ارسالی: منتقد گمنام

آسياي جنوبي    : بوتو هم قربانی بازی بزرگ جدید شد

محمد اسحاق فایز: ...تجربه در منطقه نشان میدهد این برنامه چنان ساده نبوده است که بیت الله محسود در وزیرستان پاکستان که منسوب به القاعده است  به تنهایی خویش آن را  سازمان دهی کرده باشد.  زیرا این عمل در جایی انجام یافته است که مرکز اقتدار اردوی پاکستان می باشد. آشکارا دیده میشود که دست هایی در کار اند تا اوضاع پاکستان را به بی ثباتی و آشوب بکشانند...

 بوتو هم قربانی بازی بزرگ جدید شد

پنجشنبه گذشت(6جدی 1386)خانم بینظیر بوتو کسی که قبل از نواز شریف دوبار به کرسی صدارت پاکستان تکیه زده بود،  در پی یک حمله انتخاری با چندین تن از طرفدارانش کشته شد.
خانم بوتو زمانی کشته شد که در جمع هزاران تن از هوادارنش از یک کمپاین تبلیغاتی در "لیاقت باغ" در راولپندی – جایی که سالها پیش پدرش را درآنجا بدار آویخته بودند،  بسوی خانه اش  بر میگشت.
انگیزه مرگ پدر و دخترشاید از همدیگر متفاوت باشد.  بوتوی پدر به اتهام فساد و .... از سوی حکومت وقت (ضیاءالحق) بدار آویخته شد در حالی که ظاهراً دخترش از سوی سازمان القاعده و طالبان پاکستانی به قتل رسیده است، ولی ریشه اصلی جای دیگری است_ جایی که بازی های خطر ناک عصر را طراحی می کنند. تا کنون بسیاری از چهره های بارز سیاسی پاکستان  به قتل رسیده اند ولیاقت باغ  در راولپندی این امتیاز را دارد که سه تن از این چهره هارا  خون مکیده است
.
جنرال ضیا الحق حاکم نظامی پاکستان در سالهای اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ اتحاد شوروی وقت درست زمانی کشته شد که سوار بر یک هواپیمای نظامی بود که در هوا منفجرشد. همرا با او سفیر وقت امریکا نیز کشته شد که در یک سفر داخلی اورا همراهی می کرد
.
پیش از مرگ دو رییس جمهور پاکستان( ضیا الحق و ذوالفقار علی بوتو) اولین نخست وزیر پاکستان نیز در لیاقت باغ پاکستان کشته شده بود و آینده نیز نشان خواهدداد که سرنوشت با زعمای دیگر پاکستان چه خواهد کرد
.

خانم بوتو رهبر حزب مردم پاکستان بود _ حزبی که همین اکنون ازجمله احزاب نیرومند و پر قدرت در پاکستان است و در هر انتخاباتی می تواند  سرنوشت ساز باشد .
خانم بوتو در شرایطی به پاکستان باز گشت که آتش بحران به تن پاکستان افتاده بود و بسیاری ها تصور می کردند که این آتش می تواند  شیرازه موجودیت پاکستان را متزلزل سازد
.

بازگشت بوتو زمانی به پاکستان تحقق یافت که مشرف پی برد در صورت ادامه بازی به تنهایی، شاید زمام امور پاکستان را از کف بدهد.
 
زمانی که یک مقام بلند پایه  وزارت خارجه امریکا از پاکستان بازدید کرد، آنگاه در پاکستان حالت نظامی  اعلان شده بود . این مقام تلاش نمود تا مشرف را وادارد که حالت اضطرارا را در آنکشورختم کند. دراین حال نواز شریف صدراعظم پاکستان که مشرف اورا از قدرت برانداخته بود، پس از هشت سال تبعید زمانی به کشورش برگشت که که فقط چند روز قبل وقتی بار اول خواسته بود به کشورش برگردد، بلافاسله از همان میدانهوایی ذریعه  هواپیمایی دیگر برگشت داده شده بود
.

