گزارشگر مهاجر- سوفیه

 

گزارش بزرگداشت

 مولانا جلال الدین محمد بلخی در بلغاریا

 شام روز هشتم نوامبر است. فضای دانشکدۀ زبانهای شرقی که در مرکز شهر سوفیه قرار دارد پر از رفت و آمد دانشجویان دختر و پسر بود. در دهلیز ورودی ساختمان  سه طبقه یی که با شیوۀ معماری قدیمی بنا یافته است، عکس رنگی مولوی که یادگار سدۀ ١٣میلادی می باشد، جلب توجه می کردکه در زیرآن به زبان دری چنین نوشته شده بود:

بزرگداشتی از سوی کانون فرهنگی افغانستان به مناسبت سال جهانی مولانا جلال الدین محمد بلخی، انساندوست بزرگ، شاعر  و عارف بی همتا در شهر سوفیه – بلغارستان و همین عبارات باردیگر به زبان بلغاری درپایان ورق،نقش بسته بود.

مهمانان یکی پس از دیگری وارد سالن می گردیدند تا در مجلس یاد بود  هموطن آوارۀ شان که او خود در کودکی درد غربت و دوری از دامان پر خاطره میهنش خراسان را کشیده بود، حضور یابند. هیأت رهبری کانون فرهنگی هر کدام برای کار های سازمان دهی و تنطیم وسایل پذیرایی مهمانان سرگرم کاری بودند. رییس بخش زبان فارسی دانشکدۀ زبانهای شرقی آقای دکتر ایو پنف که او نیز برای خودش مسوولیتی احساس میکرد، با تلاش این سو و آنسو می رفت  و از اینکه در آگاهی نامه، جای برگزاری یعنی طبقه سوم نوشته نشده بود اندکی  ناراحت به نظر می رسید. و از دکتر رویین هر از گاهی می خواست مجلس را تا رسیدن پروفسور تتارله شرقشناس، عضو پارلمان و عضو اکادمی علوم بلغارستان،آغاز نکند و  انتظار او را بکشد. ابراهیم تتارله مرد بالابلند و تنومند با قامتی اندک خمیده از کبر سن، سر انجام در حالیکه خانمی بازویش را گرفته بود نفس زنان سه طبقه را با سختی بالا آمد و درجای سخنرانان قرار گرفت.

مجلس بلا فاصله به زبان بلغاری اعلام گشایش کرد. و در آغاز دکتر ایو پانف رییس بخش ایرانشناسی میزبانان و مهمانان را یکی یکی برای حاضران معرفی نمود. واز مهماندار این همایش یعنی کانون فرهنگی افغانستان و رییس آن دکتر رازق رویین برای برپایی این بزرگداشت شکوهمند، سپاس گزاری نمود. وسپس نوبت را به دکتر رویین واگذاشت تا مجلس بزرگداشت را به زبان دری یعنی زبان خداوندگار بلخ افتتاح نماید.

 

دکتر رویین پس از بیان خیر مقدم به مهمانان  ١٨ بیت آغازین مثنوی را با همراهی نوای نی که توسط آقای فرهاد هدایت نواخته می شد، ازحافظه برخواند. وسپس به گسترده گی سخنان خویش را پیرامون زنده گی و آثار نطمی و نثری پیشوای عاشقان و عارفان خراسان و جهان آغاز کرد. و در شناخت همه جانبه آن شاعر پرشور، انساندوست بزرگ و عارف شوریده آگاهیهای سودمندی ارایه کرد که مورد توجه حاضران مجلس قرارگرفت. سخنرانی استاد رویین را همزمان آقای امان الدین آموزگار رووفی به زبان بلغاری فصیح ترجمه می نمود تا دانشجویان بلغاری بخش ایرانشناسی که هنوز توانایی درک پورۀ واژه های دری را نداشتند، آنرا بفهمند. او در جایی از سخنانش گفت: نوای نای مولانا هنوز هم راز های نهفته یی دارد که پس از سده های دراز هرکسی  از آن چیزی می نیوشد و از آتش آن نای، گرمایی در اندرونش سر برمی کشد. مولوی صوفی وارسته یی بود که از پنداشتهای خودش فرازه یی ساخت برتر  از هر مذهبی و هر طریقتی. اوگفت:

بـند بگـسل باش آزاد ای پسـر     چند باشـی بند سـیم وبند زر

کسانی که به زر اندوزی مشغولند و ازخرد انسانسالار،  ناآگاه و بیگانه، نوای نای مولوی به گوشهایشان راز نامحرمی است که تنها سرود نا همدلی می سراید و حال آن پختۀ آگاه را در نمی یابند.چه بسا که چنین افراد حتا قدمی برای شرکت دربزرگداشتش نیز بر نمی دارند.

