لطیف کریمی
استالفی
خادمین دیوبندیها ،
از یک سوراخ نی
، ازیک سوراخ
سرمی کشند !!
« ازهرچه
که آن خوشست
نهی است مُدام تا
ره نزند خوشی
ازین مـــردم
عـــام
ورنه
می و چنگ و روی
زیبا و سماع بر
خاص حلال گشت و بر عام حـرام »
در
دنیای شگفت
آور آدم ها ،
تمدن بشری روز
تا روز آشوب
بر پا می کند ،
انسانها با
سرعت حیرت انگیزی
در تکاپوی چیز
های نا شناخته
ی می برآید ،
کشفیات جدید و
ارزنده در
تمام عرصه ها
، دنیای خرافه
پسندی و
تخیلات را زیر
پا میگذارد و جامعهء
بشری را بسوی
تحول و تکامل سوق
می دهد .
اما
حیرت انگیز تر
از آن اینکه ،
با وجود همه
واقعیت های
عینی و ذهنی ،
درقرن بیست ویکم
، بقول
دیوبندیها «
آخرالزمان » و
بگفتۀ
دانشمندان «
اوج تمدن بشری»
آدم های نا
فهم وخشک مغزی
که ظاهراً
ازتمدن پشتیبانی
وباطناً به
دستورسازمانهای
خیلی خطرناک ،
مخفی و
اهریمنی ،
عنان اختیار
ملتهایی را بدست
گرفته اند ،
که خواهان
تحولات
بنیادی در تمام
امورات روز
مرۀ زندگی جامعۀ
خویش هستند ،
اما چماق
بدستانی که از
هر گونه تجدد
گرایی خوش شان
نمی آید با
بیشرمی و شدت
تمام جلوگیری
بعمل می
آورند.
سازمانهای جهنمی اسرائیل و انگلیس از آن گذشته های دور تا کنون کوشیده اند تا به نحوی از انحأ بر سر نوشت ملتهایی که نیاکان ستمگر شان را نیمه جان از سر زمین خود رانده بودند تسلط عام وتام داشته باشند . اما ؛ چطور، چگونه و از کدام راه ، مؤثر ترین و کوتاه ترین راه بخاطر رسیدن به مقاصد استعماری ، « دین ومذهب » را انتخاب نمودند وازجهل وتعصب مذهبی عوام زیر نام اسلام در خطر است ، خونریزی و سر بُریدنها را به ارمغان آوردند .
دین و
مذهب یگانه
وسیله ای بود
که میتوانست
آنها را به
بسیاری از
اهداف شیطانی
شان برساند ،
روی این اصل
آنها فرزندان
مُتعهد خود را
در اطراف و
اکناف کشور
های عقب ماندۀ
اسلامی
پراگنده و سخت
تحت تربیه ،
سرپرستی و
کنترول
گرفتند .
آنها
برای برآورده
شدن اهداف
طویل المدت
خویش ، در
قدمۀ اول نسل های
بعدی این
پراگنده
شدگان را در
سیستم های تنگ
و تاریک
قبیلوی
منسجم وبعداً
از طریق مدارس
مشکوک مذهبی
اجازه ندادند
تا بوی تمدن
در حریم قبیله
اوشان قدم
بگذارد .
مدرسۀ« دیوبند» از ابتدای تأسیسش نقش مهمی را در زیر نفوذ قرار دادن قبائیل دو طرف خط دیورند ایفأ کرد و با استفاده از خواب خرگوشی قبائیل آزاد با ماسک دین ومذهب ، خادمین خود را با زرنگی خاصی در دولت های افغانستان جابجا ساختند ، وقتیکه جبر زمان نقاب ها را برداشت ، ملت ما با حیرت و تعجب دیدند که چه «رفیق »هایی
« ملا برادر! » وچه « برادر » هایی «ملا رفیق !» بودند وسر انجام سر از سوراخ دیگری بنام طالب بر آوردند .
