ابراهیم دردادگاه عشق

 

   خانم مریم ابراهیمی

متن مقالت خانم مریم ابراهیمی که روز شنبه گذشته  تاریخ 22 د سامبر 2007 میلادی در محفل بزرگداشت عید قربان وآیین ابراهیمی خوانده شد. این محفل بر سبیل گذشته افغانستان، ازسوی گروهی از اراد تمندان و باورداران عید قربان در شهر اسلو برگزار شده بود. اهمیت سخن اینجاست که خانم مریم ا براهیمی با آنکه تازه به کشور نروژ آمده اند، اما با توانایی خویش در زمینه ی دانش مبادی اعتقادی و مسایل فکری و فرهنگی برای نخستین بار در جمع آمد گروه عظیم مهاجران در این محفل، برسر ستیژ میرود و با صلاحیت و توانایی این مقالت و متن را با زیبایی خاص میخواند، چنانکه همه اعضای مجلس و برگزار کنندگان محفل را وا میدارد تا با سکوت و آرامش مطلق خانم ابراهیمی را تا پایان نامه همراهی کنند.

مقالت ایشان و خوانش نیک آن نامه در محفل جوانان، موجبات ترغیب آموزش زبان فارسی در نو جوانان و جوانان را فراهم نمود. امیدوارهستیم در همایشهای آینده، جایگاه ایشان در صدر محافل و در متن مجالس باشد و همه جوانان و مشتاقان دانش و معرفت ایشان را نصب العین خود قرار دهند و نیروی دانایی و توانایی را در سرزمین وجود خود بیدار سازند. اینک متن مقالت و نامه ایشان را برای استفاده بهتر دوستان و دانشباوران در سایتها پیاده میکینم، تا بدینصورت خوانندگان بیشتر بتوانند از آن بهره بگیرند و بابانوان و خانمهای فاضل و دانش آموخته ی سرزمین ما آشنا شوند.

 

مریدپیر مغانم زمن مرنج ای شیخ       چراکه وعده توکردی واو بجاآورد

سنت ابراهیمی و ماجرای قربانگاه

عید قربان که مظهراراده، عشق و وفاداری به آفریدگار عالم و آدم است، یکی از مفاخر و مظاهر فرهنگی مردم مسلمان نیز هست. در همین روز فلسفه ی فداکاری و ایثار در تاریخ دینی امت وملت ابراهیم ( ع ) بظهور آمد. داستان حضرت ابراهیم که برای هر مومن و اهل دین وحتی غیر دین نیز روشن است، مبدأ سرگذشت و آغاز آفرینش سنت ابراهیمی  یعنی عید قربان و آزمایشهای سنگین پیامبران در دادگاه ایمان و احساس خوانده میشود.

عید قربان مطلع الظهور دلدادگی و سرسپردگی ابراهیم پیامبر است درمقام آزمایش دشوارالهی. اوباید ازمیان فرمان معبود وفرزند مولود یکی را برگزیند، دونسبت خیلی گرامی و بیمناک. مگر میشود بسادگی پذیرفت که فرزند خودرا برای فرمان معشوق درزیر شمشیر بران وبراق خونریز قرار داد وچشم از همه دوران کودکی و نوجوانی و جوانی او فروبست؟ برای یک لحظه خودرا دراین حادثه بنشانید وعمق سوزناکی و رنج گزینش تلخکامی مطلق را در چاه بیچارگی خویش نگاه کنید؟

بلی اگرغیرابراهیم بودی، ترک وتولا میکردی وعذر و تبرا میجستی، او چنین نکرد واز مرحله امتنان به این آزمایش پروردگار پذیرفت که جانپاره ی گرامی اش راهدیه ی معبود و معشوق فراجهانی خود کند. ابراهیم علیه السلام در این امتحان نهراسید ودست وپایش نلرزید، دست بر شمشیر نمود و فرزندش را بخواند. فرزند که در شباب آراستگی بدوچشم مهربان پدر مینگریست، ازدرستکاری و داعیه های بزرگ فرا انسانی ابا وبابای خویش اطمنان داشت، اسماعیل جوان بی تردید فرمان پدررا بسرنمود، پیش آمد و خودرا بر نشیب شمشیر راست کرد و با صدای دوستی به پدر اشاره نمود که من آماده ام و چشمهایش را فروبست، تا مگر نگاه مهراو در پدراثر دیگری نکند و دست ازفرمان نگیرد!

پیش از آنیکه شمشیر را برنرمترین بند بدن اسماعیل قرارنهند و فشار دهند، در دستگاه بالاتر صفوف نامریی ها ونگاه نادیدنیها ( صورت ناشدنی ها ) نیز در سراسیمگی محض قرار گرفته بود. ملاییک درهمدیگر میدیدند و هراس آنهارا نگران مینمود. 

 عید است چرا کشته جانان نشود کس           حیف استکه عیداید وقربان نشود کس

آیین قربانی در سنت ابراهیمی تنها انجام آزمون نیست، بلکه آغاز باز سازی وجود است از تعامل و تفاغل، در چنین روزی برای نخستین بار انسان متعهد قلمرو وجودش را پاکسازی و گناه سوزی میکند تا مکر اسماعیل های دلپذیر و دلخواه نفس را با شمشیر اراده از تن خویش و سرزمین بدن خویش دور سازد. فلسفه قربانی یک رسم کشتن کشتن نیست؛ که تقویت ودوام سنت کشندگی خواهشات و فرمایشات نفس است. هر ابراهیمی باید اسماعیل دلخواه خویش را بر ذبیح فرمان ببرد وهر عاشقی باید معبودش را با هستی گردن داری کند. جزاین هرچه میشود کشتن است نه قربانی کردن. چنین است که خط تفاوت انسان مادون ماده و مافوق اراده از هم جدا میشوند، آن نخستین میشود سرگردان نفس و نیاز و آن دومی میشود ابراهیم پیامبر وپدر اعجاب و اعجاز. اولی فرمان نفس را تن داده است و دومی برج کج نشینی نفس وتن را نافرمانی کرده است.