 دکتر رویین در ضمن  از اهمیت مقاله آقای سیدموسی هستی که از کشور کانادا عنوانی این گرد همایی فرستاده بودند ودران نکات جالبی ازنسبنامۀ سید سردان، برهان الدین محقق ترمذی آموزگار مولوی و آرامگاه خاندان او  در هوپیان پروان تذکراتی سودمند داده بودند یاد آوری نمود و آن مقاله را قابل توجه دانشمندان افغانستان و جهان دانست که متاسفانه تاکنون در ان زمینه کاری به عمل نیامده است.

سپس نوبت به پروفسور تتارله رسید. او با سپاس از بیانات دکتر رویین افزود.  من خوشوقتم در این جمع آگاهان شرکت دارم. من کتابم را که دیروز سعادت معرفی آن را یافتم، در باره فرزند بلخ نوشته ام. او زاده دامان بلخ و ازخراسان یا افغانستان امروز  بود  ولی. او را به یک مکان نمی توانیم مربوط بدانیم.  او میراث مشترک همه جهانیان با فرهنگ است. مولوی از طریق سفر ها و دیدن مردمان و تماس با فرهنگها و زبانهای گوناگون از خراسان گرفته تا شام و مکه و حلب و آسیای صغیر همه را گشت و خیلی چیز ها اندوخت. همه آنها مانند یک پشتارۀ بزرگ معنوی بودندکه او آنرا بر دوش خویش حمل می کرد.

پروفسور تتارله در ادامه سخنان خویش از نقش جهانی مولوی و از کارهایی که در بلغاریا انجام شده است یاد آوری هایی به عمل آورد. پس از سخنان پروفسور تتارله، نوبت به بانو دکتر تودوروا عضو انستیتوت فلسفۀ اکادمی علوم بلغارستان رسید. وی از کشور افغانستان به عنوان کشور مولانا جلال الدین یادکرد و از برخی مشترکات میان این دو کشور نام برد. وضمنا بر دیدگاه فلسفی مولانا و تصوف اسلامی اشاره هایی به عمل آورد  و از سازمان دهنده گان این نشست علمی ابراز تشکر و قدردانی نمود. دامنه این گفتار ها تا ساعت ٨ شب به درازا کشید. در این بزرگداشت آقایان امان الدین آموزگار، بیگی جان میرزایی، استاد هدایت، و تهمینه رویین با نوشتن مقالاتی سهم گرفته بودند. سپس در پایان  آقای دکتر رویین از دکتر پکتیاوال سفیرسابق افغانستان در بلغارستان  تقاضا نمود تا همایش را با سخنانی به پایان برساند.

آقای پکتیاوال با ابراز سپاس از شرکت کننده گان  و حضور دانشجویان بلغاری و به ویژه پروفسور تتارله،خانم دکتر تودوروا،دکتر ایو پنف و نیز دکتر رویین گرداننده این همایش علمی – فرهنگی، تداوم این چنین مجالس و محافل را دستاوردی برای غنا مندی و شناسایی فرهنگ غنی کشور دانست و به همه آرزوی موفقیت نمود. در این همایش سفیربرحال و دیگر اعضای سفارت افغانستان با وجود دعوت شدن  از سوی کانون فرهنگی، بنا بر دلایل نا معلوم از شرکت خودداری کرده بودند.در جریان این مجلس، برخی از مقاله ها و اشعار از خوانش باز ماند که رییس مجلس از حاضران بنا بر  نبود وقت کافی در این مورد پوزش خواست.  در این همایش علاوه بر افغانستانیها وخانواده هایشان برخی از نهادهای فرهنگی ودانشجویان بلغاری نیز شرکت نموده بودند. همچنین آقای یوسفی  کنسول سفارت ج.ا. ایران نیز که خود اهل شعر و ادب هستند  با خانم شان،  حضور به هم رسانده بودند.

در پایان این همایش در بخش موسیقی  آوازخوانان شناخته شده کشور، آقای انجنیر یاسین منصوری و آقای فریدون نیازی با خوانش اشعار دیباچۀ مثنوی معنوی واشعاری از متن دیوان شمس، در کمپوز های رایج، به گرمی قلبهای مشتاق این همایش فرهنگی افزودند. نواختن طبله توسط آقای  انجیر شریف همت و نواختن نی از سوی آقای فرهاد هدایت بر دلچسپی دانشجویان بلغاری و مهمانان شرکت کننده  افزود که از هنر مندان از سوی حاضران با کف زدنها استقبال به عمل می آمد.