از آنجائیکه
طرز نگرش نظام
قبیلوی
دیوبندی از
قرن های
متمادی به
اینطرف ، جنگ
بخاطر قدرت ،
برتری بر سایر
اقوام ، نژاد
پرستی ، اصلاح
جامعه از طریق
زور، نفرت از
روشنفکری ،
تطبیق شدید روایات
و احادیث ولو
جعلی ، دوری
از فرأگیری
علوم جدید ،
در اساس کار
شان
متمرکزاست ، بناً
گروهی از واپس
زدگان قبیلوی
را بنام طالب
، بمنظور
برآورده شدن
این مأمول با
حذف کامل اقوام
دیگرو قدرت
مطلقۀ مذهبی ،
اختیارات عام
و تام
برسرنوشت
مردم را به همکاری
و دستوراجنبی
ها ، با براه
انداختن قتل عام بدست
گرفتند .
این
غلامان دیری
نگذشت که از پیروزیهای
نسبی خود
مغرور ،
در مقابل باداران
خود متمرد و
بکار های
بزرگتری از
خود ، حتا در
قلمرو کشور
های دیگر به
اعمال
تروریستی دست
زدند و خشم
بادار خود را
برانگیختند .
امریکا با
پلان قبلاً
طرح شده
یکه تاز وارد
عمل شد و گلیم
دوستان شریر
خود را از افغانستان
جمع نمود ، هر
چند انگلیسها
ازین عمل امریکا
ناخرسند
بودند و با
وساطت آی اس
آی کوشیدند تا
جای پایی برای
طالبان در
حکومت آینده باز
کنند ، اما
زحمات شان
مثمر ثمر
واقع
نشد ، نا
گزیر در
ائتلاف ضد
تروریزم ،
بخاطرپیشبرد
اهداف
بعدی خویش
شامل شدند .
اینبار
انگلیسها و
دیوبند یهای
پاکستان ، ریش
و عمامه را از
تن بسیاری ها
دور انداخت و
از سوراخ
دیگری با
نکتایی قرمز
وارد میدان
ساختند .
قسمیکه ما
شاهدیم تعداد
کثیری از نوع
طالبان
نکتایی پوش
همین اکنون
دور وبر آقای
کرزی ، در
دانشکده ها ،
وزارتخانه
ها ، پارلمان
و حتا
والیان از همان
قماشی اند که
تغیر چهره
داده اند .
در بین
این نقب زنها
یک اصل مشترکی
وجود دارد که
آنهم نژاد
پرستی ، بسته
ماندن جامعه ، حفظ
قدرت مطلقه
وحذف دگر
اندیشان می باشد .
دور
نمی رویم ،
بطور نمونه از
اظهارات حاجی
علم گل نمایندۀ
کوچی ها در
پارلمان کشور
که در همین
نزدیکی ایراد
کرده وصرفاً
افغان های
کوچی را وارث
حقیقی این
کشور دانسته ،
یا د آوری
میکنیم ، در حالیکه
این جناب تا
هنوز تذکرۀ
تابعیت
افغانستان را
ندارد ، بسیار
بیشرمانه با
تعصب خشک ، خود
را وارث اصلی
و دیگران را
بیگانه خطاب
می کند . من
شخصاً او را
ملامت نمی کنم
چیزیکه او را
پُررو ساخته
همانا فقر
فرهنگی جامعۀ قبیلوی
سر بسته است
که فکر می کند
او افغان است
و وارث اصلی
افغانستان ؟! .
از
آنجائیکه نام
تحمیلی ( افغانستان )
که فقط در
برگیرندۀ
هویت یک قوم
از اقوام
کشورما
میباشد ،
طبعیست که
همچو جارو
جنجال ها را
بمیان بیاورد
.
علاوتاً
درین روز ها
حرکات مشکوکی
از طرف گروه
ها و حلقاتی
که با هم
پیوند
تنگاتنگ عقیده
وی دارند
مشاهده میشود
. آقای کریم
خرم وزیر
اطلاعات
وفرهنگ و
دستیار عزیز
شان آقای حلیم
تنویر با براه
انداختن
دلائیل سست و
فاقد ارزش
علمی گاهی
واژه های (
دانشگاه و دانشجو
) را غیر
اسلامی ، گاهی
سریال های
هندی را مسبب
ترویج بُت
پرستی دانسته
محکوم می کنند و در
جایی از تراش
مصطلحات ملی
چشم پوشی و
جای هم از
برخی
نامگذاری ها
که اجباراً عمومیت
پیدا کرده و
سیر طبعی
نداشته بنام مصطلحات
ملی دفاع می
کنند ، در
بیرون ازمرز
همفکران
دیگر شان
نویسندگان را
تهدید می کنند
تا در سطح
ادبیات
دریورا ن لین
پوهنتون ؟!
