مولاناباعث

به خاطر گرامی داشت مولانا بحرالدین باعث

چند وقت پیش یک دوست فرهنگی ام از شهر مونتریال بمن ، ضمن نامه  خاطر نشان نمود که ماه دلو امسال سی سال از اعدام مولانا بحرالدیندکتر لطیف طبیبی باعث که توسط حفیظ الله امین، رهبر حزب دموکراتیک خلق صورت گرفته، می گذرد. قرار است برخی از ویب سایت های فرهنگیان ما ، به خاطرۀ یاد بود این مرد بزرگ مضامینی را به رشتۀ تحریر بیاورند.

از آنجائیکه این قلم پیش از استیلای به قدرت رسیدن حزب دموکراتیک خلق، افغانستان را ترک گفته است، و از نزد یک از منابع دست اول راجع به قربانیان نظام استبدادی خلق و پرچم معلومات کافی ندارد، اکنون برای آگاهی در باره شجرۀ مبارزین آزادی خواه و عناصر با وجدان وآرمانگرایان این سر زمین که در دوران استبداد خونین حزب دموکراتیک خلق و پرچم، نقاب بر خاک کشیدند،از منابع دست دوم " ویب سایت ها" وبرخی کتبی که در دهۀ گذشته به چاپ رسیده است، استفاده می نماید. خوشبختانه امروز معلومات کافی در باره عناصر وطند وست وادی های هندوکش بایگانی شده است.

خوب همه می دانیم که استبداد دیرزیستی که در این سرزمین ، در رخسارهای متنوع استمرار یافته است ، موجب شد که در سدۀ گذشته عناصری کثیری از اقوام این  وادی ها که، ضد سیاست های استبداد ی به مقاومت بلند شده بودند، توسط قدرت های استبدادی که تکیه به اید ئولوژی های استبدادی داشتند، قربانی شد ند. این حکومات برای حفظ باورهای  جزمی و دست نخوردۀ خود می کوشید ند، تا به تیرباران وقتل عام عناصرروشنگر به  حیات سیاسی خود ادامه دهند.

به باور این قلم که همین قتل های سه دهه پیش روشنگران باعث گرد یده است که اکنون فضای فکری این سرزمین واذهان اندیشمندان قلمزن نیز با بی تحرکی وایستایی در جای خود بماند. چنانچه جهل و نادانی مهیبی را که امروز می نگریم ناشی از دوران استبداد زمامداری حزب دموکراتیک خلق و پرچم است.

  برداشتم از نبشتار فرهنگیان افغان درباره زنده نام مولانا باعث این است، که همو یکی از بزرگترین شخصیت های آزاد یخواه این سر زمین بوده است. باعث از نگاه اجتماعی شخصیتی بود که دارای ابعاد اجتماعی ، تکیه گاه مرد می، در عین حال از تفکر آزادی بر خوردار بوده است.

مولانا باعث از حوزه د رواز و بد خشان است. در تاریخ معاصر افغانستان چندین عناصر از این حوزه علم مبارزه علیه بی عدالتی واستبداد نظامهای قبیلوی ارثی شاهی و جمهوری افغانستان بلند کرده اند و یکی بعد از دیگری به اعدام محکوم شد ند.

ظلم و ستم قدرت های مرکزی قبیلوی در حوزه های دور دست افغانستان طوری بوده است که، حتی مناطقی که مردم از تولیدات زراعتی امرار حیات می کرد ند، علیه نظام استبدادی افغانستان به دور واعظ  خود جمع می شدند تا شاید ازستم بیداد گری قدرت مرکزی افغانستان رها یابند.

جالب است که شخصیت چند بودی یاد نام باعث و مقبولیت مبارزه حق طلبی او در وادی های تنگ درواز و بد خشان مرا به یاد چندین کشیش مذهبی که در قرن شانزدهم در جنبش های دهقانی آلمان که علیه سلطۀ کلیسای روم به پا خواسته بودند و این کشیش ها از پشتبانی مردم بر خوردار بودند، می اندازد. بی شک گاهی تاریخ با مکان های متفاوت ولی با محتوای مشابه تکرار می شود.

در آخر تمنا دارم همانطوریکه در دهه بیست قرن گذشته میرزا کوچک خان جنگلی در سبزه میدان رشت، ایران علم مبارزه علیه سلطنت مستبده ایران و استعماران خارجی بلند کرد و در این راه به قتل رسید و امروز نزد روشنگران و ملت ایران میرزا کوچک خان جنگلی به مثابه یک قاعده بزرگ ملی شناخته شده است، امید است که، مولانا بحرالدین باعث که 50 سال بعد از میرزا کوچک خان جنگلی در زمان قحطی بزرگ در اوائل دهه شصت عیسوی  گدام ذخایر گندم دولتی را شکست و به فقرا توزیع نمود که، در واقع آغاز مبارزه علانی او علیه قدرت مرکزی افغانستان است، مانند میرزا کوچک خان جنگلی، جایگاهی را در تاریخ روشنگری و مبارزاتی اقوام وادی های هندوکش احراز نماید.

روشنفکران افغانستان دراین برهه تاریخ باید بکوشند تا درهمین راستا، یعنی جایگزین کردن عناصر مبارز و وطن دوست را، در تاریخ معاصر افغانستان  بایگانی نمایند. تا با بهره گیری از شرایط کنونی برای انعکاس خواست افکار عمومی مردم افغانستان این عناصر آرمانگرای ما ثبت تاریخ این سر زمین گردند تا غنچۀ تطور و دگرگونی نسل های جدید افغانستان با بر داشتن فکر مثبت  در تعبیر حاکمیت قوم گرایانه و ملیت گرائی غلط  در افغانستان ، تجدید نظر کنند.

با عرض حرمت  

دکتر لطیف طبیبی       تورنتو.27 جنوری 2009