فاشیزم پشتونی و بی ننگ های غیر پشتون

 

پادشاهی و فرمانروایی پشتونها در سر زمین پاک خراسان در مدت دو صد و پنجاه سال با تجاوزگری، اشغالگری، کشتار، ظلم، خودکامه گی، چپاول، تاراج، فریب و غداری همراه بوده است. چهره ها عوض و رنگ ها دگرگون شده اند، اما ماهیت هدف ها و جانمایه ای عمل شان از آغاز تا امروز یکی است: حاکمیت پشتون، قیمومیت دیگران.

یکی از تحفه ها و ارمغان های دل آزار دو صد و پنجاه سال حاکمیت خونین و اجباری فاشیزم پشتونی این است که در میان بخشهایی از مردمان غیر پشتون خصایل پسندیده ای جرأت و جسارت و اعتماد به نفس را ریشه کن ساخته اند.

دو صد و پنجاه سال سرکوب پیهم،

دو صد و پنجاه سال دروغ و نیرنگ و مسخ حقایق تاریخی و فرهنگی،

دو صد و پنجاه سال شتشوی مغزی،

دو صد و پنجاه سال کوشش مستمر و بدون وقفه در جهت احمق سازی و نادان نگهداری مردم،

دو صد و پنجاه سال وحشت پراگنی و خوف گستری و بیداد گری،

دو صد و پنجاه سال خیزش ها و شورش ها و طغیان های مردمی را به خاک و خون کشاندن

تا سبب شد که در میان بخشهایی از مردمان ترکمن و اوزبیک و هزاره و تاجیک و بلوچ و دیگر اقوام غیر پشتون (افغان) روحیه ای ترس، دلمرده گی، بی اعتمادی به نفس، کرنش، سازش، تسلیم و قبول حاکمیت فاشیزم پشتون به مثابه ای یک پدیده ء جاویدانی، رنگ و رونق گیرد.

آدم های گردن پت، دست به سینه، بلی گوی، طفیلی، چاپلوس، معامله گر، مزدورمنش، بی وقار، ترسو، دستبوس، محافظه کار، مصلحت شخصی اندیش، منفعت جو، بی تلخه، بی جوهر، بی خاصیت و بی ننگ، همیشه از طرف حاکمان و فاشیست های پشتون تشویق و ترغیب و نوازش و ستایش و تقویت و حمایت شده و به نان و نوا و مقام و منصب رسیده اند. اینها، مبلغین و مروجین همان خصایل و رفتار هایی اند که خود به آن توصل می جویند. اینها، در میان قوم خویش نقش جاده صاف کن فاشیزم پشتونی را دارند. قوم خویش را به مدارا، به آرامش، به سکوت، به خونسردی، به تسلیم شدن فرا میخوانند و از بیداری مردم خویش، از حق طلبی مردم خویش، از سلحشوری مردم خویش، از قیام و خیزش مردم خویش، حتا بیشتر از فاشیست های پشتون وحشت و هراس دارند. اینها بدون هیچ بحث و تبصره ای، برادر بزرگ بودن و اکثریت بودن و سردار و سرور بودن پشتونها را به خوشی می پذیرند و میکوشند به مردم خویش هم بقبولانند که حقیقت همان است که فاشیستهای پشتون میگویند. اینها همه چیز را به چشم می بینند، ظلم فاشیزم قبیله را می بینند، تلاش های خاینانه ء فاشیزم را در راستای بربادی قوم و مردم خویش می بینند، تجاوز پشتون ها بر فرهنگ و زبان و هویت خویش را می بینند، اما هنوز هم دیگران را به سکوت و کرنش فرا میخوانند.

از گذشته ها که درگذریم، در همین دهسال اخیر، ما شاهد جنایات بیشمار فاشیزم پشتونی بوده ایم ولی محافظه کاران و جبونان و بی ننگ های ما نه تنها که در برابر آن دم برنیاورده اند، بلکه " شکر خدا " را هم گفته اند.

