درخواست مجدد برای آزادی لطیف پدرام

 

پاریس، 11 ژوئیه 2008: فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) بدینوسیله از قطعنامه تصویب شده توسط پارلمان اروپا در تاریخ 8 ژوئیه 2008 در زمینه ایجاد ثبات در افغانستان استقبال می کند. در این قطعنامه که موارد مهمی از جمله حمایت بین المللی از افغانستان را دربر می گیرد، به ویژه از دولتمردان افغان خواسته شده که لطیف پدرام را از حبس در منزل برهانند و همچنین از وی رفع محکومیت شود و سلامت او را تضمین کنند.

با این حال، آقای پدرام، دبیر کل کنگره ملی افغانستان )حزب مخالف ( که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 این کشور نیز شرکت کرده بود، هنوز پس از گذشت 5 ماه و علیرغم درخواست های بین المللی برای رهایی وی، همچنان از آزادی محروم است. خانم سوهایر بلحسن، رییس فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، در این رابطه اظهار داشت: "ما اوایل این هفته پرونده آقای پدرام را به کمیته پیگیری حبس های خودسرانه سازمان ملل ارسال کردیم، زیرا معتقدیم که این محرومیت از آزادی کاملاً خودسرانه است.

لطیف پدرام از تاریخ 2 فوریه امکان خروج از منزل آقای عبدالرشید دوستم در کابل را ندارد. آقای دوستم از اقلیت های ازبک و یکی از اعضای دولت است. به دستور دادستان کل، پلیس و نیروهای امنیتی وزارت کشور خانه مزبور را در محاصره خود گرفته اند. به همین دلیل خروج از این منزل برای آقای پدرام غیرممکن است، زیرا هر لحظه امکان شلیک از سوی نیروهای مسلح اطراف منزل به سوی او وجود دارد. دادستان کل از ماه فوریه به دلیل اینکه آقای پدرام شاهد مشاجره دو شخصیت سیاسی افغان بوده، او را ممنوع الخروج کرده و او اکنون امکان گذشتن از مرزهای افغانستان را ندارد. با اینکه او با دولتمردان افغان و دیگر مقامات بین المللی تماس داشته، ولی دولت افغانستان تاکنون از ملغی کردن حکم محاصره به طور عملی خودداری کرده است. این درحالی است که هیچ گونه اتهامی به جانب او وارد نیست و تاکنون نیز هیچ گونه توضیحی درخصوص حبس وی در منزل ارائه نشده است.

 فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر معتقد است که حبس لطیف پدرام کاملاً خودسرانه است، زیرا دلایل محکمی مبنی بر جلوگیری از شرکت او در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده افغانستان وجود دارد. فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر طی نامه ای سرگشاده به تاریخ 2 ژوئن 2008 با دفتر مساعدت سازمان ملل در افغانستان (UNAMA)، اتحادیه اروپا، دولت افغانستان و سازمان ناتو تماس حاصل کرده است.

 خانم سوهایر بلحسن در خاتمه می افزاید: "ما نسبت به سلامت و امنیت لطیف پدرام بسیار نگرانیم و یکصدا با پارلمان اروپا خواستار آزادی وی هستیم."

* * * * *
نامه ای به سازمان ملل متحد،
 سازمان حقوق بشر،سازمان های آزادی بیان، اتحادیه های خبرنگاران آزاد
 و برون مرزی و اتحادیه اروپا و نمایندگی همکاری های ملل متحد برای افغانستان

آقایان و خانم ها!

از آنجاییکه سازمانهای مدافع حقوق بشر و آزادی بیان، نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان در جریان اند که بعضی از حلقات متعصب و ضد روند و تحقق دموکراسی در دولت افغانستان و حلقات مافیایی در کابینه آقای کرزی به یک سلسله توطیه ها ، موانع و سد راه فعالیت های سیاسی، فرهنگی، حمله به حقوق مردم، شخصیت های  فعال سیاسی و فرهنگی، توام با تهدید خواسته اند که فشار بی سابقه روحی و روانی را بالای کتله از روشنفکران و فعالان عرصه دموکراسی در افغانستان تحمیل نمایند و تحت بهانه های گوناگون، یک عده از شخصیت ها را بویژه شخصیت های فعال سیاسی، مدافعان حقوق زنان و دموکراسی را روانه زندان ویا تهدید به مرگ نمایند، تا در انتخابات آینده بتوانند از کاندیدای آنها جلوگیری نمایند. به خصوص به آقای عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان یک شخصیت فرهنگی و نویسنده سابقه دارکشورکه با یک توطئه از قبل طرح شده، ایشان را دریک منزل در کابل در محاصره پلیس قرار داده و از جانب آقای ثابت  دادستان کل (لوی حارنوال) ممنوع الخروج از کشور شده است، که  شخصی آقای ثابت نیز عضو رهبری حزب حکمتیار بوده، حزب وی د رقتل دو تن از ژورنالیستان، میرویس جلیل روزنامه نگار بی بی سی و ژورنالیست لهستانی متهم شناخته شده است، با وصفی آن شخص آقای ثابت و حزب مربوط به او متهم به جنایات جنگی، قتل هزاران انسان بیگناه شهر کابل و نقاط دیگر کشور قلمداد شده است و میباشد همچنان وی یک تن از ناقضین حقوق بشر بشمار میرود. با تاسف !! سمت دادستانی کل (حارنوالی)  کشور را نیز برعهده دارد.