بنویسند و شرم
آور تر از همه
در برنامۀ
تلویزیونی
آقای محمد
امین« کریم »
گروه طالبان
اجیر آی اس آی
پاکستان ونا
فهم را بنام (
نیروی مقاومت
آزادی بخش )
قلمداد می
کنند .
با این
نامگذاری به
گروه طالبان ،
تمام نیروی
های آزادی بخش
جهان را که در
راه آزادی
انسانها علیه
هر گونه ستم و
اسارت
وارتجاع مبارزه
کرده اند ومی
کنند ، بد نام
و آلوده می
سازند ، در
حالیکه آنها
خوب می دانند
، ملیشای
طالبان فقط از
دستگاه
جاسوسی
پاکستان برای
برهم زدن
امنیت
وویرانی کشور
ما دستور
میگیرند ، که
این مسأله
حاجت به ارایۀ
دلیل وبرهان ندارد
و چون آفتاب
به همه
جهانیان روشن
است .
من از آنانیکه جز از چند آیت و حدیث چیزدیگری ازدست آورد های علمی بشر نمی فهمند، گله ای ندارم ، مثل آقای« شهرانی » که بخاطر تحریم نوروز فتوأ داده اند ؟! .
اما
یگانه گلۀ من
از شخص وزیر
اطلاعات
وفرهنگ که
قرار گفتۀ
خودش کتابی را
از فرانسوی به
فارسی دری
ترجمه کرده و
از
کشورفرانسه
لیسانس گرفته
است ، می باشد .
مگر
فهمیده
نتوانستم که
جناب خرم را
چه نگران
ساخته ، مشکل
و مسألۀ شان
با این ملت
غمدیده چه است
، که بعد از
سالیان سوگواری
، گریه ، ماتم
، خونریزی ، آواره
گی ، یکبار
دیگر تبسم را
از لبان و
آرامش را از روح
وروان مردم
زجر کشیده می
گیرند ، چرا
نمیگذارد
آنچه را که
ملت خود شان
دوست دارند
انتخاب کنند ،
اگر مشکل شان
با کشورهند
جهت خوش خدمتی
به پاکستان و
دست اندر
کاران تلویزیون
طلوع است ،
درین میانه
ملت چه گناهی
دارد ، آیا در
طول نیم قرن
که ملت ما
سریال و فیلم
های هندی
تماشاه کرده
اند کدام سندی
وجود دارد که شخصی
به مذهب
هندویی
گرائیده باشد
؟ شاید با
پیروی از
امیرالمومنین؟ً!
که او تندیسه
ی بودایی شکست
واین سریال
بودایی می
شکند ؟!
... !!.
آقای
خرم !
شما
بحیث وزیر
باید احساس
کرده باشید که
ملت ما خواهان
تحولات عمیق
بنیادی و تحقق
کامل دموکراسی
در کشور شان
هستند و شما
میخواهید ملت
را در بند زمان
های گذشته
اسیر وزندانی
نمائید ، از
یکطرف از
دموکراسی داد
می زنید و از
طرف دیگر آنرا
به صلیب می
کشید و جامعه
را به یک محیط
تنگ ومحدود
مبدل می سازید
، آیا بخاطر
تسکین درد ها
ی اجتماعی جز
دو پهلو صحبت
کردن کدام راه
دیگری را سراغ
ندارید ! امید
است تا تکلیف
خو را با این
ملت روشن
سازید !!.
جناب
وزیرصاحب !
در
جوامعیکه
جهان بینی
بصورت منجمد
باشد ، در آنجا
رشد فرهنگ
بمشکل مواجه
می شود ،
آنجاست که
توده ها از
دنیای علم و
دست آورد های
بشری بی خبر
مانده و بجز
راه و رسم
قبیلوی عقب
مانده خود ،
راه و رسم
دیگری را به
آسانی نمی
پذیرند .
هرگاه
در جوامع رو
به رشد از
تعصب های خشک
و احساسات غیر
خردمندانه
زیر نقاب دین
و مذهب کار
گرفته شود ،
سیر تحول
جامعه نیز از
بین می رود ،
لهذا بقول
دانشمندان :
یگانه راه برخورد
با واقعیت ها
ورسیدن به
حقیقت ، میدان
دادن به تعقل
در برابر
احساسات است .