 اگر طالبان آمدند و با همکاری و همدستی اوغان ملتی ها و سور خلقی ها، مردمان غیر پشتون را در مناطق مختلف قتل عام و تاراج کردند، مردم را خسی ساختند، زنان مردم را با خود بردند، به کودک و پیر و جوان شان رحم نکردند، شهر و قریه و دهات شان را به آتش کشیدند، بی ننگ های ما گفتند: الحمدالله، صدای تان را نکشید که وحدت ملی خراب می شود و در بین ملت نفاق می افتد!

اگر پس از طالبان، بازهم اوغان ملتی های فاشیست توسط امریکا به قدرت نصب شدند و در هر قدم صد ها خیانت و غداری را مرتکب شدند، سرود ملی را پشتو ساختند، ظاهر کل را بابای ملت جا زدند، در قانون اساسی ده ها مساله ای ضد ملی را وارد کردند،در تعیین وکلا و وزاء هزار منافقت نمودند، وزارت ها و کرسی های مهم و سرنوشت ساز را یکی به دنبال دیگر اشغال نمودند، هرچه پشتو نیست از هر حزب و تنظیمی که بود از هر طرف جمع کرده و از صحنه دولت خارج ساختند، برنامه های زبانی و قومی خود را هر روز به شدت عملی می سازند، افراد مربوط به اقوام غیر پشتون را از همه جا می رانند، کورس های پشتو دایر می کنند، کتاب های درسی مکاتب را در بخش های مختلف به زبان پشتو می سازند، کار پشتونیزه کردن اوغانستان را در تمامی عرصه ها با حیله گری و غداری به شدت پیش می برند، غیر پشتون ها را خلع سلاح کردند، خلع قدرت کردند، از همه امور دور ساخته راهی استند، چه در خارج و چه در داخل کشور همه امور زنده گی اجتماع افغانستانی را در دست خود گرفته اند، مسجد در دست فاشیست های پشتون، مکتب در دست فاشیست های پشتون، رادیو در دست شان، تیلویزیون در دست شان، نشرات کاغذی و انترنتی در دست شان، زبان را برای ما تعیین می کنند، هویت را برای ما تعیین می کنند، تاریخ را، گذشته را، امروز را، آینده را، همه و همه را برای ما تعیین میکنند و بی ننگ های ما میگویند: الحمد الله، چه خوب شرایطی است، هوش کنید که در برابر فاشیزم پشتونی صدای تان را برنیاورید که وحدت ملی خدشه دار می شود و ما بدنام می شویم، حوصله گذشت، از خاموشی و تسلیم شدن مرگ بهتر است !

وقتی حرفی بزنی، وقتی حق را بگویی، وقتی در برابر فاشیزم وحشی پشتونها صدای اعتراض را بلند نمایی، وقتی بگویی که ما افغان نیستیم، نه جد ما افغان بودند، نه آبای ما افغان بودند، ما افغان نمی شوییم، ما را بگذارید که با هویت و شخصیت ملی و تاریخی خود زنده گی کنیم، ما دیگر نمیخواهیم تحت سلطه و شکنجه و ظلم فاشیزم پشتونی زنده گی کنیم، برای ما حق نفس کشیدن بدهید، وطن تنها از افغان ها نیست، دیگران هم حق زنده گی دارند، دیگر افسانه واهی " افغان اکثریت است " را در گوش ما نخوانید، اکثریت فارسی زبان هاست وقتی این سخنان را بگویی و بنویسی، قبل از همه همین جبون ها و بی ننگ های خودی ما بر تو می تازند، با فاشیستهای افغان همصدا می شوند و برای خفه ساختنت راه ها و چاره ها می جویند. پند، اندرز، نق زدن، فشار های گوناگون، دسیسه، مضری، شیطنت، ترور شخصیت و صد منافقت دیگر را میکنند تا خاموشت سازند!

امروز دیگر برای ما هیچ چیزی نمانده است. اگر یکبار بیخ فاشیست ها محکم شود و جریان به گونه ای که آنها میخواهند پیش رود، اینبار کاری خواهند کرد که عبدالرحمن خان و هاشم خان و محمدگلخان مومند و حفیظ الله امین و ملا عمر را از یاد ببریم.