 بنابراین، این خود سبب میشود که روند دموکراسی را زیر سوال قرار دهد،اما با این همه دولت آقای کرزی خود را وامدار بخش روشنفکری وصاحب دموکراسی و آزادی بیان میداند و سعی دارد تا به اعمال مافیایی اش پوشش  دموکراتیک داده  تا سازمان های مدافع حقوق بشر و کشور های طرفدار دموکراسی در افغانستان برآن پی نبرند و سعی دارد تا ظاهر قضیه را تا آنجا که می تواند حفظ کند و پوزیشن دموکراتیک و طرفدار آزادی بیان و دموکراسی را بخود بگیرد.

در حالیکه درآن کشور تریاک، مافیایی مواد مخدر، اسلحه، تعصبات قومی، زبانی، نژادی و حمله اقوامی کوچی به تحریک عده از حلقات متعصب در کابینه آقای کرزی بر علیه ساکنان هزاره در وردک و نقاط دیگر کشور در جریان است، از طرفی همین حلقه به تروربعضی از شخصیت های فعال سیاسی در افعانستان به خصوص در کابل صورت گرفته است که نمونه آن سوی قصد به جان آقای زریاب ،آقای حسینی مدنی سردبیر پیام مجاهد  و تهدید و اخراج آقای بصیر بابی به جرم استفاده از واژه گان فارسی دری به زبان مادری اش همینطور به قتل و ترور و تهدید ده ها شخصیت سیاسی و فرهنگی و روزنامه نگاران کشور دست زده اند و میزنند، که سازمانهای فعال حقوق بشر و مدافعان آزادی بیان در زمینه شاهد این مدّعا است. بدین سبب، من بعنوان یک روزنامه نگار بی طرف از شناخت که نسبت به آقای پدرام دارم، ایشان قبل از مسئولیت اش به عنوان رهبر کنگره ملی افغانستان، یک روزنامه نگار فعال در عرصه مطبوعات و مدافع حقوق بشر در افغانستان بوده و آواز مردم مظلوم کشورش را به گوش جهانیان میرساند، همینطور با انتخاب اش بعنوان رهبر کنگره ملی، اهداف اش که عبارت از روند دموکراسی و تحقق آن، آزادی بیان ، عدالت،مساوات و برابری در کشورش میباشد، به فعالیت های سیاسی ادامه داده و آرزوی  تحقق دموکراسی، آزادی بیان وعدالت برای مردم اش بوده ودارد.

بنابراین،  من این نامه را به دلیلی نوشتم که ازتمام نهاد ها، سازمان های مدافع حقوق بشر، آزادی بیان و بخصوص نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان احترامانه تقاضا دارم تا در ضمنی تقاضای رد ممنوع الخروجی آقای پدرام و تضمین مصونیت ایشان در داخل کشوررا با دولت آقای کرزی درمیان گذاشته، تا به این روند اختناق و خجل آور، در این عصر دموکراسی، علم وفن آوری نقطه پایان بگذارند.

محمد ظهیر ظهوری 

* * * * *

پیام اعتراضیۀ جامعۀ روشنفکران آزاد اندیش
درحمایت ازعبد الطیف پدرام رهبرکنگرۀ ملی افغانستان

نوبت کهنه فروشان درگذشت      نوفروشانیم واین بازارماست

تاریخ مهرابطال کهنه فروشی را برپیشانی زمان کوبیده ودیگرهرگزمجال آن نخواهد بود که کهنه گرایان مطاع تاریخ زدۀ خویش را بربازارنوفروشی عرضه نموده وازاین طریق برتداوم زندگی شیوۀ دوران بربریت خود استمراربخشند. راه اساسی برای ادامۀ زندگی انسانی وباهمی درکناردیگران- که برگذشته های غیرتمدنی خویش سده ها پیش خط بطلان کشیده اند- فقط یک راه وجود دارد وآنهم نواندیشی وگذاراز تفکرعقب ماندۀ دودمانی وهما هنگ شدن با زندگی تمدنی ای که هیچگونه قوم وتباری را جززندگی برابرشهروندی برمحورانسانیت برنمی تابد. بیمۀ مطمئین تداوم زندگی صلح آمیزوفراچنگ آوردن امنیت دایمی وعادلانه وپایان بخشیدن به فاجعۀ خونین جنگ درازمدت داخلی، تروریزم، کشت وقاچاق موادمخدر(که رسوایی جهانی است) وقرارگرفتن درشاهراه بازسازی ونوسازی وهمسویی باخانوادۀ بزرگ ومتمدن جهانی قطعاً درگروقبول دید گاه های نوینی است که برمبنای دمکراسی، قانونمداری، شهروندی، عدالت گرایی، صداقت پیشگی وشایسته سالاری استواربوده ومسیرراستین گذاربه این خواستهای مهم وکلیدی، عبوراز دهلیز روشن وواقعی آزادی  بیان واندیشه میتواند باشد.