مراجعت دوباره نواز شریف نیز بیان از یک حالت خاص سیاسی در پاکستان داشت ،  زیرا این بار مشرف دستور اخراج نواز شریف را صادر ننمود بلکه اجازه داد تا آرای خودش را در مورد شرکت در انتخابات آینده ابراز بدارد و حتا در محافلی سیاسی شرکت نماید.
در چنین اوضاع و احوال نواز شریف و خانم بوتو دو رقیب سرسخت که هردو در نزد دولت اتهامات مالی و استفاده ناجایز از قدرت داشتند، در پاکستان کار زار انتخاباتی شان را راه انداختند و روند اوضاع نیزگویای این حقیقت بود که مشرف ظاهراً توانسته است کنترول اوضاع را در دست خود داشته باشد.
ادامه جنگ در وزیرستان و سوات نشان داد که نظامیان پاکستان هر مقاومت داخلی را در برابر حکومت سرکوب می کنند
.

وقتی مشرف در انتخابات برنده اعلان شد و برای یک دوره پنج سال در مقام ریاست جمهوری آن کشور باقی ماند،  بنا بر فشار مردم و مخالفان سیاسیش لباس نظامیش را از تن بیرون کرد و جنرال اشفاق کیانی را که در گذشته رییس آی اس آی بود به عنوان فرمانده ارتش پاکستان بر گزید و طی یک مراسم خاص  این سمت را به او واگذار شد.
بوتو برای انتخابات  جنوری 2008 آماده میشد و در حقیقت جز نواز شریف (بطور نسبی) در میان سیاستمدران پاکستان،  چهره دیگری  سراغ نمی شد که بتواند برای احراز این پست شخص مناسبی باشد زیرا او در گذشته نیز این سمت را در نتیجه انتخابات ازآن خود کرده بود.
حالا که خانم بوتو_ اولین زن مسلمان که توانست به مقام نخست وزیری برسد کشته شد،  مهم این است که ریشه های عوامل کشتار او در منطقه و جهان بازیابی شوند.
تجربه در منطقه نشان میدهد که  این برنامه چنان ساده نبوده است که بیت الله محسود در وزیرستان پاکستان که منسوب به القاعده است  به تنهایی خویش آن را  سازمان دهی کرده باشد زیرا این عمل در جایی انجام یافته است که مرکز اقتدار اردوی پاکستان نیزمی باشد.
آشکارا دیده میشود که دست هایی در کار اند تا اوضاع پاکستان را به بی ثباتی و آشوب بکشانند،  زیرا پاکستان اولین کشور اسلامی است که دارای قدرت اتمی است و این خوش هیچ کشور غربی نمیآید.
به نظر تحلیلگران این قدرت ها، آشوب در پاکستان باعث میشود تا بنیادگرایان مذهبی و طالبان  و حتا القاعده که همه از یک گریبان سر بدر آورده اند، شیرازه نظام و ثبات در پاکستان را برهم بزنند و بر این تاسیسات و سلاح های مدهش دسترسی پیدا کنند.
پاکستان افزون بر این که دارای بم های اتمی است، راکت های نیرومندی نیز دارد که با برد 2500 کیلومتر حداقل اسرائیل را هدف قرار داده می تواند و ما همه میدانیم که غرب صد کشور مسلمان را فدای موجودیت اسرائیل میکند.
شکی نیست که غرب آرزو دارد تا به نحوی از انحا بر مراکز و تاسیسات و سلاح های اتمی پاکستان نظارت داشته باشد چنانچه شنیده میشود زمانی که رییس جمهوری پاکستان به جایی بیرون از پاکستان سفر می کند، مراقبت از این تاسیسات را یکی از کشور های خارجی به عهده می کرد.
در حال حاضر در مورد نحوه قتل خانم بوتو عقاید و خبرهای ضد و نقیصی در جهان و منطقه بخش شده است و بسیار زود است که در مورد و عوامل آن به نتیجه کلی و قناعت بخشی رسید، ولی روند اوضاع در جهان و نحوه معامله و تعامل در جهان و منطقه و بازیگران قدرت در منطقه و جهان گویای این است که شاید القاعده و یا مشرف و یا طالبان،  ولی به طریقی بازیگران بزرگ سبب شده اند تا خانم بوتو و یارانش کشته شوند
به این ترتیب رویای خامی که با آمدن بوتو در پاکستان افغانستان همسایه اش نیز روزگاران خوشی را آغاز می کند پایان یافت.
وقتی سرنوشت نخبه گان خانواده بوتورا مرور می کنم بیگمان بیاد خانواده جان اف کندی فقید می افتم که شماری ازآنها به گونه های متفاوتی کشته شدند که در میان شان کندی فقید، یکی از  رییس جمهوران وقت امریکا نیز شامل بود
.