این دسته های گوناگون فاشیست های پشتونیست که امروز بر سر اقتدار هستند، این پنجابی ها از قبیل: این کرزی ها، احمد زی ها، انورالحقانورالحق احدی احدی ها، حنیف اتمر ها ، خلیل زاد ها، اشرف غنی احمد زی ها و همفکران و همرزمان شان، با وسایل و امکانات و تیوری ها و برنامه ها و نیرنگ های خیلی همه جانبه و گسترده و اساسی به میدان آمده اند و آنچه را که در دوصد و پنجاه سال نتوانستند به صورت کامل عملی سازند، انجام خواهند داد. اینها صدها مرتبه شوونیست تر، سیاه اندیش تر، مکار تر، غدار تر، خطرناک تر، عقده ای تر، پُر کینه تر، بیرحم تر، شیاد تر و خاین تر از پیشکسوتان فاشیست خویش می باشند. اگر اینها موقع لازم را بیابند، اگر در برابر اینها مقاومت و مبارزه جدی و همه جانبه صورت نگیرد، اگر ما هوشیاری و آگاهی و سازماندهی و امکانات مناسب را نداشته باشیم، اگر ما خواب و بیتفاوتی و کرختی و ترس و جبونی را از خود دور نکنیم، اگر ما قاطعانه، آگاهانه و شجاعانه در مقابل فاشیزم نرزمیم، روزگار ما سیاهتر و رقت انگیز تر خواهد شد.

به امیدی آن روز که همه مردم ساکن در سرزمین خراسان (اوغانستان فعلی) بتوانند با صلح و صفا و برابری و همدلی زنده گی نمایند، هیچ قومی بر قوم دیگر بابایی و فرمانروایی نداشته باشد، آزادی باشد، عدالت باشد، مردم سالاری باشد، انسان ارزش و منزلت واقعی اش را بدست آورد.

ما همانگونه که عدالت را برای خود میخواهیم، بیعدالتی را به هیچ کس دیگر نمی پسندیم.

 دشمنی و مخالفت ما با جریان ظالمانه ای فاشیزم پشتونی ادامه خواهد یافت. فاشیزم قبیله باعث نفاق و شقاق و تیره گی و جدایی در میان اقوام ساکن در کشور ما شده . فاشیزم پشتونی همیشه مانع وحدت ملی واقعی و همزیستی انسانی و عادلانه خواهد بود.

از همین سبب، باید با فاشیزم قبیله قاطعانه مبارزه کنیم تا فاشیستها موفق به عملی ساختن برنامه های خاینانه ای خویش نشوند و جامعه را باز هم به قهقرا و تباهی بیشتر سوق ندهند.

در خاتمه یکبار دیگر تاکید مینماییم که هیچ پشتونی (افغانی) از این بعد نمیتواند به نماینده گی ملت های ترکتبار و فارس در افغانستان حکومت نمایند.

نه جلالی و نه خلیل زاد نه کرزی و نه اشرف غنی احمد زی و نه هیچ یک از کسی دیگری از ملتان و پنجاب.

جهت آگاهی بیشتر تان که کی ها بالای ملت پرافتخار ترکتبار و فارس در 270 سال اخیر حکومت کرده اند به سایت زیر مراجعه نمایید. در سایت زیر به صراحت و واضح جای تولد احمد شاه درانی را نشان داده است که در ملتان پاکستان بدنیا آمده است.

 این به مفهوم آنست که بیش از 250 سال پنجابی ها بالای ما حکومت مینمایند.

http://en.wikipedia.org/wiki/Ahmad_Shah_Durrani

محمد صبور بشردوست

بنیاد فارسی زبانان مشرقی

ماخذ:

http://darwishdaryadeli.blogfa.com

موضوع بحث :

اسم نظردهنده  :

دوستان عزیزیکه میل دارند در مورد محتوای مضمون فوق نظر دهند ، میتوانند آزادانه  ابراز نظر کنند، ولی کوشش کنند که به هیچ یکی ازملیتهای سرزمین مان اهانت روا ندارند. مدیرمسؤل سایت

  ----------------  نظرات شما  -------------------

Date :2008/11/21: امین
دوستان سلام! به اقای غفور بامیانی باید بعرض برسانم که اگر در بگفته شما در رستوران های چند شهر ایران افغانی ها ممنوع الورود است .

