دوستان عزیز ! سری به تاجک میدیا زدم چشمم به عکسی افتاد ونامی را در پرده ی سرخی دیدم که رنگ خون باعث داشت ، لعنت فرستادم به کسانیکه به حفیظ الله امین بخاطر گرفتاری باعث شاد باش گفته بودند.
نوشته ی ذیل را که قبلاً نوشته بودم بشما فرستادم یادی ازکلوله سردوزخریداری کردم که با دو کلوله سردوز بخاطر خرید حضرت یوسف(ع) به بازار آمده بود کسی از او پرسید که با این دوکلوله سردوز تو آرزو داری که یوسف را بخری او خنده کرد که من می دانم که یوسف قیمت بسیار دارد من خواستم که اگریوسف را خریده نمی توانم در جمله خریدار باشم توان قلمی من مانند خریدارسردوزکم بغل است با همکاران شما همسری کرده نمی توانم وخرید مولانا باعث هم با سردوز قلم من امکان ندارد باعث زحمت شما شدم ودل بر نوشته خود خوش کردم امید است که بر نوشته ذیل من خرده نگیرید. با احترام سید موسی عثمان هستی 
باعث
مطمئن باش !
باعث ملا عمر بخاطر درخشش تصویر تو
بر رخ نقاب شرم کشیده
آری
جایکه تصویر توست دیگر تصویر آن جا نمی گنجد
من بیاد دارم که
با تایاق وچموس وچکمن زیره یی
از گریبان دره ها سرازیر می شدی
صدای کفش های بی رنگ تو
نغمه ی مقاوت می نواخت
کتاب چکواراه درجیب تو
در جسجوی لبخند فردا بود
که پیام قله های فتح را
امواج خرشان دریای پنج
بگوش
تپه های سبز دروازمی رساند
که فردا مردی با تایاق قرغنی
در قریه ی گرسنگان تاریخ
بخاطر انسان وانسانیت
قدم
رنجه می فرمائید
واز گلزار مغزخود
دسته گل های انسانیت
به انسان های بیخبر ازخودمی دهد
که
که
که
حرف نوزش را از قاموس اش
بخاطر تاجک بودن اش کشیدند
جزبه دوزخ وجنت
به دیگر چیزی باور ندارند
نقدرا درتاق نسیان گذاشته اند
دنبال
قرض سرگردان استند
آری تو بودی که دوزخ را تمثیل می کردی
از فاشیزم سخن می گفتی
خاطر نشان می کردی که
جنت در سرزمین ما دروازه ندارد
ما دردوزخ فاشیزم می سوزیم
تو بودی که
پروپوچ فاشیست را می کندی
امروز فاشیزم در سرزمین تو
به یک دین مقد س تبدیل شده
منطق اش زور
ووحشت وسوسایت ببم است
ولی
مطمئن باش
آرام بخواب
که
که
که
پیروان راه تو کمترازچکوارانیست
1996تورنتوکانادا 16 دلو
|