هنراخترشناسی در ایران باستان: 

 

درزمان زرتشت چندین گاه شماری وجود داشت که مهمترین و شناخته ترین آنها، تاریخ یزدگردی باستانی است که در کتاب نجوم آریایی نامیده شده است. در دو جدول گاه شماری تقویم های تورفانی شماره 1 و 2 قرن هشتم و نهم پیش از میلادی نام یزدگردی برده شده. در زیج ها و کتب نجومی وضع این تاریخ را به زمان پادشاهی جمشید و قبل از او نسبت داده و تصریح کرده اند که این تاریخ نمایانگر تمدن آریایی هاست. به این جهت آنها را یزدگردی می نامیدند که هر یک از روزهای ماه از ایزدی بود و نماز مخصوص به خود داشت، ولی بعدها هر یک از سالهای 365 روزی را یزدگردی گفتند و برای تمیز آن از تاریخ های دیگر آنرا یزدگردی قدیم نامیدند. با این توصیف سالهای یزدگردی 35 روز بی کم و زیاد بود و به همین گواه سرسال در تمام فصول عوض می شد و روزهای متبرک تمام فصول را شاد می نمود. به حساب نیاوردن 5 ساعت و 4 دقیقه و 49 ثانیه و بقیه سال باعث می شد که سال شمسی به درستی کبیسه نشود.*

زرتشت در 42 سالگی رَصَد کرده و بقیه سال را با حسابهای سابق منظم نموده است. سال رصد زرتشت 3300 سال خورشیدی بعد از یزدگردی باستانی است. امسال که 1381 هجری خورشیدی و 2002 میلادی است، 3725 سال از تاریخ رصد زرتشت و 3769 سال از زایش زرتشت می گذرد. با یک حساب ساده، 7494 = 3769 + 3725 سال تقریبی آریایی به دست می آید. با کرین ایزوتوپ از یافته های باستان شناسی ایران نیز سال تمدن آریایی در حدود 7500 تا 8000 سال به دست آمده است.*

تاریخ شمسی یزدگردی رصد شده یکی از دقیق ترین تاریخ هایی است که تا به حال وجود داشته  عمر خیام نیز تقویم خود را از این گاهنامه استخراج کرده است.  احتمال داده می شود که این گاه شماری در زمان زرتشت فصلی بوده و در زمان کیانیان وجود داشته است. نام ماه های اوستایی چنین بوده است 1- فره شی   2- اشی وهیشتا 3- هُوروَتات 4-  تیشتریه 5- اَمِرتات 6- خشَتَرَوئیریه 7- میثر   8- اَپَم   9- اثر   10- دئوش   11- وهومنن    12- سپنت آرمیتی.

این زرو شماری  در زمان هخامنشیان و اشکانیان تغییر یافته، بدان معنی که سال را به 12 ماه سی روز و هر ماه را به چهار هفته که 2 هفته اولی هر کدام 7 روز و دو هفته آخری هر کدام 8 روز بخش نموده بودند و به جای افزودن 5 روز به آخر سال و 6 روز در سالهای کبیسه، یک ماه به سال در سال ششم اضافه می کردند. در این صورت سال به جای آن که 12 ماه داشته باشد، سیزده ماه داشت که آن را بین اسفند و فروردین ماه قرار می دادند. این ماه نام ایزدی بر خود نداشت و آن را ماه اپاختری (یا ماه سرگردان) می نامیدند. چون عدد سیزده، به عقیده بابلیان و کلدانیها عدد ناخوش آیند و نحسی بود و ایرانیان نیز این سنت خرافاتی را از آن قوم پذیرفته بودند، این گاه شماری دوامی نیاورد و مطرود گردید.* نام ماههای هخامنشیان از فروردین تا اسفند که از سنگ نوشته ها و پلمه ها به دست آمده چنین است:

1- آدوکن ایش 2- ثورواهر3- ثائی گرچیشن4-گرم پد5-درن باجی  6- کاریاشیا    7- باگایادی (بغ یادیش)  8-  وَرَکزَن 9- آچی یادی یا (اثری یادی) 10- انامک 11- سامیا (مُرغَزَنَ)12- ویخن.*

درزمان پادشاهی ساسانیان که مردمانی بسیار قشری بودند تاریخ را بار دیگر عوض نمودند و به این سبب ماه را 36 روز حساب می آوردند و سال را به 12 ماه 3 روزی تقسم می نمودند. روزهای ماه  سال مانند نیاکان هخامنشی شان نام ایزدی داشت. 5 روز اضافی را در آخر سال قرار می دادند و به زبان اوستایی آن را اورداد (یا روزهای اضافی) می نامیدند و هر 5 سال یک روز به آخر سال اضافه می نمودند تا جبران زیادی گردش سال را بنماید. آن 5 یا 6 روز اضافی را گاتابیو (گرفته شده از گاتهای زرتشت) نام گذاری کرده بودند و تمام این مدت را به نیاز و نماز به درگاه الهی مشغول می شدند. نام ماهها در دوره اشکانی و ساسانی چنین است:  1- فرورتین 2- ارتاوهیشتا 3- خوردات   4- تیر  5- امردات  6- شَتریور   7- میتر 8- آپان 9-  آثوریا آتور 10- دذو11- وهومن 12- سپندارمت.*

می شود این قسمت را اینطور ساده و فشرده بیان نمود که گاه شماری اصلاح شده زرتشت احتمالاً فصلی و شمسی (خورشیدی) و تقویم زمان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان شمسی قمری بوده است. 