زیرا ویژه گی مهم انسان وانسانیت " آگاهی ازآزادی است" وبستن دروازه های آزادی بمعنی بستن دروازه های خرد ومحروم ساختن انسان ازاین ودیعۀ بزرگ الهی است ونتیجه این بی مهری وتظلم مضاعف همان خواهد بود که زهرتلخ وبنیاد برافگن آنرا سده ها است که مردم اسیروبه بند کشیدۀ افغانستان میچشد. راه یافتن دردل مردم وازاین طریق به حاکمیتهای نا خواسته وتک نگرانۀ خویش استمراربخشیدن، دیگر هرگزازطریق عوامفریبی، دروغگویی، ترورشخصیت، بستن دروازه های مدارس، دانشگاه ها، پرونده سازی وتوسل به منطق تکفیروچماق وتفنگ نخواهد بود ومردم افغانستان همۀ این راه ها را درحد کافی به آزمون گرفته ودرعمل هم ثابت نمودند که سنگرداران راستین متکی به بازوی خودی درراه آزادی میهن کیانند. تکراراین تجارب جزتداوم مرگ وفاجعه وراه پیمودن دردایرۀ بی انتهای ویرانی وکنارماندن ازکاروان شتابان زمان چیزدیگری نخواهد بود.

اینجا سخن ازروشنفکرشناخته شده وسرشناس کشورآقای عبد الطیف پدرام است. کارنامه ها وزندگی پدرام برهمه روشنفکران واهل خبرۀ افغانستان بوضاحت معلوم است. او نورس پانزده ساله ای بیش نبود که دردفاع ازمحرومان (همانهایی که درهرآزمون تاریخی کشورصداقت شان را نشان داده اند)، برابری حقوق شهروندی، آزادی اندیشه وتأمین عدالت اجتماعی، توسط حاکمان دودمانی سالهای متمادی درکنج زاندانهای نمناک وقرون وسطایی، به بند کشیده شد. اما هیچگاهی نتوانستند روح بلند آزادۀ اورا به زنجیر بکشند. اوبا رهایی اززندان به مبارزات آزادی خواها نۀ خویش تداوم بخشید. درروزگاردیگری که فاشیستهای تمامت خواه درچهرۀ خون آشام قرن با سرنیزۀ روسی به جان مردم افغانستان یورش برده وازجمله دوستان پدرام را گروه گروه به زندانها ومسلخهای آدمکشی میبردند؛ ناگزیراً میهن را به قصد دیارغربت ترک نموده وتن به تبعید وآوارگی گذاشت. اما پدرام ازگونۀ آنانی نبود که تن به آسایش داده ودرگوشه ای بلمد. پدرام درسرزمین هجرت وتبعید نیزازپیگرد تروریستان گلبدینی درامان نبوده سیاه اندیشان سیاه کارحزب اسلامی درتبانی با ساواکیهای رژیم آخوندی جمهوری اسلامی درجهت دستگیری وسرکوب پدرام ویارانش اقدام نموده با جنایت هولناکی که دربرابرضابط نظریکی یاران او انجام داده ودرروز روشن بعد ازشکنجه های وحشیانه اورا ازطبقۀ چهارم ساختمان دفترحزب اسلامی حکمتیار تروریست واقع پل چوبی خیابان انقلاب درتهران به زیرانداخته وبه شهادت رسانیدند، باردیگرپرده ازچهره های خونخوارخویش فرو افگندند. اما پدرام نیزازاین آزمون بدررفته درکنارمبارزۀ سیاسی خویش همراه با یاران درتبعید ش ازلحظه لحظۀ زمان استفادۀ اعظمی نموده درجهت ارتقای دانش علمی وسیاسی خویش بهره گرفته به یکی ازروشنفکران نخبۀ روزگارمبدل گردید.

آری! گناه عمدۀ پدرام گناه آگاهی، صراحت درگفتار وبی هراسی درراستای افشای همه جانبۀ ادارۀ فاسد، دروغگوی، عوام فریب ومزدوربیگانه وهمچنان بازنمودن مشت دسیسه گران گروهکهای برتری جوی وتیوری پردازان ضد ملی وضد فرهنگی نازیستهای افغان ملتی ودار ودستۀ وابسته به آنان است، درحالیکه پدرام درطول تاریخ زندگی سیاسی اش نه دستش به خون کسی آلوده بوده ونه تا هنوز درروی زمین چیزی بنام خانه وکاشانه دارد که این ازابتدایی ترین حق زندگی است. این بی مناسبت نیست که ازدارودستۀ فاشیستی امین تا سیاه اندیشان تروریست وفرهنگ ستیز حکمتیار وچماق بدستان نازیستی ومافیای مواد مخدر همه دریک جبهۀ نا مقدس قرارگرفته علیه آزاد اندیشان وجانبداران دمکراسی، برابری ملی وقانون گرایان پیرو عدالت اجتماعی قرارگرفته، بگونه های مختلف دسیسه میچینند ودرجهت تشدید هرچه بیشتربحران خونین افغانستان آتش افروزی میکنند. دسیسۀ موزیانۀ سیاف بعد ازکنفرانس در تالاروزارت فرهنگ افغانستان، فتوای غیرد ینی برخاسته ازفرهنگ سلفی- قبیلوی شینواری وراه انداختن سروصدای خائینانۀ شیوۀ کهنۀ عبدالرحمن خانی (که گویا پدرام فتوای تعدد شوهربرای زنان را صادرنموده است) وحالا اصدارحکم ممنوع الخروج اعلام گردیدن آقای پدرام توسط نمایندۀ حکمتیارآقای جبارثابت وده ها دسیسۀ دیگری که هنوزازمراکزفرهنگ ستیزان بی آزرم به بیرون راه بازنه نموده، همه دریک بسترسیرنموده ودرونمایۀ آنرا فقط وفقط دشمنی آشکاربا اقوام وفرهنگهای دیگرتشکیل داده ومیخواهند راه آزادی اندیشه را بردگراندیشان مسدود نمایند.

