
مقابل نقد
احساساتی می
شوند ، چرا به
نقد و پاسخ
درست نمی
پردازند ، علت
چیست ؟ یا
آنها از اسلام
شناخت درستی
ندارند یا اینکه
در گرداب سنت
پرستی ودست
آورد های علمی
بشر امروزی سر
در گم شده اند
، که کدام یک
را انتخاب
کنند . بناً هر
پدیده هنگامی
می تواند
بواقعیت
بپیوندد که از
وجود خود
آگاهی داشته
وقابل لمس
باشد .
تاریخ
گواه آنست که
اکثریت
بدبختی ها ،
فاجعه ها و
خشن ترین
اتفاقات
ناگوار که در
جامعه بشری
بوقوع پیوسته
، معمولاً
انگیزه های
مذهبی و دینی
داشته است ،
حملهء اعراب
در سرزمینهای
ایران و
خراسان کهن ،
سوزاندن
یهودیان در
جرمنی ، قتل
عام مردم مسلمان
بوسنیا توسط
صرب ها ، کشتار
بیرحمانهء
سرخپوستان در
امریکا ،خونریزی
های متداوم در
فلسطین ، همین
اکنون سربریدنهای
ظالمانۀ طالبان
، قتل وقتال
مسلمانان و
هندوها در کشور
هند وغیره ،
اگر ریختن
ملیونها لیتر
خون انسانها
بر زمین انگیزه
های مذهبی
نیست ، پس
چه است ؟ .
از
آنجائیکه حق
حیات از جمله
ای اساسی ترین
حقوق بشر است
و خداوند
انسانها را
آزاد خلق کرده
و آزادی فکر
وبیان هم حق
طبعی
انسانهاست ،
پس برای
جلوگیری از
تکرار فاجعه
ها چه باید
کرد ؟
آیا در
همان نقطه ای
که بودیم بمانیم
، یا اینکه
تحرکی بخاطر
بهبود از خود
نشان بدهیم !
جواب واضح است
که باید از خود
تحرکی نشان
بدهیم ، پس در
قدم اول باید امروز
را از دیروز
ودین را از
سیاست
جدا کنیم !.
بگذارند
قرآن را بزبان
خود بخوانیم و
بدانیم،
بگذارند در
دین و دنیای
خود به تفکر
بپردازیم ،
بگذارند آنچه
احادیث و
روایاتی که
کرامت انسانی
زن را زیر
سوال می برد و
مورد شک است ،
منطقی ، فلسفی
و علمی رد
نمایم ،
احیاناً اگر دیدگاه
ما مخالف نظر آنها
بود ، لطفاً
با نقد و رهنمایی
های عالمانه ء
خود ، ما را
رهنمایی
نمایند ، بیش
از آنکه بدیار
نیستی مان
بفرستند .
اخیراً ما شاهد هیاهویی در ارتباط چاپ قرآن بزبان فارسی و مقاله ای « آیه های زن ستیز » که از سایت انترنت توسط پرویز کامبخش گرفته شده می باشیم ، اگر این مسأله را از بُعد سیاسی آن همانند قضیهء عبدالرحمن افغانی مسیحی شده ننگریم و به بُعد فرهنگی آن توجه نمایم ، پر واضح است که عاملان دیوبندی سخت میکوشند تا جامعه ء ما را در یک فقر فرهنگی قرون وسطایی بطور ثابت نگهدارند ، در کشوریکه وزیر فرهنگش نمایش سریال ها را ترویج بت پرستی بداند وشیخ مجددی رئیس سنا ی آن باشد ، وای به حال ملتی که دم از شرافت ،کرامت انسانی ، آزادی تفکر، دموکراسی وحقوق بشر بزنند ، عجیب نیست که بخاطر مقالۀ شخص دیگری خوانندهء آنرا اعدام کنند ؟! همین لحظه لطیفه ء شیرینی بیادم آمد ، میگویند: شخصی را برای اینکه وسایل شراب سازی را با خود حمل میکرد محکوم به اعدام کردند ،عابری که از محل اعدام رد می شد ، پرسید : این بیچاره را برای چی اعدام میکنید ، قاضی پاسخ داد برای اینکه او آلت شراب سازی را با خود حمل میکرد ، عابر گفت قاضی صاحب اگر زنا و شراب یک حکم را دارد ، لطفاً مرا نیز اعدام کنید ، قاضی با تعجب پرسید ، ترا برای چی ؟ در حالیکه دامن خود را بالا می زد گفت: ببینید من هم آلت زنا را با خود حمل می کنم ؟!.
