شهسوار غزنوی
یک نبشته در قبال سه مقابه و یک سخن
۱- شکست حکومت افغان تباری......خانم غوربندی
۲- لبیک به فراخوان «پارسی راپاس بیداریم» ...... محمد نعیم کبیر
۳- زوال خرد در زاد-گاه خرد......سلیمان راوش
۴- سخنان قانونی در نشست پارلمان
حکومت افغان تباری که مایهءتمام بدبختی های مردم ما در چندین قرن بوده وهست برای شکست آن در عملی نمودن این پیشنهادات جدا باید گام نهاد.
الف:- باید تاریخ، فرهنگ ،زبان و هویت خودرا از افغان تبار ها دا و مشخص ساخت،این یک حقیقت است که ما با افغان تبار ها نه هم نژادیم،نه هم زبانیم،نه هم فرهنگیم،نه تاریخ مشترک داریم،نه ملت واحدیم ونه پروسهءملت شدن رابه دلایل که بیانشان در این نبشته حتمی نیست میتوانیم بیپیمایم،نخست از همه با احترام ،دلایل معقول ، استدلال وبرهان ثابت شود که ما دیگریم وافغان تبارها دیگرند.ما با افغان تبار هاجزهمین کشوربه میراث مانده بعداز زدو بندهای روس و انگلس هیچ مشترکات قدیمی وغیری سلوکی نداریم.
ب:- برای عملی نمودن پشنهادات شماره«۱»اول زبان خودرا از کلمات تحمیلی ومکاره گی افغان تبار ها پاک سازیم.برای همه واضیح و آشکار سازیم که زبان عموم مردم افغانستان فارسی است.
زبان فارسی تنها زبان تاجک ها نیست زبان معرفتی و گفتاری همه گانی در کشوراست.ازپشتون گرفته تا آخرین قوم که در لیست اقوام کشوراست به این زبان حل مشکل میکنند.این آشکار میسازد که ما بدون زبان فارسی دری حتی در معاملات روزمره به مشکل روبرو میشویم بنا به ساده گی میشود حدث زد که بدون زبان فارسی چه خواهد شد.حالا سوال این جااست .کسانی که دربدورانداختن زبان فارسی تلاش دارند کی هستند.برحق دشمن مردم افغانستان اند.دشمن پیشرفت تحول وترقی اند.زبان ستیزمتعصب و فاشیست اند.بنا تمام دوست داران مردم خاک وآب افغانستان بایددر راستای یک زبانه شدن تلاش کنند.کشورکه عملا یک زبانه است به زورچندزبانه ساختنش قلدری زورگوی است .این همه بدبختی بد امنی و پسمانی وعقب مانی از علوم وفنون را بار میاورد.با مشکلات که ما اکنون دست و گریبانیم نتیجهءهمین تلاش های بیهدهء عدهءافغان تباران پشتون خواه است.برای بیرون رفت از این مشکلات مردم و حکومت اززبان فارسی به عنوان زبان رسمی حکومت وملت استفاده کنند.
ج:- برای عملی شدن پیشنهاد شماره«ب»تمنا دارم تا پیشنهادات ذیل در عمل پیاده گردد.
۱- دوست داران تاریخ ،فرهنگ وزبان شیرن فارسی دری با عرض حرمت واحترام بدون گپ های زیادی میپردازم به پیشنهاداتم برای باروری و گسترش زبان فارسی دری تاباشد تمام اقوام بدورا ین زبان شرین گرد آیند هم دل و هم زبان شوند.با هم زبانی وهم دلی میشود پیروز شد و بر
بدبختی ها غلبه کرد.های هوی های زبان ستیزان سرزمین ویرانهء مابه سر کرده گی کور ملا محمد عمرامیرالمومینین سورهءخلقی ها و محمد کریم خرم دانشمند اوغان ملتی هابه پیروی از اژدادخون خوار خود مانند عبدالرحمن،گل محمدخان ،هاشم خان ،نادر خان داودخان ازامریکاواروپا شروتا افغانستان دوستان شونیست پشتون ما نه همه برادران پشتون وآگاهانه عمداوقصداتلاش
دارند به چشم روشن و حق بین خاک پاش داده بر زبان فارسی زیان برسانند.به این معنی که این زبان درحوضهءایران شرقی افغانستان امروز که گویش فارسی دری دارد و در تاجکستان وازبکستان گویش فارسی تاجکی دارد عملا درمیان گویش ها نفاق وشقاق بی آفرینند گویش فارسی دری راناتوان ساخته برای زبان خود جای پای پیدا کنند ولی بی خبر از انکه باویران کردن خانهء همسایه خانه خود آباد نمیشود.چنین طرزفکرعلامهءآشکارجهالت است
دردنیای امروزی هیچ قوم و ملتی نیست که بگذارد زبان و فرهنگش دست خوش اهریمن قرار بگرد برای حراست و نیگهبانی هویت خویش تلاش مدبرانه وآگاهانه مینمایند.