جناب
وزیر صاحب !
من
بصفت یک
شهروند
افغانستانی
از شما سوالی
دارم ! .
چرا در
کشور ما با
وجود شما
بزرگواران ،
قوانین سخت
مذهبی و چماق
بدستان امر به
معروف ، فرار
از خانه ، خود
سوزی ،
تجاوزات جنسی
، پی در پی
صورت می پذیرد
؟ .
شاید
جواب شما
اغماضی بیشتر
نباشد ، اما
جواب درینجا
واضح است که
تجاوزات جنسی
، قتل ها و
بسیاری از
امراض روانی
جوانانیکه در
جوامع سربسته
و منجمد ، در
محرومیت های
جنسی ، محرومیت
های طبقاتی ،
محرومیت های
اقتصادی بسر
می برند بوقوع
می پیوندد .
به یقین
که مسوولیت
این همه
جنایات و
محرومیت سازی
ها ، بدوش شما
اولیای امور
که به میحط
پُر تعصب و
خرافه پسند معتقد ،
رهبری و هدایت
می کنید ، می
باشید ، زیرا
شما عقیده مند
هستید که در
خانه به امید
ثواب باید
گریست .
با
صراحت باید
گفت : در هر
کشوریکه جهان
بینی بصورت
سربسته
حکمفرما یی
کند ، در آنجا
قطعاً تمدن
قدم نمیگذارد
، چون در
جوامع سر بسته
همه چیز را با
تعقل
نــــه !
بلکه با تخیل
می سنجند ،
اما برخلاف
در جوامع باز
و بدون مرز،
به زعم شما «کفر» همه
امورات را از
روی علم و خرد
محاسبه می
کنند ، از
اینجاست که به
مقایسۀ جوامع
سر بسته همچو
جنایات کمتر
اتفاق می افتد
.
در اوائل حکومت مجاهدین « دیوبندیها » نظریه های گونه گونه ای در مورد برخی مسائل اسلامی در جراید وروزنامه ها به نشر رسانیدند ، از آنجمله اشتراک زنان را در میله های عنعنوی « محافل فساد » نامیدند ، خواستار ساختن تعمیر های رهایشی به سبک اسلامی [ زندان زن ] شدند ، اختلاط زن ومرد را در تحصیلات عالی ممنوع فتواء دادند و گفتند بهتر است زنان در خانه مرغداری ، تربیۀ زنبور عسل و اولاد بدنیا بیاورند ، تا کلیمه گوی پیغمبر زیاد شود ، با این طرز فکر یک نا امیدی عمیقی را در بین جوانان زن ومرد فراهم ، احساسات وعواطف انسانی آنها را جریحه دار ساخت ، در حالیکه علم ثابت ساخته ، شادی ، امید بخشیدن در روح وروان جوانان تعادل روحی آنها را انسجام بهتری بخشید ه وجلو انحرافات را می گیرد .
با همین طرز نگرش و اصل مشترک ، درحکومت جهل طالبان ، ملا عمر گفت : زن بصورت طبیعی یک مخلوق ضعیف بوده در مقابل تحریکات واغواء گری نفس امأره شکننده است . آواز ملایم و صدای کفش زنان را باعث تحریک مردان دانست .( چه دلیل احمقانه ای )؟! .
آیا
ملا عمر نمی
داند ! که در
طول سده ها تمام
تجاوزات جنسی
که صورت گرفته
، همه وهمه از
طرف مرد ها
بوده ، نه از
طرف زنها ،
باید از ملا
صیب پرسید ،
که در
مقابل
تحریکات
واغواگری نفس
امأره کدام یک
شکننده تراست مرد
یا زن ؟ .
پس
ما بد ین
نتیجه می رسیم
که ، این فتوأ
ها از دهن
کسانی بیرون
می آید که در
جوامع سربستۀ
قبیلوی رشد
ودرزمان هجرت
، درصوبه های
قبیلوی پاکستان
تحت تعلیم
وتربیه گرفته
شدند وعقل شان
همینقدر قد می
دهد که یاد
گرفته اند .