 ورنه آقای پدرام همیشه وبا صراحت اعلام نموده است که حاضراست دردفاع ازمواضع خویش وفتاوی بی محتوای شینواری وسایرین به شمول آقای کرزی دریک مناظرۀ علنی تلویزونی به دفاع وگفتگوی علمی بپردازد. اما، آنانیکه ازبکاربرد چند واژۀ علمی سخت درتشویش ونگرانی به سرمیبرند، محال است که با گویندگان وبارورسازان وآفرینندگان این واژه های همیشه ماندگار دریک مناظرۀ آزاد به گفتگوی رودررو حاضرشوند.

 دراین انجمن مفلسان خامُش اند        صراحی خالی چه قُل قُل کند.

 دسیسه گران فرهنگ ستیز، دست ازدسیسه برنداشته بجای اینکه راه حلی برای برون رفت ازفاجعۀ خونین موجود جستجو نموده، آبروی ازدست رفتۀ خویش را در برابرجهانیان وحامیان بین المللی شان جبران واحیا نمایند؛ گناه ندانم کاری وبی کفایتی خودرا بردوش دیگران گذاشته، میخواهند برروال سیاستهای آزمون شدۀ مضحک تاریخی شان برچشم مردم افغانستان خاک پاشیده برتداوم ننگین خویش استمراربخشند. ذهی! حماقت وکوردلی ابلهانه!

 دسیسۀ اخیردررابطۀ به ممنوع الخروج اعلان کردن آقای پدرام یکی اززمرۀ همان دسایس سازمان یافتۀ پشت پردۀ نازیستها ی افغان ملتی است، که ژرفای وحشت ایشان را ازدمکراسی وآزادی اندیشه نشان میدهد. مخالفت آقای ژنرال دوستم با آقای اکبربای سخن تازه ای نیست که آنها بهانه گرفته اند. تا حال چند ین باراست که این غایلۀ ساخته شده درمیان آنان بگونه های مختلف تبارزنموده ویکد یگررا مورد حمله وضرب وشتم قرارداده اند وهمه دوستان ویاران دوستم واکبربای میدانند که رابطۀ پدرام با هردوطرف رابطۀ دوستانه بوده وبجای اینکه درجهت نزدیکی آنان تلاش نماید هرگزدرحمایت ازیکی برعلیه آن دیگری مداخله نمی نماید. اما دولت آقای کرزی وتیم دسیسه سازش درگذشته نه پرونده ای برای آنها ساختند ونه کسی را تعلیق گذاشتند. اینجا ترس آقایون ازشفافیت منطق است ومیدانند که گروه های مسلح دوستم دربرابرلشکرفراگیرناتو کاری را ازپیش برده نمیتوانند. اما درشرایطی که شعارناتو ونیروهای آیساف ظاهراً گسترش دمکراسی درافغانستان است، برای خنثی سازی شعار های دروغین هیچ نیرویی خطر سازتر از نیروی منطق، بیان رسا وجسارت صریح وآشکارنخواهد بود. اینجاست که تنگ نگران فرهنگ ستیزوموزیان منطق گریزلرزه براندامشان مستولی گردیده، ازهیچ دسیسه ای دربرابردگراندیشان، فرهنگیان، روشنفکران وآزاد اندیشان فروگذارنه نمی نمایند. 

مگراینها هنوزدرخواب زمستانی فرو رفته، باورندارند که حالا سدۀ بیست ویک است وهیچ چیزی ازچشم تیزبین دانش بشری پنهان نمانده و پائین ترین رده های محروم جامعۀ افغانستان آگاهیشان بالاترازآنانی است که هنوزازعینک دودی وخیرۀ عبدالر حمانی ونادرخانی  به قضا یا مینگرند.