اما زبان پارسی دری درکشورما متاسفانه در طول حکومت های قبیلهء از داشتن چنین فرزندان بی نصیب بوده.فرزندان اقوام فارسوان یا از سری نادانی یا از سری چاپلوسی ومفتخوری و مزد گیری کوشیده اند تا به زبان حاکمان در نوشتار وگفتارگلمات را به کارببرند ودل ارباب را شاد ساخته مبلغی یا منصبی بدست بیاورند.بدین لحاظ زبان که در چندین قرن در نیمی از اسیا کاربرد داشت امروز قوت و توانش در زاد گاه مولانا و روده کی وناصرخسروزیان پذیز وبودنش زیر سوال است.
حالا برای پاسداری وهجوم واژه های بیگانه از زبان های دور ونزدیک،، دوست ودشمن بالای زبان فاسی دری کمرهمت بیبندید.
۲- با ایمان داری صداقت وراستکاری در عملی نمودن پیشنهادات گام های مثمروعملی بردارید.
۳- حکومت تاجکستان ایران و افغانستان راتشویق نماید تا یک شبکه تصویری سراسری ایجاد کنند برای فارسی زبانان روی دنیابرنامه ساخته نشرات داشته باشند.بعید به نظرمیرسد که حکومت افغانستان در این کار نیک ،گام عملی بردارد ولی تلاش باید کرد تا دولت تاجکستان و جمهوری اسلامی خودرا مکلف بدانند.
۴- هنرمندان(ادیبان،،شاعران،نویسنده ها،نقاشان،آواز خوانان)اثری که می آفرینند طوری آفریده شود که در تمام قلمرو زبان فارسی شنونده، بیننده، خواننده وگوینده داشته باشد باشد.ماننداشعار مولانا، حافظ وروده کی، یک فارسی زبان در شیراز و دیگری در درواز ازآن یک رنگ بهره بردارند.
۴- سرحدات سیاسی کشورهای فارسی زبان بی اهمیت ساخته شودحدود واربعهءکشوری حدودواربهءزبان فارسی دری تاجکی شناخته شود یعنی تا آنجای های که زبان فارسی شنونده وگوینده دارد.
۵- نویسنده ها ،شاعران وهنرمندان نباید پسوند نام مبارکشان کشور ویا محل ذکر شود.مثلا:
افغانستانی ،تاجکستانی ،ایرانی وغیره برای انکه این خود در آینده بهانهء برا جدا ساختن و جنجال های خواهد شد که ما حالابا آن دست وگریبانیم فقط نوشته و خوانده شود فارسی زبان این چنین شبنم ثریا آوازخوان فارسی زبان یا مومین حیات نویسندهء فارسی زبان یا قهار عاصی شاعرفارسی زبان .
۶- زبان فردوسی نمونه کارقلم بدستان قرار بگیرد تا جای که لازم است از واژه گان داشته وزیبای اصیل فارسی استفاه گردد.مانندزبان شعر,خوشبختانه زبان شعر تا هنوزبرای تمام فارسی زبانان فهما است.نویسنده های داستان، طنزو مقالات هم از همین روش استفاده کنند.تاباشد کتاب داستان جناب ببرک ارغند در هیچ جای ازحدود زبان فارسی برای خواندن مشکلات نداشته باشد مانند یک فارسی زبان در افغانستان یک فارسی زبان در ایران ،تاجکستان وازبکستان از خواندن داستان لذت ببرند.
۷- هیچ نویسنده قلم بدست وآوازخوان واژه ءرا که میداند واژه تحملی است ودر زبان فارسی چنین واژه وجود دارد.لغت تحمیلی را در گفتار ونوشتار بکار نبرد.
۸- خوش خدمتی و چاپلوسی را برای ابد کنار بگذارید.ما نباید برای خوشحالی حا کمان مفسید به سرنوشت زبان فارسی در قلمرو کشور مان بازی کنیم.