ما شاهد
هستیم که در
جوامع باز،
مرد ها روزانه
صد بار با
زنها مقابل
میشوند ، آواز
ملایم وصدای
پای شان چی ،
که حتا یخن
های باز شان باعث
تحریک مردان ،
که عواقب
تجاوز را در
بر داشته باشد
نمیگردد ، چون
درین جوامع
معاشرت ها از
آوان کودکی
الی جوانی
انسانی بوده و
خلاف جوامع
بسته و خرافه
پسند جنایات
جنسی کم اتفاق
می افتد .
با تأسف فراوان ودرد والم باید گفت که دیوبندیها در حکومت آقای کرزی باز هم از سوراخ های دیگری سر برآوردند و با تغیر چهره صدای خود را از وزارت اطلاعات فرهنگ ، وزارت اوقاف ، دادستانی کل ، وزارت معارف ، پارلمان و غیره سازمانها بلند کردند و گفتند « اگر طالب نیست ، مجاهد حزب اسلامی است » . این « ملا رفیق » ها یکبار دیگر مایۀ درد ورنج والم ملت شده میروند .
گر
گریزی بر
امُید راحتی زآنطرف هم
پیشت آید آفتی
!
این
کهنه گرایان
دُره بدست ،
همیشه کوشیده
اند تا از طرح
های نو وورود
فرهنگ تمدن عصری
به جدیت با
استفاده از زر
و زور و مذهب و
شمشیر های زنگ
زده ، توده ها را
توبیخ
و ازهر نوع
تجدد خواهی
جلوگیری و در
هر نقطه ای که
به موانع بر
خوردند سر از
سوراخ دیگری
بیرون آوردند
.
ملا ها
ی دیوبندی
عمامه دار، و
هممفکوره های
نکتایی دار!!
شان تمام عالم
هستی را از یک
زاویۀ تنگ
وتاریک ( جهان بینی بسته ) می نگرند ، ملا سالاری باعث شده که جامعه راکد ، از تحول و تکامل باز بماند ، ملا ها عمیقاً درک کرده اند که اگرجامعه باز شد ، ملا نما ها از رونق می افتند .
جناب
وزیرصاحب فرهنگ !
همانطوریکه
خود اعتراف
کرده اید : در
مورد زبان
شناسی چیزی را
نمی فهمید ،
شاید در مورد
فرهنگ نیز
معلومات کافی
نداشته باشید
، جای تأسف است
که با داشتن
لیسانس از
کشور فرانسه
وتکیه در یک مقام
علمی کشور، از
فرهنگ وزبان
ملی خود
اطلاعی
ندارید !!.
وزیر
صیب ! فرهنگ
مشتمل از هنر
، فکر ، ذوق ،
آداب ، اخلاق
و... میباشد ، که
از گذشته ها
بما بمیراث رسیده
، اما همیشه
منجمد باقی
نمی ماند و
دستخوش تحول و
تکامل است ،
بر گرداندن
فرهنگی که سیر
تکامل خود را
طبیعی و علمی
بپیماید ، به
دورۀ کمون
اولیه کاریست
بسیار
جاهلانه ! ، دوراز
امکان وعقل .
اگر ما
خواستار تمدن
عصری در جامعۀ
خود هستیم و
یا میخواهیم
جاودانه بمانیم
و به جنون
کهنه گرایی دوره
جاهلیت متهم
نشویم ، نه
اینکه تظاهر
به تمدن کنیم
بلکه واقعگرا
باشیم ، چون
در مقابل سیل
دگر اندیشان ،
علم وخرد ،
چاره ای نیست
جز اینکه تسلیم
واقعیت های
جهان وجامعۀ
خود شویم .
آنانیکه از
حقایق تلخ
گریزانند و
مایل نیستند
که به حقیقت
وواقعیت ها
واقف شوند ،
گروهی اند که
کفارۀ واپس
زدگی های خود
را با اعمال خشونت
در جامعه ، از
دیگران جبران
می کنند و تمام
افکار وعقاید
خویش را به
طرفداری امید
تخیلی و فریب
مردم بخرچ می
دهند .
جناب
خرم صاحب !
آیا شما
می دانید که
با اکراه وستم
مردم را بسوی
بهشت بردن ،
رابطۀ عشق
وعلاقۀ انسان
با خدا را
خدشه دارمی
سازد.