ما روشنفکران آزاد اندیش که هیچگونه تعلق خاطرسیاسی با هیچ یکی ازگروهای سیاسی رسمی وغیررسمی اعم ازراست وچپ افغانستان به شمول کنگرۀ ملی آقای پدرام نداریم و همه طرحهای ارایه شدۀ سیاسی موجوده را که برسه محورعمدۀ سیاسی کنونی (محورکرزی با تمرکزقدرت درچاچوب جمهوری ریاستی، جبهۀ ملی با رهبری پروفیسورربانی با ساختارجمهوری پارالمانی وشورای متحدۀ ملی با سخنگویی آقای رفعت حسینی با ساختارفدرالیسم) میچرخد، قابل نقد وتجدید نظردانسته ودید گاهاشان را درخوراحترام میدانیم، پیام اعتراضیۀ خویش را نسبت ممنوع الخروج اعلام گردیدن آقای عبدالطیف پدرام اعلام داشته ودسیسۀ سازمان یافته ای را که ازحنجرۀ آقای ثابت بیان گردید، محکوم نموده امیدواریم که با توسل به خرد اندیشی ابطال آن فرمان بی اساس را صادرنموده بیش ازاین بر آسیاب دشمنان ملت افغانستان آب نریزند. حمایت ما روشنفکران ازآقای پدرام حمایت ازدمکراسی، جامعۀ شهروندی، حکومت قانون، آزادی اندیشه وبیان، ودرکل حمایت ازعدالت اجتماعی خواهد بود. زنده باد آزادی! جاویدان باد حاکمیت فرهنگ وخرد انسانی!

جامعۀ روشنفکران آزاد اندیش

 * * * * *

 عبداللطيف پدرام ، خارچشم فاشيستان فرهنگ ستيز  !

همميهنان گرامي، دانشمندان انديشمند وآزادگان فرهنگ دوست ، روشنفكران راستين، دهقانان زحمتكش وپيشه وران پرجوش ! برهمگان است ، تادر برابر توطة اهريمنان وغلامان حلقه برگوش بيگانگان ودشمنان آب وخاك كشور به خون تپيدهء خويش، بيستيم وديگر نگذاريم تا فرزندان با شهامت وآزادهء سرزمين خورشيد، با چنگال اين خفاشان ديوانه وتروريستان پدر كوركن وبرادركش، خفه كرده شوند وتاريك انديشان در نبود اين فرزندان بتوانند براهداف شوم فاشيستيشان نايل آيند.

       داكتر   پدرام چگونه انسان است؟ چرايك تعداد سخيفان خرد باخته از والش ودانش وصراحت گويش اين فرزند خراسان به لرزه  درآمده اند؟ انسان چگونه بر قانون اساسي اين دولت كه در سروبن وبدنه اش افراد وابسته وديوانه خرد باخته قرار دارند، باور داشته باشد؟

         پدرام، فرزند باشهامت پرجوش وخروش ميهن گرامي ما افغانستان امروز وخراسان ديروز است .اين فرزند انديشمند وازاده، جز روشنگري وبيان راستي وحق طلبي، ديگر چه چيز گفته ويا در عمل پياده ساخته است كه، رژيم قبيله سالاربي بنياد وهويت باختهء آقاي كرزي، آنرا ممنوع الخروج ساخته است ؟ آيا سزاي آنهايكه عمر عزيزشان را در راه يافتن حقيقت وراهكشايي پيوند مردمان بسوي همگرايي، گذشتانده اند، همين است كه آقاي دادستان روان پراگندهء نصب شده از سوي بيگانگان، حكم صادرنموده است؟ اين انگلان بي مايه چه تصور دارند كه افغانستان ومردم اين سرزمين، هنوز در دورهء غداران آدمخوار قرار دارند ويا اينكه آنها عقل زايل ميكنند وهمه را قسم آقاي عمر خان امير، با يك چشم وآن هم چشم قبيله گرايي، مي بينندوبس ؟

        من از مردم افغانستان مي پرسم واز دانشمندان افغانستان واهل رسانه ها مي پرسم كه ، دادستان كل ادارهء آقاي كرزي را پيش از اينكه به اين پست گماشته ونصب شود، شناخت داشتيد؟ از تحصيلات وسابقۀ كاري اين ريشدار نكتايي پوش اصلآ آگاهي داريد؟ ميگويند اين پياده كننده قانون، روزي از ياران گلبدين وفرماندهندگان، راكت پراني بسوي كابل، در دستگاه جهنمي حزب به اصطلاح اسلامي گلبدين خان بوده است ومسوول قتل هزاران انسان بيگناه كابل زمين تاريخي ميباشد. شما خود قضاوت كنيد كه آقاي كرزي با داشتن چنين اشخاص در كابينه اش چه گلي را آب خواهد داد، كه مورد پسند مردم قرار بگيرد ؟

