سخنی با خواننده

 

خوانندهء عزیزی که این رساله را با نگاه نقادانهء تاریخی وپژوهشی مینگرد، بوضاحت درمییابد، که کاستیهای زیادی درینجا موجود ومشهود بوده ونیازمبرم به یک بازنگری مجدد دریک فرصت مناسب خواهد داشت. زیرا درابتدای امر، قرار براین نبود، که شاهد جمع بندی چنین دست آمدی باشم، که حالا بگونه مدون پیش رویم قراردارد. پیش ازاینکه بنای سفرم را برچنین شالوده ای پیریزم، نگاه من به این سفربیشتردربرگیرندهء جنبه های سیاسی- اخلاقی، دیداریاران وهم باورانی ازهرسنخ فکری، که به رویدادهای موجود ازدید نواندیشانه نگریسته وهرتحول  ودگرگونی یی را دربوتهء منافع ملی ومصالح عمومی کشوربه بررسی وآزمون نشسته ودرجستجوی راهی اند، که به تأمین امنیت عادلانه، صلح پایدار، حاکمیت قانون وقانون مداری وگذاربه یک جامعهء شهروندی که دربطن خویش فردای راستین وحدت ملی را بشارت میدهد، منجرمیگردد. ودریک نگاه کلی هدف اساسی من ازاین سفردرابتدای امر، ارزیابی وبررسی وضعیت عمومی ای است، که دامنگیرسرنوشت مقدرمردم ما درشرایط کنونی میباشد.

اما، بعدازسیروگشت کندزوبغلان وکابل وبرگشت به ولایت بلخ ودیدن این همه بناها ونماها ی پرشکوه تاریخی که حکایتگررمزورازدیرینه فرهنگ وتمدن دیرپای ما درروند پرفرازوفرود تاریخ است؛ دریغم آمد که ازکناراین همه شکوه وغنا مندی به سادگی بگذرم. اینجا بود، که فکرنوی درمن ایجاد گردید وتصمیم گرفتم، که این چشمدید های تازه را درهیئت چنین مدونی گرد آورده درخدمت بینشوران عزیزی که همیارژرفش وتکمیل فردای این رساله خواهند بود، قراردهم. 

بهرتقدیر،آرزوی من برای آنانی که درکارگِرد آوری این دست آمد با راهنمایی وآگاهیشان مرا یاری نموده وسهولتهای لازمی ودوستانه فراهم نمودند، ازبارگاه دانای توانا سرافرازی وکامگاری هرچه بیشترآرزو نموده وبرای کسانی که با نگاه سازندهء خویش درتکمیل فردای این کاستیها همیاری مینمایند، سعادت وبهروزی استدعا مینمایم.

هرکه مــارا یاد کـرد ایزد مــراورا یاربـاد         هرکه  ماراخوارکرد از عمربرخوردار باد  

هرکه انـدرراه ما خـاری فکـند از دشــمنی         هرگلی کــزباغ وصلش بشکـفد بی خـارباد.(1)