ارسالی احمد یادگار

افغانستان درچنگال ادم خوران و وطن فروشان قرن بیست
افغانستان درحال حاضر درکام بدبختی وفاشیزم فرورفته است ازدیرزمانی به دین سو نظام های استکباری تحت فرمنان بیگانه گانه وبه اساس خواسته های اشغال گرانه کشورهای همان وقت سنگ تهداب غلامی درافغانستان گذاشته شد.ودرچوکات نظام های همان وقت افراد واشخاصی که خود را افغان میگفتند سر به برده گی فرونمودند وبه درخواصت اشغالگران همان وقت لبیک گفتند.نمونه خوب این ادعا دورحکومت حفیظ الله امین ،ترکی،ببرک کارمل وبه همین ترتیب رده های پایین ازان رامیتوان یادکرد.درطول همین دوران ها همه واره مردم ماشکنجه و هرگونه ظلم راازسوی نظام های استکباری بالای خود وفرزندان شان پذیرفتند.هزاران خانه بی سرپرست وهزاران طفل یتیم شدند.خود خواهی و بیگانه پروری درکنارغلامی به اوج خود رسید مردم غیور افغانستان در طول همین دوران ها نسبت به مردم جنگ زده دیگر کشور ها بیشترین خسارات جانی ومالی را متبقل شدند.به هرصورت به شکل تدریجی نظام های اشغالگرانه ازهم پاشیده شدند این سلسله تا به میان امدن طالباها دوام پیداکرد.وقبل ازاغاز مرحله جدید اشغال ویا اینکه حمله شوری سابق بر افغانستان کشور های غربی بلان های رابرای افغانستان روی کارگرفتند که براساس ان بدبختی ها درقبال افغانستان رنگ گرفت ودر همین وقت صدها تن وطن فروش افغان دست غلامی را به کشور های که امروز در افغانستان حضور دارند دراز نمودند این افغان های باشهامت سنگ بدبختی وبیچاره گی را تهداب گذاری نمودند. در ان زمان دیگر برای افغانستان فرصت باقی نماند تا بین فرزندان حقیقی وطن دوست راستکار وخاک فروش فرق کند.همه دارندار این کشوراز بین رفت در همین حا ل شوروی وقت نیز مانند افغانستان درکام بد بختی فرورفت و همه دارندارسیاسی اجتماعی ونظامی اش را از دست داده شاهد فروپاشی خود شد که این دست اورد برای مرد ما ازبهای فراوانی برخوردار بود. که بدبختانه باز هم همین وطن فروشان وغلامان بیگانه ارمش مرد را به خاک خون مبدل نمودندوخاک این کشور را بالای غربی ها به فروش رسانیدند .که به شکل غیر مستقیم گماشته گان غربی از ادرس های نا معلوم قدرت رادر افغانستان تحت کنرترول خود دراوردند.جالب اینست که کشور های همسایه افغانستان بادست خیلی باز دراین مدت منافع شان را به دست اوردند.در همین زمان قدرت به دست مجاهدین افتاد مردم فکر میکردند که اینبار فرزندان راسخ این خاک قدرت را به دست دارند اندک زمانی مردم ما به امدن مجاهدین امیدوار بودندوارزومیرفت که طبقه مجاهدین به خواسته های مردم ما پاسخ مثبت بگویند اما خلاف خواست های انها اقدام صورت گرفت.امید واری مردم ما به یاس مبدل گردید.بحران افغانستان شکل دیگری را به خود اختیارکرد اگرچه دراین گفتمان جانیست که بشکل عمومی روی این موضوع صحبت شود. ولی خلاصه وبرگزیده تر ان رابه صفحه میکشم.در ان وقت بعد ازفروپاشی نظام های متعدد استکباری وبه میان امدن مجاهدین همه امورات رادرافغانستان بیگانه گان رهبری میکرد ند.وبعد ازفروپاشی شوری صابق پاکستان داخل اقدام شد وهمه امورات را به اعهده گرفت مجاهدین در ان وقت دست غلامی را به پاکستان وایران در ازکردند.که با اجرای این حرکت وطن فروشانه مجاهدین راه حق صفحه یی جدید به تاریخ افغانستان بازگردید.
