اعضای فامیل شهید مولانا باعثمولانا باعث

ازراست به چپ :  پرویز باعث، نسرین باعث و فروزان باعث همسر شهید بحرالدین" باعث"

پیام پرویزباعث

 بمناسبت سی سالگی شهادت زنده یاد پدربزرگوارم

با سلام ودرود بی پایان خدمت دانشمندان محترم، پیروان وارادتمندانی که یکباردیگرروح پدرم را شاد گردانیده وسالگشت شهاد تش را گرامیپرویزباعث داشتند!

به همه دوستان پدرم معلوم است که ما جزهمان یک قطعه تصویروقصه هایی که دربارۀ آن شهید می نمودند، دیگرهیچ یاد داشت دیگری نداریم. تا بچه خرد سال بودیم با وجودی که دشمنان پدرم اورا ازما گرفته بودند، ولی من با مادروخواهرم نسرین باعث که ازمن بزرگتراست، ازیک شهربه شهردیگردرخانۀ پیروان اوبه شکل مخفی وگمنام زندگی می نمودیم وهرگزاختیارآنرا نداشتیم که بگوئیم ما فرزند کی هستیم.

چون اکثریت تحصیل کردگان ومردم بخصوص درکابل وشمال افغانستان با نام پدرم آشنایی دارند، ازاینرو برای مصئون بودن پیروان پدرم ازپیگرد عمال شکنجه گرنیروهای امنیتی، ما هرگزنام پدرمان را برزبان نمی آوردیم ومادروخاهرم نیزنام مستعارداشتند. برای اولین باردرسالهای 66 ویا 67 خصوصاً دورانی که مصالحه ملی اعلام گردیده بود، ازشمال به کابل برگشته  وازاین آوارگی وگمنامی خلاص گردیدیم ودلیل آن این بود که آقای سلطان علی کشتمند صدراعظم آن زمان با آگاهی ازسرنوشت وموجودیت ما درشهرکابل واحترام به پدرم، بطورفوق العاده در مکروریان چهاریک باب اپارتمان بخشیده بود.

آنوقت فهمیدیم که ما نه تنها دیگرمورد پیگرد دشمنان نیستیم، بلکه حق داریم ازهویت ونسب خویش علنی حرف بزنیم ونام پدرخویش را با غروربرزبان آوریم.

البته آنچکه سزاوارقدردانی است اینست که درتمام دوران زندگی مخفی، پیروان پدرم نسبت به آموزش ما توجه خاص داشتند وآموزگاران مسلکی وبا تجربه به آموزش وتدریس ما می پرداختند، که بعداً درکابل با دادن امتحان سویه به تحصیل طبیعی پرداختیم. پیش ازترک میهن خواهرم به دانشگاه طب ابوعلی سینا درکابل راه یافت وخوشبختانه اکنون درحال اکمال تحصیل طبی خویش درلندن است ومن نیزبعد ازکاروپرداخت هزینه های مهاجرت اکنون وارد دانشگاه گردیده وبه کسب دانش مشغول هستم تا ازاین طریق بتوانم روح پدرم را که عاشق علم ودانش ومردمش بود، به نحوی شاد نگهدارم.

یک روزپیش یکی ازدوستان پدرم به خانۀ ما زنگ زد وگفت ازتجلیل روزشهادت پدرت خبرداری که درسایتها نشرشده است وسی سالگی روزشهادتش را تجلیل نموده ودانشمندان وارادتمندان زیادی ازآن به بزرگی یاد نموده اند؟

چون برای ما اصلاً روزشهادت پدرمان معلوم نبود وفقط مادرم میگفت که سه روزبعدازدستگیری پدرت بد نیا آمدی. وقتی من با عجله به سایتی که آدرس داده بودند مراجعه نموده، اولترازهمه مقالاتی را مرورنمودم که بعنوان دوستان نزدیک پدرم می شناختم ودرروزهای بد زندگی ازما مواظبت می نمودند. آنجا بود که ازقول اسد الله سروری رئیس اطلاعات دوران شهادت پدرم نقل گردیده بود که اودرروزیازدهم دلو1357 به شهادت رسیده است. برای من جالب بود که درروزی من بد نیا آمده ام که پدرم جام شهادت نوشیده است. چه تصادف تلخ ودرد ناکی!

من نمیدانم با کدام زبان ازاین نویسندگان محترم ویاران با وفای اوسپاسگذاری نمایم. فکرمیکنم دوباره تولد گردیده باشم. اما این تولد دوبارۀ من ازآن سبب است که میبینم بعد ازسی سال پدرم با ردیگر درذهنیتها با قوت بیشترازپیش زنده گردیده وازاندیشه های جاویدان اوبه حرمت یاد آوری گردیده وبه حقانیت راه واندیشه اش تاکید صورت میگیرد.

حقیقتاً برای من تولد دوباره است وباوردارم که هرقدر جامعۀ ما بسوی آزادی پیش برود وفضای حق وحقیقت جویی حاکم گردد، اندیشه وراه اوپردرخشش ترخواهد بود.

من به نمایند گی ازخانواده خویش این روزرا به همه پیروان وارادتمندان پدرم تسلیت نی بلکه تبریک میگویم. چون پدرم هرگزنمرده واوبا اندیشه های انسانی وعدالت خواهانه اش برای ابد زنده خواهد بود.

یادش گرامی وراهش همیشه زنده وپررهروباد !

با حرمت بی پایان

پرویزباعث

لندن- انگلیستان

2009/02/02