۹- نگذاریم کسانی که در اصل بازبان وفرهنگ ما بیگانه اندخودرا فرزندان زبان فارسی جا بزنند،مدافع زبان ما شده بنام انکه ما دری زبانیم به زبان ما زیان برسانند.مانند اسمعل اکبرواشخاص وافراد معلوم الحال که با مکاره گی به بهانه های مصتلحات ملی وحدت آرضامن امنیت ملی وغیره واژَه های ساخته وپرداختهء حبیبی را از زبان پشتون با تزویر وارید زبان فارسی کنند.چلپاسک خوب میداند ولی برایش زبان من و زبان برادر پشتون من کدام اهمیت ندارد او فقط از این راه بهره برداری می کند واز هیچ نوع خوش خدمتی و چاپلوسی هم دریغ نمی کند
این شخص هم زبان فارسی را ویران میکند وهم زبان پشتون را.
۱۰- نرمش و سازش را باید خیانت پنداشت بیبنید من در ولایت غزنی زاده شدم پدرم پدر کلانم واژدادم خودرا فارسی وان می گفتند وبرای من هم میگفتند که فارسی زبان و تاجک هستم .
چطور میشود که یک ویکباره بازبان فارسی بیگانه میشوم و میشوم دری زبان وزبان دری میشود زبان که در آن از زبان پشتون و کلمات جدید ساخته شده حبیبی استفاده گردد.اگر در سخن رانی از کلمات عاریتی استفاده نکنم میشوم خاین کافرجاسوس ایران و تاجکستان حالا شما خود قضاوت کنید مگر میشود باپدرم مادرم اژدادم بیگانه شد آن ها فارسی زبان و من با زبان فارسی بیگانه با نیرنگ و تزویر دشمن با عقل و منطق باید مقابله کرد کله جنبانیدن به دشمن نشانهء ذلت است از کله جنبانی باید پرهیز کرد.
۱۱- دروغ و مکاره گی را باید افشا ساخت حرف های تلقینی را بدور انداخت کلمات تحلیلی و تفهیمی راباید با استدلال و منطق شناختاند که این ها بیگانه بی کاره فریبنده هستند یا نیستند.
توجه کنید اگر یک افغان با خم پاره شهر کابل را ویران کند وطن فروش و جاسوس کدام کشور نیست و بیگانه هم نیست چون میگوید من اوغانم و اوغانستان خاک اوغان ها است برای اوغان بودن و خون خود را حاضرم بریزم.اگرکسی بگوید نه من نه خون خود را میریزم و نه خون هیچ هم وطنم راوطن ما تمام کرهء خاکی است هویت من تاریخ و زبان وفرهنگ من است در جا میشود به نظراوغان ملتی ها وطن فروش جاسوس جزایش را آقای ثابت میکند ثابت حالا شما قضاوت کنید که اعمال انسانی را از غیرانسانی باید تشخیص دادیا نی؟
فقط و فقط در همین راستا باید نوشت تا حکومت بی اعتبار اوغان تباری را بی اعتبار ساخت در غیر آن تا که این طرز حکومت دوام کند آیندهء کشور هم مانندی گذشته اش خواهد بود.به ماشین کهنه پرزه نو استفاده کردن غلت است ماشین حکومت افغان تبار ها فرسوده است و قابل استفاده هم نیست.باید اصولا جایش را با حکومت مردم تباری خالی کند.
حالا نظری به نوشته آقای راوش می اندازیم:آقای راوش من شاید از جمله کسانی باشم که تمام مقالات شمارا با دل گرمی میخواندم ولی واقعا من مطلب شما را در مقالهء زیر عنوان <زوال خرد در زادگاه خرد> نه فهمیدم من باور دارم تمام خواننده های سایت های فارسی دری به مقصد شما پی نبرده اند.ولی میدانم شما بدون هدف تیر نمی پرانید.مقاله شما به سیلی آدم مست میماند به جای انکه به روی دشمن بزنید در روی دوست زده اید.من مقالهء شمارا چندین بار خواندم برای بار اول سرسری خواندم اما چند روز بعد از یک دوست که او هم مانند من به زبان وفرهنگ فارسی می نیگرد در یک صحبت تلفنی سفارش کرد تا من مقالهء شمارا دوباره بخوانم من هم چنین کردم در مقاله سراپاازفارسی ودری سخن رفته شما خواستید به اثبات برسانید٠که دری پیش از فارسی پیداشده حال جنجال بر سری این نیست که این زبان اول چه نام داشته وکدام نام اول بوده جنجال بر سری این است که فارسی دری تاجکی سه نام از یک زبان اند یا سه زبان علهده اند این نام ها را میشود طرز گویش از سه زبان گفت یا سه زبان بیگانه ؟
جناب راوش هرچه مقاله شعر و طنز که در راستای زبان فارسی دری نوشته شده همه برای اثبات این نوشته شده اند که این سه نام نام یک زبان اند حالا شما خود دانید که فارسی می گوید دری میگوید یا پارسی ،در همین جا من از شما یک سوال دارم همین مقالهء که شما نیگاشته اید به کدام زبان است فارسی است دری است یا تاجکی ما با این نظر هستیم که مقالهء شما با هر سه نام ودر یک زبان است میشود بیگویم فارسی میشود گفت دری و میشود بگویم تاجکی است مانند هر کدام ما و شما که سه نام داریم ولی یک آدم هستیم .جناب شما اشعار روده کی سمرقندی را از کدام زبان میدانید فارسی دری یا تاجکی یا این شعر لاهوتی را فارس میگوید یادری
زنده گی آخ رسراید بنده گی در کار نیست
بنده گی گرشرط باشد زنده گی در کار نیست
خلاصه از مقالهءتان کس نخواهد فهمید که دری وفارسی دو زبان باشند ولی خوانندهء باهوش میتواند هدف شمارا به راهتی دریابد.که شما خواسته اید زیرکانه این دو طرزگویش را دو زبان معرفی بیدارید ولی از حقیقت متن مقاله شما پیداست که به هیچ شکل نمیشود این طرز گویش هارازبان علهده پنداشت.