دران زمان تازه مردم ما ازچنگ یک قدرت اشغالگر وطن رانجات داده بودند که برای باردوم وطن رامجاهدین راه حق بالای پاکستان به فروش رسانیدند گروپ های جهادی در ان وقت هم اهنگی کامل به سرکرده گی حکمتیار احمد شاه مسعود ربانی سیاف سایرجهادیان دیگرمانند مزاری دوستم ربانی خلیلی حاجی قدیروسایرتنظیم های جهادی درافغانستان حلقه غلامی پاکستان را به گردن شان اوخیتند.واین اغاز بدختی دیگری بود که داخل نظام افغانستان گردید بعد ازمدت زمانی گروپ های جهادی به قیادت ربانی به تشکیل نظام پرداختند وباسپری شدن مدت کوتاهی کشمکش بین این وطن فروشان اغازیافت جنگ های تنظیمی وکوچه به کوچه شدت گرفت هزارن افغان قربانی این کشمکش های وحشیانه جهادیان خون اشام گردیدند.احمدشاه مسعود در ان زمان قدرت نظامی کشور به خود اختصاص داده بود مال وناموس مردم کابل را به پنجشیر انتقال داد.دوستم بچها ودختر های مردم را بعد از تجاوزجنسی به کام مرگ فرستاد وبه همین شکل جهادیان برسر قدرت چیزی راکه دلشان خواست بالای مردم ما عملی نمودند.اوضاع به نفع پاکستان ودر عقب پرده بر نفع امریکاو بر یتانیا چرخش داشت صلاح وجنگ افزاراهار برای تنظیم های جهادی را ایران و پاکستان فراهم می نمود.دیگر ان وقت شد که همه مردم افغانستان را ترک گفتند. واین بهران ده سال دوام پیداکرد.تاانکه اشغالگراصلی درافغانستان وارد صحنه شد وبرای رسیدن به حدفش پاکستان را دست همکاری داد وبه سرکوبی جهادیان پرداخت درکنار این موضو قدرت ونیروی جدیدی به کار بود تا با گروه های جنگی افغانستان مقابله نماید .که برای اجرای این پلان طالبان را روی صحنه وارد نمودند. که به همکاری شدید پاکستان وهامیان غربی شان این گروه تروریستی نیز به فعالیت اغاز کرد واین گروه را تحریک طالبان نام گذاری نمودند طالبان درمدت زمان کوتاهی همه جهادیان را از بین برد.قدرت درافغانستان به شکل یک پارچه به دست انها افتاد اینبار استعمار شکل دیگری داشت طالباها به عنوان یک گروه تند رو اسلامی در افغانستان رشد کردنداینها به شدت بنیاد های باقی مانده افغانستان را که از دست مجاهدین تاحد زیادی ویران گشته بودند محموه نمودندواین حرکت مجاهدین سبب شدتا طالبان بقایای افغانستان را به ویرانه مبدل نمایند.که همان طورشدواین نظام علیه عقاید اسلامی وافغانی مردم این کشور پنج سال تمام حاکمیت نمودند.دردوران حاکمیت طالبان وباداران پاکستانی شان القاعده بادرنظرداشت میکانیزم دهشت افگنانه یی که برای سران این گرروه از سوی امریکا داده شده بود تمامی فعالیت های زدبشری وزد انسانی شانرا درافغانستان به ازمایش قرار دادند.وهزاران افغان معصوم وازخود بی خبر قربانی افکار نادرست طالبان پاکستانی وسایر همکاران اشغالگرشان شددند درکنار این موضوع شکل گیری القاعد نیز قابل توجه است.درکل گفته میتوانیم که درعقب این خون ریزی ها ی که از سه دهه قبل اغاز شده است دست قدرت مندان وزوردارانی که ظاهرآ افغان ودراصل فروخته شده وغلامان کشور های بیرون می باشند.وجود دارد.در این جا یک موضوع دیگر نیز قابل توجه است که ان عبارت ازپالیسی ساختن امریکا درافغانستان می باشد که در مقابل دست نشانده گان خود از ان کار میگیرید وبرای عملی شدن یک ترح جدید خود باانکه نظام دست نشانده اش رااز پاه در می اورد بلکه عملی شدن ترح جدید امریکا که به عنوان عامیان وناظرین حقوق بشرمی باشد در حریک کشور یکه تحت قومانده قرار داشته باشد سبب کشته شدن مردمان ملکی ان کشور میشود که عملی ساختن ترح های جدید درکشورهای مانند افغانستان به عنوان جنایت نابخشیدنی پنداشته میشود.که نمونه خوب این موضوع رادر افغانستان به قدرت رسانیدن ملا های خون اشام پاکستانی وقبل ان رامیتوان یاد کرد.در این جاه شکی وجود ندارد که نظام کنونی هم تحت فرمان امریکا در افغانستان در قدرت حاکم است بعد این نظام هم به عمل کرد های قبلی امریکا میپیوندت.واین حرکت در خیال نه بلکه در صحنه می اید وهمه گفته های مارا به تصویر خواهد کشید.