عید قربان نبرد ایمان واحساس

نخست باید بدانیم که این فرمان بردار معشوق و و آن نافرمانگر نفس کیست؟

کودکی که در غاری بصورت نهانی ازدامن مادری بنام نونا ( بونا ) ونطفه ی پدری بنام تارخ بدنیا آمد، نامش را ابراهیم نهادند. بونا هم خاله ساره بوده است وهم مادر لوط نبی. این کودک پیش از تولد پدر را ازدست میدهد وتحت تربیت و مراقبت عمویش آذر قرار میگیرد. ابراهیم در نوجوانی واز آن پس آذر را بدلیل احترام بسیار پدر خطاب مینمود.

ابراهیم ( ع ) دومین پیامبر توحیدی است. نسب اورا چنین میگویند: ابراهیم بن تارخ، بنرعو، بن فالج، بن عابر، بن شالح، بن ارفکشاز، بن سام ین نوح است. روایتهاست که او هزار سال پس ازنوح آمده است. 

اما سرگذشت سرگردان ابراهیم ( ع ) در میان همه پیامبران عالم بیشتر ازهمه مورد توجه انسانها قرار گرفته است. او خود ابوالانبیا لقب دارد و با آنکه پیش از او نامهای بسیاری را به پیامبری یاد میکنند، مگر ابراهیم مرد دیگری است و راه ورسمش سنت دیرپای امت اسلامی هم شده است. اسلام نیز هشتاد درصد رسم و آیین خودرا مرهون قربانیهای آن سرور عالم است. اسماعلیان عالم خودرا ازملت ابراهیم می شناسند.

داستان پیامبری ابراهیم ( ع ) دریک سرگذشت و سریال بسیار منظم  از زادبام تا فرجام بر روی پاکیزگی و کردار پیامبرانه ی او استوار است. او دریک غار سنک بدنیا می آید، درهمانجا کودکی اش می گذرد و نیوش چاوشان آسمان را همواره در گوش دارد. این کودک در هنگام رشد سنی خود از حیث اندیشه و باور، قاطعیت و برندگی منطق، استدلال و برهان آوردن و بیان شک دیگران چنان با صلابت و استواری ابراز نظر مینمود که همه اقشار مردم در آن روزگار نمرودی به شگفتی میماندند.

مولوی ابراهیم را چنین گفت

مولوی در تمثیل از توان ابراهیم پیامبر که چهار عنصر آدمخوار نفس را مزمت مینمود و رعایت نمی کرد، درمثنوی عشق با مهارت مولانایی شرح میکند و با ظرافت سخن آشنایی آن چهار چهره ی فساد انگیز و انحرافی را با زیبایی چنین شرح می دهد:

تو  خلیل  وقتی ،  ای  خورشید  هش             این  چهار طیار  رهزن را  بکش

خلق   را  گر  زند گی  خوا هی   ابد              سر ببر  زین چار مرغ شوم  وبد

بط وطاووس  است وزاغست وخروس             این  مثال چار مرغ  اندر   نفوس

بط حرس است وخروس آنشهوت است             جاه طاوس  است وزاغ انیت است

هرکدام ازاین پرندگان معنای کنایه ای دارند، واین کنایات را مولوی با همان توان مولانایی معرفی میکند و آنگاه هشدار میدهد که مبادا این چهار پرنده در سرزمین نفس تو اشیانه کنند و اندیشه ات را بزرگاه دانه نمایند.  ازنظر مولوی این چهار عنصر این کنایه هار اند:  

خروس      کنایه از شهوت

مرغابی     کنایه از شکم پرستی

طاووس     کنایه از جاه طلبی

کلاغ         کنایه از طمع و آز

 

قربانی و عید قربان

واژه ی عید از ماده عود می آید ودر سخن عرفا همان تجلیاتی است که بر اثر اعاده اعمال برقلب ودل سالک فرومیریزد. اما لغت ذبح نیز به معنای کشتن است، اما برطبق ادعای نویسنده طبقات ناصری از قول سلمی؛ ذبح شرط رستگاری است، تا نفس اماره را ذبح نکنند رستگار نشوند.

قرآن کریم میگوید: یااهل الکتاب لم تحاجون فی ابراهیم وما انزلت التوراه والانجیل الا من بعد افلا تعقلون. نام ابراهیم بت شکن پدر انبیاء 69 بار در قرآن آمده است، نام او نام یک سوره از قرا« است، در 25 سوره از نام ابراهیم (ع ) یاد شده است.

 نمازی  خوانده ام  در بارش یکریز ترتیلش       فدای عطر ( حول وحالنا ) ی سال  تحویلش 

 کلید  آسمان دردست ، مردی  میرسد  ازراه       پراست ازمعنی  آیات ابراهیم ، تنــــــزیلش

 زمین  هرروز  فرعون  دگر در آستین دارد        دعاکــن  هرسحر، آبستن موسی شود نیلش

 زمان ، اسب  سفید  مهدی  موعود را ماند         بگــردش کی رسد بهرام ورجاوند  با فیلش

 زمین یکروزدرپیش خدا،قدراست خواهدکرد         بقرآنی  که گل کردست ازتورات و  انجیلش

                                                                علیرضا قزوه