تقاضای من از جناب شما این است یا شمادر مورد تجدید نظر کنید یابا دلایل معقول فرق میان دری وفارسی را بیان کنید تا من هم نظر به گفتهء جناب عالی به بیراهه نروم و سه زبان را یک زبان بدانم جناب راوش خانم حضرتی در یک برنامهءرادیوی این سوال را که زبان فارسی ودری یک زبان اند یا دو زبان از خرم وزیر بی فرهنگ کرد او این جرءات را نداشت که آشکار بیگوید .
خرم به جواب خانم حضرتی گفت:من نمی خواهم در مورد جواب بیگویم چون میفهمید که دلایل مقنی ندارد حال اگر شما میخواهید مشکل خرم را آسان سازید بفرمایدو با استلال و منطق به این سوال جواب بدهید.در غیر آن خواهش میکنم جوانان هم وطن مارا گیج نسازید.دشمن در مورد جداییج نفاق و شقاق به حد کافی کاروفعالیت نموده است و حالا هم دارد فعالیت میکنند شما به خود زحمت ندهید.باتکیه با اسناد جعلی و ضعیف حقیقت را پوشانیدن کار خوبی نیست جناب راوش این حقیقت است که پیش از حکومت افغان تباری در حوضهء ایران شرقی زبان فارسی حاکم بوده در آن زمان انکشاف یافته وتقویه شده این انکشافات به نام دری صورت گرفته که در اصل همان زبان فارسی است زمان قدرت و حکومت افغان تباری زبان فارسی دری دراین حوضه زیر ساطورزبان ستیزان قرار گرفته حتی یک ثانبه هم در مورد این زبان شرین فکر نشده برعکس برای نابودی و به دور اندازی این زبان فعالیت های انجام یافته اما در حوضهء ایران غربی که جای شکرش باقیست برای وسعت و انکشاف این زبان کار های خوبی صورت گرفته که قابل قدردانی است این پیشرفت و تعالی وترقی در سرزمین ایران امروز به نام فارسی صورت گریفته که در حقیقت همان زبان دری است.
جناب راوش شما از من بهتر میدانید درمدت بیش از ۲۷۰سال در سرزمین ما زبان فارسی دری را از تحول باز داشتند و در تاجکستان هم متاسفانه این زبان زیرساطورمنغیت قرار گریفت شاید این طرز نوشتن من برای شما خوشایند نباشد ولی همین طور بود و بعدا زیرستم روس قرار گرفت واز تکامل باز ماند.اما این بدان معنی نیست درهر حوضهء که زبان تکامل کردجداشودو در حوضهء که پسماند بیگانه شود.
اما در مورد سخنان جناب قانونی حیرانم چه بینگارم بخاطر این که نسبت به جنابشان بسیار احترام دارم ووجدانم هم آرامی میخواهد به طور خلاصه چنین مینویسم که آقای قانونی اگر شما از پدرپدر هم که پشتون باشید امکان ندارد پدران شما در نبود دانشگاه ودر به دنیا نه امدن کلمهء »دانش تون»پوهنتون گفته باشند واگر فارسی زبان باشید بزرگان ما گفته اند«اگرکسی از بالای یک سنگ دو بار بلغزد هر دو پای آن از شکستن است»
ادامه دارد