روزهای هفته آریایی: کیوان شید( شنبه)، مهرشید (یکشنبه)، مهشید (دوشنبه)، بهرام شید  (سه شنبه)، تیرشید(چهارشنبه)، اورمزد شید(پنج شنبه)، ناهید شید(جمعه) می باشند. (استخراج شده از پژوهشهای دکتر حسن عباسی، تقویم آریایی، پاریس).

طالع، پیش گویی، سحر و جادو، استخاره و خرافات دیگر در آموزش گاتهایی زرتشت جایی نداشته و به شدت با آن مبارزه شده است. این صفات در زمان بعد از زرتشت نیز بعنوان صفات بدی (اهریمنی) یاد شده و انسان را از هرگونه رفتار مشابه نیز منع کرده اند، واژه جادو در زبان اوستایی "یاتو" است که بکرات از آن به عنوان دژمنشی، ددمنشی وغیره یاد شده است. در حال حاضر نیز معلوم شده که این صفات و کردار نه پایه علمی دارند و نه مذهبی.

نسبت دادن پیشگویی و بشارت زایش مسیح از روی نوشته مسیحیان به مغ های ایرانی کاملا ساختگی و دروغ است. جاماسب نامه و کتاب زند بهمن یشت یازند . همون یسن و بخشی از زراتشت نامه و از آثار ادبی زرتشتیان در سده هفتم هجری که توسط زراتشت بهرام پژدو به نظم آمده و نوشته های دیگر از این دست هستند و بنیان آنها بستگی به آموزش های زرتشت نداشته و عاری از پژوهش های علمی هستند که حضرت زرتشت هزاران سال پیش آنها را مطرود کرده است. در یادگار زریران که حماسه ای است به زبان پهلوی از زبان جاماسب، پیش گویی هایی که گشتاسب شاه از وی درباره جنگ ایرانیان و تورانیان می پرسد نقل است که در خداینامه و بعدا نیز در شاهنامه نقل شده است. این گونه باورها که ریشه بسیار قدیمی در ایران داشت، در جهان باستان توسط یهودیان اخذ و در جهان شرق باستان گسترش و انتشار پیدا کرد. قدمت بهمن یشت و نوشته های فوق فقط به 700 سال به پیش می رسد (یعنی 3000 سال پیش از زرتشت و جاماسب). 

ادعای پیروان مذاهب توحیدی و هم چنین پیروان شیخیه و تکیه به واژه سیوشانس گاتهایی و بشارت پیامبران بعد از زرتشت نیز از نظر گاتها بی  معنی و بی اساس است و این افراد این واژه تحریف شده گاتهایی را برای حقانیت دادن به کیش خود و اغوای دیگران بکار می برند. 

باید صریحا و اکیدا تذکر داد که میان مغ های کلدانی، بابلی و مغان ایرانی که همزمان در بین النهرین و ایران می زیستند تفاوت گذاشته شود. مغان بابلی، کلدانی به ستاره شناسی، پیش گویی، فال گیری، سحر و جادووپزشکی اشتغال داشتند و کلمه اروپایی Magi   برداشتی از همین فرقه است.

مغان  ایرانی فرقه ای جداگانه و مذهبی بوده و راه و روشی فلسفی داشته اند. پژوهندگان غربی و تاریخ نویسان تازی و نویسندگان شرقی به تفاوت آشکار این دو فرقه وقعی نگذاشته و نادرستی را درباره مغان زرتشتی ایرانی روا داشته و آنها را به اشتباه مجوس نامیده و می نامند.**

باوربه بدی و نیکی روز  وماه و سال و تاثیر کواکب در جهان و سرنوشت اشخاص از خیلی قدیم در ایران رواج داشته اگرچه فاقد پایهء علمی و شواهد دینی است ولی ظاهراً در آن عصر آن را دارای اصول علمی می شمرده و علاقه زیادی به آن نشان می دادند. در دربار پادشاهان ساسانی پیوسته عده ای از ستاره شناسان و پیشگویان حضور داشته و در تمام کارهای مهم طرف مشورت پادشاه بوده اند. چون ستاره شناسان در کار پیشگویی حوادث و احکام و اختیارات، بنای کار خود را به علم دانسته و این باورها در عامهء مردم نفوذ داشت ولی ویژگی آن نزد بزرگان و پادشاهان بیشتر بود. شاهان مادی و پارسی همواره در این کارها با این گروه مخصوص مشورت می کرده اند و شاهنامه نیز پر از این اشارات است.