یا هزاره ای تاجکی را از بلند منزل پرتاب کرده ویا برعکس هیچ چیزی را ثابت نمیکند واینها ربطی به مسایل تاریخی ندارند .اینها همه کار های اشخاص وافراد هستند این مسایل میتواند در هر اجتماعی رخ دهد مثلا پشتونی پشتون دیگر را بکشد ویا تاجکی برای تاجک دیگر نظر بد داشته باشد ویا یک هزاره در نطر دشمنانه ای نسبت به یک هزاره دیگر داشته باشد. ولی بحث برسر مسایل تاریخی است ونویسنده این مضمون هم هر کسی که باشد برخلاف انجه شما تصور کرده اید دشمن قوم پشتون نیست بلکه اگر خوب دقت بکنید فاشیزم پشتونی را که مسئله ای جدا ازمردم پشتون است ببحث گرفته اند.

فاشیزم پشتونی بعد از عبدالرحمن تا نادر ومحمد هاشم خان ومحمد گل خان مهمند وحبیبی وامروز رفیع حبیبی وسیستانی وروستا ترکی و معروفی وغیره وغیره تاریخ این کشور را بکلی جعل نموده به اذهان تمام جامعه ما داده اند.نام کشوررا از خراسان به افغانستان تغیر داده و تعداد نفوس وفیصدی اقوام باشنده کشور را دست کاری کرده اند ازادی خواهان را خاین وخایینین را قهرمان جا زده اند.زبان فارسی را که زبان اصلی این سرزمین است وهمیشه زبان بین القومی بوده است بخاطر رشد زبان پشتو به تنگنا کشانده اند ومیخواهند کلمات انرا با انگلیسی وپشتو وهرچه که پیش امد تعویض کنند .با این حساب کشور را به چنان بن بست کشانده اند که هیچکس نمیتواند حتی راه حلی بران بیابد.در چنین شرایطی ما یک جعل تاریخی واجتماعی در تمام زمینه ها مواجه هستیم .

که تنها راه رهای ازان تغیر نام کشور به انچیزی که هم تاجک پشتون هزاره وهم ازبک وغیره بتوانند خودرا دران بیابند وبشناسند وبتوانند خودرا بگذشته های تاریخی خود وصل کنند نیاز داریم وگر کسی خودرا نشناسد وتاریخ خودرا نداند مسلما نمیداند از کجا امده است وبکجا خواهد رفت . مشکل افغانستان زمانی حل میشود که مملکت در قالب خودش بیفتد وتمام باشندگان ان خودرا درخانه خود احساس کنند وبتوا نند به ان افتخار کنند .در غیر ان بخواهیم ویا نخواهیم جنگها واشوب بطور طبیعی تا بیداری کامل مردم ادامه خواهد یافت . موفق باشید.
Date :2008/10/24 : غفور بامیانی
من به فکر اینکه این سایت بنام فراتر از مرزهاست شایددر ان مقالاتی باشد قابل خوانش باشد امدم. اما دریغا که این جا هم اسمانش همین رنگ است.این برادران ما که ادعای پشتون مساوی به فاشیست را دارن ایا متوجه شده اند اکثریت پشتون ها هم زندگی بهتری نسبت به انان ندارند. ای برادران کمی به هوش اید .شما نباید چند پادشاه ظالم رانمایندء پشتون ها قلم داد کنید هم چو نمه پاشاهان در قوم غیرتاجک پشتون هزاره اوربک موجود بوده است وخواهد بود.این نوشته کمک به ارامی امنیت ورفاع مردم نمی کند.فکر کنید که امروز شورای افغانستان اسم افغانستان را به خاسان ویا اریانامبدل کرد واقای دوستم را دوباره به حیث زعیم خراسان مقرر کرد فکر میکنید که وطن ما مدینهء منوره میشود؟.

این هایوهوی کار چند نفر که اغراض سیاسی دارند میباشد چه از قوم پشتون چه از قوم تاجک وملیت های شریف دیگر .ایا شما اخبار می خوانید ؟ ببینین همان های راکه شما از خود میدانیدو برای شان قلم فرسای میکنید به دروازه های رستوران شان می نویسند .