اندیشه
کشی در
افغانستان
سابقۀ
طولانیی دارد و جو
خفقان آور
خرافات مذهبی
در کشور های
عقب مانده
ولجبازی های
کودکانۀ افراطیون
مذهبی جلو
پیشرفتهای
اخلاقی جامعه
را گرفته است ، روی
این ملحوظ در
بسیاری از
مسائل دینی ، زمانیکه
انسانها به
کاستی ها
وکمبودی هایی
بر میخورند ، باید
به خرد خود
مراجعه کنند ،
و آنچه که با
عقل ساز گاری
نکند مردود
شمارند ، بناً
کسانیکه حکم
اعدام کامبخش
، زندانی کردن
غوث زلمی و تکفیر
آقای وثیق را
صادر کرده اند
، چون تطبیق
حدود شرعی
بسیار مشکل
است و حتا در
بسیاری از
مسائل بنابر
کمبودیهایی
نا ممکن می
شود ، زیرا
حدود شرعی به
اندک ترین شبهه
از بین می رود
،لازم است تا
از عقل کار
بگیرند . از
همینجاست که
ذکریا رازی
میگوید : اگر
دین وعقل
سازگاری نکند
، من جانب عقل
را ارجحیت می دهم
. خداوند بزرگ
در آیه 100 سوره
یونس
میفرماید : ... و پلیدی
را بر آنها
قرار می دهد
که تعقل نمی
کنند .
در
سوره ابراهیم
آیه 4 آمده است :
خداوند هر کس
را بخواهد
گمراه می کند
وهرکس را
بخواهد هدایت
. این آیه جایی
برای توزیع
کننده گان « کلید
بهشت » باقی
نمیگذارد ! از
آنجائیکه دست
آورد های علمی
بشر بالای کسی
بزور تحمیل
نمی گردد ، ما
می بینم
که روز تا
روز دامنۀ آن
وسیعتر شده می
رود ، پس
تحمیل نظر و عقیده
، بالای
دیگران
کاریست
بیهوده وعبث .
من از
آنانیکه حکم
اعدام کامبخش
را صادر کرده
اند ، می پرسم
، آیا می
توانید جلو انترنیت
، اطلاعات
ماهواریی و
غیره را گرفت
؟ جواب واضح
است که نه ! پس
اگر امروز یک
کامبخش یک
مقاله را از
سایت انترنتی کشید
، فردا کامبخش
های دیگری صد
ها مقاله
دیگری را
بیرون می
آورند ، اگر
سلسلۀ اعدام
ها همچنین
ادامه پیدا
کند ، نسل
جوان که آینده
سازان کشور
اند باقی
نخواهد ماند ،
لذا
خردمندانه آنست که شما وقت گرانبهای خود را بیش از اینکه به « ملا مهمانی » ها صرف کنید ، بعوض سرکوب به نقد علمی بپردازید ، واین جمله را بار بار نخواهید تکرار کرد که « ما از دین اسلام درک درست نداریم » .
در اخیر قابل ذکر می دانم که در کشور ما « مقصد از پژمردن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان می کنند » اگر امروز دگر اندیشان کشور از قتل یک جوان جلوگیری نکنند ، فردا میهن ما گورستان روشنفکران و دگر اندیشان خواهد شد . بااحترام