حیدری صاحب وجودی
درمورد اشعار خراسانپور

بنام حکیم توانایی که، کلام را گواه و  انسانی آفرید

آنانکه با تاریخ به خطوط جاودانهء فرهنگ دیروزینه وامروزینهء مان آشنا یی دارند، میدانند و میبینند که ، راز پاینده گی و بالنده گی  معنی و معنویت، درزنده گی انسان، جززبان مترنم چیزی دیگری نیست.

زبانی که ترنم باران وباد بهاران در آن پنهان و پیداست. زبانی با ظرافت و ظرفیتی که دارد چون شاهد دلارا ودلربا از اقلیم تقدس خیمه برون زد و درآفاق و انفس  تجلی کرد و تجلیات صوری ومعنوی اقلیم جان و جهان انسان و انسانیت را فراگرفت وتا امروز و فردا ها و تاهنگامی که انسان و جهان پایاست، این زبان نتنها زنده و پویاست بلکه زندگی بخش و جانمایهء جهان انسانیت خواهد بود.

گواه ثبوت این حقایق  بیشایبه درقلمرو سرود سخن اندیشه های نورانی و انسانی اقطاب چونان : فردوسی، خیام ، نظامی، سنایی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ و بیدل و وارثین راستین و پاسداران برحق این خط تا این روزگار هستند و تا روزگاران دیگر خواهد بود.

خوانندگان گرامی میدانند که این اشارات رنگ تمهیدی دارد. در ارتباط سروده های گیرا و دارای نظام ادبی جوان پاک دل وپاکیزه روان، جناب محمد اسماعیل خراسانپور ، فرزند بدخشان، سرزمین شعرا و شاعر پروری که با گواه تاریخ وفرهنگ تاریخ، اوضاع اقلیمی، فضاو جو فرهنگی آن ، گویا برای روش و بالش سخن و سخنور آفریده شده است.

سخن برسر سروده های شاعر جوان و توانایست که با زبان و زمان و شیوه و سلوک و طرز بیان شاعرانه ء شاعران روز گار خویش ، نه تنها آشنایی نظری دارد، بلکه توانسته و میتواند با سرایشگران همروزگار خویش همگام باشد.

این نکته را اضافه مینمایم که من از طهارت زبان و دل این شاعر جوان ستایش میکنم، که این فضیلت را (تقوای هنری ادبی) میخوانند که نمای شخصیت اصلی شاعر، ادیب و دانشمندان میباشد.

درسروده های خراسانپور این نکته پسندیده است که بزرگان گفته اند: گویا ترین معرف شعر، نفس شعر است.

ازخداوند متعال تاب و توان گرمروی درین راه دشوار گذار به شاعر گرامی میخواهم.

حیدری وجودی

کابل ماه سرطان 1383