خوب برای اینکه امریکا خود ازحدفش دراسیا وکشور های همجوار افغانستان دورنه ساخته باشد از طریق جنگ فکری در این مورد داخل اقدام شد واولین فکرش رااز افغانستان اغاز کرد که همانا به میان اوردن اولین گروه تفنگ دار بعد ان جبهه یی که به خلاف ان گروه بجنگت تنظیم های جهادی بودکه از سوی امریکا خلق شدند که بعد ها فروپاشی درونی بین تفنگ داران جهادی سبب پیوستن انها به کشور های مانند رویسه،فرانسه،ایران ،وبعضی کشور های دیگر گردید.که این روش امریکا نقطه اغاز بدبختی برای ملت بزرگ افغان بودباید گفت که دران دوران پاکستان ازنقش خیلی ها کیلدی برخورداد بود به همین ترتیب این تاکتیک امریکا جهت رسیدن به هدفش خیلی ها دوام دارشد تا اینکه القاعده رادر بتن افغانستان تخم ریزی کرد که درکناران طالب ها نیز به کمک همین نیرو زاده شدند. اگر به دقت روی پالیسی امریکا در جهان وافغانستان غور شود به دست می اید که چهره اصلی امریکا القاعده وطالبان می باشد .ازحقیقت دور نیست که بگوییم امریکادر افغانستان به عنوان بنیاد گزار همه خرابی ها به شمار میرود که در سه دهه یی قبل اتفاق افتاد است مطلب اساسی را در این جا از اشغال امریکا به تحلیل میگرم.اول اینکه بالای مردم مظلوم مادرطول همین دوران نه چندان دیری هرچه تحمیل گردید که درعقب این همه فجایع دست امریکا وغلامان افغانی شان پنهان میباشد.درطول همین مدت بیش ازهشت هزار افغان جان هایشان را در رویداد های گونه گون به ویژه حمله های انتحاری وانفجارات طالب ها از دست داده اند.که این همه مسولیت به ادرس امریکا پیوند دارد.اگربه خواسته های مردم افغانستان مراجعه شود طبقه محدودی از موجودیت نیروهای خارجی به ویژه امریکا وبعد ان از دست نشانده گان امریکاراضی اند.و از این نظام سود میبردارد که انها به خاطر ازبین بردن منافع ملی افغانستان ازغرب امده اند وانها هیچگونه حس افغانی ندارند و تحت شعار دروغین شان ازادی رازیر سقف وحشت باخود اورده وارامش مردم را از ادرس این پدیده به کام نابودی کشانیده ومیکشانند.این گفته ها را ازادرس شماری زیادی از وزرای کابینه فعلی مینگارم وحقیقتی است خیلی ها تلخ وناشنیدنی.اینکه سرنوشت مردم ما به کجا خواهد رسید معلوم نیست امامعلوم میشود که باردیگر مردم این دیار سر به دشت های سوزان کشور های همسایه به خصوص پاکستان کشانیده خواهد شد.اما چشم شرم وحیای قدرت دوستان وغلامان حاکم برسر قدرت در افغانستان این همه نابه سامانی هارا ندیده به منافع شخصی شان پرادخته اند.برای همه گان معلوم است که قدرت در افغانستان درحال حاضر به دست همانا وطن فروشانی افتاده است که سه دهه قبل برای شرایط امروزی ورسیدن به موقف در قدرت امروزی تن فروشی نموده بودند وحالا از همین فرصت لذت میبرند شرم است برای دولت دران امروز که مردم این خاک بیچاره برای به دست اوردن لقمه نانی اولاد های شان را به فروش میرسانند واین مقامات برای تفریح وخوش گزرانی شان به دوبی ویا تاجکستان سفر میکنند که در همین جریان به هزار دالر امریکایی پول مصرف میشود.امادر وجود قدرت پرستان افغان غیرت دیده نمی شود باید گفت که در کنار این بد بختی همین نخبه ها پلان های بعدی را برای بار دوم وسوم روی دست دارند که باز هم به قیمت خون مردم این خاک تمام خوهد شد این بار مردم ما نباید خود را قربانی خواسته های این غلامان واجریان بیگانه نکنند وهمه مسایل درونی خودرا کنار کذاشته به سرنگونی دانه های سرطان که در وجود افغانستان سرازیر شده است بپردازند.اگرچه این گونه نوشته ها ومقالات بالای دولت مردان اجیر افغانستان اثر گذارنیست ولی شایان یاد اوری است .ماو شما همه میدانیم که افغانستان در دست چند کونه پیخ وفروخته شده افتاده است جزاتفاق ویک پارچه گی دیگر راهی برای بیرون رفت از این بدبختی وجود ندارد در حال حاضر همین وحشی ها دارند بازی دیگر روی دست گرفته اند وان هم امد امد انتخابات است.ماوشما باید اینبار دقت کامل را به خرج بدهیم تا قربانی اهداف دولت مردان وطن فروش امروز افغانستان نشویم.