دخول افغانی ها ممنوع است در چدین ولایت ایران اجازهء دخول را ندارند ایا انها هم از نسل خراسان نیستند؟ انها همین هموطن شریف زحمتکش وغیور هزاره .تاجک مار از بلند منزل ها به پائن نه انداخته اند.

انها کلبه ها محقر شان را باغرور افغانی کثیف (خراسانی) ویران نکرده اند.؟ جالب تر از همه ماخذ شماست درویش دریا دلی ؟ اگر شما به طرف راست سایت فراتر از مرزها نگا کنید نویسندگان شعرا علمی خراسان را می بینید که افتخار وطن ما هستند شما چطور ماخذ تان را او میگیرید. دریادلی صرف دواو ودشنام را یاد داردو بس ادم عاقل وبالغ از روی منطق دلیل وبرهان مینویسد ولی دریادلی از روی بغض .کینه. نفرت .حسد مینویسند که این خود توهین به نام خراسان است.
Date :2008/10/17 : نجیب
اگر به عمق قضایا بنگریم به خوبی در می یابیم که درین وطن اگر جیب هر کی پر گردید دیگر برای او نه قومی وجود ندارد نه زبانی و نه ملیتی نه وطنی و نه مردمی. فراموش نکنید که امروز همین پشتون های بی ننگ تا توانستند بی ننگی خودرا بالای غیر پشتون نیز تحمیل کردند. امروز با بی فرهنگی آنان دیگران هم که از فرهنگ نسبی برخودار بودند به سوی بی فرهنگی روان هستند.

 نمیدانم بالاخره چه خواهد شد و هنوز هم غیر پشتون های نامتحد که همواره همدیگر خودرا کوبیده اند انتظار چه را دارند من صد در صد مطمئنم که در انتخابات آینده بازهم کرزی، جلالی، زلمی خلیلزاد، اشرف غنی احمدزی و شاید چند اجیر دیگر از همین قماش خودرا کاندید ریاست جمهوری نمایند و از اقوام دیگر ساکن در کشور اگر هر کی قد برافراشت او به نحوی در اذهان ملت توسط همین غیرپشتون ها ذلیل معرفی می گردد که چگونه وی نتواند به قدرت برسد.

من واقعأ خوشحالم ازینکه دوستان غیر پشتون ما میخواهند متحد شوند. دیگر هراسی واقعأ ازاین باید نداشته باشیم که فلان چه میگوید. فقط اتحاد و همدستی ما مارا از این دام مهلک که اگر بدین شکل ادامه یابد چون طاعون زدگان ما را در گوشه ئی که حتی به عنوان یک شهروند هم حق زندگی را نخواهیم داشت دور خواهد افگند.آنهایی که بی شرمانه در بلندترین پست ها قرار دارند و اینگونه با سرسختی و بی فرهنگی ما را و فرهنگ ما را و قوم و زبان ما را در سیطرهء خود قرار داده چرا ما با کمال بی شرمی خاموشانه به آن چهره های مزدور بنگریم و بلی گفته بخاطر بقای قدرت خود چیزی نگوییم. من با شما و با نظریات شما عزیزان هم نوا هستم. نگذارید این فاشیست های بی هویت ما را بیشتر ازین اسیر نمایند.
Date :2008/10/18 : دشنه ی خراسانی
قلمت همیشه پر بار باد بشر دوست عزیز!


Date :2008/10/16------------ Name : Nabil
khayr bebene watandar gul .aafren ba shahamatet. ba ma khodet az 100 qanoni wa fahim wa degaran ke bozdil wa jabon astand behtartar wa qabel ihteramtar asten. taa nafas hamrayet istadastem inshallah roze merasad ke peroze naseb man gardad. wa een fashistan wa bali goyan tajik shan manfor khowahand shod. ba omaid perozehaye beshataret doste aziz 10000 afaren ba shakhseyatet.