      نفر ديگر كليدي دستگاه تحقيق آقاي كرزي در قومانداني امنيۀ كابل آقاي علي شاه پكتياوال است !! اين آقا پيش از اينكه اشغال وظيفه نمايد هرگز در اين سرزمين زندگي نكرده ويك شبه ژنرال ميشود وهمه كارهء كشور. در تلويزيون آقاي عمر خطاب با دهنپارگي وعده ميدهد كه يك هفته بعد ژنرال دوستم را گرفتار وبه پنجۀ قانون قبيله وي خواهد سپرد ، از آن زمان تا اكنون بيشتر از يك ماه مي گذرد. سرنوشت اين كشوربدست چه جناوران تربيه يافتۀ آي ايس آي ، افتيده است ! واي بر اين ملت بي سرپناه روزگار ! كسيكه در گهوارۀ آي ايس آي كلان شده است، امروز سرنوشت ما را رقم مي زند. آزادي را در زندان انديشه سياه اين مزدوران اجنبي به بند كشيده اند وحكومت مردم بر مردم را با شعارواهي وبدور از حقيقت مسخره مينمايند . واي بر باداران اين تيره بينان راستي كه مزدوران حيله كاري در نصيبشان شده است. هم پولشانرا مي قاپند وهم بد نامشان ميكنند وهم در برابر مردم قرارشان ميدهند.

      روي اين دلايل گفته شده ، ما يكتعداد از روشنفكران وپناهندگان افغانستاني مقيم خارج از كشور، هرگونه اعمال خشونت بار وغيرانساني اهريمنان بي خصلت را در برابرداكتر پدرام، از سوي رژيم بنيادخطا، تقبيح مينماييم وبه صراحت ميگوييم كه، آقاي پدرام تو تنها نيستي ! فرزندان اين مرزوبوم ديگربا شگرد التقاطي وداع گفته اند ودر برابر هوگونه بيعدالتي وتعصب كورخرد باختگان عقل خوردۀ، فراست ناپديد، مي ايستند واز شما وديگر ياران آزاده ، با قلم وقدم، دفاع مينمايند.وهم از ساير اوستادان واديبان ونخبگان گرامي مي طلبيم كه پدرام گرامي، اين جستجوگر حقيقت راستين را تنها نگذارند ويكي از پي ديگر در جهت تقبيح قبيحان شوم رو برخيزند ودست ياري بسوي اين فرزند پاكزاد وديگرفرزندان نيك انديش، سرزمين خورشيد، دراز نمايند. راستي بر دروغ پيروز است..... اهريمن منزلش سيه روز است... از شوراي محترم ملي وتك تك نمايندگان دلسوز مردم افغانستان ووزيران دانشمند وسياستمداران راستين كشور، تقاضامنديم كه در جهت كوتاه ساختن دست نا بكار افراد واشخاص خايين بحال فرزندان اين سرزمين بي تفاوت نباشند واز خرد ودانش، در برابرنا بخردي وجهالت سالاري دفاع فرمايند. آزادي وانديشه هاي آزادي پسند بالاخره بر تنگ نظري واستبداد غلبه خواهد كرد وروسياهي به روي آنانيكه غفلت ومسامحه وتلقينگرايي كرده وميكنند، باقي خواهد ماند.

زنده باد خرد و آزادگي ! درود برآنانيكه جان داده وميدهند، اما زير بار زور وجهالت پسندي هرگز نرفته ونخواهند رفت. سرفراز باشيد.

                     

   ميرزايي به نمايندگي ازبرخي روشنفكران وپناهندگان مقيم خارج

* * * * *

نامه سرگشاده به

دولت جمهوری افغانستان ، اتحادیهٔ اروپا ،

نمایندگی همکاری های ملل متحد برای افغانستان و ناتو

پاریس ۲ جون ۲۰۰۸

َعالی جنابان !

این نامه را بخاطر تقاضای مداخلهٔ عاجل شما در زمینهٔ موقف آقای عبداللطیف پدرام رهبر حزب کنگرهٔ ملی افغانستان یک حزب دیموکراتیک  اپوزیسیون که با موازین قانونی ثبت گردیده است ، بشما مینگاریم . آقای لطیف پدرام در اولین انتخابات ریاست حمهوری پس از طالبان کاندید بود .

از تاریخ ۲ فبروری  ۲۰۰۸  آقای پدرام بدون موجب حقوقی در خانهٔ که بوسیلهٔ پولیس و نیروهای امنیتی وزارت داخله محاصره شده زندانی میباشد . رئیس دادستان کل کشور او را صرف بخاطر حضور در یک منازعه بین دو شخصیت سیاسی افغان ممنوع الخروج اعلام نموده است .

ما معتقدیم که چنین اتهام خود ساخته و بی پایه میباشد . این اتهامات برای محدود ساختن فعالیت های سیاسی وی و جلوگیری از شرکت در انتخابات ریاست حمهوری سال آینده صورت گرفته و این امر تخلف صریح از آزادی بیان و حرکات لطیف پدرام یک روشنفکر و نویسنده میباشد .

مقامات افغانستان ملزم اند تا تدابیری اتخاذ نمایند تا لطیف پدرام بتواند از خانهٔ که در آن زندانی است خارج شود و دولت باید حقوق کامل جسمانی و روانی و همچنان آزادی حرکات و عمل او را تضمین نماید .

یونیما ، اتحادیهٔ اروپا و ناتو باید در چهار چوب وظایف محولهٔ خود بر معیار های جهانی حقوق بشر تأکید و به نفع کاندید دورهٔ پیشتر ( آقای پدرام ) مداخله نماید .