آیا به عُمق
این مسأله پی
برده اید که
بر خورد های
نادرست و غیر
علمی موجب ترس
، خشم ،
برانگیختگی در
آدمی شده و
سبب میگردد تا
انحرافات و نا
راحتی ها را
فراهم ساخته و
در شیوۀ طرز
تفکر انسانها
تأثیر بدی
میگذارد .
آیا
گاهی ملتفت
شده اید که
واپس زدگی های
قبیلوی موجب
جنگ وآدمکشی
در جامعه می
شود .
بهر حال
اینکه شما چه
نوع دساتیری
را از مقام
رهبری حزب تان
عملی می کنید
، آنرا میگذاریم
به قضاوت
داورا ن و
تاریخ .
برمیگردیم
به اصل موضوع
تأثیرات منفی
دیوبندی ها
درجامعۀ بسته
قبائیلی های
دو طرف خط
دیورند .
دانشمندان
جوامع باز را
عقیده براین است
که: نژاد
پرستی تمدن را
به ارمغان نمی
آورد ، اما
یکی از قوانین
سخت جامعۀ
قبائیلی نژاد
پرستی است ،
هرچند طالبان
جاهل در نظام
اسلام ناب
نژاد پرستی را
ظاهراً رد
کردند ، اما
مردم ما ابداً
قبول نخواهند
کرد ، زیرا
نسل کشی ها
وتعین اعضأ
دولت امارت
طالبان ، که
عموماً از قوم
ونژاد خود شان
بود، موئید
این ادعاست .
در
کشورما به
مقایسۀ
ولایات شمال ،
ولایات جنوبی
ما بیشترین
قوانین
سربستۀ دیوبندی
را پذیرا شده
اند ، هنوز هم
عقل ملا ورئیس
قبیله را
بالاتر از عقل
وخرد خود و
علم می دانند
، آنچه که
جزیی ترین تضاد
با سلوک رئیس
قبیله داشته
باشد رد و بی ارزش
می دانند .
با
گذشت صد سال ،
قبائیلی که در
سمت شمال
کشور، حکومت
های مستبد جابجا
ساختند
، با وجود
آمیزش شان با
دیگر اقوام
فرهود ، تا
هنوز
نتوانسته اند
از دایرۀ
جهنمی
دیوبندی خود
را برهانند ،
هر چند خوب می
دانند که
طالبان وسیلۀ
دست بیگانگان
هستند ، اگر
آنها وسیله ای
بیش نباشند ،
آیا وطن و
مردم کشور خود
را به خاک خون
می کشند !! چرا
وبا پیروی از
کدام دین
ومذهب انسان ها
را گوسفند
گونه ذبح می
کنند ! اما با
تأسف که نه
تنها آنها ،
بلکه بسیاری
از تحصیلکرده
های متعصب،
بنا بر رسم نژاد پرستی « پشتونوالی » را بالا تر از منافع ملی دانسته ، دست بیک سلسله تحریکات تخریبی می زنند ، سوختاندن مکاتب درمناطق امام صاحب کندز و بلخ ، که درین دومنطقه ناقلین چشمگیر می باشند ، سند دیگری است که مردم را به عمق مسأله می رساند .
لهذا از
والیان محترم
ولایات سمت
شمال جداً
آرزومندیم تا
حرکات مشکوک
همچنین اشخاص
را تحت کنترول
شدید گرفته ،
نگذارند که
این ولایات به
سرنوشت
کندهار
نازنین
وهلمند همیشه
بهار و مظلوم
ما دچار گردد
، تا خدای نا
خواسته ، نشود دامنۀ
نا امنی ها از«
دیورند » به شمال
کشورما سرایت
کرده
وباردیگرشاهد
نسل کشی ها
ویرانیها
ودربدری ها
باشیم .
در اخیر
یک مسألۀ دیگر
را نیز قابل
ذکر می دانم
که در جامعۀ
رو به رشد ما
کار های بزرگی
را به اشخاص
کوچک وکار های
کوچک را به
اشخاص بزرگ
سپرده اند ،
در نتیجه
ندامت ، عقب
ماندگی وهرج
ومرج را بار
آورد است .
لهذا
از تمام
قلم بدستان و
دگر اندیشان
کشور تقاضا
دارم تا
مکلفیت های
مردم را با
این عوام
فریبان روشن
ساخته و اجازه
ندهند که این
نقب زنها با
بسته شدن یک
یا چند سوراخ
از سوراخ های
دیگری سر برآورند. بااحترام .