Date :2008/10/16 : ابوخالد-کانادا
سلام وصدسلام به شماکه پيام أوران بيداری وأزادگی وشرافت تاريخی وفرهنگی ماهستيدشمااعضاء انجمن پارسيگويان مشرقی که باوجودقرنها اسارت وسرکوب ومسخ هويت تاريخی وفرهنگی تان هنوزميدرخشيدوبرقلب های پژمرده مامليتهای درخواب خفته وفاغل بانک فراراززندانهای خودساخته روانی وفکری ومصلحت انديشی های مرگباروننگين راميزنيدتمام رنج ودردوتراژيدی مادرهمين قبيله سالاری وحاکميت نامشروع قبيله نهفته است که همواره وبه شيوه ممکن کوشيده اندتامردم رادراسارت فيزيکی وذهنی نگهداشته وحکومت ننگين خودرادوام بخشند.

من وقتی می بينم که درچنوب جائيکه شئونيستهاهمواره ادعاميکنندکه ملکيت شخصی فقط پشتونهاست کسانی ديگری هم سربلندميکنندواظهاروجودميکنندچقدربه خودمی بالم هميشه رنج می بردم که چرا غيرپشتونهای جنوبی چنين مسخ شده اندکه فريادشان راکسی هنوزهم شنيده نميتواند ولی همين ديروزخانم مبارزوپرافتخاری بنام شيکباهاشمی نماينده مردم قندهارپرده ازچهره شئونيستی کرزی برداشت وگفت که درقندهاربرادراوبخاطرجلب وتقديرعوام چه کارهای زشتی ميکند.

مهم اين است کسانی هم درين زندان های هولناک شئونيزم بوده که ميدانندهويت أنهاچيست وخودشان کيستند ؟

يک صدای شمادرجنوب باندازه هزاران مظاهره مادرشمال موثرتراست وديگرثابت ميسازدکه اکثريت واقليتی دراوغنستان سراغ نداردتأثيرمبارزه شمابقدريست که کمرشئونيزم رادرين سرزمين ميشکندوحريف سخت ازين حرکت هراس دارد.

اميدوام که خدواندماوشمارادرپناه خودهرروزقوی تر، جدی ترومتحدترساخته ومردم غافل وپراگنده ومسخ شده مارابيداروهوشيارسازدونيزقابل تذکرميدانم که ضرورنيست که ماشئونيزم پشتونی گوئيم بلکه شئونيژم قبيله يافقط شئونيزم بايدگفت چراکه اولافقط همين مردم اندکه برتريخواه وانحصارگراندوديگران همه برابری ميخواهندوثانياهيچ قومی جزاين قبيله هيچوقت درقدرت نبوده وهرگاه کسی بطرف ارگ نگريسته ازريشه اوراخشکانده اندوثالثادرکشورفقط همين مردم هنوزهم سيستم قبيلوی وبدوی خودراحفظ کرده اندوديگران درجامعه مدنی ذوب ومدغم شدند.

وبالاخره اگرافرادی نيزاحساس ميشودکه ازديگرمليتهاقومگرائی ميکنندچنين حرکاتی واکنش منطقی دربرابرشئونيزم قبيله است زيراوقتی پشتون ميگويدمن نگين زمين وأسمانم ديگران ميگويندما ازتوچه کمبودی داريم. دراخرفوق العاده ازين بنيادمباهات ميورزم وبوجودتان افتخارميکنم اميدوام هرچه زودترشاهدتارنمای باشيم بنا پارسيگويان جنوب درپاسخ بادعاهای واهی افغان ذلت وشئونيزم قبيله که ميگويند:

در18ولايت افغانستان10 %پشتون است ودربقيه افغانستان نيزاز40تا50% بنابرين ما\"اکثريت\" هستيم تازمانيکه مليتهای اسيرومظلوم نتوانندخودرا ازاسارت ذهنی وتاريخی نجات بخشندنميتوانند دربرابرفاشيزم قبيله مقاومت نموده واعاده حثيثت تاريخی وفرهنگی نمايندوهمچنان نوکروکنيزباقی خواهندماندبنابرين مشکل مااولادرخودمانهفته است تادرحريف چراکه ماهمه چيزمان رادرين تقريباسه صدسال ازدست داديم وفقط برده های حقيرودستنگری شديم که نه هويتی داردونه شخصيتی هرچه داردازديگران است که برايش عاريت داده اندپس راه ماخيلی دشواروطولانيست وهمت واراده خيلی قوی ميخواهدموفق باشيدابوخالد-تورنتو- کانادا