لطیف پدرام یک روشنفکر و نویسندهٔ شناخته شده میباشد . او بین سالهای ۱۹۹۸ - ۲۰۰۴ دورهٔ طالبان پناهندهٔ سیاسی در کشور فرانسه بوده و فعالانه افکار عامهٔ جهانی را به نفع دیموکراسی در کشورش رهنمونی نموده است . او در سال ۲۰۰۴ پس از بنیانگذاری مشترک حزب کنگرهٔ ملی افغانستان با یک برنامهٔ دموکراتیک مترقی و ملی برای افغانستان به کشور بازگشت . کنگرهٔ ملی افغانستان یگانه حزب مخالف میباشد که با گروه های مسلح پیوندی ندارد و همواره فعالیت های خود را در چوکات قانونی مطروحه در کشور پیش میبرد . در هنگام انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۴ لطیف پدرام یگانه کاندیدی بود که بخاطر برابری حقوق برای زنها ، عدالت احتماعی برای گروه های قومی افغانستان ، حل مسألهٔ مرزی با پاکستان ، غیر نظامی کردن کشور به هدف تأمین صلح در آسیای میانه و بلاخره برای ایجاد یک نظام دیموکراتیک و فدرالی فعالیت میکرد .

خانم  سوحایر بالحسن رئیس فدراسیون  بین المللی حقوق بشر اعلام کرد :« ما معتقدیم که زندگی آقای لطیف پدرام در اوضاع کنونی در خطر است . او یکی از چند محدود آوازیست که خواستار تحول دیموکراتیک و استقلال افغانستان میباشد .

مقامات افغانستان و همچنان جامعهٔ جهانی باید تصمیم بگیرند تا به تخطی ها از معیار های جهانی حقوق بشر نقطهٔ پایان بگذارند . »

لطفأ  امضا ی خود را پیش از ۱۲ جون بفرستید .

* * * * *

defend.latifpedram@gmail.com

 

 PLEASE SEND SIGNATURES BEFORE JUNE 12, 2008 TO:

defend.latifpedram@gmail.com

 

NAME AND FAMILIY NAME                              POSITION                COUNTRY

متولی رحمکیان

در محیط که پسند همه دیوانه گری است    عاقل آنست که در کسوت مجنون باشد؟

با استناد این پند بزرگان در زبان فارسی دری، عاقل به کسی میگویند که درکشور و جامعهء که افراد قدرت دار و زور مند، جامعه را گرداننده گی و رهبری میکنند وعام توده بنا به مجبوری ونه داشتن توان در ابعاد مختلف زورمندان، مفسید ان رابا فساد شان می پسندند.
آقایان در دوحالت عقل و منطق جایش را برای جهالت خالی میکند، یکی عشق و دیگری تعصب .

در کشور ما افراد و اشخاص از دیر زمانی عشق به تعصب دارند، این عاشقان قوم گرا از دیر زمانی است که در جهل ،نادانی وبی عقلی غرق اند، این طایفه نه حقیقیت را می پذیرند و نه عدالت و استقلالیت را، چون از دیر زمانی است که این طایفه با علم ، فرهنگ و دانش در جنگ اند، دانشمندان را میکشند، حقیقت گویان را گردن می زنند، آزادی خواهان وتحول طلبان را به زندان های مخوف می سپارند ،  چاپلوسان ، فرهنگ فروشان، معامله گران وهویت فروشان را تقدیر می کنند، فقرا و مردم بی بضاعت را درمانده وبی دانش نگه میدارند و با زورگوی عموم مردم را گرو گان میگیرند. این همه را به این خاطر انجام میدهند که افغانستان و مردم افغانستان رابی میراث  برای ابد نگه دارند، ایشان ترس ازین دارند مبادا اگر از این دیوانه گی ها دست بکشند، درنتجه درک شعوری فرزندان خردمند جامعه، وراثت قبیلوی خویش را از دست بدهند .
بلی هم وطن : عبدالطیف پدرام چرا در بند است؟ به این یک سوال صد ها جواب  را میتوان پاسخ گونه دریافت :  چون پدرام مسیرآب کثیف  راکه در وطن ما روان است ، میخواهد تغیر بدهد، به جای آب گنده، آب زلال و طنی را روان بسازد. ولی افسوس که نه بیل دارد ، نه کلنگ ونه توشه ,تنها با عقل و تفکر به پیش میرود، این در حال است که دست گاه حکومتی وکشور های دونر« ان جو» ها ، کشور های زیدخل در امورو اعضای پارلمان اکثراً غرق درفساد وغارتگری اند. وکیلان مردم به فکرهویت فروشی و واژه فروشی اند، اما آقای پدرام از پاکی، خدمت گذاری، فرهنگ دوستی ، هویت شناسی وخود شناختی فریاد میزند.

