سنخرانی آزاد استاد سخن جناب آقای واصف باختری که بمناسبت سی سالگی شهادت مولانا باعث جاودان یاد ایراد فرموده اند. سخن گفتن در بارة زنده یاد بحرالدین باعث برای بنده خیلی دشوار است، زیرا گرفتن نام او همیشه تداعی کننده ی یاد ها و خاطره های بسیار ناگوار است. او از آن آزاده گانی بود که سی سال پیش درتنور فاشیزم سوخت و گداخت. اگر در بارۀ شخصیت علمی و فرهنگی شاد روان بحرالدین باعث طرحی داشته باشیم، به نظر من اجمالاً چنین خواهد بود . او دانش آموخته ای دارالعلوم عربی کابل بود که بعداً دانش آموز فاکولته ی شرعیات شد. تا جایکه بنده بیاد دارم آن مرحوم در علوم اسلامی، در کلام و حدیث اندوخته ای قابل توجهی داشت و در نحو عربی هم دست بالایی داشت، به مطالعات فلسفی بسیار راغب بود، حکمت و کلام اسلامی را میدانست و در فلسفه ای غرب هم ورود چشم گیری داشت و میتوان گفت از هفت فیلسوف پیش از سقراط، تا جریان های عمده ای فلسفی اروپا را، در حدود سی سال پیش مثلاً تا هایدگر و سارتر و تا ساختارگرایان، که در آن چند دهه پیش خیلی مطرح بودند، از نظر گذشتانده بود؛ کتاب ها و نوشته های شان را. یک شاخه ای دیگر از اطلاعات و آگاهی های آن شهید جاودان یاد ، بحث ملل و نحل بود که از یک طرف در عرصه ای اسلام شناسی مطالعات زیادی داشت و فُرَق عمده ی اسلامی را به نیکویی می شناخت و از سوی دیگر در ادیان دیگر، در آئین های دیگر غور کرده بود و تحمل کرده بود و آگاهی های چشمگیری اندوخته بود . یکی از عادات آن مرحوم این بود که از صحایف کتاب ها سرسری نمی گذشت، گاهی اتفاق افتاده که بنده شاهد بوده که یک پراگراف را بار ها و بار ها خوانده و بر یک پراگراف، حتی ساعتی تحمل کرده تا به عمق و کنه مطلب برسد . شوقی و رغبتی زیاد به ادبیات عرب هم داشت و میتوان گفت که در آن زمینه هم از انسان هایی با ارزش بود. به ادبیات زبان فارسی- دری هم علاقه وعشق آتشین داشت و درنخستین سالهای جوانی خود آنگونه که میگفت، شعر هایی هم سروده بود. یکی از آرزو هایش این بود که از محضر شریف استاد شهید دیگر، روان شاد استاد محمد اسماعیل مُبلغ استفاده کند، من درست به خاطره ندارم که به این آرزوی خود دست یافت، یا نه. بنده گواه بوده که همواره جاودان یاد باعث چنین آرزوی خود را با دوستان خویش در میان میگذاشت . یکی از کمالات دیگر مرحوم باعث، آنچه که فیلسوفان کهن جدل نامیده اند یا به تعبیر دیگر محاضره، در این عرصه هم خیلی قوی دست بود و به تعبیر نویسندگان کهن، منطق خصم افگن داشت . مرحوم باعث با این کمالات و فضایل علمی و فرهنگی، مردی آزاده، با مناعت، تسلیم نا پذیرو تشنه ی تأ مین عدالت اجتماعی در تمام عرصه های زندگی بود. البته بخش فرهنگی مسئله در اهمیت خود از هیچ بخش دیگر کم نیست، در بعضی موارد از اهمیت بیشتر برخوردار است؛ بودند و هستند عده ای کسانیکه تنها و تنها تمام عم و اندیشه ای خود را معطوف به مسئله مبارزۀ طبقاتی شاخته بودند و حالا هم میسازند، افزون بر این مسئله که در نفس خود خیلی ارزشمند است؛ جاودان یاد باعث، عطش تأ مین عدالت، عطش مساوات در میان همه اقوام و قبایل افغانستان، فرهنگ هایی که در افغانستان وجود دارند، زبان هایی که درافغانستان وجود دارند، بود و با هر نوع تحمیل و تحکم، قاطعانه، با رشادت مبارزه میکرد و بیدرنگ باید بیفزایم که آن مرد پاک و پاکیزه به هیچ وجه نمی گذاشت که دامان وجدانش با لکه های تعصب، تفوق طلبی، برتری جویی آلوده شود و یک مثال ویک اسوه ای برین و متعالیست برای پیکار جویانی که می خواهند در تنسیق و تنظیم امور جامعه سهم فعال داشته باشند یا در این زمینه آرمان های دارند . در بارۀ جناب باعث بیش از این ها هم میتوان سخن گفت و گفتنی ها زیاد است . بنا بر تکالیفی که من شخصاً دارم و بیماری هائیکه از آنها رنج میبرم به همین مختصر اکتفا میکنم و سپاسگذاری بسیارعمیق و صمیمانه ای خود را به فرزانه گانیکه، به یاد آن شهید مجلسی برگذار میکنند تقدیم میکنم و با احترام دست ایشان را می فشارم و دربرابرخاطره و در برابر سیمای تابناک تاریخی بحرالدین باعث سر تعظیم فرود می آورم .
|