|
با آغاز درگیری های تازه در شهرک بهسود میان کوچی ها ومردم بومی تنش میان کریم خلیلی معاون دوم رئیس جمهور و رئیس جمهور كرزي بالا گرفته است. درچند روز گذشته شایعاتی وجود داشت که گویا آقای خلیلی به رسم اعتراض از پست اش کناره خواهد گرفت، چه درنزد بسیاری ها رئیس جمهور کرزی از کوچی ها حمایت کرده و می خواهد تا از آن ها در انتخابات آینده ریاست جمهور استفاده کند. آقای خلیلی نیز از زمره کسانی است که در درگیری های بهسود دست هایي را از داخل حکومت دخیل می داند و گفته می شود از پست اش تا کنون کناره گیری نه نموده، اما به رسم اعتراض درجلسۀ کابينه روزگذشته اشترک نورزید. رئیس جمهور کرزی چرا نمی خواهد به غایله میان کوچی ها و مردم بومی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، نقطه پایان بگذارد؟ از دومنظر می توان به این مساله نگاه کرد. یک وجود تعصبات قومی در ذهن رئیس جمهورو ثانیاً بردن سود از جو موجود به نفع خویش، ور نه چگونه امکان دارد که صدها خانوده مجبور به ترک کاشانه شان شوند وده ها نفر بدون کدام دلیل قانونی به قتل برسند، اما دولت بدون هیچ اقدامی قانونی برای بازداشت مجرمین و متهمین به تشکیل کميسیون های بی کاره و ناکارا دست یازد. اگر دولتی نتواند از حیات شهروندانش دفاع نماید آیا سزاوار اطاعت خواهد بود؟ معضله کوچی ها مشکل تازه نیست، سال گذشته نیز غایله ی بزرگ بر پا شد که چندین تن درحمله کوچی ها در بهسود به قتل رسیدند، اما حکومت نه این که مجرمین مجازات کند درنقش میانجی کميسیونی برای حل قضایا مؤظف کرد که تا امسال این کميسیون نه تنها مشکل را حل نتوانست بل گفته می شود که اعضای این کميسیون خود از محرکین منازعه می باشند. معضل کوچی گری را نمی توان به آسانی حل کرد؛ درمطابقت به قانون اساسی باید این قشرجامعه ساکن گردند، اما رئیس جمهور کرزی با صدورفرمانی که خود می تواند منازعه برانگیز باشد، نشان داد که خواهان حل این مشکل می باشد. حکم رئیس جمهور در مورد اسکان کوچی ها بدون مشخص گردانیدن محلات دولتی این نگرانی به وجود آورده است که حکومت می خواهد با استفاده از قدرت قومی مشخصی را در محلات مهم جا به جا کند واز آن طریق سیاست قومی امیرعبدالرحمن خان را درکشور پیاده کند. جنگ کوچی ها و مردم بهسود می تواند تبعات بزرگ و خطرناک را درقبال داشته باشد، حمایت دولت از جانب دیگر واضح است که سبب خواهد شد تا دربرابر دولت جبهات تازه ی باز گردیده و بحران گسترش يابد. شش سال قبل وقتی حامد کرزی به قول خودش از کوه های ارزگان پایش به ارگ ریاست جمهوری باز شد، امید واری زیاد وجود داشت که ایشان می تواند به عنوان یک محور خوب برای اعاده وحدت ملی تبارز کند. اما اکنون پس از این مدت اگر به دیده تعمق نگریست شود، رئیس جمهور نیز نتوانست از دام تعصبات قومی نجات پیدا کند و بدتر ازهمه که ریشه از نفاق قومی اکنون از قصر ریاست جمهوری آب می خورد. تیورسن های مشهور فاشیزم قومی در کنار رئیس جمهور برای خود جا باز کرده اند و مصروف اجرای برنامه های ضد ملی و تصفیه قومی هستند. آیا می توان انتظار داشت که فردی که دوهم سقاوی را نبشته و دو دسته تقدیم امر طالبان کرد، تا شمال کابل را آتش زده و اهالی آن را کوچ اجباری دهد برای رئیس جمهور کرزی برنامه های ملی طرح کرده و یا خواهان ایجاد فضای برادری اقوام باشد. تعصبات در درون حکومت رئیس جمهور کرزی به حدی ریشه دوانیده که فاشیست مشهور روستار ترکی از طریق تلويزیون دولتی طالبان را نیروهای مقاومت می خواند و با وجو د اطلاع رئیس جمهور کرزی نه وزیر اطلاعات وفرهنگ را عزل می کند و نه هم موسسه ی که روستار تره کی را از فرانسه به افغانستان دعوت نموده است. این هم مانند حمایت از طالبان در گستره تعصبات و برتری جویی قومی نهفته است. از جانب دیگر از هزاره ها در برابر کوچی ها مقابله باالمثل نمایند ممکن مناطق مرکزی کشور نیز مهد نا آرامی و بد امنی خواهد شد و خون های بیشتر بی گناهان خواهد ریخت که در آن صورت ممکن است انتخابات به تعویق افتد، اما به هیچ وجه این اقدامات عمر دولت رئیس جمهور کرزی را طویل نخواهد ساخت. دولتی که ادعای دموکراسی، برابر وحقوق شهروندی دارد چرا نمی خواهد اشک از چشمان دختران و زنان بهسود پاک شود و کودکان فقیر آن شهرک به خانه های شان برگردند. تیم متعصب رئیس جمهور کرزی باید بداند که دیگر افغانستان کشوری نیست که تنها امیران محمد زایی مالک الرقاب آن بوده و امیر عبدالرحمان چشم بکشد و تیل داغ کند. این کشور از بحران های سی سال سر به در کرده وهمه اقوام می توانند در مورد آینده خویش فکر کنند و تصمیم بگيرند. همه اقوام کشور بدون این که برادر بزرگ و کوچک درکار باشد می توانند درصلح وآرامش زندگی کنند، اما نباید وحدت ملی وحدت جغرافیایی افغانستان فدای دکترین فاشیستی گردد. افغانستان بدون حضور همه اقوام به صورت برابر نمی تواند یک کشور سالم ومرفه باشد، لذا اگر رئیس جمهورکرزی در دام تعصبات قومی گرفتار نیست باید هرچه زودتر اقدام نموده، نگذارد تا مردم فقیر بهسود ازاین بیشتر رنج ببرند. وظیفه حکومت تطبیق قانون است نه ایجاد کميسیون ها. هیچ چیزی ارزنده تر از حفظ آرامش نیست و این مأمول زمانی برآورده می شود که حکومت همه مردم کشور را به يك چشم ببنید نه این که نویسنده دويم سقاوی مقرب دستگاه باشد و سایرین مغضوب حکومت، چهره ماجراجو اکنون درهر مجلس و نشستی در کنار رئیس جمهور اند و با حضور آن ها می توان به ماهیت حکومت پی برد. به قول معروف حرف ما به رئیس جمهور از سردلسوزی به کشور این است که: سرچشمه گرفتن به میل------ چو پرشد نشاید گذشتن به فیل. جناب رئیس جمهور نباید فراموش کنند که ظالم به رفت قاعده زشت از او بماند. نباید قاعده امیر عبدالرحمان را که برخی از کوته نگران وی بانی افغانستان جدید می دانند، تداوم یابد درآن صورت سلامت این کشور مواجه به خطرات جدی خواهد شد که تیوریسن های فاشیست نمی توانند از آن جلوگیری نمایند. ارسالی منتقد گمنام
|