آقای پدرام از حقوق زن و کودک دفاع میکند، شعار تحول، ترقی وتعالی، آزادی ،عدالت، برادری ، برابری و انسان گرای رامی دهد و در برابر آنهایی قرار گرفته است، که دزد ی، غارت، چپاو ل، آدم ربای ،قاچاق آدم وعالم، فساد، رشوت،اختطاف و زن ستیزی را می پسندند.
من یقین دارم که آقای پدرام همین که تا امروز زنده مانده است یکی از معجزه های الهی است و از خوش شانسی آقای پدرام است.
بلی آقای پدرام شما برحق هستید و راه را که در پش دارید همان راه است که مردم و کشور را به ساحل خوش بختی میرساند ولی افسوس و صد ها افسوس !!! که بلند گوهای جهان در اختیار خاینین و بنده های ثروت اند.گوش و هوش اکثریت هم وطنان گرسنه و مریض من تو در اختیار آنها است.که ارزش آدم وآدمگری نزدشان برابربا یک دالر امریکای هم نیست. مردم مجبور و محتاج ما رای شان ،اعتماد شان در اختیار کسانی است که به خدا ایمان ندارند، به پول و سرمایه ایمان آورده اند. رای شان در اختیار کسانی قرار دارد که به جای پیغمبر خدا و هزاران بزرگ دیگر، به فرمان بلر و بوش اند.

 آقای پدرام ! مردم ما گرو گان مافیای اقتصادی و مواد مخدر اند. کشور ما تنها دراشغال کشور های دنیای ثرمایه داری نیست، مردم و کشور عزیز ما از طرف قدرت های داخلی ، قوت های قومی ، قبیلوی، مذهبی، گروهی و مافیای قدرت اقتصادی داخلی اشغال شده است. شما از کدام اشغال اولتر این کشور را نجات میدهید؟ استان ها، دهات و محلات حتی در اشغال اند، این و طن اشغال در اشغال است، شما علیه این همه در مبارزه هستید با این همه مقابله می کنید، بناً جای شما زندان است شما باید در زندان باشید.

بلی آقای پدرام! مردم کشور ما به چشم سر خود می بینند که آقای کرزی، دزدان هم باور افغان ملتی  را می بخشند. قاتلین را براءت میدهند، آدم کشان را فخر می بخشند،ا نتحار کننده ها را که زنده میگرند، تحسین می کنند و انعام میدهند، آدم کشان حرفوی را از زندان رها و برایشان کنفرانس مطبوعاتی میگرند و توسط حلیم تنویر مفتخرش میخوانند، اما برخلاف می خواهنند آقای پدرام را به جرمی بیگناهی راهی زندان کنند.

یاران و وطنداران پدرام !  شما چرا خاموشید؟ اگر پدرام ریس جمهور میشد شما از ایشان چه توقع داشتید؟ حالا که پدرام در زندان اوغان ملتی ها افتیده وهر لحظه حیاتش میتواند به خطر مواجع شود، او از شما چه انتظار دارد.
شما چه فکر میکنید حکومت که با مجرمین چنین برخورد می کند و با صادقین چنین، آخر کور هم میداند که« دلده شور» است.برای خدا مسلمانی و کیلان مردم بدخشان کجا شده چرا یک نمایندهء پارلمان در پارلمان از این حادثه یاد نمیکند.که پدرام با کدام جرم وجنایت در بند است ؟ آیا دختر ۱۸ ماهه را تجاوز کرده؟ کدام ژورنالست یا کدام آدم پول دار را اختطاف کرده؟ انتحاری تربیه کرده؟ به طرف باغ، خانه و دوکان کسی خدای ناخواسته با تفنگ یا باسنگ زده؟ بالاخره چه گناه کبیره کرده! آیا کسی هست که سر در گریبان کند و حد اقل از خو د بپرسد که چرا چنین هست.

جنابان وکیلان محترم بدخشان ! شما یکبار روی این مسلًه باهم سخن گفته اید یا به این فکر هستید که در مورد کاری کنید، چون مردم بدخشان به شما راًی داده اند که شما از حق این مردم دفاع کنید، یا می ترسید که مقام و منزلت و امتیازات پارلمانی را ازدست بدهید،اگرچنین  باشد .
شما خود قضاوت کنید که شمارا من کی و چه حساب کنم .

عالی جنابان وکیلان مردم بدخشان در پارلمان!  شما از وضعیت مردم خبر دارید چند مرتبه و ضعیت مردم تان را که با کمال احترام به شما رای دادند در جلسهء پارلمان مطرح کرده اید؟ از وضعیت مکاتب خبر دارید؟ از آقای اتمرکه شما برایش رای اعتماد دادید پرسان کردید که از این پول های باد آورده چقدر در باز سازی و نو سازی مکاتب بدخشان مصرف کرده است؟ چه مقدار دیگر در نظر دارد به بدخشان سهمیه بدهد ! چند مکتب ساخته و چند مکتب دیگر میسازد.در بدخشان که مردم تشنهء علم و دانش اند نه مکتب را میسوزانند و نه مکتبی را می کشند .عالی جنابان در مورد سر نوشت فرزندان تان ،هم وطنان تان بی علاقه نباشید. از پدرام دفاع کنید شما خود هم میدانید که پدرام بدون انجام جرم وجنایت در بند انسان های سیاه دل و متعصب قرار دارد.

در ختم از تمام بدخشانی ها خواهش مندم که در مورد صدای بر حق شان را بلند کنند.